Esimesed 200 rida.
"ساده لوح شماره یک" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"تو خدای گوویندا گوکول هستی"
"و منم یه جوان تهی دستم"
"تو خدای گوویندا گوکول هستی"
"و منم یه جوان تهی دستم"
"این تهی دستی رو ازم دور کن"
"جیبهام رو پُر از پول کن"
"این نعمتم رو برآورده کنی، تو رو ستایش خواهم کرد"
"تو خدای گوویندا گوکول هستی"
"و منم یه جوان تهی دستم"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"خدایا معجزه کن"
"برام یه ساختمان بساز"
"یه ماشین بهم ببخش و اطرافم رو پر از نوکر و خدمتکار کن"
"من بندهی صاف و سادهات هستم"
"پنجاه و شیش لاک روپیه برام بفرست"
" آسمانت رو پاره کن و برام باران پول ببارون"
"این تهی دستی رو ازم دور کن"
"جیبهام رو پُر از پول کن"
"این نعمتم رو برآورده کنی، تو رو ستایش خواهم کرد"
"تو خدای گوویندا گوکول هستی"
"و منم یه جوان تهی دستم"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"سرمو جلوت خم کردم، حالا برو واسم یه حساب باز کن"
"بهم یه خانم پولدار با ویسیآر، یخچال و تلویزیون ببخش"
"تو بزرگترین بخشندهای"
"تا ابد بردهات خواهم بود"
"لطفاً به دعام گوش بده، دیگه هرچی خود دانی"
"این تهی دستی رو ازم دور کن"
"جیبهام رو پُر از پول کن"
"این نعمتم رو برآورده کنی، تو رو ستایش خواهم کرد"
"تو خدای گوویندا گوکول هستی"
"و منم یه جوان تهی دستم"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"خزانههات پر هستن، یکم از اونا به من ببخشای"
"درود فرست بر خداوند"
"گوشام رو پر از صدای جرنیگ جرینگ طلا کن"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"پول، پول، پول"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"من وضعم خرابه، منو با پول مالامال کن"
"پول، پول، پول"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"این بندهات داره میمیره واسه پول، ثروتمندم کن"
"همهی ستایشها سزاوار توست، خوشبختم کن"
"درود فرست بر خداوند"
"درود فرست بر خدای کریشنا"
"دلار، پوند و روپیه هرچی بدی قبوله"
"پس کی این شانسم رو میشه؟"
"خدایا معجزه کن! واسم پول بفرست"
"پول، پول، پول"
"بهم پول عطا کن"
هروقت میام مومبئی تو همین هتل اقامت میگیرم
ماهیانه پنج شیش لاک روپیه صورتحساب پرداخت میکنم
اونوقت شما نمیتونین خدمت مشتری همیشگیتون رو بکنین
خواستههام رو واستون بیان کردم این دست و پا گم کردنها واسه چیه؟
اصلاً این خواستههام چی هستن؟
صبح رأس ساعت شش چای میخوام
اگر بهم چای ندین، نمیتونم روزنامه بخونم
... اگر نتونم روزنامه بخونم
نمیتونم بفهمم توی بازار دنیا چی میگذره
... اگر وضعیت بازار رو ندونم
تجارتم خراب میشه
و این یعنی میلیونها خسارت
بخاطر یه لیوان چای امکان میلیونها ضرر وجود داره
چرا متوجه نیستین؟
... آقایی مثل کیکی قبل از اینکه
درخواست بده باید درخواستش انجام بشه
و اِلّا اقامت در هتل پنج ستاره فایدهاش چیه؟
حالا برید! قربان شما هم برین
باشه
"آروم آروم"
منظورم اینه که آروم و خونسرد باش، بریم داخل
بریم داخل نشونت بدم چجوری آروم باشی
نه، همینجا خوبم
! یا خدا
قربان یه دقیقه استراحت کن و بخواب
توی دو دقیقه واست چای میارم
بعد از یه دقیقه خودتو کش بده
بعد از کش دادن درخواست چای بده واست میارم
... ولی
میتونم بیام داخل، قربان؟ بیا -
صبح بخیر
چای شما قربان
شما که خودتونو کش ندادین، قربان
خیلی واگیرداره
از من تقلید میکنی
چند قاشق شکر میخوای، قربان؟ یه قاشق -
کافیه؟ - آره -
چای چطوره، قربان؟ خوبه، خیلیخوبه -
روزنامه شما
آره، فکر کنم عینک شما اینجاست
عذر میخوام
قار و قور کردن شکمتون شروع شد، قربان
بنظرم باید بری توالت آره -
بزارین خودم انجامش میدم
عجله کن قربان، فکر کنم وضعیت شدیداً اضطراریه
میبینمت بله قربان -
قربان احساس آرامش داری؟
من داخل دستشویی حرف نمیزنم !قربان -
چندش! معلوم نیست چیا میخوره !ای خدا
قربان احساس آرامش داری؟
بالاخره بعد از سه روز
آره بوش رو احساس میکنم
حالا به مناسبت همین خوشی بهم پاداش میدین
دستت اشتباهی روی پول ده بیست روپیه میره و وحشت زده میندازینش
حالا یه 500 روپیهای در میاری
و میدینش به من
منم ازتون تشکر میکنم
و از اتاقت میرم بیرون ممنون قربان
!گوش کن بله، قربان -
بیا اینجا
بشین
نه ممنون قربان - !بشین -
یه روز خیلی پولدار میشی
مامانمم همیشه همینو میگفت
مامانت چی میگفت؟ اینکه یه روز خیلی پولدار میشم -
الآن کجاست؟
تو قلبمه، وفات کرده
!رامو
رامو! کجا رفتی؟
!رامو اومدم خانم -
ببین راهول چرا هنوز پیداش نیست به اداره زنگ بزن
قربان اومد
برو لیمو و فلفل بیار باشه -
سلام مامان - خوشبخت شی، پسرم -
... را
دستاتو از جیبت در بیار باشه -
اینو بنداز سر چهار راه
... اگر هر روز اینجوری ازم چشم بد دفع کنی
... خیابون و چهارراههای این شهر
انبار لیمو و فلفل میشن
مامان الکی داری فکر میکنی من خوشتیپم
بیخیال، اگر از چشم منِ مادر ببینی متوجه میشی
هر روز خودمو تو آیینه میبینم
دخترا که بهم نگاه نمیکنن بعد تو فکر میکنی جذابم
یا خدا اگر این جذاب باشه من پدر جذابیتم
بعضی وقتا از منم چشم بد دفع کن
سلام بابا
خوشبخت شی، بیا دیگه دفع چشم بد کن
بیخیال کی شمارو چشم میکنه؟
کل روز بهم خیره شدی
خدا میدونه چقدر چشمم میکنی
عشق شمارو میبینم دلم سرد میشه
!وای! چی عشقی! چه محبّتی
!چه خانواده خوشبختی
من که قلبم فدای شما ولی این خانم تب داره
آفرین عمو! عجب شعری خوندی
!ممنون
راهول چرا اینقدر داری ازش تعریف میکنی؟
کی به این بذله گویی میگه شعر
ولی زن دایی، عمو میگه با این بذلهگوییها مخ شمارو زده
... آخه من از کجا میدونستم
که شعرهایی که داره برام میخونه از شاعرهای مشهورن نه ایشون
... ببین
برو لمسش کن، میخوام بین فقرا تقسیمش کنم
زن داداش چقدر دست و دلبازه
که از برادرزاده میخواد اینارو تقسیم بکنه
خیلی خوششانسی، پسرم
...آره، مامان واقعیم اینکارو برای آدم نمیکنه
که این به عنوان مادرخوانده داره انجام میده
!زن دایی
این حرفا چیه؟
اگر مادرخوانده اینقدر میتونه عشق بده
از خدا میخوام در هر زندگی همچین مادر نصیبم بشه
دقیقاً همین مدلی
نمیشه یه دفعه هم که شده دهنت رو ببندی
بدون اینکه فکر کنی هرچی از دهنت درمیاد میگی
مگه دروغ گفتم، عین واقعیت رو گفتم
زن دایی واقعیت اینه که مادر مادره
منظورتون کدوم مادره؟
مادری که فقط بخاطر اینکه من احساس کمبود محبت نکنم
بچهدار نمیشه؟
به مادری که سرچشمهی محبته میگی مادرخوانده
این مضخرفات دیگه چیه؟
... معذرت میخوام زن دایی ولی شما درک نمیکنی
چون مادر نیستی
راهول
ببخشید زن داداش، اون احمقه
چرا اینقدر زیادش میکنی؟
موضوع اون نیست، زن دایی هرچی از دهنش در میاد میگه
کافیه دیگه
احمق، نمیشه درست حرف بزنی
No comments yet. Be the first to leave one.