Esimesed 200 rida.
فروپاشی بزرگ ابتدا .به آرومی اتفاق افتاد
ولی مدتی بود که حفرههایی .داشتن شکل میگرفتن
...اه
مطمئنی این مشکلی نداره، مرد؟
چرا داشته باشه؟
خب، اه، من تقریباً مطمئنم این دقیقاً همون کاریه که نباید بکنیم، درسته؟
به گفته کی؟
.همه - .ما بیرونیم -
ما امروز برای بار دهم .خودمونو ضدعفونی کردیم
ما جامون امنه، باشه؟ .نترس، مرد
.این کاریه که اونها میخوان انجام بدی
این کاریه که کیا میخوان انجام بدیم؟ - .دولت -
.ضد دولت. داروسازی بزرگ. هرکسی
.میدونی، این چیزا 1000 برابر ویروس کشندن
اصلاً میدونی چی این توئه؟
.نه
.دقیقاً
اصلاً میدونی چی اون توئه؟
.چشماتو باز کن، مرد
میشه حداقل ماسکت رو بذاری؟
.پروتکله
!اه
!هی
!خیلی خب، اینو بده بهم - !اه! اونو... نگیر... هی -
.دستتو بکش
.تو عوض شدی، گرگ
.تو خیلی عصبانی هستی - .تو عوض شدی -
هی. هی، متاسفم. متاسفم، مرد. حالت خوبه؟
.نتونستی منو ببینی؟ من خیلی زردم
.متاسفم، ولی ما اینجا پریم .باید رو برگردونی
.اگه مریضی، باید خونه بمونی - !کسی مریض نیست، اون داره بچه دار میشه -
.ببخشید. هی. لطفاً - .ببخشید -
.باشه، نفس بکش. نفس بکش .ما با همدیگه انجامش میدیم
!تکون بخور
.وایسا، وایسا، وایسا
.قربان! ما ظرفیتمون تکمیله - .لطفاً بزارین بریم بخش زایمان -
.متاسفم، مرد، نمیتونم این کارو کنم - .بیخیال، مرد -
.طبقه هشتم
،برو به دومین میز .سریعتر میری تو
.ممنون. ممنون
.اوه، خدایِ من
.مشکلی نیست
.مشکلی نیست، عزیزم
.ما از پسش بر میایم
،میدونم هیچ تخت خالی براتون نمونده ...ولی ما جای دیگهای نداریم
کی اجازه داد بیاین تو؟ - .نمیتونم چطور این کارو کنم -
.قربان، شما نباید اینجا باشین
.لطفاً. ما جای دیگهای برای رفتن نداریم
.باشه. ما میتونیم ایشون رو بگیریم
.باشه
.ولی شما باید بیرون بمونین .پدرها اجازه ورود به طبقه بالا رو ندارن
.نه، نه، نه. من باید باهاش باشم
.قوانین دولته نه من - .تامی، مشکلی پیش نمیاد. ول کن -
.گور بابایِ قوانین
.عزیزم، این دنیا واقعیه
نمیتونی با عصبانیت .همه چیز رو حل کنی
.فکر کردم برای این باهام ازدواج کردی
.از پسش بر میام
...چی میشه اگه - .هیش. احمق نباش -
.برای ما اتفاق نمیوفته
مطمئنی عزیزم؟
.نیاز دارم که الان بهخاطر من قوی باشی
میتونی این کارو بهخاطر من انجام بدی؟
.بفرما بشین
.مشکلی نیست
.باشه، عزیزم
.خیلی از ضددورگهها تویِ منطقه ما اعتراض میکنن
.ما الان زنده سراغ یکی از اعتراضات میریم
حتی با اینکه میبینیم که آمار مبتلایان ،به اچفایو جیناینها سر به فلک کشیده
امار افزایش بچههایِ دورگه .توجه کشور رو جلب کرده
چیزی که باید ما رو دور همدیگه جمع میکرد
.فقط ما رو بیشتر دور کرد
.ما احساس ترس کردیم
.ما احساس... تنهایی کردیم
!گاس
.گاس، بیخیال، پسر. برگرد
.اون دیگه جلو نیست
.من تویِ از همه جنگل عبور کردم .مثل یه هزارتو میمونه
.خیلی ساده از این رو به اون رو میشی
.تصور کن اون چه حسی داره
تمام چیزهایی که کل زندگیت .بهت گفتن فقط یه دروغ بزرگ بوده
نمیدونم، مرد. شاید .ما نباید میاوردیمش اینجا
.نه، ما کار درستی کردیم .چیزی بدتر از ندونستن نیست
.این هیچوقت نمیره
اصلاً خبر داشتی؟
.نه
روی کارت بینگوم که "بچه درست شده .توسط لقاح مصنوعی" نداشتم که
تاریخ رو رویِ اون تصاویر دیدی؟
.گاس خیلی قبلتر از بقیه بهدنیا اومد
.آره، متوجه شدم
...اگه گاس - .نگو -
اگه گاس اولین (دورگه) باشه چی؟
آره، اما فکر میکنی چرا این کارو کردن؟
چرا اونها یه بچه گوزنی تویِ یه آزمایشگاه درست کردن؟
.که ببینن میتونن یا نه
به هرحال، اصلاً چیزی رو عوض میکنه؟
میکنه، مگه نه؟
من تمام زندگیم رو با این فکر .که دورگهها معجزه طبیعت بودن گذروندم
.یه ارتش تشکیل دادم که اونها هم باور داشتن
.حداقل تو به یه چیزی باور داشتی
.همینجا بمون. ببین دیگه چی میتونی بفهمی
.من رد گاس رو میزنم
.عمراً. من باهات میام
یکی باید اینجا منتظر بمونه .محض احتیاط اگه برگشتش
.قبوله
ولی باهاش مهربون باش .وگرنه دهنتو سرویس میکنم
!کتاب احمق
.تیرکمون احمق
.سگ احمق
.کیف احمق
.بسه
.سر و صدا نکن
!اوه اوه
.امتحان میکنیم. امتحان میکنیم. سلام و عصر بخیر
من سعی دارم .با خانم خونه حرف بزنم
.دارم حرف میزنم
.ایمی ایدن
.جمعکننده دورگهها
الان مدتی میشه که دارم .کارت رو اینجا دنبال میکنم
اصلاً میدونی من کی هستم؟
یه عوضی با یه تانک؟
من مردیم که یه روزی
بهت فصل کوچولو خودت .توی کتاب تاریخ رو میده، خانم ایدن
اینکه اون فصل چطور تموم شه .کاملاً به خودت بستگی داره
اون اسم "لایکا" برات معنا خاصی داره؟
.اون سگ خوش شانسی بود
.سگی ولگرد تویِ خیابونهایِ موسکو
دانشمندان) شوروی لایکا رو به اسم علم .به فضایِ خارج از جو زمین فرستادن
.اون هیچوقت موفق به بازگشت نشد
.چه بدشانسی
ولی اگه بهخاطر ،لایکا کوچولو عزیز نبود
انسانها هیچوقت .به سوی ستارهها سفر نمیکردن
تو تویِ باغوحش کوچیکت چندین تا لایکا جمع کردی، مگه نه؟
.من هیمنجا متوقفت میکنم
،پیشنهادت هرچی هم که باشه
.جواب من نه هستش
.احتمالاً واضح نبودم
.من و دوستام، ما قرار نیست بریم
و ذکر کردم که من چندتا دوست هم آوردم؟
وقتی به این عجیب الخلقههایِ کوچولو میرسه :فقط دو هدف وجود داره
.نابودی و آزمایش
،مشکل اینجاست که
اگه واقعاً واقعا کارت تویِ ،اون بخش نابودی خوب باشه
ما خودمون رو نزدیک به این شماری که الان
.برای آزمایش رویِ این جانورها داریم نمیدیدیم
.اینجا جاییه که تو میای داخل
.بزار واضح باشم
.گمشو
اسمت چیه، مرد ارتشی؟
،داگلس ابوت
.ولی تو میتونی منو ژنرال صدا کنی
.تو یه دایناسوری، ابوت
،همین حالا هم داری منقرض میشی
.فقط نمیخوای اعتراف کنی
بهت اطمینان میدم که .روزهایِ خوب بشر هنوز مونده تا بیان
.نه
،حالا نوبت بچههاست
.و وظیفه ما اینه که از سر راهشون بریم کنار
،اونها جهشیافتن
.طاعونی مهاجم
فاگه بهخاطر کلکهایِ ظالمانه طبیعت نبود
.اونها کلید زنده موندن ما رو نگه میداشتم
.ما برای همین اینجام
.نه
.اونها از ما بهترن
.بهتر از من یا تو
.اونها بخشهایِ خوب مائن
.بدون پیچیدگیها
.طبیعت ما رو دوباره نمیخواد
از همون اول هم هیچوقت بهش دلیل خوبی .برای نگه داشتنمون ندادیم
دلت برای آتشبازیها تنگ شده، ابوت؟
دل کی تنگ نشده؟
.لذت ببر، حرومزاده
!برو - !برو -
.یالا. یالا
!اونو بگیرین
.دنبالش کنین
.کاری کنین بابت این کارش پشیمون شه
.بله، قربان
.شما دوتا. اینجا. بزنین بریم
.همگی، همینجا بمونین تا مامان بیاد
.ترنس، تویِ تونل منتظر هنری بمون
.اون خیلی کنده
.همه به همدیگه بچسبین
.ترسیدم
.ببین، من ترسیدم
.پناهگاه خونمونه
.ولی چیز مهم اینه که ما جامون امنه
.اون هر لحظه ممکنه برسه اینجا
.اون قول داده که میاد
.من بهش باور دارم
.خوبه
بابی؟
...بابی
بابی؟ بابی؟
...بابی. باب
.بابی، نه
اون چیه؟ - .یکی از اونهاست -
.رها کن
.خیلی خب. بیا - !نه -
No comments yet. Be the first to leave one.