Second Tour

Second Tour

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Second Tour 2023 FRENCH WEBRip x264-SD ver 1
Kommenteerib Francofilms
✔️ ترجمه از گروه تلگرامی: FrancoFilms ✔️ مترجم: اشکان هیدی ✔️ مناسب نسخه: 1:36:31

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2024-12-19
Allalaadimised: 67
Kuulmispuudega: No
FPS: 24

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫ ‫

‫"تنها راه براندازی سیستم، این است که بخشی از سیستم باشی" ‫نویسنده ناشناس قرن سوم پیش از میلاد

‫حقیقت در تداوم و پیشرفت خواهد بود

‫در کسب و کار خواهد بود

‫در یک کلام، در آزادی خواهد بود!

‫آزادی برای شروع کردن، آزادی برای خلق کردن

‫آزادی برای کار کردن

‫کار یعنی زندگی!

‫و ما

‫ما عاشق زندگی هستیم!

‫پیر هنری مرسیه (نامزد انتخاباتی)

‫عامل این آرمان است

‫او فقط عامل به عقاید ما نیست

‫او خود این ایده است!

‫هموطنان عزیزم، ممنون که برای کسی صبر کردید

‫دقایق طولانی منتظرش بودید

‫کسی که کشور منتظرشه! ‫کسی که بچه‌هاتون منتظرشن!

‫کسی که چیزی نیست جز آینده شما

‫لطفاً برای پیر هنری مرسیه کف مرتب بزنید

‫رئیس جمهور آینده ما!

‫مترجم: اشکان هیدی

:فیلمی از

‫آقای رئیس جمهور آینده، فک کنم مسئولین کمپین ‫هم یه چیزایی دستشون اومده و یه بوهایی بردن...

‫تأیید می‌کنم

‫مواظب خودتون باشید

‫فکر کنم یه نفر قضیه رو فهمیده

‫لطفاً خونسردیتونو حفظ کنید

‫۱۲ روز دیگه بیشتر نمونده

‫پیامها رمزنگاری شده است؛ ‫امنیت حرف اول رو میزنه!!!

‫یه اتفاق عجیب

‫در کمپین انتخاباتی ‫که تا حالا "بی دردسر" بوده

‫توی خیابون سِوِز، یه انفجار گاز رخ داد

‫بین قربانی‌ها، پیر هنری مرسیه هم ‫بوده که داشته میرفته به همایش انتخاباتی

‫یه یادآوری کوچیک، این ‫هنوز واسش یه رزومه‌ست نه یه یادبود

‫میخوام بگم خدا رو شکر. ‫خب، این آدم خوش‌شانس کیه؟

‫فرشته‌ها براش دعا کردن ‫(کنایه از خوش‌شانس بودن)

‫از یه خانواده صنعتگره

‫جد بزرگش، پیر گاستون، ‫یکی از اولین کسایی بود که

‫ثروت خانوادگی رو چند برابر کرد

‫پیر هنری هم معمولیه هم غیرمعمولی

‫معمولی به خاطر مسیر بی‌نقصش

‫دیپلم در 16 سالگی با رتبه عالی، ‫دوره آمادگی در مدرسه هنری چهارم

‫و رتبه اول در پلی‌تکنیک ‫(دانشگاه معتبر فرانسه)

‫بعدش اقتصاددان، محقق

‫و 25 سال استاد دانشگاه‌های معتبر

‫با نوشته‌هاش نشون داده که

‫آینده‌نگر بوده

‫یکی از معدود کسایی بود که ‫بحران سال 2008 رو پیش‌بینی کرد

‫سقوط قیمت نفت رو پیش‌بینی کرد

‫و بحران کرونا رو هم پیش‌بینی کرد

‫تو این روزهای نامطمئن

‫سیاستمدارها به سمتش اومدن

‫ولی غیرمعمولیه

‫چون تازه وارد سیاست شده. ‫پس اون نامزد غیرمنتظره‌ایه

‫کناره‌گیری نامزد لیبرال

‫بعد از رسوایی زیزیگیت ‫ باعث شد تجار

‫دنبال یه نماینده دیگه بگردن

‫و از پیر هنری مرسیه درخواست کردن

‫خون خوب که دروغ نمیگه؟ ‫(اشاره به اصالت خانوادگی)

‫اون وارث امپراتوری مرسیه است

‫پسر خانم مرسیه (بیوه)

‫که تونست تردیدها رو از بین ببره

‫این خانم با نفوذ سیاسی انکارناپذیرش ‫تونست واسطه‌ای باشه

‫بین این نابغه مردد و محافل تجاری

‫که ازش قهرمانشون رو ساختن

‫بورس درباره این حادثه چی میگه؟ ‫گزاویه ژاکه گزارش میده:

‫بله، یه حادثه. و بورس هم تأییدش میکنه

‫با یه ثبات قابل توجه. شاخص کَک ‫(شاخص بورس فرانسه)، مثل مرسیه، حتی نلرزید

‫اینجا رو نگاه کن! اونجا رو! اونجا پراده

‫پراد! وای خدا!

‫برای کمپین گزارش اختصاصی داشت، ‫دنبال ماشین بود، و بنگ!

‫پرت شد توی یه سطل آشغال. بنگ!

‫و بنگ!

‫امشب نمیتونه اخبار رو اجرا کنه. ‫معمولاً به ظاهرش اهمیت میده.

‫ولی الان لت و پار شده

‫معمولاً بیشتر پاچه‌خواره تا گند رو کنه

‫کل تیم بیمارستانن. نگاه کن

‫آن کریستین هنوز حامله‌ست؟

‫اگه زایمان کرده بود، تا ‫حالا روی جلد مجله‌ها رفته بود

‫- سونیا چی؟ ‫- درگیر کروناست، تو قرنطینه‌ست

‫- الیزابت؟ ‫- تو جی20 (نشست سران 20 کشور)

‫چرا اینا رو میپرسی؟

‫الان تلفن زنگ میزنه

‫الو؟

‫- میدونید چرا زنگ زدم؟ ‫- نه، نمی‌دونم.

‫- مشکلی با مسابقه قهرمانی هست؟ ‫- یه حادثه تو کمپین رخ داده

‫آه آره! آره، لعنتی. ‫آره، درموردش شنیدم، معلومه.

‫پراد عفونت خون داره. ‫وضعیتش خیلی خطرناکه.

‫پیرمرد بیچاره.

‫دیگه کسی رو ندارم که این کمپین رو ‫پوشش بده. فقط شما موندید.

‫من الان دارم فوتبال کار می‌کنم.

‫چون تو بخش سیاسی گند زدی.

‫- مستند من هیچوقت پخش نشد. ‫- خدا رو هزار مرتبه شکر!

‫اینقدر احمق بودی که یه مستند ‫علیه یکی از سهامدارا ساختی!

‫- واقعاً عجب کاری کردی. ‫- من نمی‌دونستم.

‫بدتر! مطمئنم که می‌دونستی.

‫چرا

‫اخراجت نکردن؟

‫منو فرستادن بخش فوتبال.

‫چرا استعفا ندادی؟

‫ادای شورشی‌ها رو درمیاری ‫ولی می‌خوای برگردی سر جات.

‫تو این کمپین رو از سر می‌گیری،

‫که البته هیشکی بهش اهمیت نمیده.

‫مجوزها رو می‌گیری، به جلسات ‫و نامزد دسترسی خواهی داشت.

‫ولی ما سوال‌ها رو بهت میدیم.

‫- باشه. ‫- فهمیدی؟

‫- من کار دارم. ممنون. ‫- ممنون آقای روبارد.

‫موقع رسیدن به یکی از ‫جلساتش بود که "معجزه شده"...

‫- پس دیگه فوتبال کار نمی‌کنی؟ ‫- نه.

‫- پس چی کار می‌کنی؟ ‫- دنبال این یارو هستم. (اشاره به پوشش خبری کاندیدا)

‫این جور اتفاق‌ها وقتی میافته...

‫که خدمات عمومی ضعیف باشه.

‫وقتی بخش دولتی مراقبت درستی نداشته باشه.

‫بخش خصوصی مدیریت بهتری داره.

‫بخش خصوصی، شخصی‌تر، مناسب‌تر ‫و به مصرف‌کننده نزدیک‌تره.

‫منظورم از مصرف کننده، همون انسان مدرنه.

‫- قهرمان واقعی قرن بیست و یکم. ‫- می‌شناسیش؟

‫اوه آره. اونو و همه آدمای مثل اونو. ‫از خیلی وقت پیش.

‫- جدی؟ ‫- حتی شخصاً باهاش برخورد داشتم.

‫سال 90، من 14 سالم بود.

‫یاد می‌گرفتم، تکرار می‌کردم، آماده ‫می‌شدم که یکی غیرخودم باشم.

‫مامانم رو مخم بود،

‫که البته نداشتمش، همین منو کمتر ‫از اونایی که دارنش احمق می‌کرد.

‫آدم‌های ناراحت همجنس‌های خودشونو پیدا می‌کنن.

‫ناراحت ولی نابغه. ‫دو کلاس جلوتر بود.

‫تحت تأثیر قرار گرفته بودم، پرس و جو کردم.

‫اولین بار کی دیدمش؟

‫گاس، از گذشته من برو بیرون.

‫آها.

‫تو اتاق انتظار روانشناس مدرسه.

‫منو فرستاده بودن اونجا ‫چون از ریاضی هیچی نمی‌فهمیدم.

‫نگران بودم، ولی وقتی شنیدم ‫که اون قبل از من میره تو،

‫خیالم راحت شد. ‫حس کردم کمتر خنگم.

‫مشکل اون ریاضی نبود،

‫مشکلش نقاشی بود. ‫همه چیزو دوتایی می‌کشید.

‫مامانش خیلی به نظر ‫نگران می‌اومد.

‫انگار دیوونه شده بود.

‫روانشناس هیچی نمی‌فهمید ‫و اون گریه می‌کرد.

‫یه چیز دیگه‌ای هم بود.

‫به همین دلیله

‫که اگر آینده معنایی داشته باشه، ‫همون معنایی خواهد بود که ما پیشنهاد می‌کنیم،

‫با ارزش‌هایی که باعث افتخار ماست، ‫برابری، برادری و آزادی.

‫خفه شو، عوضی. کوفت!

‫ببخشید؟

‫من... نه، نه،

‫داشتم با گاس حرف می‌زدم.

‫- با همکارتون؟ ‫- آره.

‫آره، یه چیزیه بین خودمون. ‫چون راستش...

‫اون... اون سعی می‌کنه منو بخندونه.

‫واقعاً، ‫"خفه‌شو، عوضی، کوفت"...

‫زیاده‌رویه.

‫تو فوتبال،

‫زیادی زبون ورزشگاه‌ها رو یاد گرفتیم.

‫سعی کنید این زبون رو ‫پیش خودتون مخفی نگه دارید.

‫یا نهایتاً با همکارتون.

‫اینم برنامه، دستورالعمل ‫و مجوزها برای مصاحبه.

‫و اینم،

‫- سوال‌های شما. ‫- ممنون.

‫آقا! آقای مرسیه!

‫از این طرف لطفاً.

‫آیا این اتفاق...

‫نظر شما رو درباره تغییرات ‫خدمات عمومی تامین میکنه؟

‫3 نفر زخمی شدند، ‫بین 30 تا 40 میلیون یورو خسارت.

‫بله، این منو ترغیب می‌کنه که به اصلاحات نهایی

‫برای یک سیستم قرن بیستمی فکر کنم

‫که حالا باید خودشو با مدرنیته ‫قرن بیست و یکم تطبیق بده.

‫آقای مرسیه! آقا!

‫- به مجروحین چی می‌گید؟ ‫- ابراز همدردی می‌کنم،

‫میرم احوالشونو می‌پرسم

‫و تشویقشون می‌کنم که رأی بدن، ‫حتی با وکالت.

‫آقا؟ جناب رئیس جمهور؟

‫- حالتون چطوره؟ ‫- بهتر از وقتی که زیر ماشین بودم.

‫- محبوبیت‌تون افزایش پیدا می‌کنه؟ ‫- کمتر از وقتی که مرده باشم.

‫آقای مرسیه؟ آقا؟

‫آقا؟

‫اگه بهتون بگن "بالاخره یه اتفاقی ‫تو این انتخابات کسل‌کننده افتاد"،

‫چی میگید؟

‫می‌تونه بدتر هم بشه، ‫ممکنه من انتخاب بشم.

‫طبق نظرسنجی‌ها، ‫عدم مشارکت باید برنده بشه.

‫مگه نه؟

‫هنوز 10 روز از کمپین مونده. ‫هنوز تموم نشده.

‫ممنون.

‫- آقا! ‫- آقای مرسیه!

‫- این تو سوال‌هات بود؟ ‫- نه، ولی اون سوال‌هارو بقیه پرسیدن.

‫ برمی‌گردیم به فوتبال...

‫برای گزارش تصویربرداری کن،

‫و سوال منو حذف کن.

‫ خواهش می‌کنم؟ آقا؟

‫ترسیدید؟

‫با سرزندگی و انرژی شگفت‌انگیز

‫علی‌رغم تصادف شدیدی که قبل از ‫جلسه انتخاباتی‌اش داشت،

‫پیر هنری مرسیه چند جواب بامزه و ‫هوشمندانه به ما داد.

‫این آدم واقعاً یه کاریزمای غریزی داره

‫که تو هیچ کدوم از مدارس عالی که ‫رفته نمی‌شه یاد گرفت...

‫مردک عوضی.

‫- این هم تو متن بود؟ ‫- دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

‫ آره، جهت‌داره. ‫حتی تو فوتبال هم،

More Farsi Persian subtitles for Second Tour

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left