Esimesed 200 rida.
آقا معلم
خوش اومدین
این چه حرفیه، ممنون. شما چطوری؟
خوبم، ممنون حفیظه خانم. تو چطوری؟
عالیام. دیدنتون حالمو بهتر کرد
اگه ده دقیقه زودتر اومده بودین، به مراسم افتتاحیه میرسیدین
الان دیگه همه سر کلاسن. بگذریم، بذارین براتون یه قهوه درست کنم
ممنون
تعطیلات حسابی بهتون ساخته. وسایلتون رو چیدم سر جاش
ولی دیروز منتظرتون بودیم. بفرمایین
نشد دیگه، تازه امروز تونستم بیام
حفیظه، عکس کمال اینجا چیکار میکنه؟
آخی، انگار خبر ندارین. آقا کمال به رحمت خدا رفت
ای وای! خدا رحمتش کنه
خب، این بخاری دیگه چیه اینجا؟
موتورخونه خرابه. مدیر دستور داده همه جا بخاری بذارن
جدی؟ این همه سر و صدا برای چیه؟
چه میدونم؟ یه عالم شاگرد جدید اومده به مدرسه
انگار اینا هم دستِ کمی از گروه «کلاس هابابام» ندارن
همینطوره
# زنده باد تیمسار نوری
ای وای، آقا معلم! ولم کنین نیموجبیها
حالتون چطوره؟ خوب هستین؟
خیلی خوبم، خداروشکر. تو چطوری؟
خداروشکر، خداروشکر. ببینین، شاگرداتون رو ببینین
شماها اینجا دنبال چی میگردین؟
اومدین به مدرسه سابقتون سر بزنین؟
بر اساس چیزایی که شنیدم، کنکور امسال خیلی سخت بوده
خب، بگین ببینم کدوم دانشگاهها قبول شدین؟
یا اینکه... نکنه هیچجا قبول نشدین؟
هیچکدومتون؟
آهان... خب پس شاگردهای امسال کجا هستن؟
این بچههای بیچاره رو یه جا حبس کردین؟
شاگردهای امسال خودِ ماییم، آقا
مگه همهتون فارغالتحصیل نشدین؟
پس اون دیپلمهایی که آوردین بیمارستان چی بود؟
فکر کردیم بهترین کادویی که میتونیم تو بیمارستان براتون بیاریم، دیپلمهامونه
خیلی درس خوندیم که قبول شیم، ولی تو تستها رد شدیم
واسه اینکه دست خالی نیایم، هر کدوم یه دیپلم قلابی درست کردیم
فهمیدم... چرا رک و پوستکنده نمیگین کلاس هابابام همهشون رد شدن؟
به به! ببین کی اینجاست. خوش اومدی محمود جان
ممنون قربان
خدا بد نده محمود، خداروشکر که بهتری
اوه! خوش اومدی، خوش اومدی! دلم برات تنگ شده بود رفیق قدیمی
ممنون آقا رضا
محمود، بذار معرفی کنم. ایشون دبیر شیمی جدیدمون هستن
ما همو میشناسیم قربان. در واقع با هم بودیم توی
دبیرستان ارزروم. چطوری محمود؟
خوبم، ممنون. از آخرین باری که دیدمت یه کم چاقتر شدی
تو هم جوونتر شدی ماشاالله. خب معلومه تعطیلات بهت ساخته
اون هابابامیها رو دیدی؟ آره، دیدم
ها؟ چی میگه؟ دیده، دیدتشون
عجب کلکهایی هستن اینا! منو هم رنگ کردن. - آره والا
خب، مگه چی گفتن؟ اسمشون روشونه دیگه، کلاس هابابام
آقا معلم وقتی ما رو دید بدجوری جا خورد
قیافهاش رو دیدی وقتی شنید هنوز تو همین کلاسیم؟
پسر، اصلاً بابت اون دیپلمهای قلابی ناراحت نشد
واقعاً آدم بزرگیه
چی میگی بابا! آقا معلم دیگه از خودمونه
امسال راحت به شیطنتهامون میرسیم و قسر در میریم
سیگارمون رو هم میکشیم، مگه نه؟
آقا معلم
دوستان، نسل سالم فقط با تربیت بدنی ساخته میشه
فهمیدین؟
این رو یادتون نره: عقل سالم در بدن سالمه
از این به بعد، چه تابستون چه زمستون، چه بارون بیاد چه برف
همه کلاسهامون بیرون برگزار میشه. شیرفهم شد؟
این یارو قراره برامون دردسر درست کنه. اصلاً از کجا پیداش شد؟
معلم ایدهآلِ من
حالا ببینم وضع بدنیتون چطوره
میخواد چیمون رو ببینه؟
آمادگی بدنی. اون دیگه چیه؟
توی گاوها که پیدا نمیشه، پس لازم نیست نگران باشی
به چی میخندین؟ ورزشکار که نمیخنده
همگی با هم! به راست راست
دارید چیکار میکنید؟ گفتم راست، راست
راست! به صف! شروع کنین
یک دو، یک دو، یک دو
ایست
به صف شید
شما نمیدوین، دارین سینه خیز میرین
واسه اینکه بدنتون از فولاد نیست
هی شکمگنده! بیا اینجا. من آقا؟ - بله خودت
خسته شدی پسرم. معلومه که خسته میشی
این چیه؟ شکممه آقا
این شکم نیست، بشکهست. ولی همهشو آب میکنم
میخوام بشی مثل دوک نخریسی
تو! بیا! با منه؟ - بله، با توئه
تماشا کنید، یکی که واقعاً هیکل ورزشی داره ولی خودشو ول کرده
کجاست؟
شکمتو بده تو! شونهها صاف! چونه بالا! سینه رو بده جلو
روبرو رو نگاه کن
ببینین، ماشاالله عین شیر میمونه
یه گاوِ شیرنما
برو سر جات
حالا هر کاری من میکنم شما تکرار میکنین
هر حرکتی زدم، شما هم همون رو میزنین
حالیتون شد؟
اگه همینطوری پیش بره، توی راه ورزش ریقِ رحمت رو سر میکشیم
باید یه راهی واسه خلاص شدن پیدا کنیم
واسه بار آخر میگم. دقیقاً همون کاری رو میکنی که من میکنم
شروع کنین. یک، دو، سه، چهار
یک، دو، سه، چهار
داری چیکار میکنی؟
داری چیکار میکنی؟
هر کاری میکنم رو تکرار نکن
هر کاری میکنم رو تکرار نکن
ببین کی داره میآد
ببین کی داره میآد
متاسفم ولی امسال نمیتونم ناظم باشم
بیا گذشتهها رو فراموش کنیم محمود. اون ماجرای تلخ دیگه تموم شده
اصلاً کی جز تو میتونه تو این مدرسه ناظم باشه؟
باشه، ولی به یک شرط
من نمیتونم به تنهایی درباره سرنوشت بچهها تصمیم بگیرم
یه شورای انضباطی میخوام
اون که راحته رفیق، حله. بهش فکر میکنم
آقای مدیر، یه دختر خانم جوون اومده. میخواد شما رو ببینه
بگو بیاد تو. بفرمایید
خوش اومدین. - ممنون. بفرمایید
بذارین شما رو با ناظممون، آقا محمود آشنا کنم. - از ملاقاتتون خوشبختم
دبیر ادبیات جدیدمون، خانم سمرا
دبیر جدید ادبیات؟
بله
این دخترِ به این جوونی معلمه؟
حفیظه
به مدرسهمون خوش اومدین. خیلی جوونه
اولین باره که تدریس میکنین؟ - بله آقا
خب، دیگه چیکار میشه کرد؟ ایشالا که خیره
#بیا دیگه تپلمپل، بیا تپلمپل
آقا معلم
این دفعه دیگه دارید چیکار میکنید؟
داریم مچ میاندازیم آقا
دارم میبینم
من بردم
خرسِ گنده شدین! خجالت نمیکشین؟ بشینید سر جاهاتون
مدیر دستور داده، آقا
مدیر گفته مچ بندازین؟
نه، گفت یه نماینده انتخاب کنیم
ما هم اینطوری نماینده انتخاب میکنیم. - فهمیدم
امسال بعضی از معلمهاتون عوض شدن
یکیشون هم دبیر ادبیات جدیدتونه
میخوام در این مورد باهاتون صحبت کنم
بفرما تو، خانم معلم
بفرمایید
بچهها، ایشون دبیر ادبیات جدیدتون هستن. - صبح بخیر
تمومش کنین! ساکت شید
بچهها، دبیر جدید ادبیاتتون، خانم سمرا
ایشون امسال دانشگاه رو تموم کردن. اولین باره که دارن تو مدرسه ما کار میکنن
مطمئنم اون شوخیهایی که با بقیه معلمها میکنید رو
با این همکار جوون من انجام نمیدید
ولی باز هم لازم دونستم بهتون یه اخطار بدم
باشه؟
شیرفهم شد؟
موفق باشید. - ممنون
بله
بله خانم معلم؟
خانم معلم، انگار خیلی مضطربین
یه کمی
چرا نباشه؟ اولین کلاسشه
خانم معلم، ماشاالله خیلی جوونین
ممنون
چند سالتونه؟
هوی گاو! مگه سنِ یه خانم رو میپرسن؟
راست میگی، نباید پرسید
ببخشید
خانم معلم، شما متاهلین؟
نه، مجردم
منم همینطور
خانم معلم، تا حالا قونیه رفتین؟
یعنی اسم دومتون «سهیلا» نیست؟
نه
>- جلالخالق! مگه میشه
چرا تعجب کردی؟
آخه خیلی شبیه هستین
به کی؟
به عشقِ اولم
بیاین جدی باشیم
بله
بله
بله
فهمیدیم، بله
خانم معلم، این جلسات اول همهاش روتینه. شاگردها باید با معلم آشنا شن
از آشناییتون خوشبختم. گودوک. من گودوک نجمی هستم خانم معلم. چطورین؟
خوبم، ممنون
منم فریتم. فریتِ داماد
یه لحظه اجازه بدین. منم شعبانم
چی شده؟
اوه، هیچی نیست
فقط این الاغها میخوان منو یه چیز دیگه صدا کنن
میخوان چی صدات کنن؟
گاو
اووه، نه بابا
ممنون. من که عادت کردم، شما هم عادت میکنین
پسر، غذا رو ببین روز اول مدرسهای چی میدن به خوردمون
>- عدسیِ کرمزده با ماکارونیِ خام
انگار این مدیر خسیس قراره کاری کنه دلمون واسه پارسال لک بزنه
حفیظه، این معلما اینجا چیکار میکنن؟
اینقدر فضولی نکن! مدیر دستور داده
امسال همه وعدههای غذایی رو باید همینجوری دستهجمعی خورد
با اجازه
No comments yet. Be the first to leave one.