The Hive

The Hive

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

The Hive 2014 WEBRiP x264 AAC translated 2025 12 17T21 22 38 569Z
Kommenteerib Don Milo

Sildid

bluray
Avaldatud: 2025-12-18
Allalaadimised: 26
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

ک‏‫ندو‬

‏‫دوستت دارم.‬

‏‫یادت هست؟‬

‏‫اُه، لعنتی!‬

‏‫بیا دیگه.‬

‏‫خدای من.‬

‏‫یادت میاد؟‬

‏‫لعنتی! هیچی یادم نمیاد.‬

‏‫چه خبره؟ کوفت بشه!‬

‏‫من کی هستم؟ کوفت!‬

‏‫سلام.‬

‏‫الو؟‬

‏‫کسی اونجاست؟ میتونی کمک کنی؟‬

‏‫به هیچ‌کس اجازه نده، مهم نیست چی بشه.‬

‏‫- دیوونه شدی، رفیق. - خب، ما ۶۳ روز وقت داریم.‬

‏‫فکر می‌کنی بدون گوشی یا اینترنت چطور زنده می‌مونی؟‬

‏‫بی‌خیالش شو، لعنتی! ما جوونیم.‬

‏‫اون کیه؟‬

‏‫آدام گلدستاین؟‬

‏‫هیولا‬

‏‫خب، من چی می‌دونم؟‬

‏‫من آدامم.‬

‏‫دیگه چی؟ چه خبره؟‬

‏‫چه خبره؟‬

‏‫این یعنی چی؟ من شهروند آمریکام. اگه به کارهایی که اون می‌کنه ادامه بدی...‬

‏‫یه هولوکاست هسته‌ای راه می‌افته. لطفا، بس کن.‬

‏‫اون جاسوسه، درسته؟ پس حالا مادر روسیه رو می‌شناسی.‬

‏‫خب... من روسی‌ام؟ روسی، روسی، روسی.‬

‏‫من یه دانشمند نوجوون روسی از دوران جنگ سردم که ظاهراً پیر نمی‌شم.‬

‏‫شاید نه.‬

‏‫بعضی وقتا فرار می‌کردم و می‌اومدم اینجا. آرومه، یه جای صلح‌آمیزه.‬

‏‫- این جا شبا فوق‌العاده‌ست. - آره، اینجا جای خوبیه برای فکر کردن، صداها...‬

‏‫آب بهت آرامش میده. مدیتیشن چطوره؟‬

‏‫- مدیتیشن چطوره؟ - مدیتیشن چطوره؟‬

‏‫اگه اینطوره.‬

‏‫واقعاً دارم نسبت بهت حسی پیدا می‌کنم. این چقدر عجیبه؟‬

‏‫- ما خیلی به هم وصلیم. - نکن.‬

‏‫اصلاً بد نیست.‬

‏‫جس، من نمی‌خوام به کسی آسیب بزنم.‬

‏‫خوبه.‬

‏‫حتماً یه احمق‌ام.‬

‏‫خدای من، اینجا چه اتفاقی افتاده؟‬

‏‫انگار گیر افتادیم.‬

‏‫گوش کن...‬

‏‫متاسفم.‬

‏‫انجام شد.‬

‏‫لعنتی.‬

‏‫گوش کن، هنوز اون تشنج‌های احمقانه و وحشتناک رو داری.‬

‏‫تو رو می‌ترسونن.‬

‏‫- چند سالته؟ - هفت و سه چهارم.‬

‏‫از دخترم بزرگتری، اون فقط هفت سال و نیمشه.‬

‏‫میرم با پدر و مادرت راجع به یه عملی حرف بزنم که میخوام انجام بدم.‬

‏‫چیز بدی نیست، بهش میگن برش چندگانه زیر نیمکره.‬

‏‫این همه کلمه برای توصیف بریدگی‌های خیلی کوچیک، حس نمیشه.‬

‏‫خب، از ده بشمار. اینجا رو تمیز کن لطفاً.‬

‏‫- ده... - باشه دکتر.‬

‏‫نه...‬

‏‫- هشت... - خوبه، ممنونم.‬

‏‫- هفت... - یه برش پنج میلی‌متری میدم.‬

‏‫اوه، نه!‬

‏‫دکتر، خون زیادی رفت.‬

‏‫نه!‬

‏‫لعنتی.‬

‏‫خوبه.‬

‏‫خاطرات من نیستن‬

‏‫امروز یه روز خیلی خاصه و راستش حوصله ندارم بیشتر از اینا بشنوم و...‬

‏‫بیمارگونه که باید وضعیت فیسبوکتو آپدیت کنی.‬

‏‫روز خاصیه؟‬

‏‫این کنایه است، اون عوضی‌ها کارشون تمومه.‬

‏‫این زمانیه که ستم‌دیده‌ها خودشون رو نشون میدن و قدرت رو به دست میگیرن...‬

‏‫- قدرت کسایی که صاحبشن. - و اونا که قدرت دارن چی؟‬

‏‫اون بچه‌ها. ما هیچ قدرتی روشون نداریم. اونا می‌دونن هر...‬

‏‫اقدام انضباطی که ما انجام بدیم فقط یه پیشنهاده. چون اونا...‬

‏‫یه زنگ ساده به والدین پولدارشون میزنن و ناگهان بیلی کوچولو...‬

‏‫دیگه لازم نیست تختت رو مرتب کنی. باید با این دست‌ها انجام بده.‬

‏‫- این بیلیه. - به جهنم بیلی! نکن.‬

‏‫باشه، آره. ولی فقط بیلی نیست، برای همه بیلی‌های کوچولوئه.‬

‏‫- دست از صدا زدنشون بردار. - اسمش چیه؟ اون پسر رفت.‬

‏‫- از پاراشا حرف نزن. - آره، پاراشا. اون پورتوریکویی.‬

‏‫- اون هندی بود. - منو نمی‌فهمی.‬

‏‫- چی رو نمی‌فهمم؟ - بیاید همه اینا رو... کنیم.‬

‏‫- کی رو... کنیم؟ - هیچکس جِسی، همه چی خوبه.‬

‏‫خیلی خوشگل شدی.‬

‏‫- پیر. - عاشقشم. باورم نمیشه که این دوست...‬

‏‫دختر لعنتی منه. این برای همیشه است.‬

‏‫آره. باشه. فقط یه بازی آب‌پاشیه، بیا بریم.‬

‏‫بزنیمشون!‬

‏‫صبح بخیر اردو‌زن‌ها. امیدوارم کفش‌های دویدنتون رو آورده باشین...‬

‏‫چون میام دنبالتون. عوضی‌های کوچولو.‬

‏‫می‌بینی. بالاخره مزخرف‌گویی رو کنار گذاشتی و وحشی شدی.‬

‏‫- دوست داری بازم خودارضایی کنیم؟ - با چی؟‬

‏‫چته، مرد؟ برو پی کارت.‬

‏‫من کابوس بزرگتم!‬

‏‫خدای من، چقدر عالی شد.‬

‏‫خوبه...‬

‏‫- ببین، یه چیزی هست که باید قبلش بهت بگم. - بیلی کوچولو. من می‌خوام اون بمیره.‬

‏‫خدای من، حالت خوبه؟‬

‏‫آره فکر کنم.‬

‏‫آره فکر کنم.‬

‏‫یادت میاد؟‬

‏‫لعنتی، یادم نمیاد. نمی تونم. فکر کن آدام!‬

‏‫یکی که اواخر بیست سالش بود فریاد زد "سوریه" و پرتاب کرد...‬

‏‫بادکنک‌های آب به سمت بچه‌ها.‬

‏‫فکر کنم ما دو نفر بودیم.‬

‏‫- خب، نه دقیقاً. - هر دو بادکنک آب پرتاب کردیم.‬

‏‫راست باش، می‌دونی. هر دو خوب خواهند بود.‬

‏‫بله... بله، ما بادکنک آب پرتاب کردیم، ولی یکی‌مون فریاد زد "سوریه"...‬

‏‫"بدوید همجنسگراهای کوچولو"، "والدین شما نمی‌تونن پولدارها رو نجات بدن"...‬

‏‫- اون یکی از ما بود. - من فقط داشتم...‬

‏‫- از دستمون در رفت. - اگه اینطوره؟‬

‏‫خب، به خدا، گورتو گم کن. و این پیراهن لعنتی رو در بیار.‬

‏‫مزاحمه، کابوس می‌بینم.‬

‏‫وقت بازی نیست، وقت خوابه. آدام.‬

‏‫نه. همونجا بمون، من خودم تنهایی از پس همه چی برمیام.‬

‏‫هنوز داری نقاشی می‌کنی. خودت بکش.‬

‏‫این دیوونه چشه؟‬

‏‫داره ترسناک میشه.‬

‏‫بذار یه داستان کوچیک برات تعریف کنم. فقط برای تو خوب نیست، زنبورها.‬

‏‫چی شده پاراشا؟ حالت خوبه؟ دلت برای خونه تنگ شده؟‬

‏‫با تو بد رفتاری شده اینجا؟ بیا دیگه رفیق.‬

‏‫هی، باور کنی یا نه، من همیشه اینقدر خفن نبودم. پسرها مسخره‌ام می‌کردن...‬

‏‫همه‌ش. ولی تو که برات مهم نیست، فقط دنبال انتقامی، درسته؟‬

‏‫- چندش! اون چی بود؟ - خفه شو و برگرد بخواب.‬

‏‫- یه چیزی خیس مدام بهم میخوره. - هی پسر، خفه شو و...‬

‏‫برگرد بخواب قبل از اینکه شروع کنم به گرفتن آزادی‌هات.‬

‏‫- سلام. ببخشید. حالش خوبه؟ - کی، کیتی؟‬

‏‫- آره. - آره، خوبه فقط اون...‬

‏‫زخم بزرگ روی پیشونیش ۴ تا بخیه داره.‬

‏‫۴ تا بخیه؟‬

‏‫لعنتی. می‌تونم ازش عذرخواهی کنم؟‬

‏‫می‌تونی تلاش کنی. ولی اگه دوباره سروکله‌ات پیدا شه، تا سرحد مرگ می‌زنمت.‬

‏‫خوبه.‬

‏‫- خیلی ترسوندیم. - خیلی ترسیدی؟‬

‏‫- چرا داری اینجوری دنبالم می‌کنی؟ دیوونه‌ای؟ - متاسفم...‬

‏‫برات یه چیزی درست کردم. تو یه آدم بی‌ملاحظه‌ای و مغزت داره از سرت میره.‬

‏‫ببین، لطفاً برو. نمی‌خوام حرف بزنم.‬

‏‫- پس چی؟ دارم سعی می‌کنم عذرخواهی کنم. - نه، این درست نیست. فقط حس بدی داری...‬

‏‫چون مثل یه احمق رفتار کردی و کسی آسیب دید.‬

‏‫متاسفم اگه خط‌خطی‌های احمقانه‌ات واقعاً منو خوشحال نکرد.‬

‏‫- احمق؟ در هر صورت، من تلاش کردم. - خب، تلاش کن سر کسی رو باز نکنی...‬

‏‫دیگه. احمق.‬

‏‫میگی بد و بیراه نه، ولی میگی احمق؟‬

‏‫به هر حال، بیخیال. نه متأسفم کیتی. فاک.‬

‏‫- کمکم کن، می‌افتیم! - تو هم گورش رو گم کن.‬

‏‫بله، بله، گورش رو گم کن.‬

‏‫و این چیزیه که گیرت میاد.‬

‏‫عالیه.‬

‏‫کیتی واقعاً متاسفم نمی‌دونی چقدر سخته‬

‏‫اینجا بودم و مچ پام پیچ خورد‬

‏‫یه تصادف احمقانه بود و من احمقم که باعثش شدم.‬

‏‫— احمق دوستت اینو برات گذاشته. — ممنونم.‬

‏‫— چیکار می‌کنی؟ وحشتناک به نظر میام. — بدتر از این رو هم دیدم.‬

‏‫— حداقل من می‌تونم ببینمش؟ — نگاه نکن.‬

‏‫— این یکی دیگه از اون خط‌خطی‌های عذرخواهیت چیه؟ — نه، تو مال خودت رو داشتی. این... یکی دیگه است.‬

‏‫فقط برای منه.‬

‏‫— دوست داری؟ — آره، خوشم اومد. در واقع آره.‬

‏‫فکر کنم بهتر بتونم انجامش بدم. آره. از همین الان با اون زخم زیبا شروع می‌کنم.‬

‏‫— آره. ممنونم. — می‌دونم.‬

‏‫می‌دونی، قبلاً که مچ پام پیچ خورد و فرستادمت به جهنم و کارهای دیگه...‬

‏‫بابت اون عذرخواهی می‌کنم. ممنون.‬

‏‫جدی می‌گم.‬

‏‫— درست انجامش بده. — انجام شد.‬

‏‫— حسش کردم، حس خوبی بود. — منم همینطور.‬

‏‫— واقعاً نه. — دوست ندارم بد بگم.‬

‏‫— من فقط گفتم فاک یو، می‌دونی. — دیدی؟ این یه کم بهم برمی‌خوره.‬

‏‫اون چیزی که گفتم، من... کم یا زیاد؟‬

‏‫— کم کم. — باشه. فاک.‬

‏‫در واقع برات چیزی درست کردم. تا بتونیم حرف بزنیم.‬

‏‫سلام، اسمم آدام هست؟ من همیشه خیلی ناراحتم.‬

‏‫— پرستاری؟ — آره.‬

‏‫هی... تا حد مرگ لهت می‌کنم. لهت می‌کنم...‬

‏‫اوه، لعنتی.‬

‏‫آدمک‌های مریض. اگه تا حد مرگ لهش کنم.‬

‏‫متاسفم. واقعاً احترام قائلم.‬

‏‫آدمک‌های مریض.‬

‏‫— زخمت چطوره؟ — خوبه، دردی نداره. چیزی می‌بینی؟‬

‏‫می‌خواستن سرم رو بتراشن، اما من گفتم نه.‬

‏‫نمی‌تونم... نه.‬

‏‫— نور... — خب آره، حالم خوبه.‬

‏‫— سلامت باشی نور. — ممنونم.‬

‏‫قابلی نداشت.‬

‏‫کتی؟‬

‏‫کتی.‬

‏‫چه کوفتی! خدای من، مشکلت چیه؟‬

‏‫— داری مسخره می‌کنی؟ خدای من. — اوه خدای من.‬

‏‫— این دیوانه‌وار بود. — قیافه‌ات رو ببین.‬

‏‫— نه، خیلی خنده‌داره، خیلی خنده‌داره. — چه خبره؟ فقط شوخی کردم.‬

‏‫من... فکر کردم ممکنه اتفاقی افتاده باشه. نمی‌دونم.‬

‏‫— مثل چی؟ چرا برات مهمه؟ — باشه. وقتی بچه بودم گمشدم...‬

‏‫توی جنگل.‬

‏‫چند بلوک دورتر از خونه‌ام وارد جنگل شدم. اونجا برای یه...‬

‏‫چند روز بودم.‬

‏‫— چیکار کردی؟ — یه کنده پیدا کردم و رفتم توش...‬

‏‫نمی‌دونم، تنها بودم.‬

‏‫— چه خبره؟ — ببخشید ببخشید.‬

‏‫— تو هم خنده‌داره. — افتضاحه.‬

‏‫— متاسفم. خنده‌ام واقعاً نامناسب بود. — نامناسب نبود. این از اون...‬

‏‫نامناسبه. من روحمو باز کردم. از لحاظ احساسی آسیب دیدم.‬

‏‫نه، نمی‌تونم توی یه اتاق بمونم. من این فوبیا رو دارم و مسخره‌س.‬

‏‫— نه، اگه... حالم خوبه، متاسفم. — نمی‌خندی؟‬

The Hive subtitles in other languages

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left