Esimesed 200 rida.
داستانش مفصله. قهوه میخوری؟
«کورکورانه»
چیزیت که نشد، شد؟
هی باندو! برات یه ریکشا میگیرم
یه ده تومنی برات آب میخوره
بیا
اگه یه بار دیگه این کارو بکنی، با شورتت دارت میزنم. فهمیدی؟
باشه. برام یه ماشین بگیر. ماشین
استاد
سلام! بیا تو
دو تا شاگرد جدید برات پیدا کردم
نه آقا. تمام کلاسامو کنسل کنید. چطور مگه؟
اون بچه ویمان ناگار پاک دیوونم کرده
خانم گوکله هم همش بهم دستدرازی میکنه
آبا گوکله؟ آره
انگشتاش به جای پیانو، با من بازی میکنن
مسابقه دو ماه دیگهست. باید وقت داشته باشم تمرین کنم
یه قطعه هست که نمیتونم از پسش بربیام
آبا گوکله بلیط توئه برای رفتن به لندن. باهاش راه بیا
من به الهام نیاز دارم، نه به عرق ریختن
وقتی کوری، روز و شب برات فرقی نداره
و اگه خوب گوش بدی، توی هر صدایی یه موسیقی هست
سلام آکاش. بیا، اینم ساندویچ چیکن تیکات
اینم آیستیت. دقیقاً همونطوری که دوست داری
ممنون
همه میدونن نابینایی چه بدیهایی داره
بذار بگم مزیتش چیه. تمرکز
برای هنرمند، تمرکز همهچیزه
تمام روز دنبال الهامبخشم میگردم
میام خونه و هنوزم دارم دنبالش میگردم
هنر گرچه چیزای زیادی به هنرمند میده، ولی بهای سنگینی هم ازش میگیره
تو همون بارونی هستی که تشنگیمو برطرف میکنه
یه عمر منتظرت بودم
اومدی و آرامش اومد
عشق شیرین من
«آهنگ عالی بود. کجایی پرامود سینها؟»
یه کامنت از دانمارک
از همون ورا که هملت بود؟
آره عزیزم
دنی پشت خطه
سلام عزیزم. سلام خاله
شنیدم میخوای بری غواصی؟
آره! کلاسا از هفته دیگه شروع میشه
بابا داره ورزش میکنه؟
نگران نباش! هر روز یه ساعت تمام میدوئه
باشه، خداحافظ خاله. فعلاً
چرا همش بهم میگه «خاله»؟ چرا نمیگه سیمی؟
اون هنوز بچهست. زیاد بهش سخت نگیر
سه ساله ازدواج کردیم پرامود. چقدر دیگه سخت نگیرم؟
حالا نوبت غذای اصلیه
اگه یه خرچنگو بندازی تو آب جوش، میکشیش
ولی من نمیخوام بهش شوک بدم
پس دو ساعت قبل از پختن
میذارمش تو فریزر
و وقتی که حسابی خوابش برد
درش میارم
و آروم میذارمش تو آب جوش
میگن گوشت خرچنگ محرک جنسیه
ازم نپرس چطوری نوشته میشه
ولی بهت نشون میدم معنیش چیه
تنده! خوشم می
معرکهست
روزمو ساختی
تو باید برنامه خودتو داشته باشی. میخوای با دوستای تلویزیونیم حرف بزنم؟
«سیمیِ خیلی داغ»
همش یه مشت دروغه
چطور جرأت میکنی بیای تو اتاقم و اینطوری باهام حرف بزنی؟
منو چی فرض کردی؟
سیمی، یه لحظه. آب میخوای؟
نزدیک من نیا
میدونم واسه چی اینجایی
میخوای مسمومم کنی؟
خلاص شدن از دست من به این سادگیها نیست
چی؟ چرا ضبط نمیکنی؟
پامی، احمق! داشتم تست بازیگری میدادم
واسه «پرستار رادها»، قسمت دوم
سکانس افتتاحیه
پرستار رادها از تیمارستان فرار میکنه
میتونیم با بودجه کم بسازیمش
با دوستای سینماییت حرف بزن
وای خدای من
سیمی! تو دیگه کی هستی
کوری؟ اسکوتر زرد منو نمیبینی؟
دارم با تو حرف میزنم! هوووی
شیشه رو بده پایین! عینک نزن
احمق
عکستو میگیرم نشون پلیس میدم. روانی
واقعاً معذرت میخوام
چیزیت شد؟ خیلی ببخشید
واقعاً متأسفم. حالت خوبه؟
میخوای برسونمت؟ چطوری میتونم کمکت کنم؟
کجا میری؟
رسیدیم. قهوه، ساندویچ
خانم، من صبحانهمو خوردم. ممنون
ولی من نه. قلبم داره میزنه
شکر؟
چرا تنها از خیابون رد میشی؟ نمیتونی یه سگ راهنما بگیری؟
همون گربهم به اندازه کافی دردسر داره
قهوهتو بخور. اگه یه بلایی سرت میاومد چی؟
اونوقت فعالیت حرفهای یه هنرمند بزرگ قبل از اینکه شروع شه، تموم میشد
هنرمند؟ چیکار میکنی؟ پیانو میزنم
پیانو؟ خوب میزنی؟
آقا؟
تو هر شب در انبارو باز میذاری
یادم رفت آقا. ببخشید. ببخشید؟ هر دفعه میگی ببخشید
این چیه؟ خوشم نمیاد
منو کجا آوردی سوفی؟
با بابام آشنا شو. سلام آقا. حالتون چطوره؟
فرانکو. اینو از کجا پیدا کردی؟
اتفاقی. عصرها وقتت آزاده؟
راستی، اگه ناراحت نمیشی، چشمات چی شدن؟
وقتی ۱۴ سالم بود توپ کریکت خورد به چشمم
چی؟
سالم بود که یه توپ کریکت خورد تو چشمم ۱۴
عصب بیناییم آسیب دید
میشه درباره یه چیز شادتر حرف بزنیم؟
البته
انعامهای توی رستوران فرانکو حتی پول کرایه برگشتت به خونه هم نمیشه
رسیدیم
۴ جاده پرابهات. کوچه
اینجا کجاست؟ یه خیریهست، برای معلولین
سه ماهه اینجام. حدس بزن چقدر اجاره میدم؟
ماهی ۵۰۰ روپیه
همهجا حس میکنم درخت هست
با سمفونیِ آواز پرندهها از خواب بیدار میشم
اینم پلهها. هجده تا پله
خب؟
قهوه؟
امروز نه. کلی کار دارم. ساعت ۵ بیام دنبالت؟
ممنون
قطعهت عالی بود. واقعاً خوشم اومد
امروز تمومش میکنم
به نظر ناتمام نمیاومد. ولی هست
بعضی چیزا ناتمام باشن بهتره
زیاد باهاش ور نرو. خرابش میکنی. میبینمت
یعنی، میبینمت دیگه. فعلاً
دو دقیقه دیگه میام پایین
هی، عصر بخیر
چطوری؟ خوبم
ای لعنت
یکم فضله پرنده روی عینکت نشسته. اینجا پرنده زیاد داره
چشمات خیلی معمولی به نظر میرسن. کاملاً کوری؟
نه. روز و شب رو تشخیص میدم
میخوای بگم ساعت چنده؟
فکر کنم حدود ۵ و نیم باشه
در هر صورت، بمبهای پرندهها خوششانسی میارن
همین الان یه چهره زیبا رو دیدم
هرچند نمیدونم چطوری باید بخونمش
حس کردم قلبم داره تهِ اقیانوس غرق میشه
از اون لحظه تا الان همینجوری موندم
چشمای معصوم من تقصیری ندارن
ای دل من، بهم بگو
چشمای معصوم من تقصیری ندارن
ای دل من، بهم بگو
معرکه بود! خیلی خوب بود. ممنون آقا
اون یه ستاره بزرگ میشه
تو استعداد نابی داری
هر کسی این استعداد رو نداره
آقا، صدای شما شبیه بازیگر پرامود سینهاست
میشناسیش؟
بچگیهام یکی از فیلماشو تو تلویزیون دیدم
اسمش چی بود؟ «آناداتا»
آهنگهاش هم حرف ندارن
بیا یه بغلت کنم
سوفی، یه عکس از ما بگیر. لبخند بزنید
رسیدیم خونه. ممنون
امروز ۴۰۰۰ تا انعام گرفتی. رکوردِ رستوران فرانکو رو زدی
امیدوارم ۲۰۰ هزار تا دربیارم تا بتونم برم لندن
برات بهترینها رو آرزو میکنم
شب بخیر. شب بخیر
آکاش؟
زود اومدی؟ اومدم تمرین کنم
باشه. راهنماییم کن
این باید راهرو باشه
خودم از پسش برمیام
دلم رو به زنجیر کشیدم
ولی این نانجیب فرار کرد
چی به سرم اومده؟
گاهی این دل میتپه، گاهی تندتر میشه
چه اتفاقی واسم افتاده؟
چیزی که باید میشد، شد
وقتی دلها به هم میرسن، مثل دست و دستکش با هم جفت میشن
به چی نگاه میکنی؟
نه چراغی روشنه، نه نوری میتابه
چشمای معصوم من تقصیری ندارن
ای دل من، بهم بگو
دختر عزیزم
اسمت چیه؟
با چشمای بسته میبینمت
عاشقت بهت سلام میده
دل بیچاره زده به سیم آخر
شاید از دوشنبه شبِ گذشته
توی اعماق قلبم، این تویی که پیدات میکنم
سلام آکاش. سلام جناب پرامود
میتونی آهنگامو بزنی؟
الان میزنم
نه، نه. اینجا نه. فردا بیا خونه من
برای یه کنسرت خصوصی برای من و همسرم
اون عاشق راجش خاناست. آهنگهای اونو بزن. خوشحال میشه
حتماً آقا
No comments yet. Be the first to leave one.