True Detective

True Detective

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 3

Väljalaske info

True Detective S03E04 The Hour and the Day 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
True Detective S03E04 The Hour and the Day 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
True Detective S03E04 WEBRip x264-ION10
True Detective S03E04 WEBRip x264-PBS
True Detective S03E04 WEB x264-PHOENiX
True Detective S03E04 720p WEB x265-MiNX
True Detective S03E04 The Hour and the Day 720p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
True Detective S03E04 The Hour and the Day 720p AMZN WEB-DL x264-MkvCage ws
True Detective S03E04 The Hour and the Day 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
True Detective S03E04 The Hour and the Day 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Kommenteerib llillusionll
█► Highbury

Sildid

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
1080
Avaldatud: 2019-01-28
Allalaadimised: 49
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

.باید همه چیز رو دوباره بررسی کنیم

انگار یه چیزیه که مستقیم .بهمون زُل زده

...خانواده‌ی پرسل

گفتن قرار بوده برن .با همسایه‌شون بازی کنن

.پسر بویل واقعاً داشتن چی‌کار می‌کردن؟

ظاهراً بچه‌ها یه منطقه‌ی بازی مخفی

.توی جنگل داشتن .این اسباب‌بازی‌ها رو اون‌جا پیدا کردیم

می‌رفتن دیدن کسی؟ مثل یه آدم بالغ؟

این چیه؟ - .اولین مراسم عشای ربانی ویل -

.مثل هم هستن

واسه چی میای اطراف بچه‌ها؟

.قبلاً اون بچه‌ها رو دیدم

کسی دیگه رو ندیدی؟

.یه ماشین چند بار اومد این‌جا

یه ساکن سابق دیگه متوجه ماشین شده چون نو و

شیک بوده و هیچکس برنگشته .که ازش سؤال کنه

این قضیه به عیب‌های جدی از اول پرونده

.در تحقیقات اشاره می‌کنه

.دو ماه پیش. دزدی .یه دست اثرانگشت گیر آوردیم

.اثرانگشت‌های جولی پرسل

اثرانگشت‌هاش رو فقط .روی قفسه‌ها پیدا کردن

.به نظر احتمالاً یه مشتری بوده

،با توپ و تشر نیا این‌جا .حرف‌های بی‌فکرانه درباره‌ی این مزخرفات بزن

.نیروی ضربت جدید .رئیسش منم

حال داری شاید دوباره کارآگاه بشی؟

داوود و امیرعلی با افتخار تقدیم می‌کنند کـارآگـاه واقـعـی

...زیراهر کس بخواهد جان خود را برهاند

...آن را هلاک سازد، اما

...هر که جان خود را بخاطر من هلاک کند

.آن را دریابد

هرگز گردان خود را ،ترک نخواهم کرد

.نه از جنگی فرار نمی‌کنم

.و من به آن‌ها حیات جاودانی می‌دهم

.و تا به ابد هلاک نخواهند شد

و هیچکس آن‌ها را .از دست من نخواهد گرفت

...حالا

تفسیر این آیه چیه؟

،تو اولین مراسم عشای ربانیم .به کلاس نمی‌اومدیم

چرا کودکان این‌طوری ژست گرفتن؟

حالت دعاگویی

دلالت از معصومیت و .تولد دوباره در مسیح رو میده

و چرا چشم‌های ویل بسته است؟

.نمی‌دونم

.گمون کنم پلک زده

کی این عکس‌ها رو گرفته؟

.خودم

...در گروه جوانان

با بچه‌ها درباره‌ی فعالیت‌هاشون خارج از کلیسا

زیاد حرف می‌زدید؟

،در مورد زندگی‌های خصوصی‌شون

آشناهای جدیدشون؟

اغلب والدین‌شون رو ،در مراسم نمی‌دیدم

و معمولاً فقط .پدرشون، تام می‌اومد

،راستش ،آخرین باری که جولی رو دیدم

برای دیدن خاله‌اش هیجان‌زده بود... ؟

.اون خاله‌ای نداره

درباره‌ی این خاله‌اش چیزی بهت نگفت؟

توصیفش کنه؟

چیزی که شاید باعث جلب توجه بشه؟

.اسم زنه رو گفت .کاش می‌تونستم به یاد بیارمش

،اگه اسمی باشه ممنونه میشیم

دیگر افرادی که با گروه .جوانان کار می‌کردن

مایلم چندتا .اثرانگشت هم داشته باشیم

.حتماً

چیزی از این وسایل براتون آشنا نمیاد؟

.اون یه عروسک کاهیه

پتی فیبر برای نمایشگاه پاییزه‌مون ،درست‌شون می‌کنه

.که تو هفته‌ی اول اُکتبر برگزار میشه

،زن خوب و مهربونیه .می‌تونم بهتون بگم

.کاتولیک بودین به مراسمات میرید؟

.گاهی

.اخیراً سستی می‌کنم

،بچگی دستیار کشیش بودم

یه کلیسای روستایی کوچیک .در کانوی

،خب ،حتی با وجود گمراه شدن

،ملتمسانه ایمانی ثابت قدم داریم

با این یقین که .خداوند برامون برنامه‌ای داره

درباره‌ی بچه‌ها چیز دیگه‌ای نیست؟

فقط این‌که ،بچه‌های مهربونی بودن

و هوای .همدیگه رو داشتن

.ازش خوشم نمیاد

.کشیشه رو میگم

،و می‌دونم عذر خوبی داره

.ولی... ازش خوشم نمیاد

کسی که داوطلب میشه تا ...کل زندگیش سکس نکنه

یا نمی‌دونه ،یه دروغگوئه

یا یه روانی سفت و سخت و نسخه‌ی محدوده، می‌دونی؟

،یعنی

.همه یه چیزی رو می‌کنن

می‌تونی تصور کنی اون پسر کوچولو

هوای خواهرش رو داشته، ها؟

.سعی داشته ازش دفاع کنه

.اتفاقی که براش افتاده اینه

شاید با هرکسی که توی جنگل ...باهاش بازی می‌کنن

...شاید این خاله‌ی جدید یا هرکی

.هرگز پسره رو نمی‌خواستن

...حس می‌کنم

.همه چیز درباره‌ی پسره بوده

کاتولیک، ها؟

.آره

.ما باپتیست بودیم

.تو ارتش یه رفیق خوب داشتم .باپتیست بود

چه اتفاقی براش افتاد؟

.مشتاق دیدن پتی فیبر هستم

.یه زن خوب و مهربون

بله، کاملاً مطمئنم .این‌ها همه مال من هستن

.فقط یه سرگرمی کوچیکه

.یکی خریده‌شون می‌دونید کی؟

خب، آخرینن باری که خودم این‌ها رو فروختم

.در نمایشگاه اُکتبر بود

،همیشه چندتا می‌فروختم

و بعدش یه مردی .ده تا ازم خرید

.خوب بود

می‌دونید کی بود؟

چیزی درباره‌اش به خاطر میارید؟

.نشناختمش

،یه مرد سیاه‌پوست بود .مثل خودت

.یه چشمش معیوب بود

،کدر شده، می‌دونید مثل آب مروارید؟

به جز چشمش نکته‌ی دیگه‌ای در مورد صورتش نبود؟

خوشتیپ بود، زشت بود؟

،خب، همون‌طور که گفتم .سیاه‌پوست بود

باهاش حرف نزدید؟

نگفت عروسک‌ها رو واسه چی می‌خواد؟

،خب، پرسیدم و فکر کنم گفت

.برادر و خواهرزاده‌هایی داره

...اون مرد

امکانش هست گفته باشه کجا زندگی می‌کنن؟

.نه

خب، فقط گمون کردم پیش

باقی‌شون کنار ریل قطار

.تقاطع دیویس باشن

.ممنون، خانوم

.محقق ویژه شدم

.جزئیات جدیدی گیر آوردیم

،رولند مسئوله .می‌خواد من روش کار کنم

دارن پرونده‌ی پرسل رو .بازگشایی می‌کنن

جالبه، درسته؟

آره، ولی این دفعه .می‌تونیم ببندیمش

.واقعاً می‌تونم دوباره کارم رو انجام بدم

.خوبه .برات خوشحالم

خوشحال بودن این شکلیه؟

این همه سال .داشتم اشتباه انجامش می‌دادم

جوری برات خوشحالم که تو اون شبی .برام خوشحال بودی

.خوبه

،چون البته که هیچ اشتباهی

و هیچ عصبانی شدنی نمی‌تونه اتفاق بیوفته

بدون این‌که من بعداً دو برابر .براش تاوان پس بدم

.می‌تونی فقط عذرخواهی کنی

.متأسفم

متأسفم بهتر بروز ندادم که

شرایط باعث شده چقدر احساس .ناکافی و بی‌فایده بودن بکنم

،باشه ".شرایط باعث‌شون شده"

تو یه شخصی هستی که .اتفاقات فقط براش می‌افتن

،شغلت ...زندگی زناشوییت

،خانواده‌ات ...احساساتت

همه چیز فقط .برات اتفاق می‌افته

یه مرد بالغی که هیچ اختیاری .از خودش نداره

سرنوشت همین‌جوری جلوش .سختی و مشقت می‌ذاره

این آزمون‌ها و فراز و نشیب‌های زندگی .چقدر برات ناجور هستن

.ببین راست میگم یا نه

تا حالا کِی شده هوای تو و

خانواده‌مون رو نداشته باشم؟

،تلاش می‌کنم .می‌بینی دارم تلاش می‌کنم

،شوهرهایی هستن .که اصلاً کاری به خانواده ندارن

.دوست دختر گیر میارن

.کاش گیر می‌آوردی .یه دوست دختر پیدا کن، لطفاً

من کسی نیستم که تو پنج سال گذشته .از اتفاقات اطرافم بی‌خبر بودم

.می‌خوام یه نویسنده‌ی عالی بشم"

بذار فقط از این تراژدی افتضاح استفاده کنم

تا اوضاع خودم رو "،بهتر کنم

.چون همیشه باید اوضاعت بهتر باشه

.حداقل من یه جور انگیزه‌ای دارم

دیگه حتی نمی‌تونم بگم .چی بهت انگیزه‌ی زندگی میده

فکر می‌کنم همین راست ایستادنت هم .به خاطر عادتت باشه

.این ننه من غریبم بازی‌هایی که در میاری

.بذار یه چیزی ازت بپرسم

شماها خوبید؟

.آره، بابا

.تو روم بدگویی نکن بعد بذار برو

الان نمی‌خوام .اطرافت باشم

،می‌خوای تنهات بذارم

.پس اینقدر بد حرف نزن

،چون وقتی ازم بد حرف می‌زنی

.بایستی از خودم دفاع کنم

چطور می‌تونی از خودت دفاع کنی؟

نمی‌تونی از خودت دفاع کنی

.چون نمی‌دونی مشکلت چیه

زنِ توی سناریوی تو هیچ نقشی

در هیچ دعوایی که در ده سال گذشته

اتفاق افتاده رو بازی نکرده؟

.ولم کن، وین

.اینقدر ازم بد نگو

وگرنه چی؟

.وگرنه شروع می‌کنم به گریه کردن

.خب، اولین باره

.این فکر که نمی‌تونیم همدیگه رو درک کنیم

.هرگز قرار نیست درک کنیم

.عالیه، وین

.بذار برو .سورپرایز، سورپرایز

More Farsi Persian subtitles for True Detective

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left