Esimesed 163 rida.
اگه چیزی به اسم سرنوشت وجود داشته باشه
پس باید بگم ملاقات یه شخص جدید بخاطر اونه.
این چیزیه که الان بهش باور دارم.
.هانر هیل، یه شهر قدیمه، جایی که نیزه بازی با اسب محبوبیت زیادی داره
اینجا جاییه که ما همدیگه رو دیدیم ، آکادمی ونفورد.
میتونی اسمش رو معجزه بذاری.
یه حمله زیبا از سیلیا !
به این زودی تسلیم شدی ، رنه؟
نه ، یه دست دیگه بریم.
اون چیه؟
کسی سواره اون اسب نیست.
مالِ کدوم اصطبله؟
یه اسب رم کرده؟
ملاقات یه شخص جدید...
معجزه با ارزشیه...
باغ گل
نه !
نه !
نَکِش !
بَس کن !
ساکورا !
تاکاهیرو کون !
ساکورا ، چی شده؟
آروم باش !
پس بخاطر اینکه این تو پات رفته بود وحشی شدی.
دیگه مشکلی نیست.
خیلی خوشگله !
هان؟
چه موهای خوشگلی داری !
ا-اینطور فکر میکنی؟
.نمیدونستم به موهام علاقه داری
دختر خوب ، ساکورا.
!تنها چیزی که بهش اهمیت میدی اسبته
آسیب دیدی ، میو؟
نه ، خوبم.
مـ ممنون.
ساکورا اسب خوبیه. ولی یه خورده آزادی طلب ـه.
بخاطر همینه هنوز سوارکار نداره.
اسمش ساکورا ئه؟
.هم اسم منه
!نخیرم
اسم تو میو ئه !
اسمت فقط شامل ساکورا نمیشه.
اسمت " ساکورای زیبا" نوشته میشه.
بریم.
خیلی قشنگه !
بهار...
موندم از وقتی که به این کشور اومدم
چند تا بهار گذشته.
پَر رو هدف قرار داد !
.رئیس شورای دانش آموزی حمله قشنگی به پر کرد
باختم.
کارت خوب بود ، سیلیا.
نه ، تو داری بهتر میشی ، رنه.
سیلیا ساما !
سیلیا ساما فوق العادست !
حتماً تو مسابقات بعدی برنده میشه.
تاکو هیرو کون دیگه نمیخوای نیزه بازی کنی؟
آسیب دیدگیت خوب شده ، مگه نه؟
بیخیال شوالیه بودن شدم.
پس چرا هنوز تو این مدرسه موندی؟
بخاطر این نبود که میخواستی به نیزه بازی با اسب ادامه بدی؟
تو از شوالیه آموزشی به گروه شوالیه های همراهی کننده منتقل شدی.
میزونو تاکاهیرو.
رئیس شورای دانش آموزی ، سیلیا !
فکر کردی تموم شده؟
تموم شده؟
چی تموم شده؟
.عالی میشد اگه میزونه میتونست دستیار من بشه
چی!؟
متأسفم ، من هنوز...
هنوز فکراتو نکردی؟
فهمیدم.
یه مدت دیگه منتظر میمونم.
امیدوارم که بهم ملحق بشی.
چه خَفن !
سیلیا میخواد که تو دستیارش بشی؟
,اگه هر دوتاتون تو یه تیم باشین
قطعاً مسابقات تابستانی رو برنده میشید.
نه ، حتی میتونه بهتر باشه ، حتی تو سطح جهانی .
بهترین تیم میشید.
.مثل خودت و جولیانوس سان تو گذشته
من برمیگردم.
هان؟
هی ، صبر کن !
سلام ، جیمز سان !
اوه ، خانم میو...
دیر کردی ، تاکاهیرو !
شرمنده !
.ساکورا افتاده بود دنبال من
که تاکاهیرو کون نجاتم داد.
و خودش کسیه که ساکورا رو آزاد میکنه.
یه چیزی تو پای سامورا رفته بود بخاطر همین...
مشکلی نیست.
عذر میخوام !
.اسب رو ببر داخل غذا بده
باشه !
تاکاهیرو کون !
.تو رستوران کتت و بهت پس میدم
باشه.
چیکار میکنی ، میو؟
آکانه چان.
آکانه چان ، تمرینات نیزه بازیت خوب پیش رفت؟
آره.
دیگه واسم مهم نیست که مسابقات کی برگذار میشه
چون میتونم به بهترین شکل ممکن مبارزه کنم.
کمتر از اینم ازت انتظار نمیره.
داری اغراق میکنی.
نه ، شواله های آموزشی همش درباره تو صحبت میکنن.
البته ، سیلیا ، از همه محبوبتره.
سیلیا سنپای...
سیلیا سنپای...
سیلیا سنپای...
هی ، آکانه چان !
هی ، کجایی ، برگرد !
اوه ، درسته ، یه چیزی ذهنمو مشغول کرده...
چرا یونیفورم مردونه پوشیدی؟
اوه ، اینو میگی؟
میخوای بهت بگم؟
حقیقتش نه...
درواقع اینو از...
چرا تو هم میخندی ، آیاکو سنسی ؟
.به نظر روز بدی داشتی
ولی اینجا منو سنسی صدا نکن !
باشه...
برخلاف آکانه چان و بقیه شوالیه ها آموزشی ،
من نمیتونم اسب هارو کنترل کنم.
.تاکاهیرو که فکرو ذکرش شده اسبها
پس باید واست سخت باشه.
هان؟
ژاپنی ها یه ضرب المثل دارن درسته؟
اگه میخوای شوالیه بشی از اسب شروع کن.
شنیدی که؟
آره ، شنیدم.
همینطوری گفتن.
اگه میخوای...شوالیه...کایت؟
پس چرا اول با اسب اون شروع نمیکنی؟
اسب اون؟
البته فکر نکنم بتونی باهاش کنار بیای.
اسب تاکاهیرو همیشه شکمو بوده.
شکمو...؟
اول باید با شکمش شروع کنی.
اگه تو این مورد برنده بشی ، مال تو میشه.
اسبا...هویج؟
این چرخه زندگیه.
فهمیدم.
پس باید واسش یه سوپ هویج درست کنم !
به هرحال باید بابت امروز ازش تشکر کنم.
بگیر که اومد !
پروندن پر !
هی !
بچه ها ، وقت شامه !
هنوز میخوام بازی کنم.
خوش
خوش اومدی !
من اومدم !
سلام ، میزونو !
ریوزوجی ، اونجایی؟
خوش اومدی.
شام میخوای؟
البته !
کیفمو تو اتاقم میذارم.
اوه ، یه لحظه صبر کن !
No comments yet. Be the first to leave one.