Esimesed 53 rida.
نمیتونی تغییرش بدی
واسه همین بهش میگن سرنوشت
اون زن باید 20 سال تو زندان بپوسه اوپا، بس کن
سلام، رئیس
رئیس
چی شده شما دوتا اومدین اینجا؟
آه، برای ملاقات فرمانده اومدیم
بعد از اینکه معروف شدی به سختی میشه دیدت
یه روزی میام خدمتتون برای دیدن مین یونگ هم میام. باشه
تو دوره بازرسی، مرخصی گرفتی
مگه معمولا نباید تو وقت مناسب از روزای مرخصی استفاده کرد؟
دوباره می بینمتون
همینطوریه. انگار رو صورتش نوشته شده "رئیس"
دقیقا
هاری، بیا بریم
تو هم میخوای سرنوشت رو تغییر بدی؟
اسمش مین چانه و میگن آیدول خیلی معروفیه
این روزا آیدول معروف زیاد شده
ببین. شبیه دختراس و خیلی لاغره
و صورتش بزرگه و مثل گوش پاک کن می مونه گوش پاک کن!
اما خیلی بی ادب و مغروره
به هر حال، تیریپش خیلی رو مخه
آره، اون حسی که اولین بار دیدمت رو یادته؟ همون حس رو میگم
هی، داری گوش میدی؟
فرمانده وو
هی
سرم شلوغه میدونی که الان دوره بازرسیه
و منم سرم شلوغ تره چون یه آدم دیوونه هر موقع دلش میخواد مرخصی میگیره
ای بابا لطفا این کارو برام انجام بده
چون باید کنار هاری باشم
خودتم خوب میدونی
باشه
مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام
جینو بله؟ بیا
این چیه؟
فرمانده وو اینو فرستاد و گفت همونیه که میخواستی
آها، این؟
ممنون
عوضی، عجب شخصیتی داری
انتظارشو داشتم باشه. فعلا اسناد رو بفرست
چطوری شماره ـم رو پیدا کردی؟
با هم حرف بزنیم؟
فکر کنم سرت شلوغ نیس
حالا که برنامه پر مشغله ـم رو کنار گذاشتم،
انقدر چرت و پرت نگو و بیا زود تمومش کنیم
آیگو، چه افتخاری
خب، چی میخوای بدونی؟
تو پسر محقق لی سوجینی
اون یه محقق ارشد بود که زیر نظر پروفسور یو کار میکرد
فکر کنم خیلی راجبم تحقیق کردی
خب که چی؟
چطور اومدی اینجا؟
و چرا اطراف هاری پرسه میزنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.