Going Dutch

Going Dutch

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 2

Väljalaske info

Going Dutch S02E01 1080p WEB h264-ETHEL
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 1 Going Dutch 2025 زیرنویس فارسی سریال

Sildid

webdl
Avaldatud: 2026-01-30
Allalaadimised: 24
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

بدو پاپاداکیس، دورِ آخره

فقط کافیه هر مایل رو ده دقیقه‌ای بدوئی

می‌دونی چیه؟

پاپاداکیس شاید ۲۰ کیلو وزن کم کرده باشه

ولی هنوز مثل خیک عرق می‌ریزه. تایمش چنده؟

ثانیه عقبه ۲۰

آره، ولی اگه یه ذره بیشتر هم بشه

بازم توی تست آمادگی جسمانی ارتش

قبولش می‌کنی، نه؟

نه. همه باید آماده‌ی رزم باشن، حتی پاپاداکیس

می‌خوام بمیرم. لطفاً بذارید بمیرم

می‌تونی پاپاداکیس! برو

من بهت ایمان دارم

نمی‌تونه. من که اصلاً بهش ایمان ندارم

می‌دونی چیه؟ راستش من بهش ایمان دارم

فقط یه انگیزه‌ی درست و حسابی می‌خواد

سرگرد، نیروی جدیدمون رو بفرست بره. اهوم

بله قربان

گروهبان اسکراپس! برو بگیرش

عملیاتِ «پسرِ خوب» شروع شد

هی، هی

یه سگ رو آموزش دادی که بهش حمله کنه؟

اوی

این سگ گله‌ست

فقط قراره مچ پاش رو یه گاز کوچولو بگیره

کمک! آخ

داره جواب میده. ولی هنوز ده ثانیه عقبه

خوبه، وقتِ عملیاتِ «پسرِ بد» رسیده

اوه نه! دیوانه شده

داره موفق میشه! داره میرسه

یا خدا! دمش گرم

ووو

دیگه نمی‌خواد بدوئی

توی تست آمادگی جسمانی ارتش قبول شدی

نمی‌تونم. دست از سرم بر نمی‌دارن

عجب چیزیه

یه سالن بولینگِ بیخودی رو گرفتیم

و تبدیلش کردیم به بهترین سایتِ آموزش شهری

توی کل اروپا

حالا استروپس‌دورف رو با سه تا چیز می‌شناسن:

لباس‌شویی، پنیر و سرویس کردنِ دهن شما

هی، یادتونه پرسیدم کِی قراره

از ژنرال دیویدسون برای ساخت اینجا اجازه بگیریم؟

و شما گفتید «اون از کجا می‌خواد بفهمه؟»

کویین! - چی؟

چطور جرئت کردی پشتِ سر من

این سالن بولینگِ قشنگ رو داغون کنی؟

خب... من می‌خواستم امسال وارد لیگ بشم

اسم تیممون رو هم گذاشته بودیم «پسرای پین‌زن»

چیه؟ تیشرت‌هاشم چاپ کرده بودیم

تیشرت؟ داری سربه‌سرم میذاری؟

قربان، ما باید از نظر نظامی آماده بمونیم

فکر کنم این مهم‌تر از این باشه که

شما سه‌شنبه شب‌ها چندتا توپ توی جوبِ سالن بندازید

یه چیزی رو باید درباره‌ی من بدونی

بولینگم حرف نداره

خب، منم ارتشم حرف نداره

من یکی از بزرگترین

مغزهای متفکر نظامی نسل خودم حساب میشم

واسه همین هم «مانور کویین» رو توی وست‌پوینت تدریس می‌کنن

نمی‌کنن. - چی؟

راستش، «حرکتِ گازانبری معکوس» شما رو

از کتاب‌های درسی حذف کردن. - چرا؟

چرا باید همچین کاری کنن؟ - خب، بذار ببینیم

چون نامربوط بود

احمقانه و بی‌پروا، دقیقاً مثل خودت

ترجیح میدم همه‌ی این‌ها باشم

تا یه «پسرِ پین‌زنِ» احمق با یه تیشرتِ جلف

خب، من فردا همین‌جا خواهم بود

۱۷۳ با چتربازهای تیپ

و با هم سلسله مراتب نظامی رو بهت یاد میدیم

عالیه. بدونِ قانون

عاشقشم! دوسرِ کور

فوق‌العاده‌ست

نبردِ تن‌به‌تنِ شبیه‌سازی شده

مشتاقِ یه رقابتِ جنگیِ نه‌چندان دوستانه هستیم

بیا جلو، مرتیکه‌ی روانی

اوه، فکر کردی قراره تو و نیروهای تو

بجنگید؟ اشتباه متوجه شدی

من دارم چتربازها رو میارم

که با همدیگه بجنگن

داری میگی می‌خوای پاشی بیای اینجا

و... و توی پذیراییِ من عیاشی راه بندازی؟

و مجبورم کنی پشتِ در گوش وایستم؟

نه، راستش در رو هم باز میذارم

حقیقت داره. اسمت رو از ویرایش امسالِ

کتاب درسی وست‌پوینت خط زدن

و جاش عکس یه اسب جنگی رو گذاشتن

مثل همون اسب جنگی توی فیلم «اسب جنگی»

که بر اساسِ تئاترِ... «اسب جنگی» ساخته شده

فکر کنم بر اساسِ کتابِ «اسب جنگی» باشه

بسه دیگه، انقدر نگید اسب جنگی، باشه؟

خیلی تحقیرآمیزه که بشینم و جنگیدنِ بقیه رو

توی پایگاهِ خودم تماشا کنم و خودم کاره‌ای نباشم

قربان، اجازه هست برای دلداری بغلتون کنم؟

آره. اصلاً می‌دونی چیه؟ نه

دیویدسون من رو تحقیر کرد. خار و خفیفم کرد

صندلی‌ش رو کرد صندلیِ تماشاچیِ بدبخت

من یه... تحقیر‌شده‌ی نشسته‌م

تحقیرشده. می‌دونی چیه؟ دیگه نشستن موقوف

صندلی‌ها رو جمع می‌کنیم. از این به بعد همه ایستاده کار می‌کنن

این کتابِ لعنتی رو ببر. - بله قربان. رو چِشم

صندلی تماشاچیِ بدبخت دیگه چه صیغه‌ایه؟

فکر می‌کنی حالش خوب میشه؟

آره. فقط زمان می‌خواد تا قضیه رو هضم کنه

اوه، خب، این‌طوری که خیلی منطقی به نظر میاد

اوه، نه، نه، نه، نه

«هضم کردن» اسمیه که اون روی نقشه کشیدن برای نابودی دشمن میذاره

آره، این بیشتر شبیه بابای منه

هی، می‌دونم من و سلست یه مدتی نبودیم

ولی، خب... آره دیگه

می‌خوایم دوباره دور هم جمع بشیم

و خیلی دوست دارم همگی با هم باشیم

و شاید شما دوتا هم بیشتر با هم آشنا شدید

مگر اینکه عجیب باشه. - چی؟ عجیب؟

چرا باید عجیب باشه؟

واقعاً هیچ دلیلی نداره که عجیب باشه

تو عجیبی. خودت عجیبی

که اصلاً میگی عجیبه

اه

نه، من سلست رو دوست دارم و شما دوتا رو هم با هم دوست دارم

خیلی هم دوست دارم با شما دوتا باشم

آره، حتماً. عالیه

خب، پس بیا یه برنامه‌ای بچینیم

بذار تو تقویم ثبتش کنیم. خیلی هیجان دارم

من پایه‌م. منتظرشم

دیگه وقتش بود

اوه، من سرم خیلی شلوغه

من که هنوز تاریخی نگفتم! - خب، آخه راستش

شبا برام سخته

اونم مثلاً... فقط هر شب

خب، شاید بتونیم صبحونه بخوریم؟

من و سلست هر روز صبح زود بیدار میشیم

و با هم می‌دوئیم. - آره، دیدمتون

شاید فکر کنید خیلی سخته

که آدم هم بدوئه هم زنش رو ببوسه

ولی شما قشنگ راه و چاهش رو یاد گرفتید

بچه‌ها، فهمیدم چطور دیویدسون رو توی بازی خودش شکست بدم

زیرِ دو دقیقه هضمش کردید؟

رکورد جدیدیه، قربان

گوش کنید، اون نبردِ بدون قانون می‌خواد؟

ما هم همون رو بهش میدیم. خب

خب، منظورتون از «بدون قانون» دقیقاً چیه؟

چیز خاصی نیست. می‌دونی

بخش اولش شاید شبیه آدم‌ربایی به نظر بیاد

ولی من چک کردم و از نظر قانونی

مشکلی نداریم

پس چیزی که دارید میگید قطعاً همون آدم‌رباییه

نه، نه، نه، نه، نه، نه

آدم‌ربایی یعنی وقتی کسی رو

برخلاف میلش و با استفاده از خشونت

و تهدید، اسیر کنی

بدترین چیزی که میشه درباره‌ی کار ما گفت اینه که

یه جورایی شبیخونه. می‌دونی؟

باشه. چرا ماده‌واحده‌ی قانونیِ

آدم‌ربایی رو حفظی؟

چون من یه وطن‌پرستم

ما چرا تو بلژیکیم؟ - نمی‌دونم مرد

دستور داشتم شما رو به محل تحویل برسونم

اینجا هم همون‌جاست

خب بچه‌ها

اوه، اوه، اوه

همه‌ی تجهیزاتمون دست شماست

ما رو دزدیدن؟

فکر کنم از نظر فنی، بهمون شبیخون زدن

اوه، لعنتی

تو به ما گفتی داریم تجهیزات نظامی می‌دزدیم

نه وسایل «لیزرتگ»، رفیق

این لیزرتگ نیست

شبیه‌سازیِ نبردِ تن‌به‌تنه

توی یه تمرینِ دوسرِ کور

که هیچ‌کدوم از طرفین نقشه‌ش رو به اون یکی نمیگه

پس ژنرال دیویدسون که تیم آبیه

روحش هم خبر نداره تیم قرمز چه نقشه‌ای داره

مثلاً اینکه ما الآن تیم قرمزیم

من هنوز نمی‌فهمم

چرا می‌خوایم با حمله به مافوقِ مستقیم‌مون

و سربازهای فوق‌حرفه‌ایش

خودمون رو سکه‌ی یه پول کنیم؟

ژنرال دیویدسون نبردِ بدون قانون می‌خواست

پس قانونی هم نیست که بگه ما نمی‌تونیم بازی کنیم

دیویدسون می‌خواد من رو تحقیر کنه

ولی من قراره حالش رو بگیرم. واسه همین

سرهنگ؟ - بله

من داوطلب میشم که مهره‌ی تعیین‌کننده باشم

نه. تو تجربه نداری

اینجا روزِ «دخترت رو بیار سرِ کار» نیست

روز جنگه. - اتفاقاً هست

دقیقاً روزِ «دخترت رو بیار جنگ»ـه

و آلیسون مک‌دانیل یه بند از این حرف می‌زد که

رفته به اون گاوداریِ مسخره‌ی باباش

و هر چقدر دلش خواسته

شیرکاکائو خورده

اینم شیرکاکائوی منه

خیلی خب، تفنگ رو بده به من. - نه

آره جونِ خودت. من اینجا خیریه‌ی «آرزوها» باز نکردم، باشه؟

ولی من واقعاً بهترین تیراندازِ لیزری هستم که داری

بچه‌ها، این لیزرتگ نیست

چند بار باید بگم؟

سربازها، مسلح کنید

Going Dutch subtitles in other languages

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left