Esimesed 200 rida.
...آنچه گذشت
.جاسپر - یه پسر کوچولو اون بیرونه -
.که گیج شده و ترسیده
تا حالا نقاشیت رو کِشیدن؟
بعد از شام میریم ،خونهی من
.که نقاشیت رو بکِشم
.تو یه قاتل زنجیرهای هستی - .به خدا عوض شدم -
.باید حرفم رو باور کنی
.دیگه کسی رو نمیکشم
جاسپر؟
.سلام
باشه، امشب رو دیگه بریم بخوابیم .و فردا دوباره شروع کنیم
.سلام، دخترها
جاسپر رو پیدا نکردین؟ - .اثری ازش نبود -
پس خوشحال میشید که بدونید .ما یکم شانس آوردیم
.بیاید، همراه ما بیاید
.هیس. آروم
.آروم .نمیخوایم بترسونیمش
،خانومها و خانومهای مؤدب
.از این این... لذت ببرید
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
.زدمش
یعنی چی؟
.سلام، من کارل هستم
.مشقی بودن
.خب آره، این کارلـه
.کارل، این هم بچهها هستن
.شرمنده. فکر من نبود
،وقتی دنبال جاسپر میگشتیم پیداش کردیم
،و حقهباز کوچولو، تاد فکرکرد این راه جالبی
.برای معرفی کردنش باشه
.نتونستم منصرفش کنم
...پس جاسپر
.هنوز تک و تنها اون بیرونه؟ آره - .احمق -
.به کارل نگو احمق .اون مهمون ماست
.نه، بیخیال .خجالت نکشید
.کارل گاز نمیگیره میگیری، کارل؟
.نه
.نه
illusion متـرجم: امیرعلی قـسـمـت دهـم
.باشه. باشه .یکی دیگه بلدم
بدترین چیزی که یه
نگهبان زندان میتونه توی یه مراسم ازدواج پیدا کنه چیه؟
.یه بار مجانی
.خیلی باحال بود
،خب کارل
هنوز سعی دارم بفهمم چطوری .اون داخل گیر افتادی
یعنی، مگه نگهبانها همهی کلیدها رو ندارن؟
.خیلی کلید هست
،یعنی، یه تعداد کلید بگو
.و بیشتر از اونه
،ولی در اصلی که قفل میشه
،بر اساس رمز هستن
.و همیشه رمز رو فراموش میکنم
اینقدر که بهم میگن .فراموشکنندهی رمز
.فراموشکنندهی رمز
،و باید این حرفشون رو قبول میکردم
.چون درست میگفتن
،بگذریم، من یه تغییر لازم داشتم
.واسه همین به مکزیک اومدم
،نقاشی .و رقص فلامنکو رو کار میکردم
.یعنی همهی نوئوه رو
.به اسپانیایی میشه نُه
.اسپانیایی نُه .آره، میدونستم
.اوچو میشه هشت
...آره، زندگی عالی بود
.و بعدش ویروس پخش شد
...زنم و پسرش رو ازم گرفت
.و بچههای پسرم و نوههاش
آخرهاش، فقط من موندم و
.یه زندانی دیگه
.اون یه قاتل زنجیرهای بود
.خیلیها رو کشته بود
:و اینجا رو گوش کنید
.اونها رو میخورد
چی؟ - .چندش -
.نه
یعنی، کی چنین کاری میکنه؟
،به نظر من، کار کثیفیه
،ولی بعد از یه مدت .با هم دوست شدیم
:یعنی، بحث سر یه زوج عجیبه
،کسی که آدم میخوره
و کسی که آدمخوارها رو .زندانی میکنه
.البته من دومی هستم
حس میکنم مهمه که ،دوباره خاطرنشانش کنم
که چقدر بر ضد استفاده از مردم .به عنوان غذا هستم
.آره، قبلاً گفتی
.فقط میخواستم منظورم رو تأکید کنم
قبلاً بهم میگفتن .تأکیدکنندهی نظر
فکرمیکردم بهت میگفتن .فراموشکنندهی رمز
.آره، ولی همینطور میگفتن تأکیدکنندهی نظر - ،خب، مرد -
،باید یه جور قدیس باشی
چون هرگز نمیتونم با یه
قاتل زنجیرهای که .حتی نمیدونم چی هست دوست باشم
.فکرکنم یهجورایی آدم بخشندهای باشم
واسه همین بهم میگفتن .بخشندهی همه
.لقبهای زیادی داشتیها - .آره -
.بهم میگفتن انباشتهگر لقب
.بگذریم، ببینید
.من میرم بخوابم
راستش هرگز فکر نمیکردم ،دوباره این فرصت رو به دست بیارم
.پس ممنون
.شب بخیر - .شب بخیر -
.آخی
.چه آدم شسته رفتهای بود
.آره. خوشتیپ
.وای
.چه بوی خوبی میاد - .اوه -
،خب، پس لابد بوی دیگهای رو حس کردی
.چون اینجا بوی جهنم میده
الان موهام رو با اون اتوی فرکردن .لعنتی سوزوندم
.انگشتم رو هم سوزوندم
.اوه
بوی اون بود؟
.آره. افتضاحه
اَهاَه. یعنی، کی میتونه از چنین بویی خوشش بیاد؟
.چه بوی حال به هم زنی
.آه
.واقعاً خوشحالم اینجا هستی
.تولد اِریکا نزدیکه
،و میخواستم یه چیز خوب براش بگیرم
.و تو گفتی قبلاً نقاشی میکردی
میخواستم بدونم
میتونی نقاشی من رو بکشی
که بتونم بهش بدم؟
.دیگه نقاشی نمیکشم
فقط ارتباطهای احساساتی ،بدی باهاش دارم
...پس با عرض پوزش .برام شدنی نیست
.شرمنده. صورت ناراحت
.آره. عیبی نداره
فقط براش یه شمع یا لامبورگینی
.یا چیزی میگیرم - ،میدونی، واسهی سوختی -
.چسبزخم نیاز نداری .فقط باید روش یخ بذاری
...گوشت انسان اینقدر سریع میپزه جوری که
.خیلی زود دیگه کار از کار گذشته
،که از عموم شنیدم
...چون اون
...توی یه شرکت
.سوختگی کار میکرد
شرکت سوختگی؟
.شرکتی برای سوختگیها
.بگذریم، یخ بهتره
.باشه .خب، پس به این نیازی ندارم
.پس میرم یکم یخ بیارم
.تو دیگه اون آدم نیستی .بس کن
.وای خدا .خودت رو جمع و جور کن
.تو عوض شدی
حالت خوبه، کارل؟
،آره، فقط
حدود 6 ثانیه .احساساتم بهم غلبه کرد
.فقط هیجانزدهام که پیانو میبینم
راستش توی یه بار مبارزهی .پیانو با زنم آشنا شدم
پس میزنی؟
.آره. البته
،آره. یعنی، میدونی .فقط نیمهحرفهای
وای. میشه یه چیزی برام بزنی؟
،یه مدته نزدم پس قضاوتم نکنی، باشه؟
.هنوز کارم رو بلدم
.عذر میخوام
.وای خدا
...سلام
آمادهای بریم، ملیسا؟
...دربارهی اون
،میخوام یه پیشنهادی بدم
.و قراره کسی حمایت نکنه
شک دارم. چیشده، عزیزم؟
فکرمیکنم باید دیگه .دنبال جاسپر نگردیم
منظورت چیه، عزیزم؟ - چرا؟ -
خب، آخرین چیزی که میخواد .اینه که وبال گردنش بشیم
.و همین بود که باعث شد بذاره بره
که چی، بذاریم تنهایی اون بیرون باشه؟
قبل از اینکه ما بیایم .تنهایی از پس خودش برمیاومد
و اگه پیداش کردیم چی؟ تنبیهش میکنیم
که فرار کرده؟
.برای شروع
.آخرین بار که خوب جواب داد
و بعدش چی؟
.خب، بهش میگیم چقدر دوستش داریم
و اینکه فرار کرده ،چقدر باعث ترسمون شده
و اینکه اگه بلایی سرش بیاد .خیلی داغون میشیم
یعنی، خوابم نمیبره
.با فکر به اینکه جاسپر اون بیرونه
!نمیتونه اینکار رو با ما بکنه
یعنی، میخواد یه سکتهی قلبی دیگه بکنم؟
!یعنی، بیخیال جاسپر
.اون انرژی سالمیه که برگرده پیشش
.ملیسا، نمیشه دیگه دنبالش نگردیم
و دارم بهتون میگم اگه بخوایم ،برگرده
.باید دیگه سراغش نگردیم
.شرمنده، ملیسا .نمیتونم
.آره
.من با تاد هستم
.شرمنده، ملیسا
گیل؟
اِریکا؟
کسی نیست؟
اینجا چه خبره؟
.هیچی
.داشتم آشغالی رو میبردم بیرون
آشغالی رو، ها؟
No comments yet. Be the first to leave one.