Esimesed 200 rida.
حالا دیگه آماده ای
تا سرنوشتتو پیدا کنی
امیدوارم کونرون (اسم خال های رو پشتش) تورو یاری کنه
که معشوقتو پیدا کنی
رانا
چشم، شیخ
止まることを許されないなら
If you are not allowed to stop
kono mama aruki tsuzuke you
このまま歩き続けよう
Keep walking like this
oboete ite hoshii hitori janai koto
覚えていてほしい 一人じゃないこと
I want you to remember you're not alone
Furi kirenai omoi o dareka ga
振りきれない想いを誰かが
I can not shake the feeling that someone
yowasa to waratta toshite mo
弱さと笑ったとしても
Weakness and even laughed
kamawanai tsutaetai massugu ni kimi e
構わない 伝えたい まっすぐに君へ
Care to tell you straight
Keep the faith
mukaikaze no naka
向かい風の中
In a headwind
Arinomama ni ikiru koto
ありのままに生きること
Living naturally
yakusoku shitakara
約束したから
Promised that
Oh, True Color sumiwataru sora
Oh,True Color 澄み渡る空
Oh, True Color perfectly clear sky
jiyuu ni iro o nurikaeru you ni
自由に色を塗り替える様に
Beat like a free color
Oh, True Color tashikana keshiki nantenai
Oh,True Color 確かな景色なんてない
Oh, True Color I have no definite views
shiawase na mainichi demo wasurenaide ite
幸せない毎日でも 忘れないでいて
Not happy every day. Do not forget
WhyNot? Fansubs Translator: Yuigg Editor/Encoder/Everything: Yoki Timer/Typesetter: Sake MrDrSr OP/ED Translation: Jyasuten
نوا، هیولای بین بعد
همینطور که از اسمش معلومه
اونا از یه فضای دیگه می یان
که کاملن با محیط ما بیگانن، و محدوده ای ایجاد می کنن که موجودات زنده رو فلج می کنه
یعنی باعث ایجاد محدوده انجماد می شن
وظیفه لیمیترها
خنثی کردن اثر انجمادشونه
تا پاندوراها بتونند به محدوده اونا نزدیک بشن
انجماد؟
همچین انجمادی رو تا حالا ندیده بودم
قدرتش با نوا (شیاطینی که ظاهر میشن) یکیه
رفته رو مخم
چی شد؟ نمیدونی؟
نه
هیچی؟
فکر نمی کنی یکم عجیبه؟
با اینکه پیمانتونو نبستین می تونی ازش استفاده کنی
چی بگم والا
اون لحظه می خواستم، هرجور شده کمکش کنم
خودمم نمی دونم
کمکش کنی
حالا، ساتلایزار چی شد؟
نمی دونم، بعد اونشب ندیدمش
با اینکه جونشو مدیونته
یه تشکر خشک و خالی هم نکرد؟
دیدی؟ بهت که گفتم
زیاد آدم خوبی نیست
خداییش خوشگله، حتی خوابش هم ببینی حال میده
خوابشوو
ولی بعضی از گلا خار دارن
این یکی که دیگه سم هم داره
صُ...بح بخ......یر
چه حلال زاده، داشتیم تعریفتونو می کردیم
جون شما
اینم گفتیم که پسرا چقدر خاطر خواهتن
آئوی کازویا
جانم؟
باهات حرف دارم
میشه بیای
چی شد یهو؟
چی بگم
ببخشید
می دونستم
تو فرق داری
اگه بهم دست بزنی عصبانیم نمی کنه
اولین باره که این حسو دارم
منم همینجورم
از همون روزی که دیدمت
نمی دونم
تا حالا اینجوری نشده بودم
چه جوری بگم
می تونی ازش استفاده کنی؟
حتی بدون انطباق حس می تونی منجمد کنی؟
هنوز توش خوب نشدم
هرکاری کردم نشد دوباره ازش استفاده کنم
مال من میشی
می خوام
لیمیترم باشی
خدایی؟
اما بدون مراسم
قبول می کنی یا
از خدامه
پس روت حساب می کنم، کازویا
مرکز ژنتیک غرب اینجاست
چقدر بزرگه
بلاخره می تونم معشوقمو پیدا کنم
یه قول بین خودمون؟
دوست داری باهام غذا بخوری؟
اینارو بخاطر من گرفته؟
حتی اینجوریم فکر کنی، خیلی زیاده
کازویا
یکیشو برمی دارم
ممنونم
تو
عصر وقتت آزاده ؟
آره، کاری ندارم
پس نزدیک غروب
نزدیک غروب
نه، نمیتونم
اینجوریم نمیشه
نزدیکای غروب بیا پیشم
بیام پیشت؟
باشه؟
چشم، حتمن میام
ازین که دعوتم کرده خوشحالم، ولی
نمی دونم چرا اینقدر حول کرده بود
عین بُز دارم دور خودم می چرخم
اینو
تا به حال ندیدمش
آخ جون یه موجود زنده
ببخشید
پس منتقل شدی اینجا
به خاطر همین لباس اینجارو نپوشیده
خداییش اینجا خیلی بزرگه
فکر می کردم دیگه گومو گور شدم رفت
دیگه اینجوریا هم نیست
اینم دفتر مدیر
یه دنیا ممنون
خیلی بهم لطف کردی
واقعن از لطفت ممنونم
کاری نکردم، خواهش می کنم
از اینکه تونستم باهات آشنا شم
باید از الهم، کونرون تشکر کنم
تا بعد
کونرون
دیگه باید برم سر قرارم
کجا با این عجله؟
چی گفتی؟
ملکه ازت خواسته؟
ازت خواست که بدون مراسم لیمیترش بشی؟
یه نقشه ای داره، همه اینا فیلمشه
اون بیشتر قدرتتو می خواد
راست میگه
اگه اینجوری تورو می خواد، بهتره بی خیالش بشی
چی دارین می گین
فعلن که منو دعوت کرده، الانم دارم می رم اتاقش
دعوتت کرده؟
منظورت همون اولین دیداره؟
چی هست حالا؟
وقتیکه پاندورا، لیمیترشو انتخاب میکنه ازش می خواد بیاد به اتاقش
برای کارهای خوب خوب
چه کار هایی؟
باهم، پشت درهای بسته، اینجوری رابطشونو بهتر می کنن دیگه
می تونی بگی یه حالی به داداش کوچیکش میده دیگه
گانسا سنپای از منم یکبار دعوت کرد
اما نمی دونم چرا یهو پس افتادم
به خاطر همینم چیزی یادم نیست
بی عرضه
برام جالبه که ملکه دست نیافتنی هم این کارو می خواد بکنه
بدون برگزاری مراسم این کارش زشت نیست؟
از دست شما
نزدیک غروب بیا پیشم
فکر نکنم برای کسی مثل من بخواد ازین جور کارا بکنه
این خوبه؟
فکر کنم این بهتره؟
می خوام لیمیترت بشم
نمی خوای بیشتر فکر کنی
هنوز زیاد دیر نشدها
جون من بی خیال
ما که رفیتم، تا بعد
حواست کجاست، سال اولی
شرمندم
با اجازه
کجا
یکم دیرم شده
فکر کنم خودتی؟
همونی که می خواد لیمیتر ساتلایزار بشه
شک ندارم خود خودشه
حالا ملکه تورو قبول کرده یا نه؟
یه وقت چیزی نگی
بله
مُنگل
چقدر جالب
حالا که اینجاییم، بزار تا یه جایی همراهیت کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.