Miss Scarlet & The Duke

Miss Scarlet & The Duke (Miss Scarlet)

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 6

Väljalaske info

Miss Scarlet S06E02 Trafalgar Spring 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 2 Miss Scarlet & the Duke 2021 زیرنویس فارسی سریال

Sildid

webdl
Avaldatud: 2025-12-21
Allalaadimised: 56
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

بینندگانی مثل شما، تماشای این برنامه را ممکن می‌کنند

از ایستگاه «پی‌بی‌اس» محلی خود حمایت کنید

این هفته برای شام برنامه‌ای داری؟

نه، فعلاً نه

داشتم فکر می‌کردم

یه بیستروی دنج و کوچیک اون‌طرف رودخونه هست

می‌تونیم یه شب برای شام بریم اونجا

خیلی خوشحال می‌شم

می‌تونیم درباره پرونده «لوئیس» گپ بزنیم

یا شاید بهتر باشه همین الان درباره‌اش حرف بزنیم

آه، اون

منظورت چیه؟

اون تحقیق رو سپردم به مؤسسه «کالپپر»

چی؟

چرا؟ الایزا

مهم نیست

اصلاً نباید چیزی می‌گفتم

این حق شماست که

هر کسی رو که می‌خواید استخدام کنید

می‌خوای برات توضیح بدم؟

نه

بله

مجبورم علاوه بر مؤسسه تو، از آژانس‌های دیگه هم استفاده کنم

وگرنه متهم به پارتی‌بازی می‌شم

اما این پارتی‌بازی نیست، واقع‌گراییه

من اون پرونده رو تو یه چشم به هم زدن حل می‌کردم

بحثِ دیگه‌ای هم هست

بیا تو وقت شخصی‌مون درباره کار حرف نزنیم

بحثِ چی؟

هزینه‌هات توی چندتا پرونده اخیر

خیلی زیاد بوده

خب، تحقیقات بزرگی بودن

به منابع زیادی احتیاج داشتم

فقط محض یادآوری می‌گم که بودجه‌ها از همیشه محدودتر شده

چیزیه که باید در آینده حواست بهش باشه

شاید حق با تو باشه

نباید درباره کار بحث کنیم

بیا درباره یه چیز دیگه حرف بزنیم

«آیوی» و آقای «پاتس» به‌زودی برمی‌گردن

نیمه‌شب داریم از درِ پشتی جیم می‌زنیم

احساس می‌کنم دوباره ۱۵ سالمه

رفتی تو لک؟

نه. مطمئنی؟

کاملاً خوبم

فردا شب می‌بینمت؟

حتماً

عالیه

عالیه

اوه، پستچی اومد. من برمی‌دارم

مراقب باش

اوه

هنوز خبری از آقای «ورمزلی» نشده؟

فکر می‌کردم تا الان سرِ عقل اومده باشه

و معذرت‌خواهی کرده باشه

مرد لجبازیه

یه جورایی شبیه یکی دیگه که می‌شناسم

اوه، به‌زودی معذرت‌خواهی می‌کنه

اون‌وقت قبل از اینکه بتونی بگی

«جمودِ نعشی»، من سرِ کارم برمی‌گردم

اوم، اون یه حالتِ بعد از مرگه که در اون

بعداً برام بگو. نمی‌خوام دیر برسم سرِ کار

دیگه حتی یه لحظه هم معطلت نمی‌کنم، جواهرِ من

اوه، متأسفم بارناباس

خودت می‌دونی چقدر دوست دارم درباره

دانش پزشکی‌ت بشنوم

من همیشه چی می‌گم؟

که اگه روزی خواستم خاطراتم رو بنویسم

تو اولین کسی هستی که اون‌ها رو می‌خونی

دقیقاً. ماچ

بسیار خب. پذیرایی که خودش خودبه‌خود تمیز نمی‌شه

اتاق پذیرایی که مشکلی نداره

من باید در این مورد قضاوت کنم

بیا

قربان، یه لحظه وقت دارید؟

فقط اگه سریع بگی

دستورات نسبتاً آزاردهنده‌ای از طرف رئیس کل به من داده شده

به‌هرحال، ما برای خدمت کردن زنده هستیم و از این حرف‌ها

چون من اینجا تازه‌کارم

فقط می‌خواستم یه چیزی رو چک کنم

کمی خجالت‌آوره، نمی‌دونم چطور بیانش کنم

خلاصه بگو. قطارم داره حرکت می‌کنه

به نظرتون اشکالی نداره یه پاسبان

با خانمی که باهاش همکاره رابطه عاطفی داشته باشه؟

چرا می‌پرسی؟

اگه حرفی داری کارآگاه «ویلوز»، رک بگو

من با یکی از خانم‌های بخش اداری رفتم شام بیرون

در واقع دو بار

دوشیزه «ایزابل سامرز». دلم می‌خواد برای بار سوم

ببرمش بیرون، اما اول می‌خواستم با شما چک کنم

من پدرِ اون خانم نیستم کارآگاه ویلوز

اینکه در وقت آزادت چیکار می‌کنی

به خودت مربوطه

ممنونم قربان

خوب، من دارم می‌رم به «هرتفوردشر»

جایی که ظاهراً پلیس محلی به کمکم نیاز داره

البته به گفته رئیس کلِ والامقام‌مون

واقعاً باید جلوی روزنامه خوندنش رو بگیریم

روزنامه، قربان؟

خبر فوق‌العاده‌ایه، مگه نه؟

این یه سرقته، کلارنس

من با قربانی‌ها همدردی می‌کنم

اوه، اوم، منم همین‌طور

البته فکرهای دیگه‌ای هم داشتم در مورد اینکه

چطور می‌شه ازش پول درآورد

«ترافالگار اسپرینگ» همون‌طور که می‌دونید

مشهورترین اسب مسابقه در کل کشوره

اما از رسوایی مربوط به صاحبانش خبر دارید؟

روشنم کن

صاحبان اسب، لرد و لیدی «رابرتس»

اخیراً طلاقشون نهایی شده

هر دو طرف به خیانت متهم شدن

و در طول دادگاه، اوضاع حسابی تلخ و گزنده شد

سرِ همه چیز با هم جنگیدن

املاک، پول، ارثیه خانوادگی

مگه اون خانم اصرار نداشت که عنوانش رو حفظ کنه؟

اوه، پس صفحات حواشی رو می‌خونی

فقط تیترها رو. همم

خب، بقیه مسائل حل شد

اما نقطه اختلاف اصلی، اسب مسابقه قهرمانشون بود

«ترافالگار اسپرینگ»

هر دو طرف می‌خواستن نگهش دارن

دقیقاً، و لیدی رابرتس موفق شد ثابت کنه

که اسب رو وقتی کُرّه بوده با پول خودش خریده

و دادگاه هم به نفع اون رأی داد

اسب در اصطبل‌های لرد رابرتس نگهداری می‌شد

بنابراین قاضی دستور داد که حیوون رو برگردونه

به همسر سابقش

اما قبل از اینکه بتونه این کار رو بکنه

جالبه

جالبه و احتمالاً پرسود

اون برای بازگشتِ سالمِ اسب، ۱۰۰ پوند مژدگانی تعیین کرده

باید فوراً ازش وقت ملاقات بگیریم

من قبلاً این کار رو کردم

اون از آشناهای آقای «نَش» هست

از زمان مسابقات اسب‌دوانی‌ش

چندین بار با هم ملاقات کردیم

آفرین، کلارنس

اما باید با احتیاط پیش بریم

لیدی رابرتس شوهرش رو مسئول دزدیده شدن اسب می‌دونه

اون مرد نفوذ و روابط خیلی زیادی داره

حتماً می‌دونی پسرعموش کیه؟

همون‌طور که به کمیسر پلیس می‌گفتم

من ۳۰ ساله که دارم اسب پرورش می‌دم

و «ترافالگار اسپرینگ»

سرآمدِ همه‌شونه

اون عملاً روی چمن‌ها پرواز می‌کنه

تا حالا مسابقه‌اش رو دیدی؟

نه قربان، ندیدم

اوه. تو دیگه چه جور پلیسی هستی؟

فکر می‌کردم شماها همیشه تو پیست مسابقه پلاسید

داشتید درباره شب سرقت بهم می‌گفتید

اوه، اون توی غرفه همیشگی‌ش حبس شده بود

با زنجیر و قفل آویز

اون شب طوفان شدیدی بود، و «ایوانز»

نگهبان عمارتم، تا سپیده دم نرسید

اون موقع بود که فهمید زنجیر بریده شده، در بازه

و «ترافالگار اسپرینگ» غیبش زده

البته من همون‌جا اخراجش کردم

شک ندارم که اون مرد با اون زن همدست بوده

اون زن؟

همسر سابقم

معلومه بهش پول داده تا اسب رو ببره

و حالا حتماً یه جایی قایمش کرده، مطمئنم

تا جایی که فهمیدم، اسب طبق توافق‌نامه طلاق

به لیدی رابرتس واگذار شده بود

چرا باید اموال خودش رو بدزده؟

من دارم به اون تصمیم اعتراض می‌کنم

و وکلای من بهم اطمینان دادن

که شانس برنده شدنم خیلی زیاده. اونم این رو می‌دونه

نه، اون به نگهبان من رشوه داده

مطمئن باش

یا با پول یا با

لطف‌های دیگه

من می‌خوام اون زن بازداشت بشه

پلیس محلی قبلاً با لیدی رابرتس صحبت کرده

و از تمام کارکنان شما بازجویی کرده

از جمله آقای ایوانز، نگهبان شما

من فقط اینجا هستم تا بر اوضاع نظارت کنم، نه اینکه مستقیماً دخالت کنم

من پسرعموی علیاحضرت ملکه هستم

و پدرخوانده پسرِ نخست‌وزیر

واقعاً لازمه برات توضیح بدم

که از چه راه‌هایی می‌تونم زندگی رو برات سیاه کنم؟

حالا کاری که بهت گفتم رو انجام بده و اسب لعنتی من رو پیدا کن

از اینکه ما رو در این فرصت کوتاه به حضور پذیرفتید، ممنونیم

لیدی رابرتس

«نَش و پسران»

گفتی اونجا کار می‌کنی؟

بله، پیش آقای «پاتریک نَش»

شما چندین بار ایشون رو در مسابقات «گرند نشنال» دیدید

همراه با بنده

تا جایی که یادمه، آقای نش یه جورایی کلاهبردار بود

مگه الان زندان نیست؟

دوران محکومیتش رو گذرونده و آزاد شده

خب حدس می‌زنم خبر خوبی برای پسراش باشه

البته اگه پسری داشته باشه

شاید بتونید کمی بیشتر برامون بگید

درباره «ترافالگار اسپرینگ»

من در طول این سال‌ها پیشرفتش رو دنبال کردم، واقعاً فوق‌العاده‌ست

در واقع همین‌طوره

من اون رو وقتی کُرّه بود خریدم

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left