Esimesed 200 rida.
سایت بالیوود کده با افتخار تقدیم می کند
برای دریافت جدیدترین سریال ها و فیلم های هندی با زیرنویس فارسی چسبیده با ترجمه اختصاصی به سایت بالیوود کده مراجعه کنید
مِری
مِری
مِری
مِری
مِری در رو باز کن
در رو باز کن
هی نذارید در بره-
بگیریدش
اینجاست قربان
بگیریدش
بگیریدش کجا میری؟-
بگیریدش
یالا, راه بیوفت
زرنگ بازی در نیار
یالا, راه بیوفت
راه بیوفت
*شش سال بعد*
الو؟
چی شده آقای آنتو؟
وقتی انقدر دیر به من میگید حالا الان من باید چیکار کنم؟
داشتم یه فیلم تامیل خیلی خوب میدیدم که مجبور شدم بیخیالش بشم
آره
باشه
ای بابا
بیدار شدی؟
امروز چی شده؟
انقدر زود مستی از سرت پریده؟
اکران فیلم "ماموتی" به تاخیر افتاده
اولین روز اکرانش عالی میشد
اگه یک هفته قبل بهم خبر میدادن میتونستم اون فیلم تامیل رو قبول کنم
چرا چیزی نمیگی؟
رانی, دارم با تو حرف میزنم
من چی بگم جورجکوتی؟
تو اصلا به حرف من گوش میکنی؟
هر کاری دلت بخواد میکنی, نه؟
تو خیلی عوض شدی
چرا این حرف رو میزنی؟
البته
خونه ای که بابام بهمون داده بود رو فروختی
از این 5 هکتار ملکی که هی با غرور میگی که با زحمت زیاد به دست آوردی
دو هکتارش رو فروختی, درسته؟
بهت التماس کردم که نفروشیش اما به حرف من گوش نکردی
و حالا از من نظر میخوای؟
مگه اون پول رو از دست دادم؟
یه زمین خیلی خوب خریدم و اونجا سینما ساختم, درسته؟
درباره ی اون سالن سینما حرف نزن
برای اون کلی وام گرفتی
بابای من هم وام زیادی گرفته بود و ما به خاطر این کارش خیلی سختی کشیدیم
من بابای تو نیستم
سالن سینمای ما درآمد خوبی داره
من پول وام رو دادم و کلی هم پول به دست آوردم
این کافی نیست؟
پس اون پول کجاست؟
من میدونم اون پول کجا رفته
دادی که برای فیلمت یه فیلمنامه بنویسن, درسته؟
و اون فیلمنامه کجاست؟
سه سال شده
...خب من اما من از این خوشحالم-
که اون فیلمنامه جور نشده
تو قرار نیست فیلم بسازی, درسته؟
جورجکوتی
ما دو تا دختر داریم
این رو فراموش نکن
چی شد؟ چیزی برای گفتن نداری؟
معمولا کلی بهونه میاری رو من رو میکوبی, نه؟
من هیچی نمیگم
تو هم حرف های من رو نمیفهمی
تو فکر میکنی این اعتماد به نفس من یه جور تکبر و غروره
جورجکوتی
همیشه, حتی وقتی میگی که من متوجه نمیشم
معمولا یه جواب قاطعانه بهم میدی
اما درباره ی اون فیلم اینطور نیست
از روزی که تصمیم گرفتی اون فیلم رو بسازی
من و بچه هامون دیوونه شدیم
حتی از وقتی تصمیم گرفتی اون فیلم رو بسازی شروع به مشروب خوردن کردی
اما من که هر روز مشروب نمیخورم
وقتی برای صحبت کردن درباره ی فیلم ها میرم کلا جو متفاوتی داره
همه ی اون هایی که توی صنعت فیلم سازی کار میکنن با مشروب خوردن فیلمنامه مینویسن؟
منظورم این نبود
تا الان هر پولی که از دست دادیم رو فراموش کن
ما به این صنعت فیلمسازی نیاز نداریم جورجکوتی
برخلاف چیزی که تو فکر میکنی ما پول زیادی از دست ندادیم
ایده ی یه داستان رو توی ذهنم دارم
میخوام با یه فیلمنامه نویس صحبت کنم
و یه فیلمنامه ی خوب ازش دربیاریم
اما یه بخش هایی هست که خیلی به دلمون نمیشینه
میخواییم اون ها رو از نو بنویسیم
من کسی نیستم که بخوام به هر قیمتی که شده یه فیلم بسازم
الان دارم درباره ی امکانات تولیدش تحقیق میکنم
فقط وقتی همه چی درست پیش بره این کار رو میکنم
خیلی خب
تا الان برای نوشتن این فیلمنامه چقدر خرج کردی؟
تا الان؟
سعی نکن از جواب دادن در بری بذار حساب کنم-
یک میلیون و دویست به فیلمنامه نویس دادم
...و برای سفرم
...آره, تقریبا
تقریبا یک میلیون و پونصد یا ششصد
یا خدا
یک میلیون و ششصد؟
وقتی ازت میخوام یه خدمتکار برام استخدام کنی
قیامت به پا میکنی
من دیگه اجازه نمیدم اینطور باشه چرا باید اینطور خودم رو عذاب بدم؟
پونصد هزار روپیه بهم بده
پونصد هزار؟ برای چی؟
من هم آرزو و رویا دارم برای خودم
امروز میکشمت حتی اگه من رو بکشی هم بهت پول نمیدم-
بدش من
اوه, نه
دوباره داره اون بیچاره رو کتک میزنه
برو درستش کن جورجکوتی چرا؟-
من نمیرم خونه ی اون مست عوضی
جوری حرف نزن که انگار هیچ وجدانی نداری, جورجکوتی
بیچاره ساریتا چه گناهی کرده؟
وقتی تو نیستی اون تنها کسیه که بهم کمک میکنه
وقتی آنجو مریض شده بود مریض نه, بیمار-
حالا هرچی
اون تنها کسی بود که کمکم کرد
برو دیگه
این چیه؟
این سروصدا چیه مامان؟
اون سابو داره ساریتا رو کتک میزنه
چرا عمه ساریتا ازش طلاق نمیگیره؟
نمیدم پول رو بده من-
برو کنار چی شده؟ ها؟
من بهش پول نمیدم که بره مشروب بخوره
اگه میخوای مشروب بخوری باید خودت پولش رو به دست بیاری
...از زنت پول نگیر با پول خودم بود که-
این زمین رو به قیمت زیاد ازت خریدم
الان اینجا مال منه
به تو چه که من با زنم دعوا میکنم؟
هیچکس مشکلی نداره پس تو چی میگی؟
جورجکوتی
فقط به خاطر اینکه خیلی وقت پیش یه پسر جوان رو کشتی
دلیل نمیشه که بتونی با من در بیوفتی
من ازت نمیترسم
این که الان مسته؟ آره-
مشروب رو از کجا آورده بود؟
دیروز برای فروش یه ملک داشت جشن میگرفت
باقیمونده ی اونه چی داری میگی؟-
گوش کن جورجکوتی
تو حق نداری بیای اینجا و توی مسائل خانوادگیم دخالت کنی
اگه بیام میخوای چیکار کنی؟ خواهش میکنم نه-
نه جورجکوتی
اگه بیای
اگه توی مسائل خانوادگی من دخالت کنی
من هم توی مسائل خانوادگیت دخالت میکنم
خفه شو
بگیر, برو مشروب بخور
مشروب بخور و خودت رو نابود کن
برو کنار
جورجکوتی گمشو-
خواهش میکنم برو داداش اون درست بشو نیست
چرا نمیری پیش پلیس و شکایت کنی ساریتا؟
چرا؟ اون که اینطور دست از مشروب خوردن برنمیداره
مشروب خوردنش نه بلکه رفتارش رو درست میکنن
اگه اون ها یه اخطار سنگین بهش بدن
اون هم دیگه بهت آسیب نمیزنه
جورجکوتی درست میگه, ساریتا
بهش آسیب که نمیزنن آبجی؟ نه-
دیگه باید بری سر کار, نه؟ برو دیگه
چیزی نیست ناراحت نباش
امروز برای دعا میای؟
اگه عصر باش میام
خیلی خب, میخواستم یه چیزی بهت بگم
بگو آبجی؟
نه, عصر بهت میگم
میبینمت باشه-
بابا ها؟-
ببخشید
پوست دستت رفت, بسه دیگه
آنو از خوابگاه زنگ زده بود
عصری میاد خونه
امروز پجشنبه ست؟ مگه فردا کلاس نداره؟
نه, ظاهرا فردا مراسم مذهبی دارن
پس یعنی اون نمیخواد توی مراسم شرکت کنه؟
آره, حالا انگار اون خیلی آدم مذهبی ای هست
چرا بهش نگفتی؟
اون هیچوقت به حرف من گوش نمیکنه
خیلی عوض شده
اگه دعواش کنم شروع میکنه به زبون انگلیسی سرم غر میزنه
نتیجه ی فرستادنش به مدرسه ی سینت جوزف همین میشه دیگه
فیلم "ماموتی" که قرار بود فردا اکران بشه کنسل شده
واقعا؟ چی شده؟
با اداره ی سانسورینگ به مشکل خوردن
امروز میرسونمت دانشگاه
نه بابا, توی ایستگاه اتوبوس پیادم کن خودم میرم
پرونده اش تو چه وضعیتیه؟
فکر کنم پلیس ها بیخیال شدن
جنازه ی اون پسر رو پیدا نکردن, نه؟
نه, هنوز دارن میگردن
نمیتونن به این راحتی بی خیال بشن
هنوز دارن درباره ی پرونده ی سوکومارا کوروپ تحقیق میکنن, پس چرا این یکی نه؟
پدر و مادر اون پسر رفتن آمریکا
حالا که به این پرونده علاقه ای داره؟
اما پلیس ها واقعا عصبی هستن
ازشون سوءاستفاده شده, درسته؟
و اون ساهادوان هم شغلش رو از دست داده
No comments yet. Be the first to leave one.