Waiting for the Out

Waiting for the Out

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Waiting for the Out S01E01 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 Waiting for the Out 2026 زیرنویس فارسی سریال

Sildid

webdl
Avaldatud: 2026-01-27
Allalaadimised: 17
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

این برنامه از همون اولش زبان خیلی تندی داره

خب، ناهار چی؟ یعنی منظورم اینه که، می‌رید بیرون؟

اونجا، امم... غذاخوری داره یا...؟

خب، اون نزدیکی‌ها ساندویچی «پرت» هست؟

حتی یه «پرت» هم اونجا نیست؟

امم

خاموش. خاموش. خاموش

نه، نه، نه. نه جیمی

نه، استرس ندارم، فقط... خب، نمی‌دونم

کارِ جدیده دیگه

خب، تو به اونجا عادت کردی

واسه من... خب، دقیقا جدید نیست

ولی یه جورایی... خب، تازه‌واردم. (خنده کوتاه)

حالم کاملا خوبه. آره

آره

آه، یه چیز دیگه هم بود که می‌خواستم بپرسم

امم

باید احتیاط خاصی بکنم یا...؟

خب، نمی‌دونم، یعنی... اونجا زندانه دیگه، پس

فکر کنم فقط دارم می‌پرسم که امنیتش چطوره؟

آره، همین‌ها رو برمی‌دارم

اوکی

می‌خوای همین‌ها رو بپوشی بری بیرون؟

اگه بخوای می‌تونم اینا رو بندازم سطل آشغال

نه، نه، امشب قرار دارم، واسه همین

که این‌طور

با اینا؟

آره. نه، ولش کن، بندازشون دور

آه

دهنت سرویس

همون دختریه که دیدمش؟

آره، آره. جس

دختر خوبیه

واو، چه رمانتیک

دارم اشکم درمی‌آد

الان چند وقت شده، دو ماه؟ واسه تو دیگه رابطه‌ی طولانی‌مدت حساب می‌شه، نه؟

وای خدا، نگاش کن. داره می‌رینه

وای خدا، عاشق این قیافه‌شم

نگاش کن

قشنگ معلومه داره تمرکز می‌کنه

این یکی چطوری شد، لی؟

آره، این

این‌جا بود که چاقو رو کشید بیرون

اوه، لعنتی

یه پدر و پسر بودن. بهشون پول بدهکار بودم

یادمه تو یه آشپزخونه صنعتیِ خالی به هوش اومدم

دیدمشون و بعد صدای تیز کردن چاقو رو شنیدم

وای خدای من! ...بعدش با خودم گفتم: «به فاک رفتم.»

پدره بهم می‌گه: «خب، کجات می‌خوای چاقو بخوری؟»

منم گفتم: «خب، هیچ‌جایِ لامصبم.»

بعد چاقو رو اون‌طوری تکون داد و گفت:

«گفتم کجات می‌خوای چاقو بخوری، مرتیکه؟»

منم گفتم: «خب، پام.»

چی؟ گفتی پات و اونم یهو...؟

آره. تا دسته فرو کرد تو پام

نه، اولش اون‌قدرها بد نبود

پایین رو نگاه کردم، با خودم گفتم اه، انگار فقط مشت خوردم

اما بعدش پسره دوید سمت من و لگد زد به چاقو

یا عیسی مسیح! وای خدای من

انگار داشتم از ته دل جیغ می‌زدم

اونا ترسیدن و شروع کردن به داد زدن

می‌گفتن اگه خفه نشم گلو‌م رو می‌بُرن، ولی دست خودم نبود

واقعا نمی‌تونستم جلوی جیغ زدنم رو بگیرم، خب؟

قیافه‌م داشت می‌گفت: «آره، می‌دونم، ببخشید، خریت کردم، نه؟»

ولی دهنم فقط داشت داد می‌زد: «آآآآآرغ...»

بعدش چی شد؟

بعدش منو انداختن تو یه شهرک خرابه

از حال می‌رفتم، بیدار می‌شدم و سینه خیز می‌رفتم، دوباره بیهوش می‌شدم، بیدار می‌شدم، سینه خیز می‌رفتم

بعد یه بار که بیدار شدم، دیدم تو بیمارستانم

نمی‌دونم چطوری هنوز زنده‌ای

آره، دلیل این‌که هنوز اینجام اینه - این مردِ کوچولو

می‌خوای پی‌پی‌شو ببینی؟

حتما

ایول! آره

می‌ترسونه تو رو؟ بابا بودن رو می‌گم

نه بابا، سه ساله که پاکم، دن

نه، نه، منظورم اون نبود. منظورم، می‌دونی، مدل بزرگ شدن خودمون بود

نه. به نظر من، هر نسلی شانس خودش رو واسه تغییر داره

می‌دونی، من و تو، ما نسلِ تغییرِ خودمونیم

هوم

می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟ اوهوم

تو چرا رفتی تو زندان کار گرفتی، لعنتی؟

خب، فقط یه کاره دیگه

به خاطر من بود؟

نه

بابا چی؟

بابا؟ نه! ابداً، نه

نه

خدا نکنه، نه

ساله ندیدمش ۲۵

اگه ۲۵ سال دیگه هم نگذره، باز کمه

پس، چرا؟

خب

نمی‌دونم

فکر می‌کنی من بابای خوبی می‌شم؟

تو؟ آره، بابای فوق‌العاده‌ای می‌شی. چطور؟

همین‌طوری، داشتم فکر می‌کردم

این اصلا ایده‌ی خوبی نیست

نه، ولی اگه بتونم پنجه‌ش رو یه کم گشاد کنم

ببین، یه تیکه‌‌ی فولادی این‌جا هست

فقط می‌خوام سعی کنم

گشادش کنم

دن. دن

آخرش یه گندِ حسابی بالا می‌آد

اوه، لعنت

آخ، فکر کنم قسمت پنجه‌ش رو خم کردم. لعنتی

انگار یه تیغ توشه. اوه

باشه، الان خیلی حرکت قشنگی می‌شد اگه

جلوی خودت رو می‌گرفتی و نمی‌گفتی

«دیدی گفتم»

آره

سلام

وایسا. چی؟

اون. باید این رو تموم کنم

آره، ولی اگه با من سکس کنی، شاید زندانی‌ها بهم احترام بذارن

اوه، فکر کنم اون پوتین‌های پنجه‌فولادیِ تیغ‌دارت این کار رو بکنن، نه؟

آره

امروز می‌ری اداره؟

آه، آره. آره، صبح می‌رم

امم... و بعدش دارم... دارم می‌رم کلینیک باروری

آه، خب

اوکی

دن، من که بهت گفته بودم

نه، می‌دونم گفتی

همون قرار اول‌مون. خیلی رک و پوست‌کنده بود

آره، بودی. نه، می‌دونم بودی

تو... فقط فکر کردم

خب باباش کیه؟

اهداکننده، نه بابا

تا حالا ندیدمش

اون، امم... بیست و چند ساله‌ست

موهای تیره داره. ظاهراً ورزشکاره

اوه، ورزشکار؟ عجب، چه خوب

داری حسودی می‌کنی؟ به مردی که اصلا ندیدمش؟

آره، باز هم حس می‌کنم اگه ببینمش، باید

تا می‌خوره بزنمش

هی

نظرت درباره... مثلاً، من چیه؟

به عنوان اهداکننده

یا عیسی مسیح. من می‌تونم بابا بشم. نه، این یه

دن... این چیزیه که من خیلی بهش فکر کردم

ما فقط هشت هفته‌ست همدیگه رو می‌شناسیم

خب، من از همون موقع که اول بار گفتی خیلی بهش فکر کردم

و من... حس می‌کنم شاید الان

شاید الان چی؟ خب، نمی‌دونم

چی، حالا که یه زنی که شش بار باهاش خوابیدی داره سعی می‌کنه

بچه‌دار بشه، تصمیم گرفتی که اون همونیه که می‌خوای؟ نه، نه «اون» نیمه‌ی گمشده

آه، پس «اون» نیستی - فقط یه نفری؟

یه نفر که سیستم تولید مثل داره

این به خاطر اینه که برادرت بچه‌دار شده؟

نه، من. فقط... من

نمی‌تونیم یه مدت وقت بذاریم و بهش فکر کنیم؟

نه

نه، جنین تو مرحله‌ی بلاستوسیسته

آماده‌ست که همین امروز انتقال داده بشه

ساعت چند وقت داری؟

ساعت ۳:۱۵ ولی من... اوکی

بگو مریضی و نرو، بمون این‌جا بهش فکر کن

و اگه جفت‌مون فکر کردیم ارزش امتحان کردن رو داره، اون‌وقت می‌تونیم

با هم بریم سر وقت. این یه بازیِ مسخره نیست. نه، نیستم

ببین جس، واقعاً از همون موقعی که اول بار بهم گفتی

نتونستم به چیز دیگه‌ای فکر کنم

و می‌خواستم بهت بگم، فقط نمی‌دونستم چطوری

نمی‌دونستم که... این‌قدر زود قراره اتفاق بیفته

فقط می‌دونم که تو یه مادرِ فوق‌العاده می‌شی

پس شاید بتونیم با هم انجامش بدیم؟ با هم امتحانش کنیم؟

و اگه رابطه‌مون نگرفت، می‌تونی واسه پول نفقه ازم شکایت کنی

ببین، من نیازی ندارم واسه نفقه ازت شکایت کنم، مگه نه؟

داشتم شوخی می‌کردم. چون حقوق من دقیقا پنج برابر توئه

آره، باشه. آره

امروز ساعت ۱۲ یه استراحت کوتاه واسه ناهار دارم

می‌تونم اون موقع بهت زنگ بزنم؟

بهم زنگ می‌زنی؟

اوهوم، آره

سرِ ظهر. زنگ می‌زنم

ببخشید، من امروز ساعت ۱۲ باید یه تماس خیلی مهم بگیرم

خب، شیفتت ساعت ۱:۴۵ تموم می‌شه، پس

آه، درسته. نمی‌تونم گوشیم رو ببرم تو؟

چی، اون تو؟ تو اون زندان؟

اوکی. می‌تونم برگردم این‌جا؟

باید اسمت رو رد کنم که خارج شدی و دوباره وارد شدی

ببین، موقع استراحت از افسرِ نگهبانت بپرس

شاید بتونن هماهنگ کنن با همراه برگردی

واقعاً... واقعاً تماس مهمیه... از افسر نگهبانت بپرس، باشه؟

گوشیم رو تو کمد گذاشتم، نه؟

نمی‌دونم. گوشیت رو تو کمدت گذاشتی؟

آره. آره. آره

خوبه. گذاشتم. نباید با این چیزا شوخی کرد

داشتن گوشی از این‌جا به بعد یعنی پیگرد قانونی مستقیم

بدون هیچ معطلی

آره

نه، گذاشتم، گذاشتم. گذاشتمش سر جاش

می‌خوام چک کنم

آره. آره. همون‌جا بود

فکر کردی با اینا چه غلطی می‌خوای بکنی؟

تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

اینا مَردن

اونا تو رو آدم حساب نمی‌کنن، پسرجون

اینا مَردهایِ واقعی‌ان

دن؟

More Farsi Persian subtitles for Waiting for the Out

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left