Hooaeg 1

Väljalaske info

Song of the Samurai S01E01 1080p WEB-DL HMAX NESTED
Kommenteerib NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Sildid

webdl
Avaldatud: 2026-06-23
Allalaadimised: 66
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ممنون که اومدید!

‫هی! این دیگه چه...

‫مواظب باش کجا میری!

‫چته دیگه؟

‫صبر کن ببینم. ‫مگه تو یه زن خوشگل نیستی؟

‫برو پی کارت.

‫چه زن تندمزاجی. ‫از همونایی که من دوست دارم.

‫تو فکر کردی چیکار داری...

‫به تو چه پیرمرد؟ تو دیگه چیکار داری؟

‫هی، چته دیگه پیرمرد؟

‫ولش کن. بریم دیگه از اینجا!

‫هی! بیا بریم!

‫حسابی. هنوزم دستت جا نرفته.

‫ناگاکورا شینپاچی...

‫سروان گروه دوم شینسنگومی.

‫تو خودت کی هستی؟

‫اسم من ایچیکاوا ماکوتو هست.

‫از توکیو اومدم.

‫یه چیزی هست که باید ازتون بپرسم.

‫مربوط به شینسنگومیه.

‫برو!

‫خواهش میکنم صبر کنین.

‫چیزی برای گفتن ندارم.

‫تا وقتی با من حرف نزنین، نمیرم.

‫نوبت کس دیگه ای نیست. ‫فقط خودتون باید باشین.

‫تو...

‫تو با عمد گذاشتی اون مستا ‫اذیت کنن، نه؟

‫خواهش میکنم. من میخوام ‫درباره شینسنگومی بدونم...

‫نه...

‫میخوام حقیقت رو ‫درباره هجیکاتا توشیزو بدونم.

‫هجیکاتا توشیزو...

‫اون...

‫همون نگاه رو تو چشماش داشت که تو داری.

‫تیز و پرخاشگر، مثل یه بوته خار.

‫یا شاید بی پروا...

‫...مثل کسی که با سر میره

‫توی همون بوته.

‫اگه زخمی شدی، من دارو میفروشم.

‫به اینجور آدما میگفتیم باراگاکی، ‫بچه های خاری.

‫هجیکاتا توشیزو دقیقا همینطور بود.

‫مواظب باشین!

‫بیا.

‫حتماً برات دارو میارم.

‫استاد! استاد!

‫تو! ضربه زیرکمری؟ چه نامردی!

‫هنر شمشیرزنی برای جنگه، مگه نه؟

‫توی جنگ، کی ‫به رعایت اصول اهمیت میده؟

‫چه جراتی تو یه بازرگان معمولی!

‫بیا، بیا پایین!

‫اگه داروی بیشتری خواستی بهم بگو!

‫هی، بگیر.

‫همیشه اینجور کارای الکی میکنی؟

‫آره. این سریعتر از اینه که ‫بری دنبال زخمی ها بگردی.

‫تا خودت زخمی درست کنی.

‫درسته؟ اونجا!

‫ممنون بابت خریدتون!

‫دیگه هیچوقت برنگرد!

‫چه قیافه ای. باشه، تقصیر خودمه.

‫دیگه برو بیرون!

‫آره، آره، دارم میروم.

‫دوجوی شیهیکان.

‫چه خروبه ای...

‫هی. اینجا دوجوئه، نه؟

‫هیاه!

‫بیخیال! بس کنین! ‫بچه های حرومزاده!

‫قرار بود بیفتی.

‫چون که بریدنت.

‫اوکیتا سوجی.

‫با اینکه معمولاً آرومه

‫ولی به محض اینکه شمشیر رو میکشه، ‫دیوونه میشه

‫یه نابغه واقعی شمشیرزنی.

‫هیاه!

‫حمله غافلگیرانه... آفرین.

‫یعنی من بردم.

‫این من بودم که استاد رو زدم. من بردم.

‫حالا. فکر کنم گفتم که دعوا نکنین، مگه نه؟

‫شما دو تا رفیق هستین، نه؟

‫آبیرو ایسابورو.

‫یه کم ترسوئه،

‫ولی مهربونیش وجدان دوجوی شیهیکانه.

‫باشه، پسر خوب.

‫سوجی! ایسابورو! غذا حاضر شده.

‫به من کاری نداشته باشین.

‫بیاین. باشه؟

‫من که گرسنمه!

‫سانوسوکه! هاجیمه! هیسوکه! ‫زود بیاین غذا بخورین.

‫این چیه؟

‫هارادا سانوسوکه.

‫از هر چیزی بیشتر عاشق غذا خوردنه،

‫و حرفای بیخود رو اصلاً تحمل نمیکنه.

‫وای، چه مزه ای داره.

‫باز هم سبزی؟ ‫داریم جیره بندی میکنیم؟

‫اگه نمیخوای، میتونیم به بچه ها بدیم؟

‫اونا هنوز دارن رشد میکنن.

‫باشه. به اونا بدن.

‫هیچکس رو ندیدم ‫که بتونه به استادی اون شمشیر بزنه.

‫این سایتو هاجیمه اس.

‫پس تو هم میتونی از مال من برداری.

‫واقعاً؟ ممنون.

‫تودو هیسوکه.

‫مهربون ترین آدمی هست که میشناسی،

‫اما زود هم دعوا راه میندازه.

‫داری شوخی میکنی؟

‫یامانامی کیسوکه

‫عاقل ترین و منطقی ترین فرد توی شیهیکانه.

‫سر وقت غذا دعوا نکنین!

‫گن، بیدار شو. وقت خوردنه.

‫بزرگ ترین ما، اینوئه گنزابورو...

‫بیدار شو! هی!

‫...همیشه خوابه. آره.

‫این که راحته.

‫تو کی هستی؟

‫ببخشید مزاحم شدم.

‫من یه دوره گرد داروفروشم.

‫چیزی نیاز ندارین؟

‫هیچی نمیخوایم! برو گمشو!

‫میگن "پیشگیری بهتر از درمانه."

‫یا تا حالا نشنیدی اینو؟

‫چته دیگه؟

‫اومدم به دوجوی شما اعتراض کنم!

‫استاد دوجو!

‫بیا بیرون!

‫و اون مردی که قرار بود چهارمین استاد

‫سبک تنن ریشین ریو بشه

‫اگه شیهیکان رو یه خانواده بزرگ در نظر بگیری،

‫اون پدر خانواده هست.

‫رئیس.

‫مردی که شایسته این عنوان بود، کوندو ایسامی.

‫رئیس. یه مهمون عجیب داریم.

‫نمیتونه صبر کنه؟

‫زود باش.

‫این همه سر و صدا برای چیه؟

‫این یارو خیلی روی اعصابه.

‫خودشه. همونجاست.

‫شما مگه نمیشی...

‫همون داروفروشی که میشناسم،

‫که دوجوهای کانتو رو یکی یکی میبنده؟

‫اگه همون باشم چی؟

‫گفته بودند که خیلی بی رحمی.

‫اسمت؟

‫از روستای ایشیدا در تاما.

‫هجیکاتا توشیزو.

‫چیه؟

‫توی یه جنگ واقعی، مُرده بودی.

‫حرکات اضافی خیلی زیاده.

‫جرات نکن با من اینجوری حرف بزنی!

‫توی یه جنگ واقعی اینطور نمیشه.

‫لگد زدن اینجوریه.

‫آخ. رئیس که کم نمیاره.

‫فکر کنی اون یارو خوبه؟

‫خوبم!

‫بالاخره، بعد از این همه مدت...

‫کسی که بتونه من رو قوی تر کنه.

‫اگه ادامه بدیم، ممکنه کشنده بشه.

‫اگه به اندازه کافی قوی نباشم، میمیرم.

‫همین.

‫چرا اینقدر برای قوی شدن عجله داری؟

‫توی خونمه.

‫خون؟

‫نمیتونم جلوی جوشش خونمو بگیرم.

‫فقط وقتی با یه آدم قوی میجنگم...

‫واقعاً حس زندگی میکنم.

‫تو این دوران...

‫شمشیرزنی منسوخ شده.

‫مهم نیست شمشیرت چقدر قوی باشه،

‫نمیتونی مسیر این کشور رو عوض کنی.

‫تو احمقی؟

‫کار عاقلانه که خوشاینده؟

‫کاری که هیچکس نمیتونه بکنه ‫همون چیزیه که تو رو خاص میکنه.

‫موافقم.

‫متاسفم.

‫اگه اینطوره، پس تمام تلاشمو میکنم.

‫آره!

‫نذار بمیرم!

‫یه دقیقه صبر کن!

‫آه!

‫گرفتت!

‫به اندازه کافی خوب نیست.

‫خوب شده، نه؟

‫مطمئنم نمرده.

‫هی، هی.

‫هی.

‫با اینکه بیهوشه داره میخنده.

‫داری راست میگی.

‫این که ترسناکه.

‫از اون چیزی که فکر میکردی ‫بیشتر اذیتت کرد، نه؟

‫مدتی بود که ندیده بودم

‫اینقدر جدی بشی، کوندو.

‫هی.

‫آره، فکر نمیکردم اینو توش داشته باشه.

‫این یارو... ممکنه به درد ما بخوره.

‫تنن ریشین ریو.

‫سبکی که برای جنگ ‫تا سر حد مرگ ساخته شده

‫یه سبک رزمی عملی

‫که نیاز داره با تمام وجود ‫با حریف روبرو بشی.

‫خوبه؟

Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left