Esimesed 200 rida.
همه چی خوبه، آروم باش
....اما_ که اینطور؟_
تو کتابخونه کار میکنی؟
بله
کتاب خونه؟
بله
کتاب خونه؟_ بله_
معذرت میخوام
هانا، لازم نیست معذرت خواهی کنی
چرا اینجوری میکنید
چرا با هانا اینطوری حرف میزنید
هانا اولین دوست دختر منه آوردم ببینیدش
دارین زیاده روی میکنین
ما باید اینو به تو بگیم
بالاخره یه دختر اوردی خونه و اون دختر تو کتابخونه کار میکنه
بابا
مامان
کایرو
میکو سان
دان
رابطه ی من و هانا خیلی جدیه ی
میخوایم با هم ازدواج کنیم
پس لطفا
بهمون اجازه بدین
من این کار و تایید نمیکنم
اینو خودت هم میدونستی قبل از اینکه بابات بگه
نمیفهمم
چه اهمیتی داره که زن آینده ی من
پلیس هست یا نه؟
پلیس؟!
کازوما بهش نگفته بودی؟
نه نگفته بودم
ببخشید هانا
من یه پلیسم
داری شوخی میکنی؟
ما با تو مشکلی نداریم
فقط
این خانواده فقط با پلیس وصلت میکنه
ببخشید؟
این چیه؟
پدرم تو بخش شهری کار میکنه
مادرم تو پزشک قانونی
خواهرم تو راهنمایی و رانندگی
شوهرش تو بخش اطلاعات و امنیت
بس کن
پدر بزرگم تو بخش سوم کار میکنه
اون یه رئیس پلیس خیلی خوب و محترم بود
مادر بزرگم اولین پلیس زن تربیت سگ بود
پدر بزرگ پدرم جزء مامورین ویژه بود
هانا؟ حالت خوبه؟
چه سگ با نمکی
دان، قبلا تو اداره ی آگاهی کار میکرد
بهش مدال شجاعت دادن
هانا!
هانا؟
هانا!
مطمئنی حالت خوبه؟
اره
ببخشید که بهت نگفتم
که پلیس بودن شغل خانوادگی مونه
میدونم درکش یکم سخت
اشکالی نداره
چیز مهمی نیست
همه ی آدم ها یه رازی دارن
هانا
ممنون
من کی خانواده ی تو رو ببینم؟
زود، اما الان نه
باشه
میفهمم
یه روز دیگه میریم پیش اونا
باشه
قبل از اون
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
چی؟
تو، تو چه بخشی کار میکنی؟
من تو بخش سوم تحقیقات جنایی
پلیس کار میکنم
بخش سوم
مخصوص دزد هاست، درسته؟
اره
خوب بلدی
من میرم تو
هانا
من خانواده ام رو قانع میکنم
پس
خواهش میکنم به ازدواجمون بیشتر فکر کن
باشه
حتما
کازو
چرا؟
چرا تو پلیسی؟
هانا
چرا؟
چرا تو پلیس نیستی؟
کازو کون
ببخشید
خیلی ببخشید
اما هیچ راهی نداره که ما بتونیم باهم ازدواج کنیم
چون
چون
خانواده ی من
هانا خوش اومدی
گربه؟
یه گربه ی ایرانیه
منظورم این نبود
....تو مغازه دیدیمش و
پس
باشه فردا پسش میدم
حتما
هانا، توهم میخوایی؟
شامپاین برای سال ۱۹۸۲
نه ممنون. برای یاماگاشیه؟
نه
نه از سوزوکی گرفتم، طبقه ی ۴۷
گرفتی؟ منظورت اینکه دزدیدی
خاویار، شراب و گربه
حتی میز و لوستر
همشون دزدین
یادم اومد
مامان بزرگ، اینجایی؟
چیزی خوردی؟_ هنوز نه_
یکم صبر کن. فوگو دارم
چه سکوت خوبی
خونه ی پدربزرگ عالیه
عزیزم اگر قرار ماهی فوگو بخوریم
یه شراب خوب لازم داریم
الان یکی میارم
ببخشید کازو
خانواده ام
همه دزدن
اگر هانا رو تایید میکنید دستتون رو ببرین بالا
دیدی
رای مخالف بیشتر
ما دیگه میریم مامان
صبر کن
برام مهم نیست چی میگی
حتما با هانا عروسی میکنم
امکان نداره_ چرا؟_
دختر خوبیه_ نه_
اگر بخوام راستش رو بگم، اولین برخوردش اصلا خوب نبود
تو خونه ی یکی دیگه غش کرد
یعنی تحملش خیلی کمه
تعجب نداره
اینکه یه بازجویی نبود
هرکسی جای اون بود، همین میشد
همونی که گفتم
گفتم، صبر کن
اگر بتونم با هانا ازدواج کنم
از قبل بیشتر کار میکنم
میشم اولین نفر تو بخش سوم
تا اجازه بدین ازدواج کنم
حرفش رو باور نکن
این حقه ی خلافکار هاست
تا بتونن باهاش از زیر شرایط در برن
کازوما
به چشمم نگا کن
واقعا اینو گفتی؟
اره، واقعا
هرکاری میکنم تا با هانا ازدواج کنم
خب پس
اول به حرفت عمل کن
اونوقت میتونی باهاش ازدواج کنی
عزیزم، نمیشه
کازوما چه طوری میخواد بیاد بخش اول؟
جزء بخش اول بودن خیلی وقت که
هدف خانواده ی ساکوبارا بوده
میدونم
اما این موضوع _ کازوما_
میتونی انجامش بدی؟
میتونم
بهت ثابت میکنم
و جزء بهترین مامور های پلیس میشم بعد با هانا ازدواج میکنم
منتظرم باش هانا
نه
بیخیالش شو
نه میخوامش
حلقه با الماس ۱۰ قیراتی
خب کار کن و پول دربیار
مثل همه ی آدم ها
واترو سارق ها کی میخوان
برن طلا فروشی دزدی؟
شنیدم
که اونا سلاح گرم دارن
خوب نیست، ممکنه بخوان حمله کنن
ترسناک
اگر کار اشتباهی بکنیم، می میریم
دلم میخواد یه بارم که شده بهتون شلیک کنن
پیداش کردم
نوشیدنی که به فوگو بخوره
از کجا گرفتیش؟
از خونه ی کادو، طبقه ی ۴۳
این ساختمون مثل بهشت میمونه
یه دونه بطری شراب برای این آدم ها ارزشی نداره
اینجا بهشت ما دزدهاست
بهشت؟
دلت برای اونایی که ازشون دزدی میکنی نمیسوزه؟
نگران اون نباش
سوزوکی معمولا مالیات نمیده
کودو هم یه دکتر که فقط به خودش فکر میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.