Esimesed 200 rida.
در سیستم قضایی
جرایم با ماهیت جنسی
بهطور ویژهای شنیع و هولناک تلقی میشن
در شهر نیویورک، کارآگاهان وظیفهشناسی
که روی این جنایات وحشیانه تحقیق میکنن
عضو یک واحد زبده و برگزیده هستن
که به نام "واحد قربانیان ویژه" شناخته میشه
اینها داستانهای اونهاست
یالا، کوری
از چپ استفاده کن! با ضربه چپ شروع کن
یالا، زود باش. دست چپت رو بالا نگه دار، کوری
یالا! برو جلو، آدمکش
همینطوری ادامه بده. ادامه بده
مواظب باش، مواظب باش
از کنار طنابها بیا بیرون
یالا کوری. بزن به دلش، بزن به دلش
آره
یالا کوری
ایول
ایول
محشر بود. یک لحظه هم بهت شک نکردم
کوریِ آدمکش! مقصد بعدی مسابقات "دستکش طلایی"ئه، مگه نه؟
هی، چه حسی داری قهرمان؟ هوم؟
نمیدونم، بعد از اون همه ماه تمرین
یه جورایی دلم میخواست بیشتر طول میکشید
فقط تو اینطوری فکر میکنی
دمت گرم شریک، کارت عالی بود
خب، بسیار خب
این آسونترین ۱۰۰ دلاری بود که تا حالا کاسب شدم
عالی بودی! ممنون رئیس
خب بچهها، بریم بار "لانگشاتس"؟ مهمون من
اوهوم. حتماً
میدونی که، من دست رد به سینه کسی نمیزنم
خیلی خب
یه دوش میگیرم و همونجا میبینمتون
خوبه. باشه
باشه. هی
فوقالعاده بود
جناب رئیس
متوجه حضورتون نشدم
به هیچ وجه نمیخواستم این رو از دست بدم
من همیشه طرفدارتون بودم، کاپیتان
همیشه؟ از همون موقعی که "فیلی" بودین؟
این... این واقعاً لطف شماست
بذارید اینطوری بگم که داشتم در موردتون تحقیق میکردم
کاپیتانی که اونقدر به ماموریت "واحد قربانیان ویژه" متعهده
که عملاً تنزل رتبه رو میپذیره
تا فقط بتونه توی اون واحد کار کنه
به این میگن تعهد
خب، این ماموریت واقعاً آدم رو از نظر روحی راضی میکنه
پشیمون نیستم
ولی جای پیشرفت زیادی نداره
من و تو هر دو از چالشهایی که
توی این اداره سر راهِ زنایی مثل ماست، باخبریم
با ما با معیارهای متفاوتی برخورد میشه
با این حال، با همهی پیشرفتی که داشتی، الان اینجایی
توی یه پست حاشیهای بدون هیچ قدرت واقعی
اما خبر خوب اینه که
یه راهی هست که بشه اون ذهنیت رو تغییر داد
اسم قربانی «لیلا هارتمن»ئه
حدود یه ساعت پیش به نگهبانی هتل گزارش دادن
خب، اینا برای چیه؟
تا جایی که فهمیدیم، یه جور همایش طرفداریه
توی تیکتاک دیده بودمشون
خیلی خب، اینجا کی مسئوله؟
مدیر هتل، «نیت اسمیت»
آقای اسمیت
سلام، من سروان بنسون هستم، واحد قربانیان ویژه
قربانی کجاست؟
الان پیش تکنسینهای اورژانسه
درسته
اون یکی از شرکتکنندههای همایش بود
میگفت که، اوم
دیشب بهش تجاوز شده
بسیار خب. گفت کجا این اتفاق افتاده؟
توی یه اتاق در طبقه پانزدهم، درست بعد از نیمهشب
سروان، اگه میشه یه کم رعایت کنید
نمیخوایم باعث نگرانی مهمونهامون بشیم
درسته، حله
پس من فیلمهای دوربینِ
تکتک آسانسورها و راهپلهها رو لازم دارم
ما توی آسانسورها یا طبقات دوربین نداریم
تیم من دوربینهای راهپله و گزارشهای آسانسور رو چک کردن
از نیمهشب به اینور کسی به طبقه ۱۵ نرفته یا ازش خارج نشده
ساختمون رو قرنطینه کنید
فهمیدم. قرنطینه؟ نمیتونید این کار رو بکنید
آقای اسمیت، این هتل الان صحنهی جرمه
پس هیچکس بدون بازجویی از اینجا نمیره
خب، چیزی از این قضایا دستگیرت شده؟
آره، عجیبه
این پسره «رومئو» که مظنون احتمالیه
واسه خودش یه پا نابغهی بالهست
توی فضای مجازی حسابی ترکونده، دیشب بیشتر از ۳۰۰ تا طرفدار اینجا داشت
خب، پسره بااستعدادیه؛ کجاش عجیبه؟
موضوع طرفدارهاشن. خیلی افراطیان
واسه این همایشها کل کشور رو زیر پا میذارن
هزاران دلار پول میدن تا به قول خودشون «سوپرطرفدار» باشن
واسه کلاسهای خصوصی پول میدن. رسماً بدجوری پیگیرشن
خب، من یه دوستپسر دوران دانشگاه داشتم
که تقریباً ده سال دنبال گروه «دِد» راه افتاده بود
آره، ولی دوستپسرت توی دانشگاه
واسه اون پسره پول دانشگاه نمیفرستاد و خیالبافی نمیکرد
که وقتی ۱۸ سالش شد، رابطهشون قانونی بشه
این بچه چند سالشه؟
سال. با هر کسی که حرف زدیم، زنهای ۴۰ یا ۵۰ ساله بودن ۱۶
میگفتن "رومئو" زندگیشون رو عوض کرده و باعث شده دوباره احساس جوانی کنن
هوم. واقعاً چندشآوره
ظاهراً همهکاره مادرشه
تمام کلاهبرداریها رو اون راه میندازه و همهی دسترسیها به پسرش رو کنترل میکنه
خیلی خب، شما دوتا برید طبقهی پانزدهم و با همه مصاحبه کنید
منم میرم با قربانی حرف بزنم
و این مادر رو پیدا کنم
میخوام باهاش حرف بزنم
بعد از اون مراسم ویآیپی، رومئو ازم خواست
که برم به اتاقش تا کمکش کنم با مادرش حرف بزنه
مـ... منظورت چیه؟
میخواست دیگه اجرا نکنه
و از واکنش مادرش میترسید
اِا، بهش گفتم که برای حمایت روحی کنارش میمونم
اوه، پس
حتماً خیلی بهت اعتماد داشته
که چنین کمکی ازت خواسته
منم همین فکرو میکردم
خب، پس رفتی به اتاقش، درسته؟
کدوم اتاق بود؟
یادت میآد؟
اوم
۱۵۵۰
باشه
خب، میتونی برام تعریف کنی بعدش چی شد؟
انگار یهو... یهو همهچی عوض شد
یه نگاه خاصی توی چشماش اومد
یه جور نگاه شیطانی
و بعد بهم حمله کرد
باشه. میدونی چیه؟
لازم نیست الان به این کار ادامه بدیم، باشه؟
اتفاقی که الان قراره بیفته اینه
میگم آمبولانس بیاد و تو رو ببره بیمارستان
اونجا معاینات مربوط به آزار جنسی (سیف) روت انجام میشه
مطمئن نیستم که بخوام این کار رو بکنم
اوه، باشه
خب، این کاملاً به تصمیم خودت بستگی داره
فقط بدون که این کار ممکنه به روند تحقیقات کمک کنه
پس، میدونی، چرا... چرا
در این مورد با دکتر صحبت نمیکنی؟
باشه
ممنونم
خواهش میکنم
ایشون آمادهست که بره
بفرمایید
برونو، اتاق صحنه جرم شماره ۱۵۵۰ئه
بدنش سرده
نبض نداره. تموم کرده
سروان، یه جنازه پیدا کردیم، زنه
فکر کنم مادرِ رومئو باشه
آره، خودشه، دایان مارتین
احتمالاً ضربه شدید با جسم سخت به سرش وارد شده
ما تو اتاقِ رومئو هستیم
دارم میآم بالا
یکی از پنجره رفته بیرون
حتماً رفته تو یه اتاق دیگه تو همین طبقه
ردش سه تا پنجره اونطرفتر قطع میشه
۱۵۳۳ میشه اتاق
بازش کن
از تو قفله
بشکنش
پلیس نیویورک
هی
لطفاً کمکم کنید
بلندش کن
یالله، بزن بریم
ببین، خبری از پدرش نیست؛ شش سال پیش مرده
رومئو هنوز تقاضای وکیل نکرده؟
کلمهای حرف نزده
ولی میخواستم یه نگاهی بندازم ببینم با کی طرفیم
درسته
بچه بیشتر از دو میلیون دنبالکننده داره
اوه
تو ارزشمندی
تو لایقِ عشقی
تو حق داری خودت رو دوست داشته باشی
و من قراره بهت کمک کنم
قراره ازت جواب بخوام تا پای قولت بمونی
با هم انجامش میدیم
بریم که داشته باشیم
خب، به نظر بچه مهربونی میآد
کار مشکوکی ازش سر زده؟
تا جایی که من میبینم نه. همهاش خیلی مثبت و سالمه
عالیه، آره
همگی آلیسون رو تشویق کنید
لایک کنید و پایین برام کامنت بذارید
خب، به حسابهای مالی مادرش یه نگاهی انداختم
اونهوم
تو دو سال گذشته، ۶۰۰ هزار دلار پولِ اهدایی دریافت کرده
همهاش هم از طرف طرفدارها بوده
ظاهراً برای پسانداز دانشگاه پسرش بوده
ولی همهاش رفته تو حسابِ خودش
این شبیه کلاهبرداری اینترنتیه
یا شاید هم داشته ازش بهرهکشی میکرده
یا اون
No comments yet. Be the first to leave one.