Esimesed 200 rida.
در هفتمین ساعتِ اولین روز اُکتبر ،سال 1989
.یه زن زایمان کرد
،آقای جنکینز .با پسرتون آشنا بشید
این قضیه به هیچ شکلی .غیرعادی نبود
اوج یک حاملگی .عادی و معمولی
.هارولد
نوزاد به هر شکلی .معمولی بود
،متأسفانه برای دنیا
...شرایط بزرگ شدنش
.هرچیزی به جز معمولی بودن...
!ایست قلبی
!همین الان یه کرش کارت بیارید اینجا - .فشار خون بالای 30، داره ایست قلبی میکنه -
!آماده است
.کمک، هارولد .کمکمون کن
،نگران نباشید .آکادمی آمبرلا
از دکتر ترمینال شرور .نجاتتون خواهم داد
،هارولد ...اون عروسکهای مسخره رو بذار کنار
.و یه آبجو برام بیار
!و دست بجنبون
!زودباش
!دارن میان !فکر کنم ماشینشون رو میبینم
!میبینمشون !ماشین رو میبینم
!پسر فضایی !موردعلاقهام
چیه؟ - .ببخشید. من بزرگترین طرفدارتم -
.هی، هی .نباید اینجا باشی
!برگرد پشت مانع
...آخه
تاریخ تولد منم روز تولد .بچههای آکادمیه
.فکر میکنم شبیهشون هستم .باید باشم
.هنوز کاملاً نفهمیدم قدرتم... چیه
،ولی شاید با کمک شما .بتونیم بفهمیم
.تو قدرتی نداری
.هرگز قدرتی نخواهی داشت
.حالا، برو خونه
.نه، خواهش میکنم ...فقط، من
.باید بذارید بمونم .این همه راه رو اومدم
.لطفاً مجبورم نکنید برگردم
.یه نصیحت کوچیکی بهت میکنم، پسرم
همه تو این دنیا .نمیتونن قدرتمند باشن
به دنبال چیزی دسترسیناپذیر بودن
دستورالعملی برای یک عمر .ناامیدی و تنفره
.پس از ملک من برو بیرون
illusion مترجم: امیرعلی
!هارولد
.بیا این پایین
اون کوفتی روی صورتت چیه؟
مفید واقع شو و .برو یه آبجوی دیگه برام بیار
!زود باش
12 سال حبس بهش دادن
.جنکینز، هارولد
شهر با رجینالد هارگریوز خداحافظی میکند پنج روز پیش
...آره
.زودباش، عزیزم
...پول، پول، پول
!زودباش، زودباش
هارولد جنکینز؟ - هارولد جنکینز چه خریه؟ -
.نمیدونم... هنوز
ولی میدونم اون مقصر .آخرالزمانه
.پس باید پیداش کنیم
.و باید الان انجامش بدیم
چطوری به اتفاقی که قراره بیوفته مرتبطه؟
.نمیدونم - صبرکن، پس فقط اسمش رو میدونی؟ -
همین؟
.همین بسه - .احتمالاً ده دوازتا هارولد جنکینز تو شهر هستن -
خب، پس بهتره .شروع به گشتن کنیم
.نه، تقصیر منه
فقط میخواستم یه بار
.بهم افتخار کنن
یعنی، چطوری... حتی میتونم گمون کنم لایق توجهشون هستم؟
هیچچیز هیچموقع به اندازهی مزخرفات ،از ما بهترون بودن
.و مسئولیت زیادی داشتنشون بزرگ نیست
!وانیا - چیه؟ -
داره چی میشه؟
.تو شدی
.ببخشید فقط منم که مشکوکم؟
یعنی، دقیقاً چطوری تمام اینها رو میدونی دربارهی... اسمش چی بود؟
هارولد جنکینز. اون دیوانههای ماسکداری که به خونه حمله کردن رو یادتونه؟
،آره .فکر کنم اونها رو یادمه
آره، اونهایی که بهمون حمله کردن .وقتی تو داشتی مست میکردی
.آره .اونها
توسط کمیسیون تمپها فرستادن شدن تا نذارن برگردم
.و مانع آخرالزمان بشم - تمپس چی؟ -
.کارفرمای سابقم اونها تمام زمان و فضا رو نظارت میکنن
تا مطمئن بشن هر اتفاقی که .باید بیوفته... بیوفته
باور دارن سه روز دیگه .آخرالزمان میشه
پس من به مقر کمیسیون رفتم و جلوی رسیدن یه پیغام
که باید به دیوانههای گفته شده میرسید رو .گرفتم
".از هارولد جنکینز محافظت کنید"
پس اون باید مقصر .آخرالزمان باشه
منظورت از زمان فضا چیه؟ - این هیزل کجاست، پنج؟ -
.پوستم داره آتیش میگیره - هیچ میدونی -
این چقدر مسخره به نظر میاد؟ - میدونی دیگه چی مسخره است؟ -
.من شبیه یه پسر 13 سالهام
کلاوس با مردهها حرف میزنه، و لوتر .فکر میکنه با اون اورکت همه رو خر کرده
.همه چیز ما مسخره است .همیشه بوده
.یه منظوری داره
،ما این زندگی رو انتخاب نکردیم .فقط توش هستیم
.به هر حال، برای 3 روز آینده
ولی آخرین باری که سعی کردیم .جلوش رو بگیریم، همه مُردیم
چرا این دفعه فرق داره؟ - چرا نباید برم خونه پیش دخترم؟
.چون این بار، من هستم .اسم مرد مقصر رو میدونیم
بچهها، واقعاً فرصت نجات جون .میلیاردها نفر رو داریم
.از جمله کلر
اسمش رو بلدی؟
آره، و مایلم به قدری زنده بمونم .که باهاش آشنا بشم
.باشه
.بریم سراغ این حرومزاده
همون موقع که گفتی جرالد جنکینز .قانع شدم
.هارولد جنکینز
حالا هرچی. این هفته همینجوریش 2 نفر رو .از دست دادم، کسی دیگه رو از دست نمیدم
و لوتر؟
آره، شماها برید. من عقب میمونم و .پروندههای بابا رو میگردم
هنوز فکر میکنم این قضیه یه ربطی به .این داره که چرا من رو به ماه فرستاد
جدی؟ الان میخوای آخرالزمان رو به تو و بابا ربط بدی؟
".نه. "مراقب خطرها باش .این چیزیه که بهم گفت
فکر میکنی تصادفیه؟ .تمام این جریانات باید به شکلی مرتبط باشن
.نه، همه باید پیش هم بمونیم - .واسه این کار وقت نداریم -
بریم. میدونم این عوضی رو میتونیم .از کجا پیدا کنیم. کلاوس، تو با منی
.آره .من... نمیام
...فکر کنم من
،رد کنم ...من
،یکم حالم خرابه ...پس
.قرارداد کشتن شمارهی پنج لغو شد" ".منتظر دستورات بیشتر باشید
مشخصاً، شمارهی پنج با کمیسیون .مشکلاتش رو حل کرده
فکر میکنی به اون راحتی اون عوضی رو بیخیال میشن؟
!منطقی نیست
.معلومه که هست .اون یه افسانه است
و ما چی هستیم؟ دو تا آدم ناچیز؟
.حالا هرچی، حالا هرچی
.قند لازم دارم
.دارم میرم سراغ ماشین خوراکی - .باشه -
.باشه .باشه
.خدای من
.لعنتی
".چاچا رو برای خروج آنی بکش"
میدونم این یارو جنکینز .باید سابقهای داشته باشه
.باید این پرونده رو گیر بیاریم
و نقشهتون اینه که چیکار کنیم؟ همینجوری بریم داخل بگیم بهمون بدنش؟
این ایستگاه رو .مثل پشت دستم میشناسم، آبجی
.مدت زیادی توش بودم
.با دستبند
.حالا هرچی. نقشه اینه - نقشه؟ -
.من چشمک میزنم و پرونده رو گیر میارم
...نه، اون
تو با این محل آشنایی نداری، باشه؟
.دیروز دقیقاً همینکار رو کردم
چی؟
،دیروز من .نه شما
.دو ثانیه برام وقت میبره
چرا همینجوری نرم؟ - .گوش کن. تو نمیری اون داخل -
.یه تصمیم گرفتم
.یه رهبر اینکار رو میکنه
.رهبری میکنه
.بیمن - .یا مسیح مقدس -
.نباید اینجا باشی - .باید به یه پرونده نگاه کنم -
.کسی به نام هارولد جنکینز
.نه، باید از شهر بری ،نباید این رو بهت بگم
ولی برای قتلش .دارن تو رو بررسی میکنن
.امکان نداره جدی باشی
.اثرانگشتهات همه جای صحنهی جرم بودن .طی سالها بحثهای پرتنش زیادی داشتید
،ظاهر قضیه خوب نیست .تمام حرفم اینه
.باورم نمیشه - تنها دلیلی که دارم -
این رو بهت میگم اینه چون .میدونم قبلاً به هم نزدیک بودید
،شخصاً .فکر میکنم آدم عوضیای هستی
همینطور میدونم هرگز .چنین کاری نمیکنی
فقط یه لطفی بهم بکن و ،وارد دید نشو
.تا وقتی مدارک بیشتری گیر بیارم
.باشه
...فقط
.نمیتونم بدون پرونده برم
متوجهی ممکنه شغلم رو از دست بدم، درسته؟
...اون پرونده، باعث
،زنده شدن پچ نمیشه
ولی میتونه جون .یه سریها رو نجات بده
،نمیتونم بهت چطوریش رو توضیح بدم ...من
.فقط میخوام بهم اعتماد کنی
.وانیا هستم
،پیغام بذارید .بهتون زنگ میزنم
.سلام، وانیا، منم
...فقط میخواستم
.اوضاع خیلی به هم ریختن
و... من فقط میخواستم .برات خواهر خوبی باشم
به گمونم تو اونکار .همه جوره شکست خوردم
ولی باید بهم زنگ بزنی. باشه؟
.دوستت دارم، آبجی
خب؟
.قابلی نداشت
.یا خدا - چیه؟ -
.هارولد جنکینز لئونارد پیبادیه
.هیچوقت حتی نگاهشون نکرده
چرا... ؟
چرا نکرده؟
چرا؟
!لوتر
لوتر، باید ببندیم ...تا بتونم
داری مشروب میزنی؟
...یا خدا
،یا خدا .تو مستی
.و رفتی سراغ کابینت مشروب بابا .قراره بدجوری عصبی بشه
.بیارش
No comments yet. Be the first to leave one.