Physical

Physical

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 2

Väljalaske info

Physical S02 Complete 720p-1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Kommenteerib Kakhal
Enjoy !

Sildid

webrip
web
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
2CH
Avaldatud: 2022-12-02
Allalaadimised: 54
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

درجه‌ سنی: TV-14 (مناسب سن ۱۴ سال به بالا)

‫خیلی خب. بذار یه بار دیگه امتحان کنیم.

‫سلام،‌ آره. اسمم شیلا روبینه.

‫اوه، در موردم شنیده بودی؟ شوخی می‌کنی.

‫نمی‌دونستم کسی منو میشناسه.

‫خجالت کشیدم.

‫من فقط یه مربی تناسب‌اندامم، ‫اما عاشق کارم هستم.

‫این لباس؟ خیلی وقته دارمش.

‫خیلی توش راحتم. این...

‫یه لحظه صبر کن.

‫خیلی خب، نمی‌تونم کل شبو این‌جا مخفی بشم.

‫برو بیرون. یه خودی نشون بده.

‫سینه‌ها بالا، اینم در میارم.

‫همینه. تو می‌تونی.

‫شونه‌هات رو عقب نگه دار.

‫خیلی خب. وقت نمایشه.

‫خوب نگاه کردی، عزیزم؟

‫فکر نکنم این‌جا کسی تهدیدی به حساب بیاد.

‫البته رقابتی هم این‌جا در جریان نیست.

‫توی سن دیگو هستیم، پاریس که ‫نیست. با این حال مهمه.

‫بیا بریم.

‫البته که می‌خواد بره. این مهمونی اون نیست.

‫اون می‌تونه بهت ۲ دقیقه وقت بده. تو ‫۲۰ سال گذشته‌ی خودتو صرف اون کردی.

‫- پیش غذا؟ ‫- نه، ممنون.

‫آفرین دختر خوب. گرسنه ‫بمون. متمرکز بمون. اوناهاش.

‫سلام.

‫باید جدیدترین اسب اصطبل ‫استال/گرونر رو ببینی.

‫ماده‌ی خوشگلیه.

‫تحمل کن. تو بهش نیاز داری.

‫مفتخرم که همکارات رو بهت معرفی کنم.

‫ما رونالد بکر رو داریم...

‫با دوره خرید و فروش املاک ‫"۵۰ روز تا آزادی مالی"،

‫راکو سینت وینسنت با "خداحافظی با کمردرد،

‫و سندی پتاوسکی دوبرابر تهدید حساب میشه...

‫چون "باغبانی به زبان ساده" و "خشک ‫کردن غذا برای تازه‌کارها" رو داره.

‫وای خدا، فکر می‌کردم زنا حوصله‌سربر هستن.

‫آقایون، اجازه بدید که بدن مشهور پشت ‫"تناسب اندام با شیلا" رو بهتون معرفی کنم،

‫- شیلا روبین. ‫- از دیدن همه‌تون خوشحال شدم.

‫لباس خیلی خفنی پوشیدی.

‫رنگش چیه؟

‫- اردک پلاستیکی؟ ‫- زرد.

‫آگی، من می‌خواستم باهات در مورد...

‫- کارزار بازاریابی برای فروش صحبت کنم. ‫- آگی!

‫- عالیه، خوبه. یه زمانی براش مشخص می‌کنیم. ‫- آگی!

‫هی، رابی جون.

‫خوش بگذره.

‫آگی تو کار خرید کسب و کاره.

‫وقتی بهش وصل بشی طولی ‫نمی‌کشه که خیلی پیشرفت می‌کنی.

‫خشک کردن غذا؟

‫آره. من پارسال توی کیو۳ ‫۲۰ هزار واحد فروختم...

‫پس تا خشکش نکردی نظر نده.

‫- بیا بریم. ‫- ۲ تا سوال دیگه ازت دارم.

‫سه شنبه‌ی بعدی چه‌ کاره‌ای؟ ‫و از استیک تاتار خوشت میاد؟

‫نه. ممنون.

‫چیزی نگو. حواست به هدفت باشه.

‫ما هنوز به اون‌جا نرسیدیم.

‫می‌دونم این برای تو شب ‫هیجان‌انگیزی نبود، اما...

‫خب، داری کم لطفی می‌کنی، این یه ‫مهمونی ضدحال در سطح جهانی بود.

‫فکر می‌کردم زمان خودم ‫آدمای جاهل و ملال‌آور زیاد دیدم،

‫اما فهمیدم اصل جنس ‫اون‌جا بود و خبر نداشتم.

‫اون همه سال برای منم آسون نبود که...

‫- به رویدادهای آموزشی تو بیام. ‫- آره.

‫اما من برای تو انجامش دادم.

‫آره. و من از کارت ممنونم.

‫مگه نه؟ ممنون نبودم؟

‫اون نمی‌خواست به سوالش جواب بدم.

‫من داشتم با یکی‌شون ‫حرف میزدم که وقت بگذره،

‫و اون زن به من گفت "من قبلا ‫طرفدار حزب دموکرات بودم."

‫و من گفتم "واقعا؟ چی شد که دیگه نیستی؟"

‫و اون فقط شونه بالا انداخت. ‫شونه بالا انداخت و خندید.

‫انگار این یه جوک کوفتیه ‫که اون بیخیال شده...

‫و تصمیم گرفته همرنگ جماعت بشه.

‫انگار این خنده‌داره که ما یه ‫بازیگر و یه متقلب رئیس‌جمهورمونه.

‫هنوز نه.

‫مردم فکر می‌کردن عیدی امین یه دلقکه... ‫

‫تا وقتی که شروع کرد به ‫کشتن مردم توی خیابون.

‫و بعد فکر می‌کنی چی شد؟ در ‫کمال تعجب دیگه خنده‌دار نبود.

‫فقط یکم بیشتر مونده.

‫البته انتظاری هم ندارم که ‫اونا بدونن توی اوگاندا چه خبره.

‫اونا حتی نمی‌دونن توی حیاط ‫پشتی خودشون هم چه خبره.

‫- مقررات زدایی از صنعت نفت... ‫- چیزی نمونده.

‫- فقط یکم دیگه. ‫- حفاری، خشکسالی، ویرانی.

‫مغز کوچیک اونا چنین چیزهایی رو...

‫نمی‌تونه درک کنه.

‫وقتی پاتو بذاری روی زمین...

‫به هیچ وجه باورکردنی نیست.

‫- وای خدا! ‫- لعنتی.

‫- حواست به جاده باشه. ‫- چه کار داری می‌کنی؟

‫- ما افتادیم توی دست انداز. متاسفم. ‫- نه، متاسف نیستی.

‫- آروم باش. آروم باش. ‫- چرا، متاسفم.

‫الان خیلی عصبیم.

‫شرکت توی اون مهمونی برای من راحت نبود.

‫هنوز در فرایند هضم ‫باخت توی انتخابات...

‫و این واقعیت هستم که ‫فهمیدم جامعه نه تنها به من،

‫چون این قضیه در مورد من نیست،

‫اونا به ارزش‌هایی که من ‫پاشون وایسادم پشت کردن.

‫این دردناکه.

‫خیلی دردناکه.

‫من ازت متنفرم!

‫من ازت متنفرم!

‫- جان؟ ‫- من الان خیلی ازت متنفرم...

‫با تموم وجودم. من...

‫من شدیدا ازت متنفرم.

‫خیلی خب. نمی‌دونم می‌خواستی شوخی کنی یا...

‫- شوخی نیست. ‫- خیلی خب.

‫من دیگه ازت خسته شدم.

‫حالت خوب نیست. می‌فهمم.

‫نه، تو نمی‌فهمی. اصلا نمی‌فهمی.

‫آره. من نمی‌فهمم.

‫آهای؟ میای؟

‫نه.

‫شیلا، پرستار بچه اون بالاست.

‫من واقعا نمی‌دونم چطور باهاش ‫حرف بزنم و یکمی هم مستم.

‫هر دوی ما یه چیزایی ‫گفتیم. بیا بریم بخوابیم.

‫ما صبح با هم حرف می‌زنیم، خب؟ بیا.

‫شیلا، بیا بریم.

‫آفرین.

‫نه. شیلا.

‫شیلا، از لیموزین بیا بیرون.

‫- راننده، می‌تونی بری. ممنون. ‫- نه. نه.

‫آهای!

‫خیلی خب. الان کدوم گوری می‌خوای بری؟

‫عالی شد.

‫فقط یه تماس تلفنی ‫ساده می‌تونه اولین قدم...

‫برای شروع مسیری باشه که یه شخص جدیدی بشید.

‫سیستم "میل ا ویل" خیلی ‫آسونه، حتی منم از پسش بر میام.

‫فقط باید بچرخونیدش تا لاغر بشید.

‫و برای ساده‌تر شدن کار،

‫می‌تونید کتاب آشپزی جدید من یعنی ‫"لاغر شدن با وینسنت گرین" رو سفارش بدید.

‫همه‌ی دستورالعمل‌ها با دقت ‫طراحی شدن که مغذی،‌ خوشمزه،

‫و مهم‌تر از همه آسون باشن.

‫مثل من.

‫و اگه الان زنگ بزنید، ‫ما بدون هیچ هزینه‌ای...

‫به اندازه‌ی مصرف یک ماه "وینیز ‫گرین" رو هم براتون ارسال می‌کنیم.

‫درسته. مکمل غذایی مولتی‌ویتامین ‫کاملا طبیعی و جدید من.

‫همه‌ی این قرص‌های معجزه ‫آسا مواد مغذی مورد نیاز شما رو...

‫برای سالم و لاغر موندن تامین می‌کنن.

‫نمی‌خواید به من ملحق شید و کنترل ‫زندگی و بدنتون رو بدست بگیرید؟

‫تنها کاری که لازمه بکنید ‫اینه که امروز تماس بگیرید.

‫سلام، بیداری؟ ببخشید.

‫نمی‌دونستم بیداری یا نه. بیداری؟

‫آره. حالا بیداری.

‫و من برات قهوه درست کردم.

‫راستش خودش درست شد. یه تایمر داره.

‫ارنی کلی دم و دستگاه داره.

‫بگذریم، فکر کردم بتونیم حرف بزنیم.

‫اگه آماده باشی، اگرم نباشی هیچ مشکلی نیست.

‫حالت خوبه؟

‫چون وقتی دیشب اومدی ‫این‌جا حالت خوب به نظر نمیومد.

‫اما من نمی‌خوام فضولی کنم. پس...

‫نه. ممنون بابت قهوه.

‫و ممنون که گذاشتی توی اتاق مهمون بمونم.

‫من فقط می‌خواستم یکم تنها باشم.

‫خواهش می‌کنم، قابلی نداشت. اصلا برام مشکلی ‫نبود. خوشحال شدم که تونستم این کارو بکنم.

‫تا هر وقت بخوای می‌تونی این‌جا بمونی.

‫و این هیچ ربطی به من نداره. پس...

‫اما اگه بخوای حرف بزنی من این‌جام...

‫و من قول میدم هیچی نگم و فقط گوش کنم.

‫من فقط یکم...

‫- جا می‌خواستی. ‫- زمان می‌خواستم.

‫- تا در مورد زندگیم فکر کنم. ‫- ازدواج، با دنی.

‫آره، شیل، ما از زمان ‫انتخابات منتظر این بودیم.

‫و این خیلی سخت بود که تو رو در حالی که....

‫خیلی ناراحتی و احساس ‫میکنی گیر افتادی ببینم و...

‫نه، هیس.

‫ولی الان بهترین زمان ‫برای ترک اونه، می‌دونی؟

‫و من می‌دونم "گرتا، هیچ ‫زمانی بهترین زمان نیست،"

‫به‌خاطر مایا و قضایای دیگه، اما...

‫بیخیال، تو داری توی کار ‫خودت پیشرفت می‌کنی و...

‫من هنوز برای ترک اون آماده نیستم.

‫به زودی ترکش می‌کنم. اما هنوز نه.

‫آره،‌ البته. ببخشید.

‫درسته. اما اگه وکیل بخوای ‫ارنی یه پنج شیش نفر رو می‌شناسه.

‫و یکیشون زنه و خیلی خفنه.

‫پس هر وقتی که آماده بودی من ‫این‌جام، کمک خلبان سفینه‌ی طلاق.

‫چیزی که واقعا می‌خوام یه ‫ماشینه که باهاش برم خونه.

‫و شاید یکم ساخارین هم به کارم بیاد.

‫اوه، وای. باشه. اصلا مشکلی نیست.

‫و می‌دونی چیه؟

‫تو با لباس دانشگاه خیلی ناز شدی.

‫- باید اینو نگه داری. من میدمش به تو. ‫- ممنون. خیلی راحتم توش.

‫مال خودته. من عاشقتم.

‫- نه، منظورم اون‌جوری نبود... ‫- می‌دونم. می‌دونم.

‫ بهت باور دارم. واقعا میگم.

‫و... من برات ساخارین میارم.

‫- ممنون. ‫- فقط... راحت باش.

‫برنامه این نبود، اما ‫دیگه کاریش نمیشه کرد.

‫تو یه دری رو باز کردی. ‫حالا ما واردش میشیم.

‫ما بهش میگیم چی ‫می‌خوایم و به چی نیاز داریم.

‫و ما عقب نشینی نمی‌کنیم. ‫یه بار برای همیشه اینو میگیم.

‫لعنت بهش.

‫- گندش بزنن. سلام. ‫- سلام.

‫سلام، مامان. ما داریم صبحونه می‌خوریم.

‫عزیزم، زود بیدار شدی.

‫بابایی پنکیک درست کرده.

‫آره، و مامان از جلسه‌اش برگشته.

‫وای.

‫اونا خیلی خوشمزن، بیا یکی بخور.

‫الان میام، عزیزم.

‫فقط باید یه صحبت ‫کوتاه با بابایی داشته باشم.

More Farsi Persian subtitles for Physical

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left