Esimesed 200 rida.
ممکنه ديگه نتوني سپيده ي شمالي رو توي اين دورترين نقطه ي جنوبي ببيني
و تو چشماتو بَستي .
دارم رويا ميبينم
نيازي به رويا نيست .
همه چيز اينجاست .
- برگرد توي رختخوابت - نه ، اون ...
احتياج داري که بخوابي .
در مورد فردا فکر کن .
عزيزم ، لطفا .
ساعته 2 هست ؟
چقدر زود گذشت .
اونقدر هام زود نگذشت .
بايد بخوابيم
نه ، بمون .
«کريستي»
تمام هاله هاي خورشيدي ساعت 2:32 مشاهده شدن
تعيين مکان تابش و مسير هاله هاي خورشيدي ...
نشون ميدن که طوفان خورشيدي داره به مراحل خطرناکي نزديک ميشه
به نظرم تا 18 ساعت ديگه به اوج خودش ميرسه
بايد اعلام خطر کنيم
بهشون بگو براي 36 ساعت آينده ، گوش به زنگ باشن
همه واحد ها ، آماده باشن
يک ون مشکي داره نزديک ميشه
هيچ اقدام اشتباهي نباشه . اون داره به سمت گيت اصلي ميره
- بذار تو تاريکي بريم سر وقتش - نه . صبر ميکنيم .
سلام
فکر کردم از دستت دادم
من هيچ جا نميرم
ميشه يه ملاقات داشته باشيم
توي يک جاي عمومي
» امي « ترکت کرد ... ؟ کي رفت ؟ دو ماه پيش ؟
تو به زمان احتياج داري
نه , من اونو پشت سر گذاشتم . بهم اعتماد کن
نميخوام باعث بعضي چيزهاي گذشته باشم
نميشي
اوه لعنتي !
زود اومدي !
بخاطر نمايش ديشب نتونستم بخوابم
گفتم يه حالي ازت بپرسم
اون رو » کريستيان کينگ « صدا ميکنن
دکتر » کريستيان کينگ «
دانشمند فضا . مبتکر پروژه ي « پرومتئوس « ( پرومتئوس : ماهواره هاي سياره زُحَل (
دانشمند فضا ؟
اون ميخواد با يه کارآگاه ملاقات کنه
دکتر « کينگ « تصريح کرده که حتما يه مامور باهوش باشه
و يک نفر با تخيلات ناممکن
منم از تو براش گفتم
لطفا کارت شناسايي تون رو جلوي دوربين نشون بدين
ممنون . لطفا وارد بشيد
» ربکا فلينت « ؟
- بازرس « فلينت « - « کريستين کينگ «
هيچ کدوم از اين عکس ها واسَتون آشنا نيستن ؟
اينها از کجا اومدن ؟
اونا ساعت 33:2 صبح گرفته شدن
- توسط کي ؟ - واستون آشنا نيستن ؟
نه ، بايد باشن ؟
اگر عکسها يه حادثه رو نشون بده
شدت حادثه به شما پيشنهاد ميکنه که ازش دور بمونيد
چرا باور داري که اينها به هم ربط دارند ؟
من ميدونم که به هم ربط دارند
کدهاي زماني مشابه
نگهش دار
خوب ، بنظر مياد که يک انفجار باشه
اونجا چيزهاي ديگه اي هم هست که بايد بهشون توجه کني
پانزدهم ژوئن
مربوط به امروزه
20:33
- اون ... - از الان 10 ساعت مونده
اين ... با اين حال ... اتفاقي نيفتاده ؟
هنوز
ميدوني که ساخت يک خبر دروغ ...
قوانين کيفري ، اُکتبر 1967 ، بخش 5 ، بند 2
من يه افسر پليسم دکتر » کينگ « . وقتم ارزشمنده
توهيچي در مورد زمان نميدوني ، بازرس » فلينت «
ولي ميدونم کي داره تلف ميشه
شايد بيش از حَد کار کردين دکتر » کينگ «
لطفا بذارين برم بيرون
تهديد يک مامور پليس ، عواقب خيلي خطرناکي داره
من شما رو تهديد نميکنم
من فقط ذهنت رو متمرکز ميکنم
باشه ، با توجه به دوره هاي پليسي زيادي که ديدم
ميتونم بگم که ما دنبال چيزي هستيم که هنوز اتفاق نيفتاده
خب ، من نتيجه ميگيرم که يکي از همکارانت از يوتيوب اونا رو جمع کرده
اين کامپيوترها با هيچ کامپيوتري توي اين ساختمون ، شبکه نيستن
البته ، يه سناريوي ديگه هم هست ، بازرس » فلينت «
من نقشه کشيدم که چيزهايي رو منفجر کنم
و تصيم گرفتم که اول به همه اعلام کنم
شماره ي موبايل توي عکس
باهاش تماس بگير
اکه من وقتت رو تلف کرده بودم ، اونوقت تصميم بگير
» لوران « ، » هري « و » کيتي « در حال حاضر قتدر به جوابگويي نيستن
لطفا پيغامتون رو بذارين
» کينگ « ، يه دانشمند مشهور جهانيه
چرا داره يه تهديد يا دروغ يا هرجيز ديگه اي منتشر ميکنه ؟
روان پَريش ؟ ديوانه ؟
به طور اتفاقي يه قسمت از سريال « سي . اس . آي « رو از ماهواره دانلود نکرده ؟
نَه ، شماره تلفن درسته . به اسم » لوران «
عجيبه ، اينطور نيست ؟
انتشار يه هشدار با اين همه جزئيات
ظاهر اين دختر مرده ، کاملا متقاعد کننده ست
.سابقَش رو بررسي کن
صراحتاً مثل يه بچه است
نَه همسري ، نَه سابقه اي
- وابستگي سياسي ؟ - هيچي نتونستم پيدا کنم
قبلا با مواد منفجره کار ميکرده
کجا ؟
يه جايي که بهش ميگن سازمان گسترش معادن
واسه دوسال قرار داد داشت ، ولي بعد از سه ماه ، ناگهاني اونجا رو ترک کرد
بخاطر بي ثباتيش قراردادش رو فَسخ کردن ؟
هشتاد درصد از کاهايي که انجام داده مربوط به پروژه ي پرومتئوس براي » ام . اُ . دي « بوده
اون مرتبا بايد تحت نظر باشه
اون يه مامور پليس رو گروگان گرفته و تهديد کرده که بمبي رو منفجر ميکنه
- بايد اونو توقيف ميکردي - جدي ، فکر نميکنم به اين آسوني ها باشه
تو با من تو اتاق نبودي
آره ، اون تهديد به يک حادثه خطرناک کرد ولي ...
از خودم پرسيدم : چرا داره به من ميگه ؟
اينطور ديگه شانسي واسه دکتر « کينگ « نميمونه که بخواد چيز هايي رو منفجر کنه
بايد اينو جدي بگيريم
- با بخش ضدّ تروريسم تماس ميگيرم - نه
اين مربوط به منه
ميخوامش
اوه ، خدايا
يه تعميرکار خبر کن
به اين راحتي ها ولش نميکنم
- يه کار واست دارم - سرم شلوغه
ضروريه
» گاردا « ؟
» گادا « . » کلوم گادا « ، خانوم
» ربکا «
پيشرفتش چطوره ؟
ساختار پرتوي ايکس
ما دنبال يه بزرگترش هستيم
به ناسا هشدار دادم که کارکنان ايستگاه فضايي شون ممکنه
مقدار سالانه تشعشع هاشون رو جذب ميکنن
خوبي ؟ ؟
دقيقا از من چي ميخواي بپرسي » سيمون « ؟
حفاظت بهم اطلاع داد که تو با بازرس » فلينت « ملاقات کردي
چيزي هست که بتونم کمکت کنم
ساعت 4 که اومدم ، شنيدم داري چَت ميکني
اوضاع چطوره ؟
تا اينجا ...
همش اينه که
نميتونم باهاش قرار بزارم
ميتونه درمجموع باعث نا اميدي بشه
نه، نه ، نه. اون منحصر به فرد . من ميدونم
صداشو کمک کن ، تا شب کار دارم
اونها از طريق يه فرستنده ي غير مجاز از ماهواره پرومتئوس دو ما ارسال شدن
تمام رخنه هاي امنيتي کامپيوتر
بايد توسط من و ريئس بخش امنيتي گزارش بشه
تو که مقررات رو ميدوني
- « کريستين « ؟ - معلومه که مقررات رو ميدونم !!
بازرس » فلينت « برميگرده ؟
من که منتظر
ببخشيد
سلام
دکتر چي گفت ؟
تورم گلوش کمتر شده . فقط گفت آنتي بيوتيک هاشو ادامه بدين
چه خبر ؟
ام م . همه چيز مرتبه
ببين » هري « ، اگه تو اينو از دست بدي ، ما چي کار ميتونيم ..
اوه ، مسيح ... » لوران « ...
مامان
بايد برم
ميخوام » کيتي « رو از تختش بيارم بيرون
باشه
دوست دارم
واستون وايت برد آوردم
ميدونم که چقدر پليسها دوست دارن رو تخته بنويسن
اگه اين عکس ها رو ايميل ميکردي ...
تجهيزات خصوصي اجازه خروج ندارن
بدون مجوز هيچ چيزي از اين ساختمون خارج نميشه
بخاطر همين ما اينجاييم
يه کپي ازشون به اون کامپيوتر انتقال دادم
کاري که شما ميکنيد محرمانَست ؟
الان دارم اوضاع جوي فضارو بازبيني ميکنم
يه طوفان مغناطيسي
چرا خدا اقتصاد دان ها رو خلق کرد ؟
واسه اينکه هواشناس ها خوب به نظر بيان
من که به خدا اعتقاد ندارم
اکه کارم داشتين ...
در خدمتم
فکر کنم » کينگ « نميدونه که شما واسه چي برگشتين
نه ، نميدونه
پس چه انتظاري از ما داره ؟
اين يه شيوه ي خونين براي يه هشدار رمزي
سيستم اطلاعاتي اينجا فايروال ضعيفي داره
اگه کسي بتونه از بيرون به سيستم نفوذ کنه
اطلاعاتش رو سرقت ميکنه ، نه اينکه يه سري عکس هم براشون بذاره
باشه ، فرض کنيم « کينگ « عکسها رو کنار هم قرار داده ، شايد با فتوشاپ
پس چرا بايد به ما بگه ؟
از کجا معلومه که اون الان مارو نگاه نميکنه ؟
» کينگ « و عکسها ، تنها چيزيه که داريم
بايد اثبات کنيم اين عکسها بهم مربوط ميشن ؟ و چطور ؟
دو نکته که واسمون ثابت شده . » کريستي هارمسلي «
گواهينامه
گواهينامه رانندگي
شماره تلفن ، واسه يه محله توي '' تدسفورده ''
آقاي » هري لپس « . » لوران « همسرشه
صداي يه خانوم به اسم » لوران « توي پيامگيره
هيچکدومشون رابطه اي با » کريستين کينگ « نداشتن ؟
No comments yet. Be the first to leave one.