Esimesed 200 rida.
- تا دو دقیقه دیگه پخش زنده شروع میشه - خیلیخب
خب. الیسون سرما خورده. دوربین B دست مارشاله،
اما نمیدونم از پسش برمیاد یا نه. جول هم خارش گلو داره
ای خدا. یه خبر خوب نداری؟
- هی، فاصله دو متری یادت نره - شرمنده
- سلام جولیا - صبحبخیر
- صبحبخیر - تب الکس خوابیده
- عالیه. کِی برمیگرده؟ - آره
استلا به الکس و چیپ گفته که به کارشون ادامه بدن
- جداً؟ - آره. اوضاع تو چطوره؟
بد نیست به گمونم
درست کردن موها و گریمم رو خودم انجام میدم. تو اتاق سبز لباس میپوشم
دو هفتهاس که اوضاع بد نیست. به گمونم دیگه خطری تهدیدم نمیکنه
خیلیخب. استلا میگه همهچی مهیاس
مرسی. بهت مدیونم
خیلیخب. همش تکرارش کن. خب دیگه
مثل ماه شدی
جدی؟ حس میکنم خیلی داغونم
سلام لورا
صبحبخیر، بردلی
متن «کومو» رو یه تغییراتی دادم
دیشب از بالا دستور اومد
حله. دیگه چی؟
برنامۀ خوبی داشته باشی
- همیشه دارم - پنج،
- چهار، سه، دو - مارشال، دوربینت اصلاً روشن هست؟
صبحبخیر. امروز چهارشنبه بیست و پنجم مارسه
و مسابقات المپیک تابستانه ۲۰۲۰ رسماً به تعویق افتاد
خب، بیل سیمپسون همین حالا استعفا داد و داره میره کاستاریکا
کی؟
معاون اجرایی برنامۀهای شرکته. همون باهوشه دیگه
واسه این عصبانی شده که همه قسمتهای آزمایشی که تاییدش رو داده بود رو کنسل کردم
دیگه چیکار میشد کرد؟
خودت میدونی که فعلاً کسی حاضر نیست پا رو صحنۀ فیلم بذاره
اون دیگه برامون مُرده و تو هم باید کمکم کنی
- خب یکم سرم شلوغه - تشنۀ محتواییم
عوامل «گروه دونر» مشکل کمبود غذا دارن
شوخی میکنی
سورکین هم اجازه انتشار فیلم بیوگرافیش واسه یوبیای پلاس رو نداده
- چرا مجوزش رو دادی؟ - از خودم بیزارم
- منطقیه - باید باهاش حرف بزنی
- یکی طلبت - خوبه. بنویس پا حساب قبلی
دیدی کلیپ الکس دو میلیون بازدید داشته؟
- وقتی یه خونه داره میسوزه، همه وایمیسن نگاش کنن - از من میخوای که خاموشش کنم؟
خاموشش کنی؟ نه
باید با یه گالن بنزنین بری تو خیابون و ببینی چی واسه سوزوندن پیدا میکنی
به این حواشی و نمایشها نیاز داریم
دنبال اینجور ویژگیهاییم که الکس لوی کوفتی اونها رو داره
برمیگردم
یخچال پره
شراب هم خنکه. فقط یه چیزی کمه
- دستمال توالت؟ - آره راستش، اون هم لازم دارم
- هی، ببین کی اومده - سلام برد...
وای، لورا
سلام کوری
- بعداً بهم زنگ بزن، خب؟ - باشه، بعداً زنگ میزنم. فعلاً
خب. برنامه ردیف بود؟
آره، خیلی خوب بود
چهخبر؟
فقط داشتم یه سری میزدم. غذات کافی بوده؟
گربهای، سگی، بچه گربهای، همصحبتی چیزی نمیخوای؟
- نه، مرسی - خیلیخب
با مدیریت بازرگانی هماهنگ کردم، اونا هم بدشون نمیاد تو آپارتمان باشی
واقعاً ممنونم اما راستش دارم از هتل میرم
اوه، خیلی خوبه. کجا داری میری؟
مونتانا
با لورا درموردش حرف زدم و اونجا خیلی امنتره
دورکاریه و...
البته مگه این که لازم باشه بیام اینجا
نه، نه. منطقیه
بازدیدها رو زیاد میکنه. خوبه
خودت که میدونی. خوبه
خواستم بدونی این تصمیمم هیچ ربطی به... اتفاقی که
بین من و تو و هل افتاده نداره
شبِ... خیلی عجیبی بود
و خب... یکم...
زده بود به سرمون، مگه نه؟
آره خب. مگه نه؟
به سر من که زده بود
باشه. خیلیخب
هل چطوره؟
خیلی بهتر شده. ممنون. الان پیش مامانمه
عالیه
ممنون که پرسیدی
امیدوارم اونجا گوزن شمالی ببینی
امروز چطور بود؟
- تخمی - دیروز هم که همین رو گفتی
من هم دلم برات تنگ شده بود
- سلام - سلام
برم یکم آب بیارم
نه، نرو. خیلی زوده. بمون
برا تو هم آب میارم. آب میخوای؟
نه، اما میشه مثلاً شامپاین بخوریم؟
- خب، از اونا هم دارم عزیزم - جدی؟
خونۀ درستی اومدی. آره
آره، خودم میدونم خونۀ درستی اومدم
- لازم نیست تا فردا کار کنیم - خیلیخب
یعنی اگه خواستیم میتونیم تمام روز رو تو تخت باشیم
وای خدا. جدی؟
مردم همیشه خیالپردازی میکنن
وسط پاندمی اومدم پیش تو
از این حرفا گذشته
اذیتت میکنه؟
نه، نمیدونم. رابطۀ شخصیمون، کارمون هم هست
خب. فقط تو برنامه زنده درموردش چیزی نمیگیم
باشه
باشه
یکم...
- خب دیگه. وقت کاره - خب دیگه. وقت کاره
- سالما؟ - کوری
ماسک نمیزنیم؟
چه خبر از اوضاع سیاست؟
من که اخبار نمیبینم
خب، نظرت چیه سر جاشون باشن؟ تا بیشتر با هم آشنا شیم
آره، پیشگیری بهتر از درمانه، مگه نه؟
دل تو دلم نیست خونه رو نشونت بدم
من که عاشق اینجام. بهنظرم تو هم عاشقش میشی
اما اگه این مورد پسندت نبود ۵ تا خونه دیگه هم هست
خیلیخب. وای، چه دلبازه
یوبیای پلاس حتماً کارش میگیره
جزو دنبالکنندههایی
اگه یکی از خونههام رو بخری حتماً میشم
خب، از قبل بهت بگم من یکم سختگیرمها
مشکلی نیست. چیزی که زیاده وقته
آره، متوجهم ولی...
تا وقتی من برسم اونجا و قرنطینه بشم،
روز مادر تموم میشه
بعدش هم باید برگردم اینجا و دوباره قرنطینه شم
آره برد اما جفتمون میدونیم که اگه خودت بخوای، میتونی یه کاریش کنی
هل، حرفت واقعاً نامردیه
ببخشید، نمیخواستم کاری کنم احساس گناه بهت دست بده. بخدا قسم
به محض این که محدودیتها برداشته بشه خودم رو میرسونم، باشه؟
تو فقط مواظب مامان باش و هروقت لازم بود بهم پیام بده
باشه
- حله؟ - آره، دوستت دارم
من هم دوستت دارم
حالش چطوره؟
خب، انگار بهش بد نمیگذره
مامانم هنوز میره کلیسا و اون هم تو کاستکو ماسک نمیزنه
سیستم آموزشیمون خرابه
میدونی که من و هل جفتمون یه مدرسه میرفتیم
آره اما فقط یکیتون علم یاد گرفت
اونا خونوادۀ منن
ببخشید، منظوری نداشتم. شوخی کردم. جدی میگم
نه، میدونم از شهرم خوشت نمیاد اما خیلی از ویژگیهای الانم از اونجاس
و...
باید درک کنی یا حداقل تلاش کنی که درک کنی
اگه قراره عاشقم باشی.
زود قضاوت میکنم
یه کوچولو
یا کارهای مامانا رو میکنم که خیلی بده
احتمالاً به دوران کودکیم مربوط میشه
شاید هم یه آدم عوضیام
اما باشه، میخوام تلاشم رو بکنم
وایسا ببینم. الان داریم درمورد مشکلاتمون همدردی میکنیم؟
این یه بحث بزرگونهاس؟
بحث لزبینی رو که مطمئنم هست
که به شکلات خوردن من ختم میشه
- نه، من هم شکلات میخوام - نه، فقط واسه دوجنسگراهاس
خونۀ منه. شکلات هم واسه منه
کنارت خیلی خوشحالم
- هشت ثانیه تا شروع - در انتظار پخش زنده
- پنج، چهار، سه... - من هم کنارت خیلی خوشحالم
- ...دو. شروع کنین. خبرش کن - میخوام مردم بدونن
یعنی چی؟ رسمیش کنیم؟
بردلی. بردلی. پخش زندهاس
درسته
- صبحبخیر، امروز چهاردهم مِی... - پونزدهم
پونزدهم. ببخشید
عزیزم، باید قهوههای سنگینتری درست کنی
نه بابا، بعداً که میخوایم بریم بیرون بدویم نمیتونم بهت برسم
خب قهوۀ فردا رو من درست میکنم
نه
- قهوههام خیلی هم خوبن - من که چیزی نگفتم
مردم درمورد این خونه حرف میزنن
میخوان درمورد کسی که داخلش زندگی میکنه بدونن
عاشقشم
حالا این رو تصور کن. بزرگترین قرارداد عمرت رو بستی
بهترین بطری شراب رو داری، با دوتا لیوان
دوتا لیوان هست؟
نمیذارم تنهایی بخوری که
متوجهم. تو هم هستی پس
فقط میخوام مطمئن باشم که از خریدت راضی هستی
این کارها رو برای همۀ مشتریهات میکنی؟
نه کوری. تو خاصی
چندوقتی هست که...
بهت فکر میکنم
به چه چیزهایی فکر میکردی؟
که میخوام باهات آشنا شم
شاید بذاری برات شام بپزم
اگه بیشتر از شام بخوام چی؟
میشه ببینمت؟
جدی میتونم ببینمت؟
سلام
سلام
بدون عدالت صلحی وجود نداره!
لعنت به پلیس! بدون عدالت صلحی وجود نداره!
عالیه اما نمیتونیم توی برنامۀ صبحگاهی ازش استفاده کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.