Esimesed 200 rida.
...آنچه گذشت
،تاد هی به پر و پاچه میپیچه سعی داره بفهمه
.حامله شدم یا نه - خب؟ -
.شرمنده، تاد - ،ختم کلام -
،اون بچه میخواد
.و تو تنها فرصتش هستی
.مهمون داریم
،بهتون میگم .یه نفر اون بیرونه
.مایک
مایک؟
.پیدات کردم
.اگه این رو میخونی، اسکلی پیشنویس: اونطرف رو ببین
.اسکل .پیشپیشنویس: پشتسرت رو نگاه کن
آروم باش، انگشت چهارمه
از اون مدل مو خوشت میاد؟
.عاشقشم
illusion متـرجم: امیرعلی قـسـمـت پـانـزدهـم
.صبحتون بخیر، رفقا
.خدا رو شکر .پیداتون کردم
قضیه مدل موی دردز چیه؟ - فقط -
یه چیز باحاله که دندوندردم رو .فراموش کنم، رفقا
.ولی واسه اون وقت نداریم
.ببینید، بچهها، هی
لهجهی عالیم رو میذارم کنار
.چون قضیه جدیه
.ببینید، میخوام یه چیزی نشونتون بدم .بیاید
،خب، وقتی صبح بیدار شدم
.از چادر صداهایی شنیدم
جاسپر برگشته؟
.خب، گمون کردم اونه
یعنی، دیگه کی میتونه باشه؟
واسه همین، گفتم همه میتونیم .بهش خوشآمد بگیم
پس بیاید همگی با شمارهی 3 به جاسپر یه سلام بزرگ بگیم، باشه؟
!یک. دو. سه
!سلام، جاسپر
.صبرکن
جاسپر؟ یا هرکسی که اینجا بود؟
دنبال من میگردید؟
!خدای من چیکار کردی؟
.فقط میخواستیم سورپرایزتون کنیم
.مایک
چی؟
.مشقی بود
!تو بیماری، گیل
!بیمار
.سوختی
،پس ،بعد رفتم کلرادو
و اونجا دیگه خیلی خسته بودم
،و گرسنه و تشنه بودم
...چون تمام آب بارونی که جمع کرده بودم .تموم شده بود
،پس، یه نهر پیداکردم ...و
.زانو زده بودم تا قمقهام رو پر کنم
،و توی آب رو که نگاه کردم ...یه
،چیز .درخشان بود
،پس دستم رو بردم ،و گرفتمش
و آخرش یه جور دسته .برای یه دریچه بود
یه دریچه به چی؟ - ،یعنی -
،قبل از اینکه بتونم بفهمم ،فقط بوم
.یه کیسه کشیده شد روی سرم
چهجور کیسهای؟
کاغذی، پلاستیکی، حصیری، توت؟
توت بود؟ - ،تندی -
هیچکس اهمیت نمیده چهجور .کیسهای بوده
ببخشید که سعی دارم .نقش و نگار ماجرا رو ترسیم کنم، گیل
.خب، نمیتونستم چیزی ببینم
وقتی بالأخره کیسه رو ،از روی سرم برداشتن
.دیدم دهها نفر دورم رو گرفتن
چیکارت کردن؟ - اونها -
.ماهها غل و زنجیرم کردن
،شکنجهام کردن .بهم دارو خوروندن
،میدونی .روم آزمایش کردن
...یعنی، هرکاری که بگی
.نه .اوچو میشه هشت
،آره. خب، در آخر .تونستم فرار کنم
،نمیدونستم کجا هستم و این نگهبانها
،دنبالم بودن پس سریع
.پیچیدم تو این اتاق اسناد که مخفی بشم
و بچهها، چیزی که اونجا پیدا کردم .ذهنتون رو منفجر میکنه
.ما رو پیداکردم
چی؟ - دهها -
.و دهها فایل از هرکدوم ما
،منظورم فایلهای عکسدار
،سوابق پزشکیتون ،اطلاعات شخصیتون
.همه چیزه - منظورت چیه؟ -
،منظورم اینه که فکر نمیکنم
.ما فقط بازمانده باشیم
.ما بازماندهی تعیینشده هستیم
.خدای من
ولی
،ترسناکترین بخش تمام اینها
و واقعاً باعث میشه مو به تنم سیخ بشه
...که حتی بهش فکرکنم، ولی ...اینه که من
،کاملاً دارم سر به سرتون میذارم
.و این داستان مزخرف بود
!چی؟
.نه، یکی از بادکنکهای عنت رو دیدم
!مایک میلر
پس، ویروس رو نگرفتی؟ - نه. لابد -
.یه چیز دیگه بوده
گمون میکنم سیستم ایمنیم ضعیف بوده
،که مدت زیادی توی فضا بودم ،ولی
.آره، نه نمیدونم. بگذریم، وقتی
،کاملاً حالم خوب شد، میدونید ،مستقیم به مالیبو رفتم
.ولی شماها دیگه رفته بودید
.ولی در توسان یه نوشته برات گذاشتم
.نوشتهای ندیدم
خب، تو نوشته چی گفته بودی؟
.حالا دیگه مهم نیست
.ببینید کی الان بیدار شده
.خدای من
اون... ؟
.آره .زودباش
مایک، میخوام .با دخترهامون آشنا بشی
،این بازکوئیلـه ...و این یکی هم
.مایک
.اسمش رو از مایک کلارک دانکن برداشتیم
.بدجوری طرفدارهای بزرگ گرین مایل هستیم .آره
.شوخی کردم .اسمش رو از روی تو گذاشتیم
.سلام
.سلام
.خوبه که برگشتی پیشمون، مایک
.خب، این داونـه
.اونجا رو ببین
.حالا دیگه همهجا بچه دارید
خب، داشتی میگفتی که ...تو و داون و
گیل اینجا هستید؟ - .آره -
...من و گیل، راستش
.ازدواج کردیم
.یعنی... تبریک میگم
،تبریک میگم. اون .خب، عالیه
،ببین ،این ممکنه عجیب باشه
...چون ما
.اون بوسه رو داشتیم
،نه. هی، جدی میگم، اِریکا
.من فقط خیلی برات خوشحالم
.ممنون - .آره -
.سلام، تاد
چه خبر؟
،من... فقط
.نمیدونستم مایک اینجاست
.آره - سلام، مایک. تاد هستم -
.نه، میشناسمت، تاد
.و کل صبح با هم بودیم ...من
.آره، البته .حالا هرچی
...پس، تو
به اون قضیهمون فکر کردی یا... ؟
...یعنی، هنوز .دقیقاً نرفتم سراغش
چون دیگه داستانی در کار نیست؟
یا فقط هنوز نرفتی سراغش؟
میشه بعداً در این باره صحبت کنیم، لطفاً؟ - .آره -
.اصلاً واسه این نیومده بودم
پس واسه چی اومده بودی؟
...آره، چون شنیدم
.این چیزه لق شده
،میدونی ،و من همیشه اینطوری هستم
"نه تا وقتی من زندهام، فهمیدی؟"
.بذار ببینم اینجا چه خبره
...اون
.و مشکل اینه دیدین؟
.اونجا
اون صدای لق بودن رو میشنوید؟
.آره
.درست شد
.باشه... ممنون، تاد
...خب، من و تاد .سعی داریم بچهدار بشیم
یه بچهی دیگه، ها؟
.درست با کله میخوای دوباره بچهدار بشی - .آره -
.عالیه - .آره -
آره. خب، اون و ملیسا دیگه با هم نیستن؟
.چرا، هستن - .باشه -
.باشه ...پس اون فقط
یه جور اهداکنندهی اسپرمه؟
.یه جورایی
.بیشتر اینطوریه
.آره، نه فقط برگ هستن .چیزی نیست
...باشه، چندتا پله جلو هست .داریم وارد ون میشیم
.فقط... نکن. نه. وایسا - !گفتی پله -
.میدونم .اینجا هستن
.اونجا
.آره .آفرین
.چشمهات رو بسته نگه دار. زیرچشمی نداریم - .باشه. باشه -
.زیرچشمی نگاه نکن .مراقب دست راستت باش
باشه. تقریباً رسیدیم. آمادهای؟ - .آره -
!اَجیمجی
!دیگو
!و کلمنتاین !همهی رفقا
ترنس، ترنت، داربی
.طبق معمول با هم خوشن
.خیلی دلم براشون تنگ شده بود .ممنون که آوردیشون
نه، شوخیت گرفته؟ .ممنونم از تو
آره، یعنی، واقعاً شوکه شدم
.که واقعاً چقدر بهشون نزدیک شدم
.خب، یعنی، به جز داربی
.که میدونی، یکم عوضی بازی در میاره
...بهش سخت نگیر کودکی سختی رو پشت سر گذاشته
به خاطر اینکه خیلی شبیه .کیسهی بیضه به نظر میاد
.خب، حالا احساس بدی دارم
.نه، نه، نه، نداشته باش .اون خیلی دیوثه
.آره، مطمئناً
خب، آره، چرا این تور رو برام گذاشتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.