Esimesed 200 rida.
ارائهای از گروه ترجمه فرانکوفیلم
بذار برات توضیح بدم چطوری کار میکنه.
خشاب رو باید اینطوری بذاری.
نه طور دیگه.
- وگرنه ممکنه تو صورتت منفجر بشه. - باشه، فهمیدم.
فهمیدی؟
زندگی تو از زندگی یه مرغ هم کم ارزش تره،
چون لیاقتش رو نداشتی.
ولی مرگت رو، چرا، لیاقتش رو داری.
گوش میدی به من؟
آره.
اگه فقط یه نفر رو کشته باشی، با مرگت، یر به یر میشی.
مرگت هیچ ردی به جا نمیذاره. انگار که اصلاً نمردی.
باید دو نفر رو کشته باشی تا بتونی بِبَریش.
با کشتن دو نفر،
تازه داری یه ردی از خودت به جا میذاری.
یه چیز بیشتر.
هر اتفاقی که بیفته،
نمیتونن دو بار بکشنت.
فعالیت امروز تموم شد.
- برید سمت خروجی. - عالی بود!
- یه جمله رو یادم رفت. - مهم نیست، عالی بود.
- آفرین، آفرین! آفرین، میشل! - جدی میگی؟
- آفرین، ژرالد. - بازی زیرپوستی رو داشتی؟
آره. شما هم موافقید؟
من که باورم شد.
-چیزایی که گفته نمیشد رو هم میشد شنید. -زندگی توش موج میزد.
داری منو دست میندازی.
تو میتونی بازیگر بشی.
واو! آفرین!
هفته دیگه یه مشکل کوچیک دارم.
- چی شده؟ - باید برم پیش قاضی.
- چیکارت داره؟ - واسه تخفیف حکمم.
آزادی مشروط. میگن 5 تا 6 ماه.
آقایون، عجله کنید!
- خیلی خوبه، میشل. - آره.
نمیتونم نمایش رو براتون تموم کنم.
مهم نیست.
دوستت دارم.
- خداحافظ. - خداحافظ.
بعضی وقتا نمیشه خود آدم رو عوض کرد،
ولی میشه چیزای دور و برش رو عوض کرد.
نمیدونم، سفر کردن، جابجا شدن، عوض کردن شغل.
تو زندگی لحظه هایی هست، نمیگم زیاده،
لحظه هایی هست که باید تصمیم گرفت.
نمیگم کار آسونیه.
چه 30 سالت باشه چه 50 سال، بازم سخته.
داری درباره خودت حرف میزنی یا درباره من؟
نه، کلی میگم.
هیچکس کلی حرف نمیزنه. مسخرهست.
مسخره نیست. مثلاً، من معمولاً تنهام.
- آره. - الان دیگه تنها نیستم.
جدی؟
کی هست حالا؟
کجا باهاش آشنا شدی؟
اسمش میشله.
- کجا باهاش آشنا شدی؟ - تو حتماً ازش خوشت میاد.
آه، کجا باهاش آشنا شدی؟
- کجا باهاش آشنا شدی؟ - تو زندان.
- مشکلیه؟ - چرا وایسادی؟
چرا عصبانی میشی؟
چیکار میکنی؟
- خودشه. - چرا سرعتت رو زیاد میکنی؟
میشله.
- چی؟ - داره میره پیش قاضی.
واسه آزادی مشروطش.
- داری چیکار میکنی؟ یواش برو، خوشم نمیاد. - میشل!
نه، آروم برو!
میشل! نگاه کن، این آبله.
پسرمه!
اون که نمیتونه ما رو ببینه!
صبر کن. نمیتونه ما رو ببینه، ولی میتونه صدامون رو بشنوه.
- عزیزم! - بابا تو پاک خُل شدی.
بس کن! نه!
- میشل! - آروم برو. نه، مامان!
مامان جون مادرت، من از این کارا خوشم نمیاد!
بس کن! الان دستگیرمون میکنن تو هَچَل میفتیم!
وقتی یه زندانی رو جابجا میکنن نمیتونن وایسن.
بس کن، لعنتی! به دردسر میفتیم.
آقا؟ آقا؟ عشق من تو ماشین شماست.
بس کن! نگه دار، میخوام پیاده شم.
تو دیوونه شدی!
- وسط جاده ولت نمیکنم! - تو دیوونه ای. میشنوی چی میگم؟
- من به هر حال مادرتم. - برام مهم نیست. تو دیوونه ای.
کاملاً خل شدی.
مترجم: اشکان هیدی
این رد میشه؟
- تو راهروها ازش استفاده نکنیا. - باشه.
خانم سیلوی لوفرانک متولد بلتوآ،
آیا رضایت دارید که به همسری
آقای میشل فران که اینجا حاضره دربیایید؟
بله! بله.
آقای میشل فران،
آیا رضایت دارید که خانم سیلوی لوفرانک
متولد بلتوآ که اینجا حاضره رو به همسری بپذیرید؟
بله.
بر اساس پاسخ های آزادانه و متقابل شما،
ما به نام قانون شما را زن و شوهر اعلام میکنیم.
تبریک میگم!
- تو زن منی. - آره.
آبل، حالا عکسها رو بگیر.
عکسها.
نه، از ما عکس بگیر. چقدر خنگه.
بفرما.
آقا، میشه از همهمون با هم عکس بگیرید؟
نمیخواید شما هم بیاید؟
بیا دیگه، خواهش میکنم. آره.
خب، بیاید نزدیکتر. برو، یه کم نزدیکتر.
یه کم دیگه. آماده، با شماره ۳.
یک، دو،
سه.
آره!
خانمها آقایون، تموم شد.
نگهبان، بیا. میشل رو برگردون به سلولش.
میتونم گلها رو نگه دارم؟
نه، نمیشه گلها رو به بازداشتگاه برد.
من خانواده رو همراهی میکنم.
میای منو ببینی؟
- فردا. - فردا؟
شاید فردا نه، ولی...
خداحافظ.
باهاش خداحافظی میکنی؟
ممنون. آبل.
خداحافظ.
- یکم عجله کنید. - باشه، باشه.
خداحافظ رفیق. به امید دیدار.
اونقدرام غمانگیز نبود، نه؟
حتی نگهبانها هم به نظر خوشحال بودن.
در کل، همه خوشحال بودن به جز تو.
خوب شد که بهش گفته بودم.
- چی بهش گفته بودی؟ - که تو میری تو قیافه.
اینکه سومین نفر تو ۱۰ ساله، اینم بهش گفتی یا نه؟
خیلی هم شیکه، نه؟
اونجا دیگه زندان نیست، شده باشگاه آشنایی.
تنهایی خوابیدن اشکالی نداره؟
آره. چطور؟
به هر حال شب عروسیته.
خوبه.
باشه. شب بخیر.
- پسرم... - بوس.
ما جلوی یه گونه خاص هستیم که من خیلی دوستش دارم: اکسولوتل.
این یه حیوون کوچیکه که تو برکههای مکزیکی زندگی میکنه
که معمولاً در ارتفاع ۲۰۰۰ متری قرار دارن.
این یه نمونه عالی از چیزیه که بهش میگیم نئوتنی.
نئوتنی چیه؟
حفظ ویژگیهای نوجوونیه
در بزرگسالان یک گونه.
اکسولوتل میتونه در حالت لاروی رشد کنه.
همچنین میتونه بخشهای کاملی از اندامهاش رو بازسازی کنه.
اگه دمش قطع بشه، میتونه دوباره درش بیاره،
قسمتهایی از مغزش رو بازسازی کنه، پس دانشمندها.
دانشمندها...
مطالعهش میکنن تا ببینن
پزشکی چه چیزهایی میتونه از اکسولوتل درس بگیره
از اکسولوتل.
و...
پس میتونم بذارم نگاهش کنید و لذت ببرید.
امیدوارم مثل من بخندونتتون.
روز خوش، بازدید تموم شد.
ببخشید.
سلام. سلام.
من سال دوم اقیانوسشناسی هستم و عاشق سخنرانیهای شما هستم.
- شمارهت رو بهش دادی؟ - نه، ندادم.
- اون شمارهش رو نداد؟ - وای خستهم کردی!
- تو منو خسته کردی! - بس کن!
- باسنش قشنگ بود؟ - خیلی قشنگ بود. نمیدونم!
- دیدی؟ خودت لو دادی. - نه...
- پاهای قشنگی داشت؟ - آره.
- و به نظر باهوش میومد؟ - نه! آره.
یه کتاب درباره دریاچه سوچیمیلکو بهم هدیه داد.
آروم باش، باشه؟
ازت میدزدنش. کافی نیست.
اگه مردم نمیخوان تخماشون گاز گرفته بشه.
قلادهش به گوشیم وصله.
میدونم کجاست. حتی میتونم همه چیو بشنوم.
- جدی؟ - سایزت رو نداشتن.
بد نیست، نه؟
- آره. - امتحانش میکنم.
- باسنت بزرگتر نشده؟ - چرا. چطور؟ خوب نیست؟
چرا، خوبه. بهتره.
چقدر وقته که نداشتی...
چی نداشتم؟
که نداشتی... که نداشتی!
چی نداشتم؟
که خالی نکردی!
- که خالی نکردی! - آره، همه شنیدن صداتو.
تو نه. جوابمو نمیدی.
من مثل تو با همه نمیپرم.
اجازه مود رو میخواستی؟
من بهت اجازه میدم.
اونم راضی میبود.
- از کجا میدونی؟ - اون بهترین دوستم بود.
میدونم، کلمنس. ببخشید.
امشب بازم قرار تیندر داری؟
آره.
خیلی هیجانزدهم. حس میکنم این دفعه همون آدم درسته.
- مستقیم نمیری خونهش؟ - نه، نگران نباش.
اون همونیه که خونه من میخوابه. مراقب چشمات باش.
نظرت چیه؟ خوبه.
سایز بزرگترشو بردارم؟
No comments yet. Be the first to leave one.