Esimesed 200 rida.
زیرنویس
و
ترجمه
A
m
i
n
.
F
A
n
i
m
W
o
r
l
d
.
N
e
t
K
o
n
a
n
_
S
کاخ سلطنتی معلم سرخونه ای رو به خدمت گرفته بود تا شاهزاده های جوان کاخ . تحت آموزشی جامع و شایسته سالارانه قرار بگیرن و برای تاج و تخت آماده بشن
این منصب از طرف پادشاهی تنها به فردی اعطا میشه که . بهترین و باهوشترین معلم باشه
. این فرد رو به اسم " معلم سلطنتی " میشناسن
معلم سلطنتی وارد میشود
: هاین ویتگنشتاین
. من ، پادشاه گرانزریچ " تو را به منصب معلم سلطنتی دربار منصوب میکنم
. با نهایت خوشنودی ، من یک پرنسس و پنج شاهزاده دارم
. شاهزاده ی پسر نخست من ، نفر بعدی برای تاج و تخت در نظر گرفته میشه
. با اینحال ، همش میترسم خدایی نکرده اتفاقی براش بیوفته
بنابراین ، مایلم که جنابعالی رو به عنوان معلم سرخونه ی سلطنتی . برادرهای کوچکترش منصوب کنم تا برای تاج و تخت آماده ـشون کنی
. از نظر من ، اونا هنوز برای پادشاهی خیلی مناسب نیستن
، به جای اینکه اونا رو با اساتید مختلف همراه کنم و توانایی هاشون رو بالا پایین پیشرفت بدم . میخوام شما تنها معلمی باشی که بالا سرشونه و بهشون به یه اندازه بها بدی
اگه اون چهار نفر به جایی رسیدن که دیگه ... لیاقت بر تاج و تخت نشستن رو داشتن ، اون موقع
... روزمرگی پشت روزمرگی
. ای کاش یه مقام باحال تری بهم میدادن
! بیشعور
، این صلحی که الان توش داری نفس میکشی رو مدیون اعلاحضرتیم ، خودِ پادشاه گرانزریچ
و تازه نگهبان ها و سربازهای اونن که دارن از دروازه های شهر ! محافظت میکنن و ما با خیال راحت اینجا نشستیم ، سرتُ با افتخار بگیر بالا
. تازه ، امروز یه روز خاصه . امروز قراره به یه نفر که اعلاحضرت احضارش کرده خوش آمد بگیم
! اوه ، آره
... چیزه ، این یارو که داره میاد
! معلم دربار
. بالاخره ، به اقامتگاه خانواده ی سلطنتی گرانزریچ راه پیدا کردم
. کاخ ویسبورگ
، از امروز
، من به عنوان معلم دربار تو دم و دستگاه سلطنتی زندگی میکنم . اونم بخاطر اهداف شخصی خودم
. این اولین قدمِ منه
! همونجا وایسا
. تو اولین قدم جلومو گرفتن
. زیادی اومدی جلو ، پسرک
پسرک ؟ منظورت کیه ؟
. تو ، پسرک . چطور به خودت جرات دادی بدون اجازه وارد کاخ بشی
. بدون اجازه نیومدم
. از طرف پادشاه به اینجا احضار شدم
. اجازه بدین خودم رو معرفی کنم
من معلم سلطنتی جدید ، هاین ـــ
. میدونم ! تو باید پسرِ معلم سلطنتی باشی
پاپا رو همراهی میکنی ، مگه نه ؟
اوه ، همین ؟
، به محض اینکه پاپا جون وارد شد . تو میتونی باهاش بری داخل
هوم
. اصلاً فکرشو نمیکردم همون دَم در بزنن تو پَرم
اینجا چه خبره ؟
، اوه ، خدای من ! شما اینجا هستین
. هاین - سنسی
ها ؟
. ملکه ی مادر
. اجازه بدین احترام و سلام علیک بمونه واسه بعد
. اجازه هست ؟ من راه رو بهتون نشون میدم
. خجالتم میدین
هاین - سنسی " ؟ "
... مـ ... ممکن نیست
. اجازه بدین خودم رو معرفی کنم
، از امروز ، من معلم سلطنتی دربار هستم
. هاین ویتگنشتاین
... راستی
، همینجوری ببینی میگی نه . ولی من یه مَرد کامل و بالغم
! تو رو خدا ببخشید
. ببخشید ، عزیزم
. باید بهشون میگفتم ، چقدر پررو
. اصلاً خودتون رو ناراحت نکنین
من دیگه عادت کردم از بس به . جای یه بچه اشتباهم گرفتن
. اما از اینکه از جانب خود اعلاحضرت نامه گرفتم ، اصلاً نمیدونستم چیکار بکنم
، واسه منی که از اشراف زادگان نیستم ولی به کاخ احضار شدم
... صرفاً یه شهروند معمولی
. اوه ، خواهش میکنم نفرمایید . پادشاه بهم گفتن که شما چقدر معلم با استعداد و ویژه ای هستین
ایشون کاملاً به توانایی های شما واقف هستن ، غیر اینه ؟
... ویژه
، اوه ، سنسی ! خواهش میکنم . خواهش میکنم خیلی خوب حواستون به شاهزاده ها باشه
. راستش ، معلم های دربار نیومده استعفا میدن میرن
. اینکه چرا اینکارو میکنن برای خود من جای سوال داره
، اگه بی ادبی نباشه زبونم لال مگه شاهزاده ها مشکلی دارن ؟
. اصـ ... اصلاً ! همشون گل پسرهای خوبی هستن
شاید انقدر خوبن که معلم های دربار . اصلاً چیزی برای آموزش به اونا ندارن
. توجیه دیگه ای به ذهنم نمیرسه
. سوسکه از درخت بالا میرفت ، ننه ـش میگفت قربون دست و پای بلوری ـت برم
. هر مشکلی که بخواد پیش بیاد من صابونش به تنم خورده
. خب ، هر چی میخواد باشه ، من وظیفه ـم رو تمام و کمال انجام میدم
، اخلاقشون هر چی میخواد باشه ، به عنوان یه معلم حرفه ای
. من سخت بهشون آموزش میدم
. شاهزاده ها داخل منتظر هستن
، خواهش میکنم خوب حواستون بهشون باشه . هاین - سنسی
. از دیدنتون بسیار خرسندم ، عالیجنابان
. اسم من هاین ویتگنشتاین ـه
از امروز من ، معلم دربارِ
. عالیجنابان هستن
. اختیار دارین ، سعادتیه که نصیب ما شده ، هاین - سنسی
. چقدر نازه
یه شاهزاده بی عیب و نقص ، عین همونا که . تو نقاشی ها میکشن
... خیلی از اینکه اینجایین خوشحالیم ، سنسی
فکر کردی الان اینو بهت میگم ؟
. با اجازه یه راست میرم سر اصل مطلب
، چه دستور پدر باشه چه نباشه . تو فقط یه معلمی ، همین
... من شاهزاده چهارم پادشاهی گرانزریچ هستم ، لئونهارد وون گرانزریچ
. و جنابعالی عمراً بتونی به من امر و نهی کنی
گرفتی چی شد ؟
، از بیرون خیلی خوشگله . اما به محض اینکه دهنشُ باز میکنه میفهمی چه بچه پررویه
. در حد کوهِ اورست غرور داره این بابا
. شازده اورستِ مغروری
، حالا که واست خوب تفهیم شد شاید بهتر باشه که کاسه کوزه ـتُ جمع کنی و ــــ
! سنسی
! گرفتمت
هی ، تو خدایی آدم بزرگی ؟
خیلی فسقلی ! قدت چنده ؟
. بیخیال ، بگو دیگه
. لعنتی ، لیتو ! دارم زر میزنم ها
. خدایی نامردی ـه ، لئو . منم دلم میخواد با استاد کوچولومون حرف بزنم
." تو 2 دفعه به من گفتی " کوچولو
... من لیچت وون گرانز
. اسمم خیلی زیادی طولانیه ، همون لیچت بگی کفایت میکنه
. شما راحت باش همون بگو لیتو
لیتو " ؟ "
! بهله
. این باید شاهزاده پنجم باشه
. چقدر هم شیرین عقله . اصلاً بهش نمیخوره از خانواده سلطنتی باشه
. شازده دختر باز
سنسی ... نکنه قیافه ی جذابم حالتُ خراب کرده ؟
. اوه ، پسر . من خیلی فریبنده و خوشگلم . یکی منُ بگیره
فریبا خانم . اون کلمه ای که باید . بگی همون " کریه " ـه دیگه
! چقدر تو باهوشی خدا
. غش و ضعف کردنِ برادر کوچیکم رو میبخشید
، به عنوان برادر بزرگترش و شاهزاده ی سوم پادشاهی گرانزریچ ، برونو
. خالصانه معذرت میخوام
. راستی ، من یه سری از مقالات شما رو خوندم
. به دلایلی ، گذشته ی شخصی شما قلم خوردگی داره
شما کدوم دانشگاه تحصیل کردین ؟
. هیچ جا
ببخشید ؟
. من تا حالا به دانشگاه نرفتم
. جون عزیزت شوخی نکن
، یه پسر خیلی مودب . اما نگاهش خیلی سرده
. شازده لوقوزک گو
. ایشون شاهزاده ی دوم هستن ، کای
کای ، نمیخوای به معلم دربار خوش آمد بگی ؟
. خیره شده به من
. شازده خیره چشم
، بسی شاد شدیم از این معرفی نامه هاتون . منم از دیدار شما چهار شازده بسی شادترم
، اجازه بدین تا تنور داغه نونُ بچسبونیم . الان دیگه من سوال میکنم شما جواب میدین
تو سوال بپرسی ؟
. یه سری اطلاعات در مورد عالیجنابان بدستم رسیده
منظورت از اطلاعات چیه ؟
، شهرتتون توی شهر ، اخبار روزنامه ها
. نمره هایی که تو مدرسه میگرفتین و از این چیزا
اوهو ، راجع به من چی گفتن ؟
دخترا منُ شاهزاده ی جیگر صدا میزنن ؟
میخوام با هر کدوم از شماها مصاحبه ای جداگونه داشته باشم تا . بدونم برنامه ـتون برای آموزشتون چیه
. نیازی به اینکار نیست
! از معلم ها بیشتر از هر چیزی متنفرم
من تو رو قبول ندارم ، گرفتی چی شد ؟
. در هر حال ، تو هم مثل بقیه دیر یا زود میزاری میری
. موافقم
. من کسی رو تا حالا نرفته دانشگاه و به خودش میگه " استاد " رو اصلاً قبول ندارم
. اوه ، جدی ؟ پس منم تو جبهه ی شمام
. برام اصلاً مهم نیست
. که اینطور
. پس برای همینه که اینهمه استاد اومدن و رفتن
، اینطور که پیداس اینا با هر کی که اسمش " استاد " باشه مشکل دارن و قبولش نمیکنن
. کاملاً و منطقی
. فهمیدم که مشکل آقایون با این قضیه دقیقاً کجاست
حالا ، کی اول میاد ؟
مگه تو نشنیدی چی گفتم ؟
. شک نکن که شنیدم
. تو منُ به عنوان معلم سلطنتی دربار قبول نداری
حشره ی الاغ ، برو غاز بچرون ، برو بمیر بابا " منظورت ایناس دیگه ؟ "
. دیگه نه تا این حد
. وقتشه که یه درسی بهتون بدم
. من عمراً فرار نمیکنم
. تنها دغدغه ی من عمل کردن به وظایف کاریمه
. اینکه نظر شما رو عوض کنم واسم اهمیتی نداره
. پیروز شدن جلوی شماها شغل من نیست
نمیخوای بری ، واسه چی اومدی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.