Väljalaske info

Make A Woman Cry E29 150725 HDTV H264 720p-LIMO
Kommenteerib Mehdi_Rain
مترجم : مهدی (Mehdi_Rain)

Sildid

HDTV
hdtv
720p
720
HD
Avaldatud: 2016-10-08
Allalaadimised: 12
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

نمی تونم بذارم اینکارو کنید

چی؟

بخاطر برادرم، نمی تونم بذارم اینکارو کنید

چی؟

تو که فقط نگاه کردی و گذاشتی برادرت بمیره اصلا حق داری این حرفُ بزنی؟

میدونم برای بُزرگ کردن شرکت... چقدر قُربانی داده شده

چی؟

میدونم کی برای مال و منالِ ما زَجر کشیده، شما نمی تونید اینکارو با هیونسو و ایونسو کنید

بک دوهیون چند روز پیش با من تماس گرفت

نوه رئیس بک؟

وقتی شرکت در حال ورشکستگی بوده

شما ازش خواستید جلوشُ بگیره

چی؟

اون چطور تونسته... همچین سرمایه گذاری بزرگی کنه؟

اون همه حقیقت رو بهم گفت

بهم بگو همه این حرفایی که زدی به کی مربوط میشه؟ بهم بگو

چیز بیشتری در مورد حادثه پدر هیونسو وجود داره، نه؟

تو لازم نیست بدونی

به هر حال لازمه که من بدونم، جین میونگ، تو از کجا اینو میدونی؟

این راجب پدرِ مرحومِ پسرمه اما لازم نیست من بدونم؟ معلوم هست چي داري ميگي؟

حتی اگه لازم باشه که بدونی، من نمی تونم بهت بگم، چی؟

نمی تونم بهت اعتماد کنم

وقتی دارم با زبون خوش ازت می پرسم بهم بگو، بهم بگو!

چقدر افکار احمقانه ای داری

فکر می کنی خودم تنهایی نمی تونم بفهمم؟

نمیدونی که من میتونم اینکارو کنم؟

اینکارت چه فایده ای داره؟ اونُ به زندگی بر می گردونه؟

نه واقعا، مگه این یه نقطه ضعف بزرگ برای پدر نیست؟

همین که پدر از خونه بیرونِت نکرده خدارو شکر کن

دیگه چی میخوای که باید نقطه ضعف پدر رو پیدا کنی؟

پدر قبلا من و هیونسو رو تنها گذاشت

از خونه بیرون ننداخت، فقط به ما غذا برای خوردن داد، همینطوره، نه؟

چون هیونسو پسر جین هانه اونا ازش مواظب می کنن

همین کافی نیست؟

چه فایده ای داره؟

وقتی تو همچین شرایطی لو رفتی،

به نظرت نباید خدارو شکر کنی؟

چون لو رفتم، واسه همین باید نقطه ضعفای پدر رو بدونم

من اینقدر از تو حمایت کردم تا از خونه بیرون نیُفتی،

نمیتونی اینو حِس کنی، این تو رو خوشحال نمی کنه؟

واسه همینه

حالا تو و پدر کاملا با هم تموم کردید

واسه همین باید نقطه ضعفای بیشتری از پدر پیدا کنم

و به درستی ازش استفاده کنم

مُزخرف نگو!!! تو واقعا میخوای این خانواده رو نابود کنی؟

من باید شخصا بک دوهیون رو ببینم

تو فقط برای حمایت از ایونسو باعث شدی پدر عصبانی بشه؟

دوست داری خودت رو فدای ناه ایونسو کنی؟

تو با اینکه میدونی اون چه جور آدمیه هنوزم دوسِش داری؟

میخوای از زنی حمایت کنی که همه ی برادرا رو نابود کرد؟

تو داری تنها فرصتِت با پدر رو از دست میدی و جلوی چشمام از اون محافظت میکنی؟

واسه همین هیچوقت نمی تونم با هیونسو و ایونسو صمیمی باشم

این بخاطر برادرم بود، مگه اینو بهت نگفته بودم؟

اگه راست میگی، بذار اون بره

چی؟

اگه واقعا این بخاطر برادر مرحومته، پس اونو ازخونه بندازش بیرون

تو اصلا منطقی نیستی!

چرا، هستم! بهم اعتماد کن و بندازش بیرون

چی؟

اگه اینکارو نکنی، هیچوقت نمیذارم داداشِت به این خونه برگرده

مادر، اینو بخور

همه این حرفا در مورد چیه؟

تو قبل از ازدواجت با جین میونگ قرار میذاشتی؟

متاسفم اما این عشق یه طرفه بود، جین میونگ منو دوست داشت

پس اون بخاطر تو گذاشت برادرش بمیره؟

چیزای دیگه میتونه سوء تفاهم باشه اما این درست نیست، نه؟

نمیدونم چی بگم

تو مجبور شدی 20 سال با جین میونگ زیر یه سقف زندگی کنی؟

من نمی تونستم هیونسو رو ترک کنم

من خیلی عُمر کردم چطور چنین چیزی ممکنه...

مادر

چطور تونستی... چطور؟

اون حرفی که راجب قُربانی میزد چی بود؟

من واقعا نمی دونم

برو بیرون، دیکه نمی خوام کَسی رو ببینم

بیا با هم حرف بزنیم

راجبِ چی می خواستی حرف بزنی؟

چقدر دیگه اینجا می مونی؟

دیگه وقتشه که بری

ما نمی تونیم زیر یه سقف زندگی کنیم هیچ آدم عاقلی نمی تونه وضعیت ما رو تحمل کنه

دیگه الان پدر و مادر همه چی رو می دونن

من ترتیب جونگ دوکین رو دادم و تو اینطوری برام جبران می کنی؟

می دونم تو اینکارو کردی و ازت ممنونم، تقریبا راه باز شده

یه شبه عوض شدی؟

ببین

چرا؟ بخاطر اینکه جین میونگ سعی کرد ازم حمایت کنه؟ تو بخاطر این منو مقصر میدونی؟

متاسفم، حتی اگه همه ازم بخوان برم، تا زمانی که اون اینجاست من نمی تونم برم

چی؟

من نمی تونم جین میونگ رو تنها بذارم

ندیدی خودشو بخاطر من چقدر به آب و آتیش میزد؟

من نمی تونم اونُ اینجا تنها بذارم

باشه، با من همینطوری رفتار کن سرنوشتِت تو دستِ منه

مچ دستتون درد میگیره

دوکین هر شب پیرهن کیونگ چول رو براش اتو میزد

فرقی نمی کرد چقدر خسته باشه

پس اون کاملا بهش بی علاقه نبوده

نه اصلا، اون فکر می کرد کیونگ چول تنها مردی هست که تو دنیا وجود داره

راستی، ما باید فقط اینجا بشینیم و نگاه کنیم؟

چی؟

کانگ جینو و دوکین با هم تموم کردن

خُب که چی؟

اون نمی تونه کَسی مثل کیونگ چول پیدا کنه، اون یه حسابداره

حتی اگه دکتر بود، دیگه قلب دوکین پیش اون نبود

اونا دوران سختی داشتن اما این آسونتر از شروع جدیده

خوش اومدید...

تو اصلا نگران من نشدی؟

اونا زنگ زدن بهم خبر دادن، پس نگران نشدم

من برای مادر خیلی ناراحتم

برام جاجانگ میون بخر

برات چی بخرم؟

دلم کشیده بخورمش

تو گفتی که اونا یه عالمه غذا دارن

غذاشون خیلی شوره، من دلم میخواد غذای شیرین بخورم

اشتهات خیلی زیاده

یادت رفته برای چی رفتی؟

گذشته ها دیگه گذشته، دیگه به گذشته فکر نکن

کجا داریم میریم؟ دیگه کجا رو داریم بریم؟

اوه، این کیه! من می خواستم برم اینجا غذا بخورم شما هم دلتون کشیده اینجا جاجانگ میون بخورید؟

اینقدر سعی نکن، اونا قبولش نمی کنن

می تونستیم تلاش کنیم...

بیاید بریم تو، بیاید داخل بیا داخل

اینا نودل های خوشمزه ای ان، بد نیست

کیونگ چول، حسابی بخور

چشم

چیه؟ حالت خوب نیست؟

این غذای بدیه؟

نه خوبه

چرا اون مثل زَنای حامله رفتار می کنه؟

مترجم : مهدی

حتی اگه مادر و مامانم از این فکرای الکی کنند من نظرمو عوض نمی کنم

نگران نباش، فکر میکنی نمی شناسمت؟ تو هیچوقت حرفتُ پس نمی گیری

چرا غذا نخوردی؟ مریض هستی؟

فکر میکنی اینقدر ولع خوردن دارم؟

آخه خیلی جدی به نظر می اومد

این احتمالا بخاطر عفونت یا همچین چیزیه، من استرس داشتم

برو پیشِ دکتر

اگه مریض بشم ناراحت میشی؟

معلومه که میشم، تو خیلی برای زنده موندن تلاش کردی

اگه خیلی زود بمیری ناراحت میشم

پس یه چیزی بینمون مونده که دلت برام میسوزه

همونطور که خودت گفتی، این دلسوزی برادرانه ست

تو هنوزم مواظبمی

چطور می تونم مواظب نباشم؟ به غیر از من، کی دیگه از خانواده ات مواظبت می کنه؟

میدونم

من فعلا نباید مریض بشم

پسرم و زنم منو ترک کردند اما نمی تونم در آرامش بمیرم

کیونگا معلولِ... برادرم داره پاره وقت کار می کنه

کیونگ ته هیچ هدفی برای آینده نداره

از اینجور حرفا نزن و همین الان برو پیشِ یه دکتر

اگه واقعا مریض باشم چی، تو حتی کنارم نیستی

شاید سرنوشتم این باشه که مریض بشم؟

پس برو پیش یه دکتر

خیلی می ترسم برم

چی؟

اگه اونا بیشتر همدیگه رو ببینن، دوکین نظرشو عوض می کنه. پس ما باید به تلاشمون ادامه بدیم

تو چیز زیادی راجب اون نمی دونی

چی؟

هیچی

فکر کنم داشتن مهمون دردسره مثل اینکه دیگه وقتش شده که برم

منظورم این نبود

اینطور نیست که خونه نداشته باشم، من باید برم

دوباره چی شده؟

اون بازم فردا بر می گرده اینجا

برای همه چیز ممنونم

خدافظ، فردا بیا

بلند نشید، فردا می بینمتون

خدافظ

خدافظ خدافظ

به نظرت اون زندگی راحتی نداره؟

آره به لطف دخترش

حتی بچه های رها شده می دونند چطوری از پدر مادرشون مواظبت کنند

ما یه مشکل داریم رئیس

بانک ازمون می خواد وام رو پَس بدیم

منظورت چیه؟

یه سری شایعه پخش شده که شرکت میخواد ورشکسته بشه و روی اعتبارمون تاثیر گذاشته

اینطوری، ما نمی تونیم حتی بهره رو پرداخت کنیم

حتی اگه یه مقدار جزیی برگردونده نشه، شرکتمون رو به خطر میندازه

آقای چویی رو بیار، نه یه قرار ملاقات با آقای بِک از گروه دِجین تنظیم کن

لطفا یه بار دیگه به من کمک کنید

من این بازی شکست خورده رو تموم کردم

رئیس

رُک بهت بگم، می ترسم نتونم بهت کمک کنم

این آخرین باره، لطفا یه بار دیگه به من کمک کنید

من فعلا باید برم

بخاطر پسرم که مُرده لطفا بهم کمک کنید

تو چقدر بی شرم و حیایی!

اون قتل مربوط به بیشتر از 25 سال قبلِ

تو الان نمی تونی اون پرونده رو باز کنی، دیگه وقتشه که فراموشش کنی

حالا برام دَم از قانون می زنی؟ یادت رفته برای بخشش چقدر بهم التماس می کردی؟

چطور جرات داری فکر کنی که می تونی اوضاع رو به نفع خودت تغییر بدی؟

جرات؟

میخوای با رسانه ها حرف بزنی و و از ما یه خانواده قاتل بسازی؟

اگه اینکارو کنی، کار خودت هم تموم میشه

تو کَسی هستی که زندگی پسرت رو فروختی تا بتونی شرکت رو بزرگ کنی

ببین تا کجا پیش رفتی

تو به اندازه کافی بخاطر مَرگِ پسرت ازم پول گرفتی و الان داری التماسم می کنی که بهت بیشتر پول بدم؟

بچه ها بیشتر وقتا تو تعطیلات هستن به نظرتون اینجا جایِ خوبی برای فروشِ؟

من 3 روز جای دیگه ام

اما سه روزتون رو اینجا به هدر می دید

چیکار می تونم کنم؟

Make A Woman Cry (여자를 울려 / Yeojareul Woolryeo) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Make A Woman Cry (여자를 울려 / Yeojareul Woolryeo)

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left