The Innocent

The Innocent (L’Innocent)

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Linnocent 2022 FRENCH VOF 1080p HDLight x264 LiHDL
Linnocent 2022 720p BrRip
L Innocent 2022 FRENCH BDRip x264-Ulysse
Kommenteerib Francofilms
✔ ترجمه از گروه تلگرامی: FrancoFilms ✔ مترجم: اشکان هیدی

Sildid

bluray
professional_translation
Avaldatud: 2024-12-28
Allalaadimised: 63
Kuulmispuudega: No
FPS: 24

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

ارائه‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم

‫بذار برات توضیح بدم چطوری کار میکنه.

‫خشاب رو باید اینطوری بذاری.

‫نه طور دیگه.

‫- وگرنه ممکنه تو صورتت منفجر بشه. ‫- باشه، فهمیدم.

‫ فهمیدی؟

‫زندگی تو از زندگی یه مرغ هم ‫کم ارزش تره،

‫چون لیاقتش رو نداشتی.

‫ولی مرگت رو، ‫چرا، لیاقتش رو داری.

‫گوش میدی به من؟

‫ آره.

‫ اگه فقط یه نفر رو کشته باشی، ‫با مرگت، یر به یر میشی.

‫مرگت هیچ ردی به جا نمیذاره. ‫انگار که اصلاً نمردی.

‫باید دو نفر رو کشته باشی ‫تا بتونی بِبَریش.

‫با کشتن دو نفر،

‫تازه داری یه ردی از خودت ‫به جا میذاری.

‫یه چیز بیشتر.

‫هر اتفاقی که بیفته،

‫نمیتونن دو بار بکشنت.

‫ فعالیت امروز ‫تموم شد.

‫- برید سمت خروجی. ‫- عالی بود!

‫- یه جمله رو یادم رفت. ‫- مهم نیست، عالی بود.

‫- آفرین، آفرین! آفرین، میشل! ‫- جدی میگی؟

‫- آفرین، ژرالد. ‫- بازی زیرپوستی رو داشتی؟

‫ آره. شما هم موافقید؟

‫ من که باورم شد.

‫-چیزایی که گفته نمیشد رو هم میشد شنید. ‫-زندگی توش موج میزد.

‫ داری منو دست میندازی.

‫ تو میتونی بازیگر بشی.

‫واو! آفرین!

‫ هفته دیگه یه مشکل کوچیک دارم.

‫- چی شده؟ ‫- باید برم پیش قاضی.

‫- چیکارت داره؟ ‫- واسه تخفیف حکمم.

‫آزادی مشروط. میگن 5 تا 6 ماه.

‫ آقایون، عجله کنید!

‫- خیلی خوبه، میشل. ‫- آره.

‫نمیتونم نمایش رو براتون تموم کنم.

‫ مهم نیست.

‫دوستت دارم.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫ بعضی وقتا نمیشه خود آدم رو عوض کرد،

‫ولی میشه چیزای دور و برش رو عوض کرد.

‫نمیدونم، سفر کردن، ‫جابجا شدن، عوض کردن شغل.

‫تو زندگی لحظه هایی هست، ‫نمیگم زیاده،

‫لحظه هایی هست که ‫باید تصمیم گرفت.

‫نمیگم کار آسونیه.

‫چه 30 سالت باشه چه 50 سال، ‫بازم سخته.

‫ داری درباره خودت حرف میزنی ‫یا درباره من؟

‫ نه، کلی میگم.

‫ هیچکس کلی حرف نمیزنه. ‫مسخرهست.

‫ مسخره نیست. مثلاً، ‫من معمولاً تنهام.

‫- آره. ‫- الان دیگه تنها نیستم.

‫ جدی؟

‫کی هست حالا؟

‫کجا باهاش آشنا شدی؟

‫ اسمش میشله.

‫- کجا باهاش آشنا شدی؟ ‫- تو حتماً ازش خوشت میاد.

‫ آه، کجا باهاش آشنا شدی؟

‫- کجا باهاش آشنا شدی؟ ‫- تو زندان.

‫- مشکلیه؟ ‫- چرا وایسادی؟

‫ چرا عصبانی میشی؟

‫ چیکار میکنی؟

‫- خودشه. ‫- چرا سرعتت رو زیاد میکنی؟

‫ میشله.

‫- چی؟ ‫- داره میره پیش قاضی.

‫واسه آزادی مشروطش.

‫- داری چیکار میکنی؟ یواش برو، خوشم نمیاد. ‫- میشل!

‫ نه، آروم برو!

‫ میشل! نگاه کن، این آبله.

‫پسرمه!

‫اون که نمیتونه ما رو ببینه!

‫ صبر کن. نمیتونه ما رو ببینه، ‫ولی میتونه صدامون رو بشنوه.

‫- عزیزم! ‫- بابا تو پاک خُل شدی.

‫بس کن! نه!

‫- میشل! ‫- آروم برو. نه، مامان!

‫مامان جون مادرت، من از این کارا خوشم نمیاد!

‫بس کن! الان دستگیرمون میکنن ‫تو هَچَل میفتیم!

‫ وقتی یه زندانی رو جابجا میکنن ‫نمیتونن وایسن.

‫ بس کن، لعنتی! ‫به دردسر میفتیم.

‫ آقا؟ آقا؟ عشق من ‫تو ماشین شماست.

‫ بس کن! ‫نگه دار، میخوام پیاده شم.

‫تو دیوونه شدی!

‫- وسط جاده ولت نمیکنم! ‫- تو دیوونه ای. میشنوی چی میگم؟

‫- من به هر حال مادرتم. ‫- برام مهم نیست. تو دیوونه ای.

‫کاملاً خل شدی.

‫مترجم: اشکان هیدی

‫ این رد میشه؟

‫- تو راهروها ازش استفاده نکنیا. ‫- باشه.

‫ خانم سیلوی لوفرانک متولد بلتوآ،

‫آیا رضایت دارید که به همسری

‫آقای میشل فران که اینجا حاضره دربیایید؟

‫ بله! بله.

‫ آقای میشل فران،

‫آیا رضایت دارید که خانم سیلوی لوفرانک

‫متولد بلتوآ که اینجا حاضره ‫رو به همسری بپذیرید؟

‫ بله.

‫ بر اساس پاسخ های ‫آزادانه و متقابل شما،

‫ما به نام قانون شما را ‫زن و شوهر اعلام میکنیم.

‫ تبریک میگم!

‫- تو زن منی. ‫- آره.

‫آبل، حالا عکس‌ها رو بگیر.

‫عکس‌ها.

‫نه، از ما عکس بگیر. ‫چقدر خنگه.

‫ بفرما.

‫ آقا، میشه از همه‌مون با هم ‫عکس بگیرید؟

‫نمی‌خواید شما هم بیاید؟

‫بیا دیگه، خواهش می‌کنم. آره.

‫ خب، بیاید نزدیک‌تر. ‫برو، یه کم نزدیک‌تر.

‫یه کم دیگه. ‫آماده، با شماره ۳.

‫یک، دو،

‫سه.

‫ آره!

‫ خانم‌ها آقایون، تموم شد.

‫نگهبان، بیا. ‫میشل رو برگردون به سلولش.

‫ می‌تونم گل‌ها رو نگه دارم؟

‫ نه، نمی‌شه گل‌ها رو ‫به بازداشتگاه برد.

‫من خانواده رو همراهی می‌کنم.

‫ میای منو ببینی؟

‫- فردا. ‫- فردا؟

‫شاید فردا نه، ولی...

‫ خداحافظ.

‫ باهاش خداحافظی می‌کنی؟

‫ ممنون. آبل.

‫ خداحافظ.

‫- یکم عجله کنید. ‫- باشه، باشه.

‫ خداحافظ رفیق. به امید دیدار.

‫ اونقدرام غم‌انگیز نبود، نه؟

‫حتی نگهبان‌ها هم ‫به نظر خوشحال بودن.

‫در کل، همه خوشحال بودن به جز تو.

‫خوب شد که بهش گفته بودم.

‫- چی بهش گفته بودی؟ ‫- که تو میری تو قیافه.

‫ اینکه سومین نفر تو ۱۰ ساله، ‫اینم بهش گفتی یا نه؟

‫خیلی هم شیکه، نه؟

‫ اونجا دیگه زندان نیست، ‫شده باشگاه آشنایی.

‫تنهایی خوابیدن اشکالی نداره؟

‫ آره. چطور؟

‫ به هر حال شب عروسیته.

‫ خوبه.

‫ باشه. شب بخیر.

‫- پسرم... ‫- بوس.

‫ما جلوی یه گونه خاص هستیم ‫که من خیلی دوستش دارم: اکسولوتل.

‫این یه حیوون کوچیکه که تو ‫برکه‌های مکزیکی زندگی می‌کنه

‫که معمولاً در ارتفاع ‫۲۰۰۰ متری قرار دارن.

‫این یه نمونه عالی از چیزیه ‫که بهش میگیم نئوتنی.

‫نئوتنی چیه؟

‫حفظ ویژگی‌های نوجوونیه

‫در بزرگسالان یک گونه.

‫اکسولوتل می‌تونه ‫در حالت لاروی رشد کنه.

‫همچنین می‌تونه بخش‌های کاملی ‫از اندام‌هاش رو بازسازی کنه.

‫اگه دمش قطع بشه، ‫می‌تونه دوباره درش بیاره،

‫قسمت‌هایی از مغزش رو بازسازی کنه، ‫پس دانشمندها.

‫دانشمندها...

‫مطالعه‌ش می‌کنن تا ببینن

‫پزشکی چه چیزهایی می‌تونه ‫از اکسولوتل درس بگیره

‫از اکسولوتل.

‫و...

‫پس می‌تونم بذارم ‫نگاهش کنید و لذت ببرید.

‫امیدوارم مثل من بخندونتتون.

‫روز خوش، بازدید تموم شد.

‫ ببخشید.

‫سلام. ‫ سلام.

‫ من سال دوم اقیانوس‌شناسی هستم ‫و عاشق سخنرانی‌های شما هستم.

‫- شماره‌ت رو بهش دادی؟ ‫- نه، ندادم.

‫- اون شماره‌ش رو نداد؟ ‫- وای خسته‌م کردی!

‫- تو منو خسته کردی! ‫- بس کن!

‫- باسنش قشنگ بود؟ ‫- خیلی قشنگ بود. نمی‌دونم!

‫- دیدی؟ خودت لو دادی. ‫- نه...

‫- پاهای قشنگی داشت؟ ‫- آره.

‫- و به نظر باهوش میومد؟ ‫- نه! آره.

‫یه کتاب درباره دریاچه سوچیمیلکو ‫بهم هدیه داد.

‫ آروم باش، باشه؟

‫ ازت می‌دزدنش. ‫کافی نیست.

‫ اگه مردم نمی‌خوان ‫تخماشون گاز گرفته بشه.

‫قلاده‌ش به گوشیم وصله.

‫می‌دونم کجاست. ‫حتی می‌تونم همه چیو بشنوم.

‫- جدی؟ ‫- سایزت رو نداشتن.

‫بد نیست، نه؟

‫- آره. ‫- امتحانش می‌کنم.

‫- باسنت بزرگ‌تر نشده؟ ‫ - چرا. چطور؟ خوب نیست؟

‫ چرا، خوبه. بهتره.

‫چقدر وقته که نداشتی...

‫ چی نداشتم؟

‫ که نداشتی... که نداشتی!

‫ چی نداشتم؟

‫ که خالی نکردی!

‫- که خالی نکردی! ‫ - آره، همه شنیدن صداتو.

‫ تو نه. جوابمو نمیدی.

‫ من مثل تو با همه نمی‌پرم.

‫ اجازه مود رو می‌خواستی؟

‫من بهت اجازه میدم.

‫اونم راضی می‌بود.

‫- از کجا می‌دونی؟ ‫- اون بهترین دوستم بود.

‫ می‌دونم، کلمنس. ببخشید.

‫امشب بازم قرار تیندر داری؟

‫ آره.

‫خیلی هیجان‌زده‌م. ‫حس می‌کنم این دفعه همون آدم درسته.

‫- مستقیم نمیری خونه‌ش؟ ‫- نه، نگران نباش.

‫اون همونیه که خونه من میخوابه. ‫مراقب چشمات باش.

‫نظرت چیه؟ ‫ خوبه.

‫ سایز بزرگترشو بردارم؟

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left