Hooaeg 1

Väljalaske info

[AnimWorld] Haite Kudasai, Takamine-san E05 [A'SvinaDONE] @Megatools v2bot @megatools ch
Kommenteerib @Megatools_v2bot

Sildid

other
Avaldatud: 2025-05-08
Allalaadimised: 152
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 185 rida.

.گربه داره خرخر می‌کنه یعنی گربه احساس راحتی و لذت می‌کنه

ببینم، می‌تونی این گربه رو خرخر بندازی؟ میو

ببینم، می‌تونی این گربه رو خرخر بندازی؟ میو

راستی‏،‏ شیروتا‏-‏کون‏.‏

تکالیفی که باید امروز تحویل بدیم تموم کردی؟

ها؟ مگه نباید بعد از تعطیلات تابستونی تحویلشون بدیم؟

انگار تعطیلات تابستونیت قراره با کلاس‌های جبرانی پر شه‏.‏

شوخی می‌کنی‏،‏ نه؟

دلم برای معلمایی که مجبورن به‌جای لذت بردن از تعطیلات به تو درس بدن می‌سوزه‏.‏

به‌هرحال‏،‏ فکر کنم بتونم تو زنگ تفریح یه کم بهت کمک کنم‏.‏

فکر کنم دلم به حال تو سوخت و می‌تونم تو زنگ ناهار کمکت کنم‏.‏

جدی؟

ولی باید سه دور بچرخی و بلند بگی‏:‏

‏می‌شم برده تاکامینه‏-‏ساما و بقیه عمرمو بهش تقدیم می‌کنم‏،‏ ووف‏!‏‏

اونم کاملاً لخت‏.‏

چرا آخه؟‏!‏

.خب‏،‏ چون همه نمره‌هات ریده

اگه تحویلشون ندی‏،‏ احتمالاً فقط همه نمره‌هات میشه D‏.‏

شاید راست بگی‏،‏

ولی اگه یواشکی تو کلاس و زنگ‌های تفریح روشون کار کنم‏،‏

فکر کنم بتونم تمومشون کنم‏.‏‏.‏‏.‏ شاید‏.‏

برای همین می‌خوام خودم امتحان کنم‏.‏

مگه می‌شه تو از تمرینات دویدن یاد گرفته باشی سخت تلاش کنی

و حس رسیدن به یه موفقیت رو تجربه کرده باشی؟

اوم‏،‏ خب‏،‏ یه جورایی‏.‏

پس داری می‌گی من ناخواسته تو رو طوری تربیت کردم که از یه لذت جدید سر دربیاری؟

چرا این‌جوری گفتی؟‏!‏

خب‏،‏ فقط همه تلاشتو بکن‏،‏

ولی وظایف کمد بودنتو فراموش نکن‏.‏

آه‏،‏ باشه‏.‏

با این اوصاف‏،‏

نمی‌دونم بتونم این تکالیفو فقط با کار یواشکی تموم کنم‏.‏

رئیس تو یه روز شلوغ تا 10 بار از قدرتش استفاده می‌کنه‏،‏

باشه‏،‏ تاکامینه‏،‏ این سؤالو حل کن‏.‏

یعنی باید وقت بذارم که یه چیزی تنش کنم‏.‏‏.‏‏.‏

بله‏.‏

همیشه این‌قدر عالیه‏.‏‏.‏‏.‏ صبر کن‏،‏ حالا وقت ذوق کردن نیست‏.‏

خب‏،‏ بعدی‏.‏‏.‏‏.‏

اوه‏،‏ ببخشید‏.‏

.‏کُواد اِرات دِمونستراندوم

به لاتین یعنی ‏‏آنچه باید اثبات می‌شد‏.‏‏

به عبارت دیگه‏،‏ اثبات تموم شد‏.‏

نفهمیدم‏،‏ ولی خیلی باحاله‏!‏

مثل همیشه عالی‏.‏‏.‏‏.‏

حتی حساب کرده بود که معلم قراره بهش برخورد کنه؟

نه‏،‏ انگار یه لحظه‌ای بود که‏.‏‏.‏‏.‏

رئیس‏!‏

باز هم ممنون‏!‏

دوست‌پسرم وقتی اون ساعت هوشمندو برای تولدش بهش دادم خیلی ذوق کرد‏.‏

واقعاً؟ خوشحالم شنیدم‏.‏

حتی برای دوست‌پسر دوستش هدیه انتخاب می‌کنه؟

ولی خب‏،‏ این کار دقیقاً مثل خودشه که درست انجامش می‌ده‏.‏

واقعاً کام—

ولی می‌دونی چیه؟

روزی که بهش دادم‏،‏

یه نسخه جدیدش معرفی شد‏.‏

یه نسخه جدید معرفی شد؟‏!‏

ولی اون فقط نمی‌گه .‏اوه، چه بد شد

آره‏،‏ الان از قدرتش استفاده می‌کنه‏!‏

ا‏-‏اوه‏،‏ ظاهراً اگه هنوز استفاده‌اش نکرده باشی می‌تونی عوضش کنی‏.‏

واقعاً؟

مرسی دوباره‏!‏

چ‏-‏چی؟ یه جورایی کوتاه اومد؟

این دیگه چیه؟

بعد از اون‏،‏ چند بار دیگه نزدیک بود از قدرتش استفاده کنه‏.‏‏.‏‏.‏

ولی امروز حتی یه بار هم فعالش نکرد‏.‏

انگار داشت خودشو نگه می‌داشت که ازش استفاده نکنه‏،‏

و هر بار که جلوی خودشو می‌گرفت‏،‏ انگار حالش بدتر می‌شد‏.‏

ببخشید‏.‏

دفتر معلمان

هوف‏،‏ بالاخره یه جوری به موقع رسیدم‏.‏

رئیس؟

رئیس‏،‏ حالت خوبه؟

شیروتا‏-‏کون؟

تا این موقع داشتی رو تکالیف کار می‌کردی؟

فکر کنم واقعاً کُندوتا‏-‏کونی‏.‏

منو ول کن‏،‏ خودت رنگت پریده‏.‏

این به خاطر این نیست که چند بار جلوی دوباره کردنو گرفتی؟

ن‏-‏نه‏،‏ معلومه که نه‏.‏‏.‏‏.‏

نمی‌خواستم چیزی رو دوباره کنم‏.‏‏.‏‏.‏

این‏.‏‏.‏‏.‏ سرماخوردگیه‏.‏‏.‏‏.‏

دقیقاً درست حدس زدم‏!‏

ولی اینکه تا این حد خودشو نگه داشته که حالش این‌قدر بد شه‏.‏‏.‏‏.‏

حتماً به خاطر اینه که می‌خواست من بتونم رو تکالیفم تمرکز کنم‏.‏

بیا دیگه‏،‏ دیگه خودتو نگه ندار و کل روزو کنسل کن تا دوباره انجامش بدیم‏!‏

م‏-‏من خودمو نگه نداشتم‏.‏‏.‏‏.‏

فقط‏.‏‏.‏‏.‏ حس کردم امروز همه‌چیز عالی پیش رفت‏.‏

برای همین چیزی رو دوباره نکردم‏.‏

بدنت انگار نظر دیگه‌ای داره‏!‏

نمی‌دونم چی فکر کردی حس کردی‏،‏

ولی تصمیم خودم بود که هیچ‌چیزو دوباره نکنم‏.‏

دقیقاً مشکلش چیه؟

حرفت درسته‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

اگه هنوز اصرار داری که یه چیزی رو دوباره کنم‏،‏

تو درشون بیار‏.‏

ها؟

چییی؟‏!‏

چ‏-‏چی فکر کردی؟

دارم بهت می‌گم من از موقعیت الان کاملاً راضیم‏،‏

ولی تو اصرار داری که انگار دارم خودمو زیادی اذیت می‌کنم‏.‏

برای همین طبیعیه که تو درشون بیاری‏.‏

هیچ‌وقت از نقشش بیرون نمیاد‏،‏ نه؟

این‌قدر لجبازی می‌کنه چون

می‌خواد از انگیزه‌ای که پیدا کردم حمایت کنه‏.‏‏.‏‏.‏

همین خودش‏.‏‏.‏‏.‏

تازه‏،‏ اگه کل روز رو کنسل می‌کردم‏،‏

تکالیفی که این‌قدر براشون زحمت کشیدی کاملاً پاک می‌شدن‏.‏

اوه‏،‏ راسته‏.‏

واقعاً نمی‌دونم چی بگم از این بی‌حواسی تو‏.‏

ولی اشکالی نداره‏!‏

حتی اگه پاک بشن‏،‏

من یه بار تمومشون کردم‏،‏ فکر کنم می‌تونم زودی دوباره انجامشون بدم‏.‏

تازه‏،‏ من تو رو همون‌جوری که معمولاً هستی دوست دارم‏.‏

این‌جوری خیالمم راحت‌تره‏.‏

م‏-‏می‌فهمم‏.‏

خب‏،‏ پس‏.‏‏.‏‏.‏ چرا هرجور دوست داری عمل نمی‌کنی؟

ها؟

فکر کردم برمی‌گردیم به صبح‏.‏

چرا این‌قدر گیج شدی؟

فکر کردم چیزی رو کنسل کردی؟

کردم‏.‏

اینکه تصمیم دوباره کردنو به تو سپردم کنسل کردم‏.‏

چی؟

همون موقع دوباره فکر کردم‏.‏

یعنی‏،‏ اگه کل روز رو کنسل می‌کردم‏،‏

یعنی انگار یکی مثل تو منو مجبور کرده روزو دوباره کنم‏.‏

این خیلی‏.‏‏.‏‏.‏

اعصاب‌خردکنه‏.‏

عجب غروری داره‏،‏ نه‏.‏

چاره‌ای ندارم‏.‏ برای اینکه دوباره این‌جوری نشه‏.‏‏.‏‏.‏

با بزرگواری باهات تکالیفتو مرور می‌کنم‏.‏

ها؟

برای تعطیلات تابستونی تکالیف اضافی گرفتی‏،‏ نه؟

مطمئنم چون پرنده‌مغز‏-‏کونی‏،‏ تا حالا فراموش کردی‏.‏

فراموش نکرد

چون مطمئنم فراموش می‌کنی‏،‏

وقتی تعطیلات تابستونی شروع شه‏،‏

خودم تنهایی بهت درس می‌دم‏.‏

بعد‏،‏ یه روز تو تعطیلات تابستونی‏،‏

تو اتاق رئیس بودم و داشت بهم کمک می‌کرد

تکالیفمو انجام بدم‏.‏

اونجا اشتباه کردی‏.‏

همین الان اون بخشو بهت یاد دادم‏.‏

ببخشید‏!‏

باز اشتباه کردی‏.‏

اوم‏،‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

دارم بهت خصوصی درس می‌دم‏،‏

پس انتظار دارم دفعه بعد بی‌نقص حلش کنی‏.‏

.برم یه قهوه درست کنم

برای توام قهوه بیارم؟

آره‏،‏ خوبه‏.‏

مرسی‏.‏

اگه مامانم خونه بود‏،‏

می‌تونست برامون یه میان‌وعده سبک درست کنه یا چیزی‏.‏

مامانت امروز خونه نیست؟

اوه‏،‏ نگفتم؟

بابا و مامانم رفتن مسافرت‏،‏ تا پس‌فردا برنمی‌گردن‏.‏

ج‏-‏جدی می‌گی‏.‏‏.‏‏.‏

دارم به چی فکر می‌کنم؟‏!‏

فقط برای درس خوندن اینجام‏.‏

شیروتا‏-‏کون‏.‏

بلهه؟‏!‏

باز تو همون‌جا اشتباه کردی‏.‏

دوباره انجامش بده‏.‏

ها؟ صبر ک

پیشرفتت چطوره؟

تقریباً نصفشو انجام دادم‏.‏

فقط نصف؟

حالا فکر می‌کنم داری عمداً یه چیزی رو کش می‌دی‏.‏

کش دادن؟ منظورت چیه؟

عمداً یواش میری و تا غروب اینجا می‌شینی‏،‏

آروم آروم یه شب‌مونی رو تحمیل می‌کنی‏.‏‏.‏‏.‏

فقط من و تو تو شب‏.‏‏.‏‏.‏

.که به یه ‏شوت ختم میشه

شوت؟‏!‏

ولی متأسفانه برات‏،‏ فقط من و تو نیستیم‏.‏

یه حیوونم هست‏.‏

پس حیوون خونگی داری؟

یه گربه و تو‏.‏

من برات حیوونم؟‏!‏

ولی خیلی باحاله‏.‏

مامانم آلرژی داره‏،‏ برای همین‏.‏‏.‏‏.‏

می‌شه گربه‌تو ببینم؟

با یه حیوون اینجا نمی‌تونی تمرکز کنی‏.‏

خب‏،‏ در واقع‏،‏ شاید کمک کنه آروم‌تر بشم و بهتر کار کنم‏.‏‏.‏‏.‏

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left