Ripple

Ripple

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Ripple S01E06 The White Coat 720p WEB h264-NoRBiT
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Ripple 2025 زیرنویس فارسی سریال

Sildid

webdl
Avaldatud: 2025-12-21
Allalaadimised: 21
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

کریس، دوستت میاد؟

خیلی سنگینه

جدا شدم. یه بچه هم دارم

واقعاً خوشحالم که اینجایی

ببین، من خیلی وقته کلیسا رو گذاشتم کنار

خیلی وقت پیش

این چیزا موردعلاقه‌ی برندا بود

من کری هستم. بهم یه ندا بده

خوشحال می‌شم با هم گپ بزنیم

راستی، انگشتر خیلی قشنگیه

می‌دونی چیه؟ برش دار

مشکل از خودِ ما نیست، از جاهاییه که توشیم

خب... داریم دنبالش می‌گردیم

من تو کلیسایی بزرگ شدم که

پیامش فقط قضاوت و ترس بود

هرچند راه جهنم با طلا فرش شده

و راه بهشت پر از خاره

ما باید طاقت بیاریم

«اگر همچنان با من سرِ ستیز داشته باشید و نخواهید که...»

اما ایمان بزرگتر از رستگاریه

و نفرین

اون‌طوری که سزای گناهاتونه

این همون عشق و شادی‌ایه که تو وجود همدیگه پیدا می‌کنیم

ما باید از وسوسه دوری کنیم

باید از شرّ دوری کنیم

اوه! دخترا بهتره مواظب باشن

اصلاً روحشون هم خبردار نمی‌شه این آدمِ زبل چطوری وارد می‌شه

سیلیا

چند بار بهت گفتم که این موسیقی‌های دنیوی

طعمه‌ی تله‌ی شیطونه؟

پس انجیل داره می‌گه

«ما را به وسوسه‌ها مگردان»؟

صبر منو امتحان نکن، دختر خانم

هوای همدیگه رو داشتن

کل قضیه همینه

ای وای، چه اتفاقی برات افتاده؟

یالا، بیا

قرار شام با مشتری جدیدم قطعی شد

پس مجبورم برای اجرات بیام لومی ببینمت

وایستا... یعنی من دیگه رسماً طرفدارِ پر و پا قرصت شدم؟

چی؟

چی شده؟ استرس داری؟

آره

نه

از اون خانمه، کری، یه پیام گرفتم

تو خیابون ویزی

عالیه

پس کریس چی؟

کریس چی؟

حس خوبی نداره... انگار درست نیست

نمی‌دونم

نه نه نه، اشتباه نیست

این همون چیزیه که منتظرش بودی

آریا

الان دیگه مردم دارن می‌بیننت

می‌دونم که ترسناکه

ولی بالاخره داری از سدش می‌گذری

تو لایق هر فرصتی هستی که سر راهت قرار می‌گیره

ببین، قرار نیست چیزی رو امضا کنی

فقط می‌ری که حرف بزنی

این اتفاقِ خوبیه

آره، می‌دونم

خب، می‌شه به صورتت هم بگی که خبر خوبیه؟

دیگه حرفمو گوش نمی‌ده

هوم، باشه

درباره این کارآزمایی بالینی تحقیق کردم

نتایجش واقعاً امیدوارکننده‌ست

تازه، رایگان هم هست

که دقیقاً با بودجه‌مون جور درمیاد

باشه، ولی فعلاً فقط اسمم تو لیسته

هیچ تضمینی نیست که واقعاً قبولم کنن

می‌دونم، و حاضرم دوباره تمام سناریوها رو با هم بررسی کنیم

اگه فکر می‌کنی کمکی می‌کنه

یا می‌تونی با درمانگر جدیدت دربارش گپ بزنی

اوه، واقعاً لحظه‌شماری می‌کنم

دقیقه تمام غر زدنِ بی‌وقفه ۵۰

و لطفاً یادت نره فردا شیمی‌درمانی داری

مگه می‌شه یادم بره؟

روزی سه تا پیام از اون تقویمِ اشتراکی برام میاد

می‌خوای باهات بیام؟

نه، تو باید بری سر کار

حالم خوب می‌شه

باشه، آخه می‌دونی همین‌طور که درمان ادامه پیدا می‌کنه

ممکنه کم‌کم احساس ضعف کنی

کریس گفت که میاد

واقعاً میاد؟

می‌تونم تو تقویم مشترک اضافه‌ش کنم

باشه، فقط اینو بگم

با این همه اتفاقی که داره می‌افته

فکر می‌کنی الان وقت مناسبیه

که با کسی وارد رابطه بشی؟

خب، ممنون که حواست به همه‌چی هست

آره

بسیار خب

خداحافظ

کی حواسش به چیه؟

مگه همه‌چی به تو مربوط می‌شه؟

دلم می‌خواد این‌طور فکر کنم

دوستم "اَل" رو یادته؟

آهان، همونی که سعی داشتی باهاش بسکتبال بازی کنی؟

باشه، فقط می‌تونی بگی "آره"

به هر حال، اون داره به کارهای انحصار وراثت برندا رسیدگی می‌کنه

برندا تو وصیت‌نامه‌ش مبلغی رو به کلیسا اهدا کرده بود

هوم

اوه

امروز صبح دفترچه برنامه‌ریزیش رو پیدا کردم

برای فردا تو آشپزخونه خیریه اسم نوشته بود

برای بقیه سال کلی از این برنامه‌ها داشت

تو... می‌تونی به جای اون بری

می‌دونی که برای سرو کردن خوراک لوبیا

حتماً لازم نیست عضو مراسم روز یکشنبه باشی، مگه نه؟

آره، می‌دونم

این‌طوری به یاد و خاطره‌ش احترام می‌ذاری

هوم

حالا که صحبتش شد

تو هنوز کلی از وسایل اونو

تو گوشه و کنار آپارتمان داری

و طبق تجربه من، محاصره شدن

با چیزهایی که مدام آدم رو یادش می‌اندازه، فلج‌کننده است

وقتی بعد از مرگ "دینا" بالاخره خونه‌م رو خلوت کردم

برام مثل یه جور مرهم بود

شاید

اما یه سری چیزها هست که دلم می‌خواد نگهشون دارم

البته

و ممکنه یه سری چیزها هم باشه که نخواهی نگهشون داری

اینجاست که تخصصِ سازماندهیِ من به کار میاد

مثلاً، اوم

واو

می‌دونی این چیه؟

انبر برقیه؟

اشتباهه

این اتوی موئه، که تو اصلاً بهش نیازی نداری

خب، این چی؟

آره. این یکی؟

نه

قصد داری اینو همیشه بپوشی؟

ولش کن

والتر

بذارش... کنار

متأسفم

قصدم اصرار کردن نبود

می‌شه بیخیال ناهار بشیم؟

امروز اصلاً حال و حوصله‌شو ندارم

آهان

بعداً بهت سر می‌زنم

اوه خدای من

خیلی دیرم شده

اولین راننده‌ای که گرفتم تا میزم رو دید کنسل کرد

و گفت

«خب، یه کایروپراکتور کمر مادرشوهرم رو داغون کرد.»

منم گفتم «من اصلاً کایروپراکتور نیستم.»

درسته

خب، من ساک مسافرتی‌مو اینجا می‌ذارم

تا مجبور نشم تمام روز با خودم این‌ور و اون‌ور بکشمش

سلام

اوه، سلام

بله، تعارفات معمول

داری چیکار می‌کنی؟

دارم دنبال اون یکی لنگه دستکشم می‌گردم

جیب سمت راستت رو نگاه کردی؟

وای، ای بابا

باشه

درسته... فعلاً

باشه، ولی مادرشوهر کسی رو لت و پار نکن

بامزه بود. نه، نبود

باشه

اوه

خداحافظ

مونتانا

نه، نه

نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

اوه

آخ

شبیه مامان‌های مغرور شدی

پس مادری این‌طوریه

هیچ‌وقت فرصت نشد اون کاری رو بکنم که با گفتنِ

سن بچه‌ت به ماه، بقیه رو گیج کنی

هوم

این کار مورد علاقه‌ی منه

مثلاً می‌دونستی

که الان "آنا" ۷۷ ماهه است؟

آخی، چه سنِ باحالیه

همین‌طوره

می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم

ولی نباید به آریا چیزی بگی

باشه

این یه اتاقه

بله، بله، یه اتاقه

یه اتاقه، ولی همه‌

اینجا دفتر مرکزیِ جدیدِ "الدریج رکوردز" هست

فردا تجهیزات ضبط و همه‌چی می‌رسه

قشنگ معلومه چقدر ذوق‌زده شدی

درسته، ببخشید

نه، واقعاً ذوق کردم، اما، اوم

الان از پسِ هزینه‌هاش برمیای؟

می‌دونی که من بیشتر از هزار ماهمه، دیگه؟

سالته؟ ۸۳

باشه، شاید مهارت‌های ریاضیِ من

در سطح نوابغ نباشه، ولی من دیگه بزرگ شدم

می‌دونم چطور حساب‌کتاب‌هام رو مدیریت کنم

More Farsi Persian subtitles for Ripple

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left