Esimesed 143 rida.
آب.
خاک.
آتش.
باد.
خيلي قبل، چهار ملت با هماهنگي و در کنار هم زندگي ميکردند
اما بعد، همه چيز با حمله ملت آتش تغيير کرد
فقط آواتار، کسي که براي تمام چهار عنصر اصلي تسلط داشت ميتونست اونها رو متوقف کنه.
اما درست وقتي که جهان به اون نياز داشت اون ناپديد شد
صد سال گذشت، و من و برادرم يک آواتار جديد پيدا کرديم.
يک کنترل کننده باد به نام آنگ
و با اينکه اون يک کنترل کننده باد با مهارت هست،
ولي قبل از نجات مردم بايد چيزهاي زيادي رو ياد بگيره.
اما من باور دارم که آنگ ميتونه جهان رو نجات بده.
کتاب اول : آب قسمت شانزدهم: فراري
اين بايد به ما يه فکر خوب درباره چيزي که اطرافمونه بهمون بده.
ببين اگه ميتوني يه منو پيدا کن، من گرسنمه
شرط ميبندم اونجا ميونيم يه چيزي براي خوردن پيدا کنيم! جشنواره روزهاي آتش.
نمايش هاي فرهنگي ملت آتش... شعبده بازها، کنترل کننده ها، جادوگرها.
اين ميتونه يه مکان عالي براي من باشه تا يه مقدار کنترل کردن آتش واقعي رو ياد بگيرم!
شايد بخواي دوباره درباره اش فکر کني. اينو ببين.
هي، يه پوستر از من!
يک پوستر تعقيب. اين بده!
من فکر ميکنم بهتره به حرکتمون ادامه بديم.
من بايد يه جايي کنترل آتش رو ياد بگيرم،...
... و اين ميتونه تنها شانس من باشه تا يه استاد عالي رو از نزديک ببينم.
فکر کنم ما ميتونيم امتحانش کنيم.
چي!؟ تو ميخواي توي يه شهر ملت آتش قدم بزني...
... جايي که همه شون به وسيله... ميدوني، آتش، آتش روشن ميکنند؟
ما لباس مبدل ميپوشيم و اگه چيزي بوي دردسر مي داد، شهرو ترک ميکنيم.
البته، چون ما هميشه قبل از اينکه تو دردسر بيفتيم اونجا رو ترک ميکنيم.
بچه ها شما مدتي که ما به جشنواره ميريم دور از چشم بقيه اينجا مخفي بشيد.
آماده تغيير لباس!
بنظر مياد تو کاملا يه نفر ديگه اي.
بزنيد بريم.
من فکر ميکنم ما به لباس هاي مبدل جديدي نياز داريم.
کجا ما ميتونيم چند تا ماسک مثل اين تهيه کنيم؟
ماسک هاي واقعي جشنواره آتش رو از اينجا تهيه کنيد!
خيلي خيلي آسون بود.
هي، اينجا يکم غذا هست.
بلاخره! شما چي داريد؟
ذرت تند آتشين! بهترين توي شهر.
من ميخوامشون!
آآآآآه! تند!تند!
"ذرت تند آتشين" تنده؟تو چي ميدوني؟
هي، اينو ببين.
نگران نباشيد شهروندان وفادار! هيچکس نميتونه ارباب آتش رو غافلگير کنه!
اه، نه!
آنگ، صبر کن! ما داريم کجا ميريم؟
نميدونم، اما اينجا جمعيت بزرگي ايستاده پس بايد خوب باشه.
ملت آتش باهوش، احتمالا اين يه نمايشه.
ميخوام اون حقه رو ياد بگيرم!
ممنون! براي حقه بعدي من به يه داوطلب از حاضرين نياز دارم!
اه! اه! من! من!
فکر ميکني داري چيکار ميکني؟
ميخوام يه نگاه نزديک تر داشته باشم.
بهتره ما توجه هيچکسي رو به خودمون جلب نکنيم.
شما چطور، خانم جوان؟
آوووو، اون خجالتيه. مردم، بيــــايد يکم تشويقش کنيد!
آآآآه! اون ميتونست من باشم
حقه بعدي "اژدهاي رام " نام داره. تو شاهزاده اسير من خواهي بود!
نگران نباش، دوشيزه جوان! من اين حيوان آتشين رو رام ميکنم!
اين خيلي قويه، من نميتونم نگهش دارم!
ما بايد بهش کمک کنيم.
نه، ما نميخوايم سرو صدا ايجاد کنيم!
طناب، پاره شد!
هي، تو ميخواي منو عصباني کني، بچه؟
هي! اون بچه آواتاره!
فکر کنم وقت رفتنه.
دنبالم بيايد! من ميتونم يه راه فرار نشونتون بدم!
اونهاشن!
اونجا!
من آپا رو صدا ميکنم!
اميدوارم اون واقعا بتونه اون سوت گاوي رو بشنوه!
اين راه!
بسيار خب! اين راه نه!
آپا! اين پايين!
براه انداختن آتش بازي کار باحالي بود.
بنظر مياد تو واقعا مواد منفجره رو ميشناسي.
من ميشناسمشون!
تو يکي از سربازان ملت آتشي!
بودم. اسم من چي هست.
من به يه مرد خدمت ميکنم. درواقع بيشتر از يک مرد، اون يک افسانه است، اما واقعيه، يک افسانه زنده،...
... جئونگ جئونگ فراري. اون يکي از ژنرال هاي ملت آتش بود، يا... صبر کن... اون يه فرمانده بود؟
اون يه درجه بسيار بالا داشت، فهميديم.
بله! داشت اونجا پيشرفت ميکرد! اما ديگه نتونست ديوانگي رو تحمل کنه.
اون اولين انسانيه که ارتش رو ترک کرده ... و زنده است.
من دوميشم، اما شما اجازه نداريد يه افسانه درباره اش بسازيد.بسيار خوب.
جئونگ جئونگ يک نابغه کنترل آتشه.
بعضي ها ميگن اون ديوانه است... اما اينطور نيست! اون زيرکه.
منظورت اينه که اينجا يک کنترل کننده آتش است که طرفدار ارباب آتش نيست؟
ما ميريم اونو ببينيم! اون ميتونه به من آموزش بده!
ما دنبال پيدا کردن يک کنترل کننده آتش ديوانه نميريم!
اون ديوانه نيست! اون نابغه است! و اون بهترين شخص براي آموزش دادن به آواتاره!
اين دليليه که من شما رو توي جشنواره تعقيب کردم.
ببين، ممنون بابت کمک، اما ما صبح به قصد قطب شمال اينجا رو ترک ميکنيم.
سوکا، اين ميتونه تنها شانس من براي ديدن يک استاد کنترل آتش باشه...
... که واقعا ميخواد بهم آموزش بده.
حرف زدن با اون که مشکلي به وجود نمياره
اين همون چيزي بود که درباره رفتن به جشنواره گفتي!
چرا هيچکس هيچوقت به من گوش نميده!؟
تکون نخوريد!
جئونگ جئونگ به تو گفت نبايد دنبال آواتار بري!
صبر کن، تو اينها رو ميشناسي!؟
اه بله! لين يي يکي از رفقاي قديميه! درسته لين يي؟
خفه شو! حرکت کن.
ادامه بده. اون فقط تو رو ميبينه.
اه بسيار خب، ما ميتونيم بعدا حرف بزنيم.
جئونگ جئونگ اينجاست؟ من بايد سريعا باهاش حرف بزنم.
نه! تو اينجا صبر ميکني. برو،حالا!
نگران نباش! همه چيز خوب خواهد بود. او مرد بزرگيه، مرد بزرگ!
پس، آواتار اينجا بوده و شما گذاشتيد فرار کنه؟
بله، قربان، اما درعوض جشنواره بدون مانع برگزار شد!
بدون دعوا. بدون دزدي.
من درباره ميزان جرم و جنايت محلي شما نگران نيستم! اونها از کدوم راه رفتن؟
اونها به سمت جنگل ميرفتند، فکر کنم بالاي رودخانه.
قايق هاي رودخانه رو آماده کنيد. ما دنبال آواتار ميريم.
چي شد؟ من الان ميتونم جئونگ جئونگ رو ببينم؟
اون نميخواد تو رو ببينه. اون از اينکه من تو رو اينجا آوردم خيلي عصبانيه.
اون ميخواد تو بلافاصله اينجا رو ترک کني.
بلاخره! داريم ميريم.
چرا اون نميخواد منو ببينه؟
اون گفت تو آماده نيستي.
گفت تو هنوز بر کنترل آب و خاک تسلط نداري.
صبر کن، اون چطور اينو ميدونه؟
اون شما رو موقع اومدن به اردوگاه ديده. ميتونه از روي اون بگه.
بهرصورت من ميرم تو!
برو بيرون.
استاد، من بايد کنترل آتش رو ياد بگيرم.
فقط يه احمق به دنبال نابودي خودشه.
من آواتارم. اين سرنوشت منه که...
سرنوشت؟ يه پسر بچه از سرنوشت چي ميدونه؟
اگه يه ماهي در تمام عمر توي رودخانه زندگي کنه، اون سرنوشت رودخانه رو ميدونه؟
نه!اون مدام اونو حرکت ميده...خارج از کنترلش!
اون شايد جريان رو دنبال کنه، اما نميتونه پايان مسير رو ببينه.اون نميتونه اقيانوس رو تصور کنه.
بباشه، اما اين وظيفه آواتاره تا بر روي اصول کنترل تمام عناصر تسلط پيدا کنه.
براي تسلط بر اصول کنترل عناصر، تو بايد اول بر روي خودت تسلط پيدا کني.
اما تو هيچ علاقه اي به اين قضيه نداري، پس منم هيچ علاقه اي به تو ندارم! حالا برو بيرون.
خواهش ميکنم، من بايد ياد بگيرم. اين ميتونه تنها شانس من باشه.
تو ناشنوايي! وقتي گوشهات رو بستي چطور ميتونم بهت آموزش بدم؟
قبل از آموختن کنترل آتش، تو بايد کنترل آب و خاک رو بياموزي.
آب سرد و آرامش بخشه،خاک ثابت و مستحکمه، اما آتش، آتش زنده است!
نفس ميکشه، بزرگ ميشه، بدون يک کنترل کننده، يک سنگ هرگز خودش رو پرتاب نميکنه!
اما آتش گسترش پيدا ميکنه و هرچيزي که تو راهش باشه رو نابود ميکنه...
No comments yet. Be the first to leave one.