Esimesed 200 rida.
گیبز مسنتر: بعضی چیزها فکر میکنی تا عمق زمین دفن شدن
تا وقتی که دوباره میان روی سطح
همم. انگار یه مدتی تو آب بوده
رندی: ستوان دوم اریک رید
کمکافسر تدارکات کشتی «اِندِور بِی»
امروز صبح خبر مفقود شدنش رو دادن
کشتی هنوز تو دریا بود؟
نه، دیشب اومدن تو بندر
جنازه رو امروز صبح دیرتر پیدا کردن
بین طنابهای ضربهگیر گیر کرده بود
خدمه جنازه رو آزاد کردن
و آوردنش اینجا. (صدای خنده مرد)
گیبز: اون کیه؟ اوه
ورا گفت بیاد. مال دفتر پاناماست
دارن رو یه پرونده کار میکنن
اون فکر کرد شاید به این یکی مربوط باشه
میدونی که اون، اوم
پرچمدار اون قضیه همکاری بینسازمانی شده؟
: سعی داره همه دفترهای مختلف انآیاس رو
به ارتباط بهتر واداره؟
: به هر حال، اسمش دوئین پرایده
گیبز مسنتر: ۱۱ سال بود اون چهره رو ندیده بودم
اما بعد از اون اتفاقاتی که افتاد
چهرهای بود که هیچوقت فراموشش نمیکردم
به سلامتی مادرت
آره
بدجوری دلتنگشم
دوتا دیگه بیار، بنی
بابیه، بابا. یادت نیست؟
بیخیال شو. من فردا ساعت ۵ صبح راهی دریا میشم
نه، من... امروز سالگرد ازدواجمه
و یکی دیگه میخوام
مادرت
عاشق نیواورلئان بود. میدونم بابا
قبلاً گفتی. قبل از اینکه به دنیا بیای
حداقل سالی یه بار میاومدیم اینجا
هی بچهها، چطوره آهنگ
«میبینمت» رو بزنید؟ بابا، بیخیال
بیخیالِ چی؟
آهنگ محبوب مادرت بود و دلم میخواد بشنومش
ممم. بنی؟ نه، حالش خوبه
حالا تو هم انقدر ضدحال نزن
هی! هی
بابا. هی، رفیق
هی، صدامو میشنوی؟ هی، اوم
هی، شما آهنگ «میبینمت» رو بلدین؟
شرمنده داداش. درخواستی نمیزنیم
جکسون: واو. ببین، امروز سالگردمه
و زنم فوت کرده. اوم
(صدای به هم خوردن اشیاء و شکستن شیشه)
هی
اگه جونت رو دوست داری همون پایین بمون
چه غلطی داری میکنی؟
خوبی؟
دوئین پرایده، معاون کلانتری منطقه جفرسون
شماها میگردین به پیرمردها مشت میزنین؟
اون فقط یه آهنگ خواست
نمیخواستم کار به جایی بکشه که مجبور شم بهش دستبند بزنم
اگه باباته، باید خانوادهت رو کنترل کنی
راجع به خانواده من حرف نزن
همهتون سر و ته یه کرباسین، نه؟
اه، عالی شد
جکسون: آخ
چرا دارن تو رو پرت میکنن بیرون؟
اون زدِت
خوبی؟
پیانیست عجب آدم عوضیه. آره
(بازدم)
(همهمه پرشور)
عوضیِ لعنتی
رندی: میشناسیش؟
آره
مامور ویژه دوئین پراید
اینم لیروی گیبزه
ولی شما دوتا که از قبل همدیگه رو میشناسین
مگه نه؟ نه، فکر نمیکنم
من هیچوقت چهرهای رو فراموش نمیکنم
میدونی
اون موقع که تو نیواورلئان معاون کلانتر بودم
یه سارق رو دیدم که داشت از مغازه مشروبفروشی فرار میکرد
دقیقاً دو سال بعد دیدم نشسته
اونور زمین تو مسابقه تیم «سِینتز» روبهروم
و همونجا دستگیرش کردم
سینتز هم ۴۸ به ۴۲ تو وقت اضافه برد. (میخندد)
این طفلک هم که وضعش اینه، نه؟ رندی: جدی میگی
گیبز مسنتر: خشم چیز عجیبیه
به خودت میگی که دیگه ازش گذشتی
اما مثل یه جریان شکافندهست
در ظاهر آرومه
تا وقتی که بکشتت زیر آب
چان: بفرمایید. خودشه
کی متوجه شدین که ستوان رید مفقود شده؟
موقع آمارگیری بعد از اینکه رسیدیم بندر. نیومد
کل کشتی رو گشتیم، ولی اثری ازش پیدا نکردیم
نگران بودیم که شاید از عرشه پرت شده باشه تو آب
واسه همین به گارد ساحلی خبر دادیم، ولی جستجوشون نتیجهای نداشت
آخرین باری که دیدینش کی بود؟
وقت شام، دیشب. لالا: آیا ستوان
با کسی توی کشتی مشکلی داشت؟
تا جایی که من میدونم نه. سرش تو لاک خودش بود
همه دوسش داشتن. چند نفر توی کشتی بودن؟
تا نظامی، ۴۳ تا غیرنظامی ۱۲
باید با تکتکشون حرف بزنیم
چی؟ خب، بیشتر خدمه
مرخصی هستن
و تا فردا برنمیگردن
یه ملوان مُرده روی دستتونه
اونوقت خدمه رو فرستادین برن دنبال خوشگذرونی؟
ما حتی نمیدونستیم اون غیبش زده
تا وقتی که دیگه بیشترشون رفته بودن
پیداشون کنین. برشون گردونین اینجا
باید از تکتک افرادی که توی این کشتی بودن بازجویی کنیم
اوه، هی بچهها. یه خبر تازه قبل از اینکه برین اونجا
اون پسره پراید که تازه اینجا پیداش شده؟
گیبز یه نگاه بهش انداخت و دقیقاً گفت
«عوضی.»
نه به خودش، بلکه زیر لب دربارهش گفت
آره، معلومه که با هم خردهحساب دارن
ولی پراید روحشم خبر نداره
چون اصلاً یادش نمیاد گیبز رو دیده باشه
با اینکه ادعا میکنه هیچ چهرهای رو فراموش نمیکنه
خبر تازهای از پرونده داری، راندو؟
نه چندان. شما چی؟
رید هیچ دشمنی نداشت
نمیدونیم کسی هلش داده
یا اتفاقی از رو عرشه افتاده
اینجا خون هست
دقیقاً همینجای سرشه
انگار یه چیزی توی جیبشه
اجازه میدی یه نگاهی بندازم؟
بذار من... آره حتماً. بفرما
تو آدمِ دن مکلین هستی، نه؟
همینطوره
یه بار دیدم تو مرکز آموزشی فلتک سخنرانی کرد
عجب سخنرانی معرکهای بود
آره، بهش میاد
یه سری کاغذ اینجاست
به نظر میرسه برگههای لیست محموله باشن
قشنگ خیس خوردن. فرانک: میتونی بخونیشون؟
خب، فقط همین یه تیکه رو میشه تشخیص داد
شبیه شمارههای تیسیاِن هستن
هر پالت باری توی کشتی یکی از اینا داره
لیست محمولهها ۴۰ یا ۵۰ صفحهست
چرا فقط چند برگه همراهشه؟
خب، به نظر از اون سوالاییه که باید جوابش رو پیدا کرد
آره، واسه همین پرسیدش
تازهکار، چرا همینطوری وایسادی تماشا میکنی؟
اینا رو بذار تو کیسه و ببر بده به وودی
بجنب دیگه
بفرما
میدونی، اون لیست محموله خیلی جالبه
چون من و رئیسم چند ماهه داریم رو یه پرونده کار میکنیم
رو یه پرونده کار میکنیم
یه باند قاچاق توی پاناما
یه سری آدمهای فاسد دارن تجهیزات نظامی دزدی رو جابجا میکنن
از طریق مسیرهای ترابری نیروی دریایی
رندی: واسه همین ورا تو رو آورد اینجا؟
استریکلند؟ آره، اون گهگداری سر میزنه
دنبال اطلاعاتیه که به دفتر شما ربط پیدا کنه
تو ربط دادن قضایا خیلی استاده
لالا: پس فکر میکنی این یارو به باند قاچاق شما ربط داره؟
خب، بستگی داره چطوری مُرده باشه
تانگو: خب
زیاد جای بحث نداره
این ضربهای که به پشت جمجمهش خورده تصادفی نبوده
یکی سرش رو داغون کرده و پرتش کرده تو آب
مریجو، بقیه کجان؟
اتاق کنفرانس
ورا اون بالاست و داره یه جلسه تبادل اطلاعات رو اداره میکنه
بین ما و اون دوتا رفیق پاناماییمون
چی، حالا شدن دو نفر؟
آره، یکیشون خیلی خوشتیپ و جذابه
اسمش دوئینه
اسم قشنگی نیست؟ دیدیش؟
اون یکی کیه؟
میدونی، من واقعاً به ورا افتخار میکنم
اون این ایده رو داشت که همه دفترهای انآیاس رو دور هم جمع کنه
و حالا اون بالا داره انجامش میده
اوه راستی، کاغذبُرِ دالتون بِیسمنت رو ندیدی؟
امروز ده بار بهم زنگ زده و پرسیده که ندیدمش
حواست باشه، دارن میان
نپرس توش چیه
فقط یه سری چیز از تو یخچال برداشتم
و گذاشتم لای نون تورتیلا
باید بریم اون بالا وگرنه ورا از کوره در میره
بهش گفتم اصلاً وقت ناهار نداریم، ولی براش مهم نبود
اون یکی که با پرایده کیه؟
راستی، رندی بهت گفت؟
که داره کلاس استندآپ کمدی میره؟
آره. آره، قراره روی ما تمرین کنه
فردا شب تو «دِیلیز»، درسته؟
آره. ازت میخواد دایان رو هم بیاری
خودش نمیخواست مستقیماً ازت بپرسه
چون نمیخواد تو رودربایستی گیر کنی و اونو بیاری
ولی اگه جونی اونجا باشه خیلی مضطرب میشه
و به نظر یه خانم درباره اجراش نیاز داره
تو که میای، نه؟ آره
ولی اون گفت من یه زن معمولی نیستم
منم به عنوان تعریف ازش قبول کردم
این یکی یارو که از پاناما اومده کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.