Esimesed 200 rida.
...آنچه در لوسیفر گذشت - میخوام طلسم نامیراییِ پیرس رو -
از روش یهجوری بردارم که
.بالأخره مرگش ممکن بشه
،میرم به جهنم
روح برادرتُ برمیدارم .و میندازمش تو یه بدن خالی
اینطوری تو دیگه بیگناه محسوب میشی
.آماندیل که پسر خوبیه - ،اگه خوب بود -
پشت سر من با دوست صمیمیام .تو رابطه نبود
آخه کِی متوجه میشی که سعیمون فقط محافظت از خودت بود
.باورم نمیشه
،میدونم خیلی ترسناکه ولی باید کارمونُ از
.جهنمت شروع کنیم - خیلی چیزها هست -
که پدر هنوزم میتونه ازت بگیردشون
.این بمبه
،اگه از جاشون تکون بخورن .منفجر میشه، میره هوا
فقط میخواستم دوباره ازت تشکر کنم
.بدون تو انجام اینکار ممکن نبود - ،اگه من نبودم -
.اصلاً از همون اول تو خطری نمیافتادی
.اگه کارآگاه میمُرد، تقصیر من میشد
میدونم که قول دادم
،کمکت کنم تا طلسمت رو نابود کنیم
،دیگه باید به این اتحاد .و تیمِ کفرآمیزمون پایان بدیم
.ریسکاش خیلی بالاست
.باشه، میزنمش به صورتم
!خانمها و آقایون، آزارا
::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .:: « illusion , SuRouSH AbG »
خدای من، جیل؟
جیل؟ - !همگی عقب! کسی جلو نیاد -
جیل؟
.وای، جیل
جیل؟
!کمک کنید
!یکی کمک کنه
!یکی بیاد کمک
تصمیم گرفتم خودمُ .از توجهها خارج کنم
.دقیقتر بگم، نظر و توجه پدرم
،پس، دیگه نمیخوای پیرس رو بکشی تا از پدرت انتقام بگیری؟
.درسته
یعنی میگم، کل اون موضوع ،نشانِ قابیل" خیلی کسلکننده"
.و خیلی پوچ بود
راههای خیلی بهتری هست که بتونم وقتمُ باهاشون بگذرونم
واقعاً؟ - .آره -
خب، مثلاً میتونم آبجوی .کارِ دست خودمُ درست کنم
.یا یه کلاس هنر و نقاشیِ برهنه بر دارم
اون کوسهی خونگیایرو که .همیشه میخواستمُ بخرم
شاید داری بخاطر اون قضیهی انفجار بمب
،که جون خودت و... کلویی رو تهدید کرد .یه قدم به عقب برمیداری
!حرف مسخره نزن بابا
،تو خط کاریِ ما .هر روز زیر گلوله و آتشایم، دکتر
یعنی خب، همهش بخشی از
.قهرمانِ زندگی مردم بودنه - ،منظورمُ بد برداشت نکن -
اگه اون بمب هم دقیقاً کار خدا بود ،که بخاطر سرپیچیهات کلویی رو هدف بگیره
پس شاید این تسلیمشدنت .چیز همچین بدیهم نباشه
.خب، "تسلیمشدن" کلمهی خیلی سنگینیه
تموم حرفم اینه که
بعضیوقتا ما سعی میکنیم ،از یه خط قرمزهایی رد بشیم که نباید
و بین خودمون و افرادی که .دوستشون داریم جدایی میندازیم
واقعاً انصاف هم اینه که
،ما هم تو مواقع ناسازگاری یکم مسئولیتشناس باشیم
...حتی اگه طرف مقابلمون ،یهجورایی غیرمنطقی
.یا حتی شیطانی و اهریمنی باشه
دقیقاً، مشکلی نداره که
روی آتش درگیری و نزاع .آبی بریزیم
.دقیقاً - .درسته -
.شاید حتی عذرخواهیای هم بکنیم - .خب، دیگه بیا جوگیر نشیم -
ولی خب شاید بتونم بیخیالِ سیخونکزدن .به کندوی زنبورعسلی بشم که همون پدرمه
،یکم از زیر نظرش خارج شم میدونی چی میگم؟
.کمکم خارج شم
چی میخوای، لوپز؟
میدونی، متوجه شدم که .شایدم یکمی دپرس باشی
...پس
!عجی مجی لاترجی
.که سرحالت بیاره
،نه، یه جفت کتونی نیست .بهتره
.یه جعبهی... تعریفاته
،رفتم یه چرخی توی اداره زدم و از همه بچهها خواستم
یه یادداشت کوچولوی قشنگ دربارهات بنویسن
چرا؟ - ...که -
،هر موقع حس دپرسی بهت دست داد
،بتونی یکی از توش برداری .و سریع دوباره سر حال بیاردت
مثلاً، شاید الان موقع خوبی باشه براش
".پیرس بازوهای خفنی داره"
.خب، منم موافقم، الحق که داری
".ستوان بازوهای توپی داره"
.دوباره گل گفتی .دو تا بازو، دو تا هم تعریف قشنگ
...پیرس"
...واقعاً"
،بدجوری باهوشه، خیلی بامزهست"
".و همینطور دستودلباز و معرکه
.عجب تعریف درستوحسابیای بود
نوشته بازوهای خفنی دارم، مگه نه؟
نه، نه، چونکه دیگه خیلی ناجور میشه
،که من و تو اینجا .راجب بازوی سومت صحبت کنیم
،و... الانهم باید برم .یه داستان تو آزمایشگاه رو چکش کنم
.واو، واو، واو
خیلی وقته دارم سعی میکنم ،یکم پیرس رو سرحال بیارم
ولی این دیگه لامصب .از حد گذشته رفته
.باید بری پیشش یه حرکتی بزنی
.آره .نمیدونم
چی؟ برای چی؟ - ...خب، آخه -
.پیرس خیلی از من خوشش نمیاد
خب، پس الان شانس در خونهاتُ زده .تا این وضعیت رو عوضش کنی
یعنی خب، اگه یهنفر بدونه که
،تو یه شرایط تخمیبودن .چه حسوحالی داره، اون تویی
.مرسی واقعاً - نه. یعنی میتونی ارتباط برقرار کنی، باشه؟ -
،ولی وقتی دپرس میشی ،همیشه
همیشه دوباره خودتُ بالا میکشی .و روحیهات برمیگرده
.تو محشرترین پسر مثبتاندیش دنیایی
،خیلیخب .فکر کنم بشه یه امتحانی بکنم
.موفق باشی
.حتماً از پسش بر میای
.هوم
.خیلیخب، یکمی گیج شدم
یکی از رقاصهای جایگزین خودشُ به شکل آزارا در آورده بود؟
.آره، منم خیلی نمیفهمم قضیه چیه .آره
.اصولاً همچین اتفاقایی نمیفته - فکر میکنم -
...مثلاً میخواسته - باشه، ولی شما مدیر اینجایی دیگه، درسته؟ -
.روهان دانهیو، بله
.خب، قضیه از این قرار بوده
،آزارا، و رقاص جایگزین، جیل
تصمیم گرفتن تا لحظهی آخر جاشونُ با همدیگه عوض کنن
شاید حس کرده نمایشه داشته .خستهکننده میشده
باید از آزارا دیگه جزئیات قضیه رو بپرسین
.تا تونستیم برش گردوندیم به هتل
پس این اولین دفعهای بوده که جاشُ عوض میکرده؟
آره، به بچههای صحنه هم .اصلاً چیزی نگفته بوده
.البته خب، بجز جیل
،و کسیهم خبر نداشته .این یعنی آزارا دقیقاً همون هدف موردنظر بوده
بیاید تا قبل اینکه از تمام زوایا به این قضیه نگاه نکردیم
.الکی برای خودمون نتیجهگیری نکنیم
هنوز نمیدونیم کسی واقعاً هدفِ این داستان بوده یا نه
.شاید تصادفی بوده باشه
.نبوده
.این قطعهای از یه جعبهی مخصوص آتشبازیِ حرفهایه
،از دور ."اُووه"
،از نزدیک ."آآه"
آتشبازی که اصلاً
بخشی از نمایش آزارا نبوده
چهبرسه دقیقاً موقع توجه مردم بیان راهشون بندازن
این یعنی باید تورهای آسیا و اروپامونُ کنسل کنیم؟
بیاید تا وقتیکه دقیقاً نفهمیدیم .چه اتفاقی افتاده الکی ترس برمون نداره
.جیل مُرده، روهان
.و هدف اصلی هم آزارا بوده
بله، که یعنی این قاتل مرموزمون بهاحتمال زیاد دوباره سوء قصدی میکنه
،و باری دیگه
.تا وقتی که دخل هدفش اومده باشه
.از نظر آماری دارم میگم
.درست میگه - .باشه -
،تا وقتیکه آزارا تو توجهها باشه
.خیلی راحت هدف همه قرار میگیره
.بله
.تو توجهها بودن خیلی خطرناکه
کی رو مسخره کردم؟
.منکه اصلاً آروم نیستم
هرگز نمیتونم خودمُ از نظر
...بابام دور کنم، ولی
.میتونم کارآگاهرو از زیر نظر خودم دور کنم
و روی آدمای دیگهای تمرکز کنم
چی؟ چی میگی؟
.هیچی
.بعداً ازم تشکر میکنی
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
پس تو بادیگارد آزارایی دیگه، نه؟
حالا، من همیشه به حرفهی
.محافظت شخصی علاقهمند بودم، راب
.باب - .باب، درسته -
خلاصهشدهی "رابرت"ه؟
.نه
.چه جالب
واقعاً این بُعدهات رو شناختن .خیلی قشنگه
امیدهات، آرزوهات، هان؟
.ورزشکار هم که هستی
نمیای؟
نه، والا من خیلی به تو
.و کاری که میکنی علاقهای ندارم بهجاش همینجا میمونم
و با رفیقم راب صحبت میکنم
.باب - .باب -
.آره، باب
.اصلاً عشق این بابیمونام
اتفاقاً، اگه کسی دوست داشت
،درمورد لیست موردعلاقهترین افراد زندگیام بدونه .این باب احتمالاً تو صدر جدول این لیست باشه
واقعاً؟
.صد در صد
باید بریم طبقهی بالا
ممنونم، بابی
فکر میکردم راکاستارها باکیفیتترین ماریجوآناها رو داشته باشن
.گیاهِ مریمیه
بعد از بلایی که سر جیل اومد ،دارم فضای اطرافم رو پُر دود میکنم
.و همینطور قلبم رو
.و ریههای منرو
این دود ترکیب یونی هوا رو عوض میکنه
و واکنش استرسیِ بدن رو
.به حوادث غمانگیز و اسفبار کاهش میده
چه حس درک و دلسوزی قشنگی
.از دختری به این جوونی
.لطفاً، بیشتر برام بگین
کسی به ذهنتون میرسه که مثلاً بخواد بهتون آسیبی برسونه؟
باید اکانتهای آزارا تو .فضای مجازی رو چک کنید
.کُلی دیوونهی بیکار
.عاشقتم، سیسی
No comments yet. Be the first to leave one.