A Touch of Sin

A Touch of Sin (天注定)

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

A Touch of Sin 2013 1080p BluRay DDP5 1 x264-ZoroSenpai
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian Tian zhu ding 2013 زیرنویس فارسی فیلم

Sildid

bluray
Avaldatud: 2026-03-15
Allalaadimised: 11
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

وایسا

وایسا

آقا، پولی چیزی واسه ما داری؟

یالا

زود باش

زود باش

ووجین‌شان (کوه طلای سیاه)

راه ووجین‌شان کدوم طرفه؟

همین‌جاست

بزرگراه ۳۰۷؟

آره، همینه

دای‌های

اون سه‌چرخه دمِ در مالِ کیه؟

نمی‌دونم. نیست؟

بشین، دای‌های

دو روزه اونجاست. اصلاً نمی‌دونم مال کیه

اگه کسی نخواست، می‌فروشمش

پس اگه آئودی A6 دهیار هم دمِ در خونه‌ش بود

اونم می‌فروختی؟

چی فکر کردی؟

اون A6 مالِ همه‌ی مردمِ دهاته

معدنِ زغال‌سنگ دولتی رو فروخت تا بتونه بخردش

بگو چرا ماشینش این‌قدر به چشمم آشنا میومد

اون رینگ‌های براقش در اصل مالِ منه

خیلی باهوشی

دای‌های، حیف که زودتر به دنیا نیومدی

اگه زمان جنگ بود، حتماً واسه خودت ارتشبدی می‌شدی

حالا تماشا کن ببین چی می‌شه

وقتی گزارشم رو بفرستم پکن

دهیار و اون رئیس جدید، جیائو، باید تو زندان فرغون بکشن

قبل از این‌که حتی به تای‌یوان برسی، آدم‌های دهیار دخلت رو میارن

پس فکر کردی واسه چی قانون خوندم؟

دهیار اموال عمومی رو فروخت

رشوه هم گرفته

همین واسه‌ش ۲۰ سال حبس داره

اون رئیسِت جیائو شنگلی هم که پولش از پارو بالا می‌ره، نه؟

متهمش می‌کنم به آلودگی محیط زیست و مخفی کردنِ حوادثِ تو معدن

درِ دکونش رو تخته می‌کنن. حالا ببین

اگه معدنِ زغال‌سنگ به تو رسیده بود، تو هم فرقی با اونا نداشتی

چرا، داشتم

مازراتیِ جیائو تو حیاطه. هیچ‌کس هم سوارش نمی‌شه

خب سوار شو برو بفروشش، بعدش همه‌مون رو یه نوشیدنی مهمون کن

من اون ماشینِ نکبتیش رو نمی‌خوام

سان‌مینگ، بلیت قطار رو گرفتی؟

آره. واسه کجا؟

واسه دیدنِ زنم، دمِ سال نو

چه رمانتیک

پلیس اومده

دیگه نخور

بازرسی

همه کارگرهای مهاجر اینجان؟

بله. مگه چی شده؟

توی شیباوان قتل اتفاق افتاده. باید همه‌ی مهاجرها چک بشن

همه‌شون رو بیارید بیرون

عجله کنید

رئیس! جناب دهیار

وقتی معدن زغال‌سنگ رو فروختی، قول دادی هر سال سودش رو بدی

اون رو خصوصی گفتم. الان وقت ندارم

باشه، پس برو برای کمیسیون انضباطی توضیح بده

وقت بدی رو برای دعوا انتخاب کردی

تو تمام عمرت یه آدم بازنده می‌مونی

نمی‌خوای حرف بزنی؟ زیادی فک می‌زنی

خب، همه‌ی اونایی که اهل چونگ‌کینگ هستن

برن اون‌طرف. بعدی

داره فرار می‌کنه

حیوونِ لعنتی

چیه داهای؟ چه خبر؟

دارم برای کمیسیون انضباطی نامه می‌نویسم

تا از دهیار و «جیائو شنگ‌لی» شکایت کنم

خانم، یه نامه‌ی سفارشیه. برای کیه؟

پکن. ژونگ‌نان‌های. کمیسیون

آدرس کاملش رو می‌خوام

ژونگ‌نان‌های، پکن

اینجوری نمی‌شه. آدرس کامل رو لازم دارم

چی؟ همه ژونگ‌نان‌های رو می‌شناسن

نمی‌شه

خانم، تو هم طرف دهیاری؟

اونم بهت حق‌حساب می‌ده؟

یا معشوقه‌ی جیائویی؟ برات ماشین خریده؟

دیوونه شدی. برو پی کارت

حتماً دست‌تون تو یه کاسه‌ست! هیچ عدالتی نیست

هیچ عدالتی نیست

عدالتی در کار نیست

همه سوار شید! داریم راه می‌افتیم، زود باشید

داهای، بیا دیگه! اینا برای چیه؟

برای استقبال از رئیس جیائو. به هر نفر یه کیسه آرد می‌دن

رئیس جیائو یه هواپیمای شخصی خریده. داره از هنگ‌کنگ برمی‌گرده

ما گروه استقبالیم. به همه یه کیسه آرد می‌رسه

هواپیما؟ مگه زندگی روی زمین براش بس نبود؟

وقتی صدای تیر اومد، توی معدن زغال‌سنگ بودی؟

بله

اون یارو که فرار کرد کی بود؟

کارگر بارگیرِ زغال بود. مال سیچوآن

چرا فرار کرد؟ به‌خاطر قتل‌های شیباوان؟

اون یه زندانیِ فراریه

توی شهر خودش یکی رو کشته بوده. اینجا قایم شده بود

فکر کرد اومدن دنبالش، ترسید و فرار کرد

گرفتنش؟ معلومه که گرفتن

مگه توی شیباوان چی شده؟ مگه نمی‌دونی؟

دیروز یکی سه نفر رو با تیر زد. سه نفر توی شیباوان کشته شدن

کی این کار رو کرد؟ نمی‌دونم

امروز کله‌سحر، یه گله پلیس مسلح تو «شی‌باوان» بودن

آها، فهمیدم

حسابدار لیو، حساب‌کتابات ردیفه؟

وقتی رئیس جیائو معدن زغال‌سنگ رو گرفت

گفت ۴۰ درصد سودش مال روستا می‌شه

سود سهام این ۱۴ سال اخیر چقدر می‌شه؟

گوش کن

اون موقع، سال ۲۰۰۱، شورای روستا قرارداد فروش معدن رو امضا کرد

کی ازت خواست بفروشیش؟ اصلاً سرِ قرارداد بحثی شد؟

باید سر حرفمون بمونیم

ولی جیائو اون‌قدر پولدار شده که حتی هواپیما خریده

آدم زحمت‌کشیه

خب پس بگو تو و دهیار چقدر رشوه گرفتین

هی! تمومش کن، خواهش می‌کنم

بگو چقدر رشوه گرفتی

در رو باز کن

ابلیس‌هایی مثل تو از دهیار و جیائو هم پست‌ترن

به حرفم گوش بده... با من حرف نزن

همگی، بعد از من تکرار کنین

خوش آمدید! خوش آمدید! خیر مقدم

خوبه

هواپیما اومد

آقای جیائو، دیگه به سطح جدیدی رسیدین

بیاین با هم پیشرفت کنیم

تبریک می‌گم خانم

بچه‌ها، گل‌ها رو بدین

آقای جیائو، این‌طرف رو نگاه کنین

یه خرده نزدیک‌تر، لطفا

چند کلمه‌ای صحبت کنین، قربان. باشه بعداً

چطوری خاله؟

ممنون که اومدین

خیلی وقت بود ندیده بودمت

شنگ‌لی

دا-های

تبریک می‌گم، شنگ‌لی

ممنون، دا-های

سخت می‌شه بهت دسترسی پیدا کرد

یه چیزی هست که می‌خوام مطرح کنم

می‌تونی یه لطفی در حقم بکنی؟ هر چی لازم داری فقط بگو

خرج سفرم به پکن رو بده

تا برم علیه تو و دهیار شکایت کنم

حتماً، بعداً بیا بگیرش

اینجا، جلوی این همه روستایی، نمی‌تونی در مورد اقتصاد روستا صحبت کنی؟

به چی زل زدی؟

شیائو بای، داری گلف بازی می‌کنی؟

من اینجام تا از طرف گروه «شنگ‌لی» خسارتت رو بدم

پرونده بسته شد

مامانت کجاست؟ تو کی هستی؟

منو یادت نیست؟ عموت از ووجین‌شان؟

مامان رفته غذا بگیره. زود برمی‌گرده

«حیوون»

بابات کجاست؟

رفته شکار... «حیوون»

کدوم کوه؟

جیاکو

داهای؟ تو

کِی رسیدی؟

دو سه روزیه تو شهرم

بیا بریم تو

گانگ‌گانگ، اول غذات رو بخور، بعد برو سراغ مشق‌هات

باشه مامان

تو

بهم بگو

یه مدت پیش، یه زن اهل «وانگ‌چون» رو بهت معرفی کردم

به هم می‌خوردید، اما تو

چرا طبق قراری که گذاشته بودیم نرفتی باهاش آشنا بشی؟

تو هیچ‌وقت به فکر خودت نیستی

همه‌ی کارت شده متهم کردن این و اون

حتی اگه حرفت رو هم به کرسی بنشونی، دیگه پیر شدی و عمرت رفته

دیگه پیر شدم. ولی برام مهم نیست

حرفای بی‌خودی نزن

تو تازه میانسالی

بچه اینجاست

تقصیر منه

تو واقعاً درست‌بشو نیستی

همون موقع که هنوز مدرسه می‌رفتیم هم بهت گفته بودم

زندگی که همه‌اش پولدار شدن نیست

می‌خوای از جیائو شنگ‌لی هم ظالم‌تر بشی؟

چطور می‌تونی منو با اون مقایسه کنی؟

اگه اون نه، پس کی؟

تو و اون همکلاسی بودین

ببین اون به کجا رسیده و ما کجاییم

تو توی ووجین‌شان واسه خودت جا و مکانی داری

ولی من و شوهرم حتی یه خونه از خودمون نداریم

دیگه بسه

اگه وقتت آزاده، چرا یه رستوران راه نمی‌اندازی؟

یا یه مغازه؟ می‌تونی پول دربیاری و ازدواج کنی

زندگی خودته. انقدر به کار بقیه کار نداشته باش

حالا صبر کن و ببین عزیزم

من می‌تونم از کدخدا یا جیائو هم شرورتر باشم

این همون آقای گلف نیست؟

چی صدام کردی؟ آقای گلف؟

الان دیگه همه بهت می‌گن آقای گلف. مگه نمی‌دونستی؟

آقای گلف

/.-

لین چانگ

تیغم رو از غلاف کشیدم و با خشم

دو تا از نوچه‌های گائو چیو رو نفله کرد

خوشبختانه واسه من

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left