Esimesed 140 rida.
باید چیکار کنیم؟
بیا تو مسیر بمونیم
جاده امنتره
هرطور تو بخوای
آریزن؟
متاسفم
...فقط اینکه
من هیچوقت چیزی مثل اینو ندیدم
تو خونمون همچین چشماندازهایی نبود
واقعاً؟
من کل زندگیمو توی کساردیس بودم
...یه بار سعی کردم اونجارو ترک کنم، ولی
چی؟
این داستان برایِ یه زمان دیگست
آریزن، ما نمیتونیم به هر گریه توجه کنیم
ما نباید تلاش کنیم؟
!با ملایمت! با ملایمت، حالا
!نه
!نه
شما هیولاها، نزدیکتر نیاین
!تمومش کن
-تمومش
!الیزابت
!نه! تیو
!کمک
!الیزابت
!من دارم میام
!نه
!نه
!تیو، بهم کمک کن
!یه کاری کن، تیو
شرافتت کجا رفته، پسر؟
!اول اون
اونجا... خیلی ازشون وجود داره
من یه محافظم
بنابراین، من تورو ترک نمیکنم
اونا... اونا دارن میرن
تو خیلی مبارز خوبی هستی
بخاطر کمکتون ممنونم، مسافران
من بالتازارم
و این جانور هم سایمونه
ما به شما مدیونیم
-نیازی نیست که
خدایان رو شکر که شما اینجا بودین
شما منو نجات دادین
نمیدونم که چطور میتونم جبران کنم
عشق من
چی میخوای؟
برای اینکه، مطمئن شم صدمه ندیدی، عزیزم
...اگه مشکلی نیست
من از کاری هم که تو کردی ممنونم، عزیزم
معلومه که بخاطر من بیشترین سعیتو کردی، ممنون
حال اسب خوبه؟
اگه اتفاقی براش افتاده ممکنه دردسر حمل کردن من بیوفته به گردنتون
...خب
اوه، اون حالش خوبه، عشق من
اون فقط اون سمته
خب، برو بیارش پس
عجله کن
من بیشتر از این نمیتونم رو پاهام باشم اون واقعاً تجربه دلخراشی بود
مراقب خودت باش
اون زن تار پیچیدهای درست میکنه
ببخشید؟
حرف دهنتو بپا، سایمون
باشه
زمان بندیت نمیتونست بهتر از این باشه
...اگه اون موقعی که اومدی، نمیاومدی
ما شام اونا میشدیم
شما دوتا قیافتون و مبارزتون مثل محافظهلیِ سلطنتیه
تو چطور کارت به اینجا کشید؟
ما درواقع مقیم قلعه ارنست بودیم
دوک گروهی از بهترین مردهاشو ...فرستاد که ازش دفاع کنی، ولی حالا
ما همه چیزی هستیم که باقی مونده
همه چیزی که باقی مونده؟
الان ارنست بخاطر اون آژدها لعنتی توی خرابی خوابیده
من و سایمون تونستیم که با این دوتا فرار کنیم
ما داریم اونارو تا پایتخت همراهی میکنیم
که اینطور
تو اخبار آزدهارو خیلی خوب دریافت میکنی، دوستِ من
اونی که همراه خودش توپ برنجی داره
همین اتفاق برای روستا من، کساردیس هم افتادش
کساردیس هم از بین رفته؟
متاسفم
احتمالاً خدایان قصد داشتن که ما همدیگه رو ملاقات کنیم؟
ایتن، با من سفر میکنی؟
فکر خیلی خوبیه من میتونیم از مبارزی مثل تو استفاده کنیم
بنظر میرسه که هر دفعه خطری وجود داره
...درواقع، ما
شما دارین به جایِ مشخصی میرین؟
یه چیزی تو همین مایه ها
!توسط خدایان
تو یه آریزن هستی؟
و داری میری سراغ اژدها؟
قطعاً دارم میرم
فقط تو و این دختر؟
آؤه
اژدها وقی ارنست رو ترک کرد به کدوم سمت رفت؟
شمال. بعد از کوهها دیدمون بهش رو از دست دادیم
بخاطر همین اونجا جاییه که داریم میریم
جدی میگی؟
معلومه
اگه اینطوره، باید از کوهها بالا برین
بیاین تا اون موقع باهمدیگه سفر کنیم ما راهو بهتون نشون میدیم
تصمیم حکیمانهایه
خودت گفتی
که با این منطقه آشنا نیستی
این دوتا بنظر میرسه که راهو بلدن
موثرترین کار همینه
درسته
پس تعیین شد
خوشحالم که شما دوتارو توی مسیر همراه خودمون داریم
امروز خیلی چیزا کشیدی
بذار امشب ما نگهبانی کنیم
پیشنهاد سخاوتمندانه ایه
و پیشنهادیه که ما با خوشحالی قبول میکنیم
بالاخره، میتونم یکم بخوابم
پسر بیچاره
تک و تنها این بیرون توی سرما
میخوای یکم گرم شی؟
این تمام چیزیه که باقی مونده محصول خوبیه
من خوبم، ممنون
پس، به من بیشتر بده
پس، تو قراره سعی به کشتن اژدها کنی، مگه نه؟
تو حرفامونو شنیدی؟
من استراق سمع نمیکردم فقط خوابم نمیبردش
آره
من قراره اژدها رو بکشم
تو مرد خیلی شجاعی هسی
اسمت الیزابته، درسته؟
تو اسم منو یادت موند
مایه مباهات منه
و اون تیو...؟
آره
اون بیخیاله که اون سمت خوابیده شوهر منه
حتی تویِ شرایطی مثل این اون مثل یه بچه میخوابه
اون باید خسته بوده باشه
خانواده اون یکی از پولدارترینها توی کل ارنست بود
سراسر شهر سرمایهگذاری کرده بودن
او قیافش بدک نیست
یکم برای سلیقه من نجیبه ولی بد نیست
No comments yet. Be the first to leave one.