Esimesed 200 rida.
همون دورهمیایه که گفتم. همهمون توی دانشگاه یورک با هم زندگی میکردیم
داشتیم بازی «قتل در تاریکی» رو انجام میدادیم
فردی؟
فکر کردم بخشی از بازیه
اوه، خدای من
اوه، خوبه. اومدی
یکی دم کتابخونه بود. نمیتونم بگم کی بود
فکر نمیکنی کارِ یکی از خودمون بوده؟
داری سعی میکنی منو جلو بندازی تا تقصیر رو بندازی گردن من؟
بکس گفت اصلاً اونو نمیشناخته
فکر کردم صدای پا شنیدم
صداش جوری بود که انگار از بالا میاد
یه نظریه دارم
رو تختههای کف زمین جای خط و خش هست
ما تنها نیستیم
عقب وایسا! دارم بهت میگم! ما با پلیسیم
شما نباید اینجا باشین
سلام رفیق. سلام خانم
بیا دیگه لونا
دخترِ خوب، دخترِ خوب. میشه نگهش داری؟
بیخیال جودیت. جواب نمیده
گوش کن، عجیبه که هر دومون اینجاییم
میدونی، همزمان؟
برندان، ما وسطِ یه پروندهی قتل هستیم
آره میدونم، ولی آخه پلیسها... چی؟
اوه، میبینم که خبرها زود میپیچه
یه چیزی تو همین مایهها
اوه. نه. ببخشید
میتونم
به به، سلام سلام. خب، این کیه دیگه؟
جلوتر نیا
هر دوتون عالی شدین. بله، بله. ممنون جیسون
بقیه طبقهی پایینن. میدونن ما اینجاییم
باور کن میدونن که ما این بالا هستیم
تو کُشتیش؟ تو فردی رو کشتی؟ چی؟
نه، معلومه که نه. من کسی رو نکشتم
اینجا خونهی منه. من هکتور بلای هستم
داشتی جاسوسیِ ما رو میکردی
نه شما، داشتم خونه رو میپاییدم. وسایلم رو
ببین، قصد ندارم بهتون آسیبی بزنم
بیا اینو بذاریم زمین، باشه؟
من به هیچکس صدمه نزدم
بشین
حتی اگه راست هم بگی، بازم این کارها کاملاً غیرقانونیه
کاملاً حق با ایشونه
ضبط فیلم از مهمونها توی یه اقامتگاه خصوصیِ اجارهای خلاف قانونه
آقای بلای، با بازرس مالیک آشنا بشین
تانیکا، روحمون پیدا شد
ببین، این دوربین روی خرسیه به اسم اولریش
این یکی روی زره
اون کابینت فرانسوی هدیهی عروسی بود
و اون نقاشی هم اصله
باورم نمیشه تمام مدت این بالا نشسته بودی و ما رو تماشا میکردی
چند ماه پیش، یه مشت لاتِ مست قفسهی مدالهای منو خرد کردن
با خودم گفتم، دیگه اجازه نمیدم این اتفاق بیفته
آقای بلای، حواستون هست که یه تحقیقات قتل داره انجام میشه
اونم توی خونهی خودتون، که حالا شما هم یکی از مظنونین اصلیش هستین؟
من اصلاً اون یارو رو نمیشناختم
ببینید، اگه میخواستم مهمونی رو به قتل برسونم - که البته نمیرسونم -
گروههای خیلی بدتر از این یکی هم داشتم
ما به فایلهای دیشب نیاز داریم. لطفاً دانلودشون کنید
ولی با این حال بازم باید بیاین اداره و به چند تا سوال جواب بدین
از این طرف لطفاً. باید بگم این یه توهینِ کامله
و فاکتورِ اون درِ زیرشیرونی رو که هر دوتون شکستین، براتون میفرستم
از شماها بعید نیست که اینقدر ناشیانه و خشن رفتار کنین
آقای بلای، اگه در خودبهخود و به شکل مرموزی قفل نمیشد، مجبور نمیشدیم بشکنیمش
اگه مهمون نمیخواین، چرا خونهتون رو اجاره میدین؟
اینجا ۳۰۰ ساله که توی خونوادهی ماست
فکر کردی دلم میخواد اونی باشم که مجبور میشه بفروشش؟
این باید همهی فیلمهای دیروز تا همین چند دقیقهی پیش رو داشته باشه. ممنون
اوه، هکتور. یه سوال سریع ازت داشتم
امان از این سوالها، سوال پشتِ سوال
شما احیاناً توی این یکی دو روز، نسخهای از این کتاب رو ندیدین؟
تو عمرم اصلاً این کتاب رو ندیدم. ممنون. چقدر طول میکنه؟
میخواین مثل مجرمها عقب بشینم؟
خب، اگه بخواین بیاین جلو پیش ما، یه کم زیادی صمیمی میشه، نه؟
مواظب سرتون باشین
میتونست از این بدتر هم بشه
نمیدونم چرا باید اینکار رو بکنن، همیشه باید نمایش راه بندازن
هدر دادنِ کاملِ پولِ مالیاتدهندههاست
قبلاً به کارآگاه هکت گفتم که وکیلم تا صبح نمیتونه بیاد اینجا
ما با کمال میل منتظر میمونیم. درسته، خب، پس اون موقع میبینمت
اوه، بیخیال جس
میتونم جس صدات کنم؟
نه. باشه
خب، فقط میخواستم بگم که، میدونی
قاطی کردن مسائل شخصی با حرفهای ممکنه اوضاع رو پیچیده کنه
مخصوصاً چون تو با مقتول رابطه داشتی
تو آخه چطوری به این نتیجه رسیدی؟
تو شب دورهمی، رسیدِ یه اتاقِ هتل رو خواستی که به اسم فردی رزرو شده بود
و به ما گفتی که اون شب ندیدیش
من با فردی رابطه نداشتم
خب، پس رسید رو چطوری توضیح میدی؟
قضیهاش پیچیدهست
منکرِ این نیستم که رسید رو خواستم، اما
اوه
وضعیتِ ناجوریه، نه؟
منظورم اینه که، بعضی وقتها آدمها کارهایی میکنن
که دلشون نمیخواد بقیه بفهمن یا مچشون رو بگیرن
و همینه دیگه، مگه نه؟
شاید تو با فردی رابطه نداشتی
ولی میدونستی که اون با کسی رابطه داره
و چرا باید رسید رو بخوای
مگه اینکه برای یه منظور دیگه به دردت میخورده؟
اوضاع سخت بوده
توی محل کارم
یه جایگاهِ شریک داشت خالی میشد
رقابت زیاده، برای همین باید یه برگِ برندهی بزرگ رو میکردم
این چه ربطی به فردی داره؟
شرکتِ همسرش یه سیستم ژنراتور خورشیدی هیبریدی ساخته بود
چی گفتی الان؟
برای محیط زیست عالیه و کلی هم پول توشه
من تصادفی اونو با اون زن توی هتل دیدم
و انگار یه فرصت طلایی خودبهخود نصیبم شد
اصلاً بهش افتخار نمیکنم
به اخاذی از دوستت؟ حدس میزنم همون کاریه که کردی، نه؟
بعد از یه کم اصرار و فشار، فردی قبول کرد که کمک کنه
ولی قراردادها هنوز امضا نشده بودن
منظورم اینه که، چرا باید قبل از نهایی شدنِ معامله بهش صدمه بزنم؟
شما ما رو یه روز عقب انداختین. دیگه دانشجو نیستین
لازم دارم که همهتون عاقل بشین و همکاری کنین
این شامل تو هم میشه
ببین، یه چیز دیگه هم هست که باید بدونی
اون زنی که فردی باهاش رابطه داشت
اسمش ساشا هیله
هیل، یعنی...؟
همسر سابقِ رایان
یا خدا
و این تمام چیزیه که میدونم. قول میدم
یه لحظه جودیت؟ چطور میتونم کمکتون کنم؟
فکر نکن متوجه نشدم که تو و بکس با هم اون اتاق رو پیدا کردین... همکاری تیمیِ خوبی بود
اونم وقتی که قرار نبود بکس توی تحقیقات دخالتی داشته باشه
بهتون اطمینان میدم که کاملاً تقصیر من بود. من
مجبورش کردم
بکس همین حالا هم سابقهی پنهان کردنِ اطلاعات رو داره
اگه دادستانی از دخالت اون باخبر بشه
ممکنه روندِ محکومیت رو به خطر بندازه و این یعنی دیگه خبری از تحقیقات برای تو نیست
اصلاً. هیچوقت
میدونم که اینو نمیخوای
هیچوقت به اونجاها نمیرسه. قول میدم
ولی اگه به همین منوال ادامه بدی، خیلی راحت ممکنه اتفاق بیفته
باید این موضوع رو جدی بگیری. جدی میگیرم. همهمون میگیریم
قربان، موفق شدم ساشا هیل رو ردیابی کنم
برای کار توی سنگاپوره. کلِ هفتهی گذشته رو اونجا بوده
درسته. خب، ببینیم رایان چی برای گفتن داره
فکر کنم این یکی رو ما جواب بدیم
اوه. خواهش میکنم، شما بفرمایین
خوب بهمون پرید، نه؟ «ما»؟ من که اصلاً کارهای نبودم
آهان، حالا منم چون با شماهام گناهکار شدم؟
ونت کجاست؟ و اصلاً لونا اینجا چیکار میکنه؟
مرسی. باورت نمیشه توی قرار ملاقاتهای سریع به کی خوردم
خبرِ جدیدی داری؟
راستش سوالهای بیشتری داریم
فردی هیچوقت دربارهی ازدواجش با تو حرفی زده بود؟
دربارهی خودش و ماری؟ نه واقعاً. چطور؟
به نظر خوشحال میاومد؟ آره
منظورم اینه که، یه بند داشت دربارهی شغل جدیدش حرف میزد
ولی دربارهی ماری هم حرف میزد
دربارهی دخترشون الی هم همینطور
قرار بود تابستون ببرنش دیزنیلند
اصلاً عقلم به جایی قد نمیده
چرا داری دربارهی ماری میپرسی؟
خب، شواهدِ جدید نشون میده که فردی رابطه داشته
توی ماههای قبل از مرگش
چیزی در این مورد میدونستی؟ نه
فکر میکردم فردی خوشبخته. ماری رو میپرستید. مطمئنی؟
رایان، اون زنی که فردی باهاش رابطه داشت ساشا هیل بود
ساشا؟
با فردی؟
دوستت با همسر سابقِ تو رابطه داشته و تو هیچی ازش نمیدونستی؟
فکر میکنی میدونستم و مثلاً چی؟ برای همین کُشتمش؟
من و ساشا توی ۲۳ سالگی ازدواج کردیم ولی تا ۲۷ سالگی طلاق گرفتیم
حدود یه دههست که حتی باهاش حرف هم نزدم
وقتی اومده بود تا سهمی از بنیاد منو بگیره، اوضاع یه کم به هم ریخت
شنیدیم تو و فردی رقیب هم بودین
خب، آره. توی دانشگاه سرِ همه چیز با هم رقابت داشتیم
حتی سرِ دوستدختر؟
احتمالش هست. ولی اینها مالِ خیلی وقت پیشه
و فکر نمیکنی فردی سعی داشته واکنشی رو برانگیخته کنه؟
فکر کنم تا الان دیگه فردی رو به قدر کافی شناخته باشین که بدونین اگه واکنشی میخواست
احتمالاً جار میزد که با ساشاست
بهم بگو که اشتباه میکنم
حرفش رو باور میکنم. فکر نمیکنم از اون رابطه خبر داشته
منم همینطور فکر میکنم
با این جماعت، هر سرنخی به یه بنبستِ لعنتی ختم میشه
اینهمه دروغ و خیانت واقعاً خستهکنندهست
امیدواریم فیلمهای دوربینِ هکتور بلای یه چیزهایی رو روشن کنه. هوم
باورم نمیشه. میدونستم که صدای پا از طبقه بالا شنیدم
ولی تصورش رو بکن که تمام مدت اونجا بوده
اگه کروسان میخوای، اینجا هست
باشه
جس، باید با هم حرف بزنیم
اونا نمیخواست تو رو جلو بندازه تا خودش خلاص شه
در ضمن، من بودم که اون اطلاعات رو لو دادم
من دارم میرم
همین امروز بعدازظهر
میدونم اینطوری گناهکار به نظر میرسم، ولی الانشم همینطوره
به لطف شما دو تا. دیگ به دیگ میگه روت سیاه
داشتم راستش رو میگفتم. انگار همه هم خیلی دنبالِ حقیقتن
از اینکه به پلیس گفتی ناراحت نیستم. یکی فردی رو به قتل رسونده
No comments yet. Be the first to leave one.