Esimesed 200 rida.
چشماتو ببند
واو، واقعاً؟! اومهوم
تادااا! اوه
گیفتهای اضافه از میز عروسی
داری سنگ تموم میذاری، جک
فقط دارم جادو رو زنده نگه میدارم
امم، حالا که حرفش شد، پایه هستی بعداً ناهار بخوریم؟
یه ناهار رمانتیک با تو؟
هر وقت بگی. رمانتیک؟ بله
ولی، امم، یه چیزی هست که میخوام دربارهش باهات حرف بزنم
همهچی روبهراهه؟ آره
یه جورایی حواست پرت به نظر میاد
نه، خوبم. بعداً باهات حرف میزنم
جک، میتونی برای تست بازیگریم بهم کمک کنی
وقتی تو «کیپ ورد» پهلو گرفتیم؟
چند ساعت مرخصی دارم
اوه، رفیق. ببین، خودت میدونی که اگه میتونستم میکردم
ولی دارم کیت رو میبرم ناهار بیرون
اوه. نه، دیگه چیزی نگو
عشق و عاشقی در اولویته. (با خنده)
اوه، جک. خودِ خودتو میخواستم
میشه یه نگاهی به این برامون بندازی، لطفاً؟
بله
«کروز سوگواری ما، فرصتیه برای شما تا شرکت کنید...»
«...در یه سفر دریایی تحولآفرین که به بهبودیتون کمک میکنه.»
آره
همهاش درباره بزرگداشت زندگی یه عزیزِ از دست رفتهست
یکم... غمانگیز به نظر میاد
صدای تشویق
موسیقی شاد - صدای خنده
پس اون تو کروز سوگواریه
خب، سلام ملوان
هورت کشیدن
بده بیرون. (بازدم)
چند وقته این سرفه رو داری؟
ارر... (صاف کردن گلو)
چند روزه. زیاد نیست
سینهات کاملاً صافه
پیشنهاد میکنم آبنمک ولرم قرقره کنی و شاید یکم عسل بخوری
که بمالم رو سینهام؟
برای تسکین گلو
راستش، امم، داشتم فکر میکردم که شاید، امم
فردا یه گشت و گذار بیرون از کشتی داشته باشیم
یکم وقت برای استراحت
باید این کار رو بکنی. داشتن اون همه مسئولیت برای چنین کشتی بزرگی
و هر روز دور و برِ هزاران آدم بودن
آدم ممکنه به طرز عجیبی احساس تنهایی کنه
خیلی خوب میشد
که روز رو با... یه نفر بگذرونی
بله، مطمئنم خیلی دلپذیر میشه
امم
خب، امم... ممنون
و، امم
بهتره برگردم سر کارم. پیرز
اگه سرفهات بدتر شد
معطل نکن و بیا پیشم
حتماً
من شوهرم رو چند سال پیش از دست دادم
ولی میدونم اون نمیخواست من غصه بخورم
همیشه میگفت: «دنیا مال زندههاست.»
موافقم. اوه
اون الزاست
اون شش هفته پیش شوهرش رو از دست داد
مطمئنم گپ زدن با یه آقای خوشتیپ حالش رو جا میاره
و اون آقای خوشتیپ کی هست حالا؟
تو. (با خنده)
امم
برات یه چیزی آوردم که حالت رو بهتر کنه
ایشون جک هستن. خواننده مقیم کشتی
با بیحوصلگی: السا کربتری. سلام
با شوهرم، تیم، آشنا شو
برای از دست دادنش خیلی متأسفم
همیشه آرزوی سفر با کروز رو داشت
انگار آرزوش برآورده شد، نه؟
اوه، بیخیال السا، انقدر سخت نگیر. تیم مرده، تو که نَمردی
اتفاق دیگهای هست که باید در جریانش باشیم؟
نه، چیز خاصی نیست
اگه کاپیتان کنترل حواسش رو از دست داده باشه
خب، ما که این رو نمیدونیم
باید اقدام لازم رو انجام بدیم
و کاپیتان رو برای یه اشتباه ساده گزارش کنیم؟
علائمش، امم، نشوندهنده یه جور زوال عقله
که برای مردی تو سن و سال اون غیرعادیه
اون تو بهترین دوران زندگیشه
کیت. (آه میکشد)
وقتی پدرت... ببین، من
فقط فکر میکنم باید حواسمون بهش باشه، باشه؟
موسیقی شاد
اوه! سلام دوباره
کارائیب. کریسمس پارسال
«نوئل» خوشحال با دوربین وفادارش
فکر نمیکنم قبلاً همدیگه رو دیده باشیم
ولی مگه اون موقع شوهرت رو تازه از دست نداده بودی؟
اولین کریسمس بدون اون نبود؟
اوه، ببخشید ولی حتماً اشتباه میکنید
ما نبودیم، مگه نه؟
معذرت میخوام خانمها. اوه
بفرمایید آقا. ایناهاش
رایگانه
این سیزدهمین سفر کروز منه
آدم عادت میکنه که همون آدمها رو مدام ببینه
حتماً گیج شدم
نه، نه. بفرمایید بشینید
سلام به همگی، من کالین هستم، مدیر کروز شما
و اینجام تا
بهتون کمک کنم یاد عزیزانتون رو گرامی بدارید
خب، ما خیلی امیدواریم
که بتونید بعداً در پیادهروی سوگواری به ما ملحق بشید
قراره از بازار «سوکویپرا» دیدن کنیم
جایی که میتونید کلی جنس ارزون شکار کنید
همچنین، اگه خوششانس باشید، میتونید امتحان کنید
مقداری از رام مخصوص محلی، یعنی «گروگ» رو
آره، ولی این فقط یه نمونهست، خانم جوان
حواسم بهت هست، باشه؟ کی نیست؟
صدای خنده
پیج کشتی: «صبح بخیر به همه مسافران عزیز.»
«محلهای خروج، امروز در طبقات شش و هشت خواهند بود.»
صبح بخیر
کاپیتان پیرز دِ وریس هستم، دارم گشت میزنم
شما هم در پیادهروی سوگواری شرکت میکنید؟
من زنمرده نیستم. اوه، متوجهم، ببخشید
من نویسنده سفرهای غذایی از اسپانیا هستم
دارم روی یه مقاله درباره رامِ کیپ ورد کار میکنم
دنبال یه جای رمانتیک برای غذا خوردن میگردم
پیشنهادی داری؟
همیشه «ماریسکریا اسپشیالیا»
استیکهای خیلی تند و غذاهای دریایی عالی که تو دهن آب میشن
عالی به نظر میاد. حتماً بهش سر میزنم، پیرز
من همیشه به رام علاقه داشتم
که چطور تو هر منطقه روش تولیدش متفاوته
خودمم گهگاهی یه چیزهایی مینویسم
بهم گفتن تو این کار استعداد دارم
خب، خوشحال میشم باهام بیای
بدم نمیاد یه همراه داشته باشم
عالیه
کالین از بلندگو: «بعد از ظهر همگی بخیر.»
«خوشحالم اعلام کنم که الان در کیپ ورد پهلو گرفتیم.»
«خورشید داره میتابه.»
«و من یه لیوان بزرگ گروگ میبینم که روش اسم من نوشته شده.»
«هر کی زودتر رسید!»
پیادهروی سوگواریِ یه مشت بازنشسته
این اصلاً چیزی نبود که برای روز تعطیلم تو فکرم بود، جک
خب، بیا این تیکه از پیادهروی رو تموم کنیم
بعدش میتونیم بگردیم دنبال اون رستوران
«ماریسکریا اسپشیالیا»؟ چی؟ ببخشید؟
نمیدونم. اوه، نگاه کن
بیخیال دیگه. ۳۰۰۰ اسکودو قیمت منصفانهای برای اونه
رفیق! نگاه کن. این بهترین صنایع دستیِ کل جزیره است
بهترین قیمت رو بهت میدم، تضمینی
هی، شنیدی که خانم چی گفت
پاتو از کفش من بکش بیرون، نیازی به کمکت ندارم
تیلی، پولت رو بذار کنار. نباید اینطوری همه جا نشونش بدی
پیشنهاد آخر منه. میخوای بخواه، نمیخوای نخواه
قبوله
واقعاً داری با جلب توجه برای خودت دردسر درست میکنی
تو ذوق آدم رو تو همه چی کور میکنی
اینجا همهچی روبهراهه؟ نه، خانمِ مبادیِ آداب
طبق معمول فقط داره مته به خشخاش میذاره
فکر میکردم حداقل امروز
یکم بهم احترام بذاری، اونم امروز که اینطوریه
ببین، چطور بگیم بگردیم یه جای خوب پیدا کنیم؟
فکر نمیکنم هنوز آماده خداحافظی باهاش باشم
خب، من بعداً میام پیشتون
نمیخوام جو رو خراب کنم
حالت خوبه؟ فقط به یکم زمان نیاز دارم
هر چقدر زمان لازم داری بردار. ممنون
به نظرت حالش خوبه؟
بهترین راه برای لذت بردن از گروگ
اینه که یه ضرب سر بکشیش
اوه، واو
عجب چیزیه. واو
نیشکر هیچوقت اینقدر شیرین نبوده
جمله خوبی برای مقالهته. یکی دیگه بیار
نوش
بلندگو: «..به سمت بار کارائوکه در طبقه هشت بروید.»
جمیل
جمیل، خیلی متأسفم، اصلاً ندیدمت اون پایین
حالا باید اینجا رو تمیز کنم
شنیدم برای شغل تیم سرگرمی درخواست دادی
امروز صبح تو باشگاه داشتیم بهش میخندیدیم
به نظر میاد رقیب پیدا کردم
تو هم درخواست دادی؟
البته. اوه، درباره سابقه کارم تو سیرک نشنیده بودی؟
«موسوویچ باشکوه»؟
مادرم یه نرمتنِ خیلی مشهور بود
کالین اصلاً نگفت که تو هم تو رقابتی
جالبه، به من گفت کار مال خودمه
نصیحت منو میخوای؟
من اگه جای تو بودم لنگ رو میانداختم
قبل از اینکه خودت رو سکه یه پول کنی
نجوای با گریه: دلم برات تنگ شده بابا
اینجایی. دیگه داشتم فکر میکردم شما دو تا هم منو ول کردید
پس خبری از تیلی نیست؟
نه. گفت وقتی داریم با تیم خداحافظی میکنیم اینجا باشه
ولی انقدر بیرون مشغول شکار کردنِ تخفیفه
که وقت نداره پیش بهترین دوستش باشه
خب، تو اینجا منتظر بمون. ما میریم ببینیم میتونیم پیداش کنیم یا نه؟
خب، احتمالاً یه جایی داره با یه مردی لاس میزنه
اومم
نمیخوای بگی چی تو فکرته؟
No comments yet. Be the first to leave one.