Esimesed 195 rida.
این زندگی منه
چویی گوم سون مادر واقعیته
چویی گوم سون مادر واقعیته قسمت هشتاد و هشتم
چویی گوم سون مادر واقعیته
اون تو رو به دنیا آورده
داری راجب چی حرف میزنی؟
خانم چویی مادرِ شی ووئه
اگه میخوای از این حرفای مزخرف بزنی برو بیرون
نمیدونستی؟
وکیل هو آزمایش دی ان ای گرفته
چویی گوم سون مادر واقعیته
وقتی اینو شنیدم مامانتم اونجا بود
این اصلا معنی داره؟
تو منو از بیمارستان دزدیدی
پس چطور میتونم پسر خانم چویی باشم؟
برای دزدیده شدنت هم میخوای درخواست تحقیقات مجدد بدی؟
کارِ اشتباهی کردم که شی وو رو تو همون بیمارستان به دنیا آوردم؟
هنوز مطمئن نیستیم
خانم چویی گفت دوباره آزمایش دی ان ای میگیره
پس یه کم صبر کن
خودم باید ببینمش
نه
اول لباستو عوض کن
برای این کار وقت ندارم
به حرفم گوش بده
نمیتونم بذارم مَردِ من توی لباس مریض با چهره ی مات و مبهوت بگرده
اوروشین، لطفا دیگه برین
چی؟ با... باشه
میگم... خواهشا نام جین رو متقاعد کن...
که بره دادستانی و شهادت بده
بهت گفتم برو. مگه نشنیدی؟
باشه، دارم میرم
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد
لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیام خود را بگذارید
چیه؟ خانم چویی گوشی رو برنمیداره؟
نه
مامانم دیگه دوستم نداره؟
دیروز نیومد دیدنم حالا حتی جواب تماسمو نمیده
حتما سرش شلوغه
دلت براش تنگ شده؟
دیشب خواب عجیبی دیدم واسه همین نگرانشم
چه خوابی دیدی که اینجوری رفتار میکنی؟
مامانم داشت گریه میکرد...
و میگفت که گردنبند مروارید مورد علاقه ـش شکسته
پدر مرحومم اونُ بهش هدیه داده بود
بخاطر همین خیلی دوسش داره
میدونی که اینجور خوابا معنیِ برعکس دارن
مطمئنم حالش خوبه
بیا بعد از آزمایش، دوباره بهش زنگ بزنیم
باشه
سونگ جو، تو خبر داشتی، نه؟
از چی؟
ازم پرسیدی مادر واقعیم...
چجور آدمی بوده
نمیتونستم اینو باور کنم
و نمیخواستمم باور کنم
به من نگاه کن
نام جین، تو هیچ کار اشتباهی نکردی
یه نفر دیگه باعث شده زندگیت زیر و رو بشه
اما انقدر خوب بزرگ شدی...
و آدم فوق العاده ای شدی
وجودِ تو...
موهبتِ بزرگی برای همه ماست
باید اینو...
باید اینو به یاد داشته باشی. فهمیدی؟
خیلی خب. حالا بیا بریم
اول کجا باید بریم؟
از امروز مدیر جو کارای خانم چویی رو ادامه میده
حدس میزدم
لازمه که مدیر جو تو اون موقعیت باشه...
که خانم چویی بعدا شانس برگشتن به شرکت رو داشته باشه
بله؟
سلام
میتونی بری باشه
بیاین بشینیم
در مورد اتفاقی که افتاده،
نیاز به توضیح دارم، وکیل هو
فکر کنم بانگ چول سانگ اومده بیمارستان دیدنت
بله درسته
میدونم نمیخوای باورش کنی،
اما همش حقیقت داره
چویی سوهی و تو...
با هم نسبت خونی دارین
به نظر حالتون خوب نیس، خانم چویی
برم براتون یه کم دارو بگیرم؟
نه. نیازی نیس. میتونی بری
آزمایشگاه ژنتیک کره
نتیجه آزمایش دی ان ای از طریق ایمیل برایتان فرستاده شد
گزارشِ آزمایش دی ان ایِ درخواستیِ شما
گزارش آزمایش مادر و فرزند برای تایید رابطه ی خونی
چویی سوهی و آن نام جین 99.8 درصد با هم نسبت خونی دارند
برای اولین بار...
بخاطر پیوند کبدِ مدیر چویی شی وو این قضیه رو فهمیدم
بر اساس جواب آزمایش سازگاریِ کبد خانم چویی،
دکتر گفت ممکنه مدیر چویی شی وو و اون رابطه خونی نداشته باشن
اولش، فکر کردم شاید...
خانم چویی یه بچه رو به فرزندخوندگی گرفته که ربطی به خانواده آن نداره...
و جواب آزمایش دی ان ای رو دستکاری کرده
بر اساس استنباطم، حدس میزنم...
موقعی که بانگ چول سانگ بچه رو دزدیده،
دو تا بچه قبلش عوض شدن
دلیل اینکه تا الان ازت مخفی نگه داشته بودم این بود که...
معتقد بودم که خانم چویی...
باید خودش حقیقت رو بهت بگه...
و صادقانه ازت معذرت خواهی کنه
ای کاش...
ای کاش هیچوقت اینو نفهمیده بودم
اگه نمیفهمیدم،
الان قلبم انقدر به درد نمیومد
امکان نداره. چطور ممکنه؟
چطور ممکنه...
چطور تونستی این کارو کنی؟
این چه وضعیه؟
ببین چیکار کردی!
بخاطر حرص و طمع زیادت،
همه ـمون بدبخت شدیم
با این کار میخواستی به چی برسی؟
پول؟ قدرت؟
یا هیون گانگ؟
چطور تونستی بخاطر نفرتت از یه نفر دیگه...
از شَرِ یه بچه تازه متولد شده خلاص بشی؟
من...
از اینکه به عنوان پسرت زندگی نکردم...
واقعا خدارو شکر میکنم
اگه به عنوان پسرت زندگی میکردم،
پژمرده میشدم و میمردم
"انتقامم رو بگیر. رئیس هیون گانگ شو"
"اگه میخوای موفق بشی،"
"باید هر کی که سر رات میاد رو له کنی!"
اگه همچین حرفای وحشتناکی به گوشم میخورد،
باعث میشد با بدبختی زندگی کنم
نام... نام جین
اسممو به زبون نیار
دلم میخواد از شر هر چی که از تو بهم رسیده خلاص بشم
حتی اگه یه قطره خون باشه
شی وو...
تو این سی سالی که گذشت...
فکر میکردم اون پسرمه
اون همه چیزم بود
و امیدوارم...
اون هیچوقت...
این موضوع رو نفهمه
کاری که میخوای رو میکنم
شی وو باید به عنوان پسر تو توی خونه ی من زندگی کنه
بخاطر اینکه دلم میسوزه این کارو میکنم
و با خوشحالی، کبدی که از تو گرفتم رو
بهش میدم
نام جین...
خانم چویی، بیدار شو
منشی یو! آب بیار چشم. زود باش بیار
خانم چویی
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
سونگ جو
دیروز یه چیز شوکه کننده ای شنیدم
اما نمیدونم که باید به نام جین بگم یا نه
موندم چیکار کنم
نام جین الان تو دفتر خانم چوییه
چی؟ تو دفتر خانم چویی؟ پس نام جین اینو میدونه؟
فقط تنهاش بذارین
الان احتیاج دارن که با هم تنها باشن
تنها باشن. باشه
این لازمه
خوب یا بد،
اون مادر واقعیِ نام جینه
کی مادر واقعیشه؟
مادرِ نام جین...
فقط خانم یانگ سونجاس
میفهمم چه احساسی داری،
اما الان فقط باید به نام جین فکر کنی
نمیتونیم انکار کنیم که اون مادر واقعیشه
بخاطر کاری که برای پسرش کرد این مشکلات به وجود اومد
اما خون غلیظ تر از آبه
چطور میتونین انقدر راحت قبولش کنین و همچین حرفی بزنین؟
نام جین فهمید اون زنی که...
میخواسته از شرش خلاص بشه، مادر واقعیش بوده
حتما الان خیلی تو شوکه
خودمم اینو میدونم
اما میدونی،
وقتی همه سوء تفاهم ها و نارضایتی ها برطرف بشه،
اونوقت قبولش میکنه
تنها کاری که میتونیم کنیم اینه که منتظر باشیم این اتفاق بیفته
این اتفاق هیچوقت...
هیچوقت نمیفته
سونگ جو
من دارم میرم اوئپو
فردا صبح برمیگردم بیمارستان
پس نگران نباش
همونطور که گفتی، این باد به زودی میگذره
من... میخوام با فکر کردن به تو این مشکل رو پشت سر بذارم
بهم اعتماد داری، نه؟
وای، عجب اوضاعیه
آقای جانگ این روزا کار میکنه یا نه؟
باید این سفارشا رو امضا کنه تا بتونیم بفرستیمشون بره
اینو ببین. هنوز امضاش نکرده
مطمئنم داره یه جایی برای خودش...
No comments yet. Be the first to leave one.