Esimesed 200 rida.
...آنچه در "انتقام" گذشت
.اون مرد مو سفيدِ مرد .اسمش "گوردون مورفي" بود
يه چيز ديگه هم هست که .تو بايد در مورد مادرت بدوني
.گوردون مورفي" شوهرش بوده"
.کارا کلارک" هنوز زندَست"
الان چه نقشه اي داري؟
.اميدوارم تو يه مدت پيش ما بموني
اون تو خونه "گريسون"هاست؟
.آماندا" بهوش اومده و حالش خوبه"
.من دارم ميرم بيمارستان
."من "کارا" هستم، مادر واقعي "آماندا
.لطفاً اجازه بديد کمک کنم
.خواهش ميکنم
."فکر کنم به اندازه کافي اينجا بودي "ميسون
....يه نفر از اعضاي شرکت تو
.از "دنيل" در مورد سرمايه گذاري هاي پدر من سوال پرسيده....
."اون فرد "پادما" بوده "نولان
به من افتخار ميدي که همسرم بشي؟
....تا بطور قانوني و کامل همديگه رو موظف بدونيم که
.بر عليه همديگه در هيچ دادگاهي شهادت نديم....
تو يه جاي زخم خيلي وحشتناک داشتي .ولي اون جاي زخم الان ناپديد شده
چرا اين برات مهمه؟
دختر "کارا والاس" و "ديويد کلارک"؟
.من مطمئنم که تو دخترشون نيستي
....اگر ما حق انتخاب داشتيم
ميتونستيم در دنيايي زندگي کنيم که... .پر از حيله و مکر باشه
ميتونيم به خودمون اجازه بديم که ...با حيله گري کارامون رو پيش ببريم
و يا ميتونيم به کمکش قصد... .و نيت واقعي خودمون رو مخفي کنيم
.ـ سلام ."ـ سلام آقاي "مَتيس
بررسي صلاحيت شرکت من چطور پيش ميره؟
دنيل" همه چيزايي که لازم داشتيد رو در اختيارتون قرار داد؟"
.فکر کنم تقريباً نصف راه رو رفتيم
...اگر همه چيز همينطور طبق روال پيش بره
...من توصيه نامه ام رو براي آقاي "تاکدا" ارسال ميکنم....
.که حدوداً ميشه آخر هفته آينده....
.خوبه
بايد تسليت بگم يا تبريک؟
.هر دو
.پدر و مادرم همين آخر هفته دوباره ازدواج ميکنند
و اگر شما سرتون شلوغ نباشه .خيلي خوشحال ميشيم که به ما بپيونديد
.زياد شلوغش نکرديم
کل مهمونامون حدود صد نفر هستن .مراسم هم توي زمين چمن جنوبِ باشگاه شکارِ
باعث افتخاره که بيام ميتونم دوست دخترم رو هم بيارم؟
چرا که نه؟
همه چيز مرتبه؟
."کارت عاليه، ممنون "جينو
.باعث افتخاره
...پس
.امپراطورها لباس نو پوشيدن....
و درست براساس نقشه ...الان ديگه فقط يکم وقت لازمه تا
.دنيا متوجه بشه که او چه مدير نالايقيه...
...بيا ، اينم ليست جراحاي ترميم پوست
.که تو باهاشون مشورت کردي...
و در نهايت، دکتر "اسپنسر" کسي بوده .که اون زخم رو برداشته
....تو توي هتل" پلازا" زخم رو پاک کردي
.به تاريخ 19 سپتامبر 2007....
.2006
.آماندا" تو بايد کاملاً جزئيات رو بدوني"
ميسون" حتماً سعي ميکنه که با سوالاش" .تا ميتونه تو رو سردرگم کنه
قراره بهش بگم که پول اون عمل رو چطوري پرداخت کردم؟
.بگو يه حامي سخاوتمند توي کلاب پول رو داده
.من برات يه سري جزئيات رو هم در مورد اون شخص نوشتم
که بايد اميدوار باشيم لازم نباشه .ازش اسمي برده بشه
اگر اون حرفام رو باوَر نکرد چي؟
اگر شروع کرد که بيشتر پرس و جو کنه چي؟
.اون اينکارو نميکنه
....تا آخر اين هفته
سوختگي کمر من تبديل ميشه... ...به يه خبر کهنه و بدرد نخور
...و "ميسون" همه توجهش و حواسش رو متمرکز ميکنه....
.روي سرنخي که من براش ميفرستم...
و اين اونو به کجا ميکشونه؟
.ميبردش به سمت "گريسون"ها
.تو زن خيلي خوش شانسي هستي
.کارا" ميبينم که داري خودت رو توي خونه مشغول ميکني"
.دارم سعي ميکنم
.آدم اينجا راحت گم ميشه
....شانس عاشق شدن دوباره
.زياد براي کسي پيش نمياد...
...ولي واسه بار سوم و چهارم
.حتماً بايد يه طلسم خوب داشته باشي...
.اميدوارم تو هم واسه مراسم عروسي بياي
.....ميخوام اين آخر هفته رو با دخترم سپري کنم
.و پيش نوه ام باشم....
اوضاعشون چطوره؟
.خوبن
.البته با در نظر گرفتن چيزايي که پشت سر گذاشتن ميگم
البته ، وقتي تصور ميکنم که ...تو چه چيزايي رو تحمل ميکني
.فکر کنم هر روزي که ميگذره واسه تو رحمته...
.که مستقيماً از بهشت فرستاده ميشه
....من تو روزنامه خوندم که
...توي مدتي که تو بازداشت بودي...
.مامور "مورفي" هر روز به ديدنت ميومده...
شما دوتا در مورد چي صحبت ميکرديد؟
.به اندازه اي که شکنجه ام ميکرد حرف نميزد
....به همون اندازه که اون با تو مهربون بوده
اون مردي که منو دزديده بود... .چيزي جز يه ديو توي قلبش نداشت
.تو خيلي خوشکلي
.دوست دارم
ديو، ها؟
.ولي الان ديگه کاملاً ثابت کرده که اون واقعاً چيه
.اون يه ترسو و ياغي به تمام معنيه
.پس واسه من بهترين کار واسه ايمن بودن اينه که برم
اون ممکنه که ترسو باشه .ولي مطمئناً يه آدم خطرناکه
....و من احساس ميکنم که اگر تو اينجا بموني
.امنيت بيشتري داشته باشي...
دست کم تا موقعي که مطمئن بشيم .ديگه با اون برخورد نميکنيم
."سلام "اميلي
.من فکر ميکردم که قراره ديگه با همديگه صحبت نکنيم
من به اون اسلحه اي که .باهاش "گوردون مورفي" رو کُشتي نياز دارم
.باشه، و منم يه درخواست از تو دارم
.ميخوام منو توي مراسم عروسي "گريسون" همراهي کني
تو اون اسلحه رو داري يا نه؟
.بله رو بگو تا اسلحه مال تو بشه
.باشه
.آدرس جايي که هستم رو برات ميفرستم
.بيا اينجا دنبالم و دستکش هم بپوش
چرا؟ مگه داري چيکار ميکني؟
.دارم يه تيکه گنده يخ رو جابجا ميکنم
....ببين، من عاشق اينم
...ولي رنگش مشکل داره...
خداي نکرده ممکنه مادرت فکر کنه که... .من به عمد توي مراسم عروسيش سفيد پوشيدم
زيپ لباسم رو باز ميکني؟
مسئول بخش حقوقي بهم گفت که ....اونا هيچ دسترسي به
قرارداد کاري امضا شده توسط... .ديويد کلارک" ندارن"
....هر پرونده اي که به اون مربوط بوده
.همون 19 سال پيش توسط دولت ثبت و ضبط شده...
."اين يه دليل قانع کننده واسه مدير مالي "نول کورپ
....ديگه دستش بهشون نميرسه
.حتي اگر دلايل خاص خودش رو داشته باشه...
..."شايد نظريه "اِيدن" که معتقده "نول کورپ
...يکي از شرکت هاي تابعه ولي معرفي نشده شرکت "گريسون"ـه...
.بيشتر از اينکه به نظر مياد مسخره باشه....
....شايد هم "نولان" فهميده که اون اومده پيش ما
.و جلوي تحقيقات بيشتر اونو گرفته...
.پس اونو به عروسي دعوت کن
.اونو توي يه موقعيت بي طرف قرار بده
.عروسي پدر و مادرم به اندازه کافي خودش بي معني هست
چرا فکر ميکني اون دعوتمون رو قبول ميکنه؟
....چونکه "نولان راس" کلاً از نظر پزشکي
.نميتونه از يه مهموني خوب چشم پوشي کنه...
"آماندا؟"
.سلام
داري کجا ميري؟
.سلام
.دارم ميرم بيرون تا چندتا پوشک بخرم
.من امروز صبح چندتا خريدم
.توي کشوي پايينيه
.عاليه
.فکر کنم، واسه پياده روي بچه رو ببرم بيرون
....دکتر بهم گفت که بايد تا جايي که ميتونم
.زياد راه برم....
.خب، کاملاً واضحه که تو زياد اينکار رو ميکني
اوضاع اون پايين چطوره؟
.....راستش رو بخواي، فکر نميکنم متوجه شده باشم که
...بسته بودن اينجا چقدر روي من تاثير داشته...
ولي ميتونم قسم بخورم که، الان ... .احساس ميکنم که دوباره زنده شدم
.مراقب باش
....به بار بهم گفتي که چقدر متنفر بودي از اينکه
...پدرت ميزان شادي خودش رو با اين ميسنجيد که...
.هر شب چقدر اينجا کاسبي کرده...
.آره، ولي دليلش اين بود که اون فقط اينجا رو داشت
...من و "دکلان" هميشه سر اين موضوع باهاش بحث داشتيم
.که ازدواجش مزخرف بوده...
....ولي من ميخوام ثابت کنم که
.تو همه توجه منو داري...
.اونم کاملاً واسه خودت
!"جک"
!جک"! بيا"
.من بايد برم پايين
مشکلت چيه؟
من بهشون گفتم که صبر کنن .ولي اونا دارن به همديگه ميپرن
رفقا، چه خبرتونه؟
ايناهاش، ببينم اين يارو ديگه کدوم خريه؟
.براش بگو که چند وقته من دارم برات مشروب ميارم
.متاسفم "جک"، اين يارو قيمتش خيلي زياده
.ميتونم يکي که ارزونتر کار ميکنه رو گير بياريم
.تو نميتوني يه مشروب کيفيت بالا رو با 8 دلار توليد کني
.نه، تو نميتوني، من ميتونم
صبر کن ببينم، ما ميتونيم با 8 دلار مشروب درست کنيم؟
.هيچکس نميتونه با 8 دلار اينکارو بکنه
.نه به صورت قانوني
تو داري چي ميگي رفيق؟
کني"، "کني"، من به اين کار رسيدگي ميکنم، باشه؟"
.خودم حواسم هست
.ببين "ميک" بزار با چند جا تماس بگيرم
....اگر متوجه شدم که هيچکس مثل تو کار نميکنه
.قطعاً ميام سراغ خودت...
.لازم نکرده، فقط يه چيزي به شما پسرا ميگم و ميرم
.پدرتون بابت کار شما خيلي خجالت زده ميشه
.اميدوارم متوجه باشيد که داريد با کي کار ميکنيد
.خيلي تاثير گزاره
.معذرت ميخوام
...نه، من
...من گاهي وقتا که دارم نقاشي ميکشم خيلي تمرکز ميکنم...
.و فراموش ميکني که کجايي
تو هم نقاشي ميکني؟
.آره
....با نزديک شدن به مراسم عروسي
همه چي داره يکم گيج کننده ميشه، درسته؟...
.فکر کنم پارسال مراسم خود تو بود
No comments yet. Be the first to leave one.