Esimesed 200 rida.
بازنويسي :kiyavash62
بيمارستان ميونگ سه بيست و سوم دسامبر 1992
مدارک پيش منه
فقط امضا رو نياز دارم
قبلا بهت گفتم اون تقريبا راضي شده فقط کافيه چند روز صبر کني
چهار روز ! من تو 4 روز قرار دادو مي بندم
بهت گفتم يه نفرو پيدا مي کنم تا اين کارو انجام بده
آقاي اوو! بهتره آروم باشيم
هنوز وقت داريم بله
کيم يونگ سام انتخاب شد
دکتر چويي ،ميريد خونه ؟
بله خسته نباشيد شبتون بخير قربان
معذرت ميخوام
حالتون خوبه ؟
بله ،خوبم
مدير مدير عامل
مي تونم کمکتون کنم ؟
ساعت کاريمون الان تموم شده
سلام سون وو
سلام
پدرم هست ؟بله
رئيس هستند ؟ رفت خونه
رفت ؟دکتر پارک جون وو چطور ؟
ايشون هم رفتن خونه
شما کي هستيد ؟
من از شاگردان قديمي دکتر هستم
بايد زودتر ميومديد ايشون چند لحظه پيش رفتن
جدي؟چون مي خواستم حتما ببينمشون خيلي با عجله اومدم
زا آخرين باري که ديدمشون 20 سال ميگذره
متوجهم :مي تونيد الان بريد منزلشون
مطمئنم که الان خونه هستن
همينکارو مي کنم
اون کيه ؟
عجيبه
بيست سال قبل اگه دانش آموز بوده پس الان چند سالشه ؟
بيشتر از سي و خورده اي بهش نميومد
لطفا بريد به سانگ بوک - دانگ بله
ماشين توپيه ،نه؟
بله،ماشين قشنگيه
واقعا خوشگله
همينطوره
ميشه ماشينو نگه داريد ؟
چي شده؟
برادرم اونجاست
ميشه چند لحظه اينجا منتظر باشيد؟
سرده
اوه مشتري اومده
چيزي لازم داريد ؟
چي ميخواين بخوريد ؟
اوه ! بله
آيگو خداي من هيونگ ...هيونگ
آهاي بايد صورتحصابتون رو بديد نمي تونيد همينطوري بريد
بله ! چقدر شد ؟ بيست هزار وون
يه لحظه
بفرمائين
کيم يون جين
يو جين عزيزم
اين آخرين نامه اي يه که برات مي نويسم
رسيديم
اون کيه ؟
پارک جونگ وو
نگاش کن
سلام ،من دوست جونگ وو هستم
جونگ وو مست کرده بود
واسه يه دختر گريه کرده ؟
عجب ابلهي
منشي جانگ ! اونو ببر اتاقش
ميشه کمک کنيد ببرمش ؟
شما دو تا مي تونيد انجامش بديد به من نيازي نداريد
کجا رفت ؟ کي ؟
کيم يوجين
بيست و چهارم دسامبر 2012
بيدار شدي ؟ من دارم ميرم سر کار
چرا اينقدر زود ميري ؟ کارت تازه شب شروع ميشه
سرم خيلي شلوغه بهشون گفتم که فعلا نمي توني برگردي کره
مي توني بخوابي
تو ازم ميخواي بعد از ظهر بيام سر کار ؟
فکر مي کردم ماه عسلمون خيلي خسته کننده باشه
اصلا فکرشم نمي کردم که انقدر خوب باهام رفتار کني
فقط امروز اينجوريه
امشب عيد کريسمسه قرار نيست کاري انجام بديم ؟
بيا شام بخوريم
نمي توني يکم بهتر حرف بزني ؟ خيلي بي احساسي
مثلا چطوري ؟
عاشقتم عزيزم به تنها چيزي که مي تونم فکر کنم توئي
چيکار بايد بکنم ؟
بيا جدا بشيم
دوست دارم عزيزم به تنها چيزي که مي تونم فکر کنم توئي چيکار بايد بکنم ؟
نمي خواستم اين کارو کنم اما دوست دارم بشنومش
ادامه بده
خودخواه
اين جادوي منه ،تو که ازش خبر داري
ميخواي شرط ببندي کي بيشتر عمر مي کنه ؟
يه دفعه اعتماد به نفسم رفت بالا
خنگ تو الان مال مني
نمي توني فرار کني
الو ؟
برگشتي کره ؟ بله ،ديشب
نذار دوباره تکرار کنم همين امروز بستري شو
اگه به حرفم گوش ندي همه چيو به رئيست ميگم
که تو يه بمب لحظه اي هستي
اگه نمي خواي اخراج بشي يه فرم مرخصي بگير و بيا
من رو اين مسئله اصرار دارم مي خوام مثله يه دوست واقعي باشم
الو
بيست و چهارم دسامبر 1992
سلام
سون وو اومده ؟
نه گفت داره مياد
هيچکي اينجا نيست . فکر کنم بخاطر کريسمسه
به نظر همه رفتن بيرون هنوز داري درس مي خوني ؟
هفته ديگه امتحان دارم
مادرت خيلي خوشبخته که پسر سخت کوشي مثل تو داره
موفق باشي
اين چيه ؟
واسم کارت کريسمس نوشته ؟
براي دوستم که عيد کريسمس رو توي اورژانس بيمارستان مشغول کار گذروند
وقتي 24 دسامبر سال 2012 نامه ي منو دريافت کني
مفهوم اين کارت رو درک مي کني
بيست سال ديگه ميبينمت کريسمس مبارک سون وو
اين چيه ؟
از درس خوندن خسته شده؟
...نميدونم
الو؟
سلام همه جين
بابا سر کاره
رزرو کرده بودم ؟ چه رزروي ؟
البته که رزرو کردم
مامان بهت گفته بپرسي ؟ بهش بگو نگران نباشه
باشه ،ساعت شش خونه ام
منم دوستت دارم
فراموش کردم رزرو کنم
اميدوارم همش رزرو نشده باشه
چرا داره واسه من ايميل مي زنه ؟
کريسمس مبارک بعد از بيست سال دوباره دارم واست يه کارت مي فرستم
فايلو چک کن
بيست و دوم دسامبر 2012
اولين پيام من به دوستم هان يونگ هوون
اين پيغامو مي فرستم واسه اينکه نگرانم که نکنه
چيزايي که تا الان تجربه کردم همشون علائم يه نوع بيماري باشن
ازت ميخوام درکم کني اگه يه وقتايي از کنترل خارج ميشم
چيزايي رو که دارم پشت سر ميذارم و کارايي که انجام ميدم رو درک کني
لطفا در حقم لطف کن و بهم گوش بده
برادرم رو از دست دادم چون به حرفاش گوش نکردم
يونگ هوون ،من فکر مي کنم برادرم بخاطر پيدا کردن يه ماشين زمان مرد
ماشين زمان ؟
دفترچه اش گيج کننده و پر از ابهامه اما يه سري چيزا هست که عين حقيقته
نميدونم چطوري يا از کجا اما اون يه عود داشته که بيست سال به عقب برش مي گردونه
اون از 1 راز ديگه هم خبر داشته
سي و يکم دسامبر 1991
اگه ايميل رو بيست و چهارم 2012 دريافت کني
به اهميت اين کارت پي ميبري
بيست سال ديگه ميبينمت کريسمس مبارک
دکتر هان دکتر هان داريد کجا ميريد ؟
ما همچنين با يک بحران مالي بزرگ مواجه شديم
اما از تيم تحقيقمون تشکر مي کنيم که از حقوق خودشون بخاطر اين تحقيق صرف نظر کردند
تا بتونيم به اين جايگاهي که الان داريم برسيم
سون وو ! مهمون داري
مهمون ؟ بله
اما آدم عجيبيه
ميگه دوستتونه
درسته ؟
درسته باشه فقط واسه اطمينان گفتم
زودتر از چيزي که فکر مي کردم اومدي حتما تازه خونديش
بشين
کارت کريسمس
بيست سال پيش توي سالن مطالعه
ميدونستم يادته
هميشه حافظه ي خوبي داشتي
واقعا تو اونو نوشتي ؟
يه ساعت پيش با اين خودکار نوشتمش
امروز صبح بعد از تماس تو کارت رو خريدم و توش برات نوشتم
بيشت سال پيش گذاشتمش رو ميز
همين الان برگشتم و ايميل رو نوشتم
من در عوض سي دقيقه دو تا کارت کريسمس نوشتم واسه تو بيست سال طول کشيد تا هردوش رو بخوني
مطمئن نبودم که بايد اينو بهت بگم يا نه
اما تو اون کسي بودي که بايد منو بخاطر بيماريم توي بيمارستان نگه ميداشت
جالب نيست ؟
برادرم چطوري اينو پيدا کرد ؟
واقعا ؟
اين يه ماشين زمانه ؟
تا حالا دوبار ازش استفاده کردم
الان 7 تا ديگه باقي مونده
اسکن اين بيمارو چک کن
دکتر هان ! چرا تلفنتونو جواب نميدين ؟
رئيس دنبالتون مي گشت همين الان بريد ببينيدشون
ضمنا اينو هم امضا نکرديد لطفا امضاش کنيد
اون چش شده؟
چه خبره ؟
اول مي خوام آرزوي برادرم رو محقق کنم
اين متعلق به اونه . منم مي خوام اول از همه کاري که برادرم ميخواست رو انجام بدم
داري از چي حرف مي زني ؟
اول از همه بايد زنده بموني
برگرد عقب و يه پيغام واسه خودت بذار
بعد از سي سالگيت هر سال از مغزت سي تي اسکن انجام بده
کاره ساده ايه
راحته ،اما براي اينکه بتونم خودم رو تو اون زمان قانع کنم بايد بگم که از آينده اومدم
به نظرت فهميدن اين مسئله به نفعمه
اين قضيه زندگيم رو نابود مي کنه
اگه بفهمم که تو سن سي و هفت سالگي دچار تومور مغزي ميشم
اونوقت ميخوام بقيه ي چيزارو هم بدونم
No comments yet. Be the first to leave one.