Esimesed 200 rida.
:هماهنگی با Anime Khor
...این خیلی بده... خیلی بد
سوبارو؟ چی شده؟
.آه، که اینطور. اینجاست که گیر میافتی
!نه... فرار کن! زودباش
ناتو میسو
.نه، ناتو نمیخوام
...وایسا
.میشه 363 ین
.اوه، نو ـه
...من
...حتماً
...نجاتت میدم
هرکس دیگهای هم جای من .تمام روز رو بازی میکرد توهم میزد
چه خبره؟
.اینا که نمیتونه خیالی باشه
...که یعنی
...پس یعنی
!به یه دنیای موازی احضار شدم؟
گمونم بشه گفت اینجا یه دنیای فانتزی
.با فرهنگ قرون وسطیایه
،سرزمینی که وجود نیمهانسانها توش عادیه
.احتمالاً چیزایی مثل جنگ و ماجراجویی هم داشته باشه
...و من توی این دنیا
!هی
!مراقب باش
!خودشه! نوبت خودمــــه
این باید همون حادثهای باشه که !اولین جادوم رو توش استفاده میکنم
!مراقب باش
!ماشالا
!کارت درسته
...فکر نکنم هنوز آمادهی استفاده از جادو باشم
.نمیتونم بخونمش
.آهای، پسر
.لباسهای عجیبی تنته مسافری؟
اینا چیاند؟
.اینا سیب هستن
.بازم خوب زبونم رو بلدن ...اما سوال اینه که
ها؟ این دیگه چجور پولیه؟
.نمیتونی توی لوگونیکا از اینجور چیزا استفاده کنی
پس گدایی، ها؟
!راهتو بگیر برو !مزاحم کارم نشو
...راه دیگهای نیست
.اول باید یکم اطلاعات جمع کنم
.اینجا فقط مال نیمهانسانهاست
...آخ! دماغم... دماغم
واقعاً باید اینجور بشه؟
!مگه من به یک دنیای موازی احضار نشدم؟
!پس مقام فرماندهیم کجا رفته؟
.لعنتی
فروشگاه بابا مامان پیتزا
...موبایلم هنوز کار میکنه
خارج از دسترس
!حالا مگه به چه دردم میخوره؟
!وسایل آغازینم هم که افتضاحن
باید یه چیز به درد بخورتری داشته باشیم
!تا نسل راحتطلب ما راضی بمونه
!اکسکالیبوری چیزی هم که ندارم
،تازشم، اگه احضار شدم اون دختر خوشگلی که احضارم کرده کجاست؟
احضارم کرد تا تنها اینجا ولم کنه؟
!هی، واقعاً اومد؟ ...دختر خوشگلی که منو... احضار کرد
چی داری زر میزنی؟
،اگه دلت کتک نمیخواد !هر چی داری رد کن بیاد
...تف، توی چه مخمصهای افتادم
!برید کنـــار
!با شمام
!کنـــار
!اینم از این
!این همون دختر خوشگلیه که منو احضار کرد؟
!احضار؟ نمیدونم چی داری میگی، سرم شلوغه
!متاسفم! قوی زندگی کن
!چـی؟ هــه؟ هــــه؟
هی، اون باعث نشد تصمیم بگیرید یکم ملایمتر باهام برخورد کنید؟
.در واقع، مزاحم شد و همهچیز رو بدتر کرد
...آره، معلومه
.فقط آروم باش، ناتسوکی سوبارو
از زمانهای قدیم رسم بوده کسانی که به دنیاهای موازی !احضار میشن قدرتهای فراطبیعی داشته باشن
از زمانهای قدیم رسم بوده کسانی که به دنیاهای موازی !احضار میشن قدرتهای فراطبیعی داشته باشن
این اراذل رو آسفالت میکنم .و باهاشون جادهی موفقیتم رو میسازم
!تیکههای اکسپی
!این اولین بارمه که کسی رو میزنم
...نمیدونستم دست خودم اینقدر درد میگیره
!حالا که به این دنیا اومدم باید قوی باشم
!آدرنالینم داره بیشتر میشه! از پسش بر میام
!متاسفم! همهش تقصیر من بود !غلط کردم! ببخشید
!سر ما بازی درمیاری؟! بمیر، آشغال
!فکر نکن بدون درد خلاصت میکنیم
.کافیه
!تو دیگه کدوم خری هستی؟
.تمومش کنید تا صدمهای نبینید
.پس خیلی محترمانه چیزی که دزدیدید رو پس بدید
چی دزدیدیم؟
.خواهش میکنم. برام مهمه
.به جاش چیز دیگهای بهتون میدم
.پس بهم پسش بدید
نیومدی این بچه رو نجات بدی؟
...چه لباسهای عجیبی داره
نمیشناسمش. اگر هم میشناختم بازم .باز میگفتم نمیشناسمش
!پس دیگه اینجا کاری نداری
!باید کار همونی باشه که تازه رد شد
!آره! اینطرفی! از اینطرف رفت
...همم... بهنظر نمیاد دروغ بگن
!باید برم دنبالش
...اون به کنار
.نمیتونم از کار شما چشمپوشی کنم
جادو؟
!با ما درمیافتی؟
!گور بابای جادوت! میکشمت
!فکر کردی دو به یک از پسمون برمیایی؟! ها؟
.درست میگی، دو به یک منصفانه نیست
.پس دو به دو باید منصفانه باشه
کاربر هنرهای روحانی هستی؟
.درسته. برید تا کاری باهاتون نداشته باشم
.زود باشید. عجله دارم
!هرزه! دفعه بعدی که ببینمت حسابتو میرسم
اگه بلایی سرش بیارید، خودتون .و خانوادهتون رو تسخیر میکنم
.البته اگه قبلش خانوادهای براتون بذارم
.نجاتم دادی. ممنونم
.تکون نخور
میبینی؟ چشمهات رو تکون دادی !چون وجدان داری
.تصمیم درستی گرفتم بهت کمک کردم
مطمئنی؟
.من که فکر میکنم یه حرکت غریزی مردانه بود
.من که هیچ کینهای حس نکردم
.ساکت باش، پاک
تو میدونی کی نشانم رو دزیده، نه؟
.امم، متاسفم، اما چیزی نمیدونم
!ها؟ وایسا، غیرممکنه
نکنه اینهمه راه رو اشتباهی اومدم؟
.بهتره بری دنبالش کنی، خانوم
...میتونم... کمک
.آآه، نباید بلند میشدی
چیکار کنیم؟
.به ما ربطی نداره
.اون که نمیمیره. همینطور ولش میکنیم
جدی؟
.جدی
.اینو میگی، اما مطمئنم کمکش میکنی
!نخیرم
.چرا، میکنی
!به هیچ وجه! نجاتش نمیدم
.وقتی عصبانیه سوپر کاوایی میشه
...الحق که دنیای موازی فانتزیه
سرم روی پای کسیه؟
بیدار شدی؟
...نمیدونستم دختر خوشگلا اینقدر پشمالو هستن
!وایسا، یه جای کار میلنگه
فقط این کارو کردیم تا .مدتی که بیهوشی رو راحت بخوابی
فقط این کارو کردیم تا .مدتی که بیهوشی رو راحت بخوابی
!اول از همه، یکم یواشتر حرف بزن
!هیچ آدم سالمی اون قهرمان زن رو با یک گربه اشتباه نمیگیره
.بزرگ کردن خودم ارزشش رو داشت تا اینقدر خوشحال ببینمت
!خوشحال نیستم
.متاسفم
...تمام این مدت که بیهوش بودم کنارم موندید
.اشتباه برداشت نکن
.فقط بهخاطر این بود که ازت سوال داشتم
اینکه زخمهات رو درمان کردم و .پاک رو بالشت کردم همهش بهخاطر منفعت خودم بود
اینکه زخمهات رو درمان کردم و .پاک رو بالشت کردم همهش بهخاطر منفعت خودم بود
.پس باید یه جوری برام جبران کنی
،برای همچین چیز کوچیکی .یه طوری میگی انگار خیلی بهت مدیونم
.اینطور نمیگم
یه چیزایی راجب دزدِ نشانم میدونی، نه؟
نشان؟
منظورت اون علامتهاست که وابستگیهات به فرقهی خاصی رو نشون میدن؟
،یه جواهری وسطش داره
.اندازهش اینقدره
،متاسفم، هر چند بار هم که ازم بپرسی فایده نداره .چون چیزی نمیدونم
.که اینطور. پس فایدهای نداره
.اما تو این اطلاعات که هیچی نمیدونی رو هم بهم دادی
.پس عوض درمانم به سوالم جواب دادی
ها؟
.خب، عجله دارم، پس دیگه میرم
،زخمهات دیگه باید بهتر بشن
اما دفعهای دیگه کارهای خطرناک مثل .تنها اومدن توی کوچههای خلوت نکن
.نگرانت نیستم. فقط دارم هشدار میدم
،اگه دوباره توی دردسر بیفتی چون نجات دادنت دیگه برام سودی نداره
.ازم انتظار کمک نداشته باش
.شرمنده. احساس واقعیش رو نشون نمیده
.راجبش فکر بد نکن
نشون نمیده؟
.از اونم رد کرده
،با اینکه اینهمه عجله داشت شی دزیده شده رو پیدا کنه
.ایستاد تا منو نجات بده
تازه برای کمکش هم دلیل ضایعهای آورد ،تا دیگه فکر نکنم بهش مدیونم
.با اینکه اصلاً منو نمیشناسه
...کسانی که اینطور زندگی میکنن
!تمام زندگیشون به فنا میره
!هی! وایسا
.چیه؟ نمیتونم مدت زیادی رو باهات بمونم
...حس میکنم فقط یه ذره باگذشتی
بیخیالش. یه چیز مهمی رو گم کردی، نه؟
.بذار کمکت کنم
...اما تو که گفتی هیچی نمیدونی
!حداقل صورتش رو که یادمه
!اگه دوباره ببینمش میشناسمش
...خیلی عجیبی
اینم بهت بگم، نمیتونم .به عنوان تشکر برات کاری کنم
.نیازی نیست
.برای اینکه ازت تشکر کنم میخوام کمکت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.