Titans - Fourth Season

Titans - Fourth Season

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 4

Väljalaske info

Titans S04E09 1080p WEB h264-ETHEL
Titans S04E09 720p WEB h264-ETHEL
Titans S04E09 1080p WEB H264-CAKES
Titans S04E09 480p WEB x264-RMTeam
Titans S04E09 WEBRip x264-ION10
Titans S04E09 WEB XviD-RMX
Titans S04E09 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Titans S04E09 1080p WEB x264-RMTeam
Titans S04E09 480p WEB HEVC x265-RMTeam
Titans S04E09 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Kommenteerib Mohammad_Alpha
🈯️👽 𝐀𝐥𝐩𝐡𝐚 مـحـمـد | 𝘼𝙣𝙞𝙢𝙚-𝙇𝙞𝙨𝙩.𝙉𝙚𝙩 🈯️🈯️

Sildid

web
1080
720p
720
x264
480p
480
webrip
BRip
XviD
x265
HEVC
Avaldatud: 2023-04-20
Allalaadimised: 45
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫سلام.

‫خوبی، عزیزم؟

‫اسمت چیه؟

‫گارفیلد لوگان.

‫گارفیلد؟ گربه رو دوست داری؟

‫اون گربه رو دوست دارم.

‫اسمم کریسه. ‫من به گوریلاها رسیدگی میکنم.

‫از گوریلاها خوشت میاد، گارفیلد؟

‫باشه. یه دقیقه همین جا بشین ‫و نگاهشون کن.

‫نمی‌خوام تنها باشم.

‫مجبوری که باشی، باشه؟

‫باید برم یه اطلاعیه بدم ‫تا بتونیم پدر و مادرت رو پیدا کنیم.

‫مطمئنم اندازه خودت نگرانتن.

‫زود بر می‌گردم، عزیزم.

‫گارفیلد لوگان.

‫گار، کجایی؟

‫ریچل!

‫گار!

‫دیک؟

‫بله.

‫محافظ «قرمز».

‫پیدات کردم.

‫اوه!

‫خوش اومدی.

‫تو کی‌ـی؟

‫اون چیه دیگه؟

‫چند تا دوست وفادار ‫که با همدیگه کار میکنن؟

‫«دوست»؟

‫شما رو ترسونده؟

‫یه شیر و یه خفاش.

‫گشنه‌ـشونه، برای همین به شکار میرن.

‫اه، آره. تو چی؟ ‫گشنه‌ـته؟

‫تو کی هستی؟

‫من کجام؟

‫تو روی نوک قله کوه کلیمانجارو.

‫من آوردمت این جا. ‫از توی «قرمز».

‫قرمز؟

‫حقیقت. این چیزی و کسی ‫که من هستمه.

‫دوست‌هام کجان؟

‫تو کی هستی؟

‫مثل توـم، دوست من.

‫من یکی با تمام حیوانات که نفس میکشن ‫و خون ریزی میکنن هستم

‫من...

‫آزادی توـم.

‫سریال «تایتان‌ها» ‫فصل چهارم - قسمت نه

.:: ترجمه ای از محمد آلفا ::.

‫آخرین چیزی که یادمه اینه ‫که با دوست‌هام بودم،

‫فکر کنم داشتیم با پایان مواجه می‌شدیم...

‫بعدش...

‫من رو به «قرمز» ببر.

‫چی شد؟

‫کاری که بهت گفتم رو کردی.

‫خودت رو نجات دادی.

‫بعدش...

‫آوردمت این جا.

‫تایتان‌ها کجان؟

‫نمی‌دونم.

‫بیا.

‫امتحان کن، یکم بخور.

‫اگه تو ، من رو آوردی اینجا، ‫خودت هم می‌تونی من رو برگردونی.

‫من آشپز خیلی خوبیم.

‫باید برم خونه.

‫من رو به «قرمز» ببر!

‫من رو به «قرمز» ببر!

‫چرا کار نمیکنه؟

‫نیاز به قدرتت داری.

‫گرسنه‌ای.

‫می‌تونم حسش کنم.

‫حالا بشین.

‫چیزی که تعارف میکنم رو بخور.

‫من رو برگردون.

‫فقط خودت می‌تونی راه برگشتت رو ‫از توی «قرمز» پیدا کنی.

‫و دقیقاً «قرمز» چیه؟

‫نیرویی حاکم بر تمام حیواناته ‫و اون‌ها رو توی این دنیا،

‫و خیلی دنیاهای دیگه، ‫به همدیگه متصل میکنه.

‫مکانی کاملاً زنده،

‫جایی که تمام قلب‌های تپنده، ‫درونش جریان دارن.

‫فقط افراد منتخب کمی می‌تونن ‫به قدرت خامش دست پیدا کنن.

‫طاعون سبزی که پدر و مادرت رو کشت

‫و همین طور تو رو تغییر داد.

‫اون بیماری من رو تغییر نداد.

‫یه روانی به اسم چیف، تغییرم داد.

‫دکتر نایلز کالدر...

‫طاعون سبزی که داشتم رو درمان کرد.

‫من تنها بازمانده‌ـش بودم.

‫می‌دونم.

‫سوکوشا خانواده من رو هم کشت.

‫خواهرم و فرزندهاش.

‫متاسفم.

‫شیوع، کسایی که دوستشون داشتیم رو گرفت.

‫برای همین آوردمت این جا.

‫غم مشترکمون، به آتشمون دامن میزنه.

‫به کمکت نیاز دارم.

‫گوش کن...

‫این روزها همه‌ـمون ‫مشکلات خودمون رو داریم، مرد، من...

‫و مطمئنم که مشکلات تو مهمه.

‫و اگه تو آینده بتونم ‫بهت کمک کنم، قطعاً میکنم.

‫اما الان، واقعاً باید برگردم پیش دوست‌هام.

‫روحت هم خبر نداره ‫مقابل چه شیطانی قرار گرفتیم.

‫ماه‌های خونی، طلسم، ‫اهریمن‌ها. من...

‫برگشت من پیش دوست‌هام، ‫مسئله مرگ و زندگیه.

‫شاید برای کل دنیا.

‫هنوز نمی‌دونی که چی واقعاً ‫دنیا رو تهدید میکنه.

‫نه.

‫بمون.

‫نه!

‫صبر کن!

‫اون‌ها کی بودن؟

‫مردانی که به قلمرو من تعلق نداشتن.

‫می‌دونستن تا تموم نشن، دنبالشون میگردم

‫برای همین اول حمله کردن.

‫وقتی کلاه‌خود بیست رو میذارم،

‫می‌تونم صدای بوزینه‌هایی ‫که از جنگل گرفتن رو بشنوم...

‫که جیغ میزنن.

‫پشت سر همدیگه، ‫پشت میله‌های قفسشون.

‫الان عفونت کردن.

‫دارن می‌میرن.

‫کاری کن به نفس کشیدن ادامه بده.

‫اما دکتر مایرز...

‫به داده‌ها نیاز دارم. اسکالپل.

‫کالبدشکافی در حینی که هنوز زنده‌ـست.

‫محض رضای خدا، یکم چسب بزن دهنش

‫که حداقل خفه شه.

‫باید این بوزینه‌ها رو آزاد کنم

‫و آزمایشگاه رو بسوزونم و با خاک یکسان کنم.

‫بیماری که خواهرم و فرزندانش،

‫پدر و مادرت، ‫و ده‌ها دیگه رو کشت،

‫از همین آزمایشگاه اومده، گار.

‫چی؟

‫بالاخره وقتشه که ما عدالتی ‫که باید رو برای خانواده‌ـمون به پا کنیم.

‫این ماموریت مقدسمونه.

‫خیلی راجع بهم می‌دونی.

‫اصلاً قراره چیزی راجع به خودت بهم بگی؟

‫یه زمانی اسمم دومنیک امنداوه بود.

‫اما روزی که مایک مکسول ‫این کلاه‌خود رو بهم داد،

‫تنها فریدوم بیست موند.

‫فراتر از پیوند دادن من به «قرمز».

‫کلاه‌خود باستانی،

‫عمرم رو افزایش داد.

‫بهم قدرت، طاقت و قدرت ترکیب

‫دو موجود با همدیگه و تبدیل ‫به یه ابر دورگه رو داد.

‫عجیب‌ترین قدرت تاریخه.

‫افسانه بیست،

‫بر می‌گرده به زمان امکُناره و کانیانگا.

‫هر کدوم از ما با ابزاری ‫که داشتیم در بهترین حالت خودمون

‫از دوره‌ـمون محافظت کردیم.

‫اما تو به کلاه‌خود نیازی نداری.

‫تو با ما متفاوتی.

‫با مرد حیوونی یا ویکسن

‫یا بقیه کسایی که به «قرمز» متصل، متفاوتی.

‫کارهایی بزرگ‌تر و بیشتر ‫از کارهای اون‌ها می‌تونی بکنی، گار.

‫کارهای بیشتری از کارهای من.

‫آوردمت این جا که این رو بهت نشون بدم.

‫تا ذهنت رو از قفسی ‫که اجتماع میذاره، رها کنم.

‫اگه من بیشتر از هر کس دیگه‌ای ‫به «قرمز» متصلم،

‫چرا فقط به حیوون‌های سبز تبدیل میشم.

‫رنگ مورد علاقه‌ـت سبزه، مگه نه؟

‫آره، یعنی از همون موقع ‫که بچه بودم، همین بود.

‫تاثیر تو روی «قرمز» عجیبه.

‫این رو بنوش.

‫چی کار میکنه؟ ‫بزرگم میکنه یا کاری میکنه کوچک شم؟

‫یکم از جفتش.

‫نابودت میکنه.

‫حقیقت رو ببین، جلوی آزمایشگاه رو بگیر

‫و بعد از چند لحظه، از «قرمز»

‫به زمان خودت سفر میکنی.

‫حالا.

‫شروعش کن.

‫چه قدر طول میکشه تا شروع شه؟

‫چه قدر طول میکشه تا شروع شه؟

‫چه قدر قراره طول بکشه ‫تا شروع شه؟

‫چه قدر طول میکشه تا شروع شه؟

‫چه قدر طول میکشه تا شروع شه؟

‫چه قدر طول میکشه تا شروع شه؟

‫چه قدر قراره طول بکشه ‫تا شروع شه؟

‫نفس بکش.

‫داریم کجا میریم؟

‫گار؟

‫از زمین با گار صحبت میکنم.

‫داریم کجا میریم؟

‫نمی‌دونم.

‫چرا، می‌دونی.

‫این دفعه رو صندلی راننده‌ای.

‫نه.

‫دیک کجاست؟

‫حالا که همه این جایین،

‫نظرتون راجع به یکم آهنگ چیه؟

‫همیشه همه رو دنبال کردی، کار.

‫معلومه که کردم.

‫اول، پدر و مادرت،

‫بعدش هم دکتر کالدر ‫و بعدش هم دیک.

‫مثل یه توله سگ گم شه.

‫خفه شو.

‫وقتشه دست از دنبال کردن برداری.

‫نگران ما نباش، گار.

‫چه طور می‌تونم نباشم؟

‫شما خانواده منین.

‫برگرد به نفس کشیدنت.

‫عمیق‌تر برو.

‫جینکس.

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left