Islands in the Stream

Islands in the Stream

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Väljalaske info

Islands in the Stream 1977 1080p AUS Blu-ray AVC LPCM 2 0-CultFilmsg
Kommenteerib warez
Translated subtitle from English to Persian islands in the stream 1977 زیرنویس فارسی سریال

Sildid

bluray
Avaldatud: 2025-11-24
Allalaadimised: 10
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

ریچارد اومد

خیلی خب، شما اونجا برید کنار. برید کنار

راهمون رو باز کنید. نمی‌بینید این مرد سخت زخمی شده؟

برید کنار

به کاپیتان رالف اخطار دادم اگه به قاچاق این پناهنده‌های خارجی ادامه بده...

یکی تیر می‌خوره.

هی، هی. تو، تو، تو. هی.

این مرد تیر خورده. برید کنار.

هی تام.

تام، دیشب باید با من می‌بودی.

شب حسابی‌ای بود.

قیافه‌ت که داغونه. کی بهت شلیک کرد؟

دیگه کی؟ گارد ساحلی لعنتی کوبا.

کار به جایی رسیده که یه آدم نمی‌تونه یه لقمه نون حلال دربیاره...

...بدون اینکه یکی بهش تیر بزنه.

هی، یه مشروب چطوره؟

نه، الان نه. بعداً می‌بینمت.

جوزف.

صبح بخیر، تام.

فکر می‌کردم امروز سر کاری. اِدی کجاست؟

داره به چشمش می‌رسه. چی شده چشمش؟

یکی یه مشت زده تو چشمش.

لعنتی، نیا تو.

تویی.

اینجا چه خبره؟ تو که هیچ وقت اینقدر زود تعطیل نمی‌کردی.

چرا اینقدر پریشونی؟

بیا عقب و یه نگاهی بنداز. باشه.

دهنت چی شده؟

دیشب یه دردسری درست شد.

این رو ببین. محشره، نه؟

چهار تا خشاب و ۲۰۰ تا گلوله هم همراهشه.

از کجا گیرش آوردی؟

کشتی تون‌ماهی که دیروز اومده بود رو می‌شناسی؟ کمک‌ناخداش داشت.

چی کار کردی، سرش دعوا کردی؟ نه، توی پوکر بردمش.

دعوا بعدش پیش اومد.

خب، قفلش کن.

نگران نباش. تا وقتی بچه‌ها اینجا هستن، قفل می‌مونه.

اِدی، چرا درگیر می‌شی؟

بحث سر حق و حقیقته، تام.

ببین، من همیشه امید دارم که حق و حقیقت پیروز بشه...

...ولی بعد یکی پیدا میشه و حق و حقیقت رو به زمین می‌زنه.

درد داری؟ نه، درد دارم، ولی مجروح نشدم.

اه، اونا فقط می‌خواستن ثابت کنن که من اشتباه می‌کنم.

سر چی؟

عمراً اگه یادم بیاد.

تام، فکر می‌کنی پسرا وقتی ما رو ببینن، چطور واکنش نشون بدن؟

نمی‌دونم. من همه چی رو آماده کردم.

امروز صبح دو تا جعبه کوکاکولای اضافه رو کشتی گذاشتم.

خوبه که پسرا دوباره پیشمون باشن، مگه نه؟

بعد از چهار سال؟

اِدی، از اون آتش‌سوزی بزرگ تا حالا دیگه هیچ چیزی مثل اون نمیشه.

من این رو هم‌ردیف بازگشت مسیح می‌دونم.

آره. می‌خوای یه دونه از اون‌ها رو تو کافه آقای بابی بخوری؟

آره.

اگه منم برای یکی باهات بیام، ناراحت نمیشی؟ کبدم امروز صبح داره پدرم رو درمیاره.

هنوز کبد داری؟

تا آخرین باری که نگاه کردم، داشتم. نمی‌خوام دستام بلرزه، تام.

برو خونه و بخواب، اِدی.

تام، امروز تولد ملکه مادره. یعنی، امروز ۸۷ ساله میشه.

و هنوزم یه زن فوق‌العاده‌ست. یعنی، برای من یه خورده خشک و رسمیه...

...ولی با این حال یه جورایی محشره، به خدا.

برو خونه، اِدی.

زیباست.

مرد. تو یه تیرانداز حسابی‌ای، توماس.

جوزف، اون تفنگ شعله‌ای رو بیار. آوردمش.

تام، یه نُوش برای ملکه بگو، یه نُوش قشنگ.

باشه.

آقایان و خانم.

ملکه مادر.

فکر نمی‌کنم این جزیره رو دوست داشته باشه.

و مطمئن نیستم که اینجا خیلی خوب کنار بیاد.

اما، آقایان و خانم، ملکه، خدا حفظش کنه.

اون بیرون مواظب باشین، لعنتی!

آروم باش، تام. اون چیزا می‌تونه به مردم آسیب بزنه.

بی‌خیال آروم بودن. ببین چطور خونه رئیس رو به باد میدم.

آتیشش می‌زنی. اگه آتیشش بزنه، من پولش رو میدم.

امتحانش کن، تام، یه دونه قرمز رو امتحان کن.

بیا، فقط یه دونه قرمز بردار، اون حرومزاده رو بسوزون.

بسوزونش، چی میگی؟ بسوزونش، بسوزونش.

آروم باش، تام. لازم نیست اینقدر خشن بازی کنیم.

این شب منه، شب من و ملکه مادر.

پس برو کنار، و ببین چطور لنگرگاه براون رو نابود می‌کنم.

روش بنزین داره. زیاد دووم نمیاره.

انجامش دادی، تام.

رئیس چی، تام؟ یه دونه سبز رو امتحان کن.

اون الان خاکستر شده. تام.

تام.

خدایا.

انجامش دادی، حرومزاده. انجامش دادی.

خب، صبر کن این یکی رو ببینی.

حالا حواست به این یکی باشه، ویلی.

شلیکت حرف نداشت، تام.

حالا نوبت بنزین براونه.

خب، تو که حسابی حالش رو گرفتی.

آره، لازم بود یه خورده آروم بشه.

تام، مستی، بدجور مستی.

تام، کجا میری؟

تام. توماس.

تام؟

بیا برگرد، توماس.

تام

چهشه؟

بچه‌هاش فردا میان

ادی کجاست؟

مگه نباید ماشین رو می‌آورد؟

مگه نباید به زودی بریم اسکله؟

می‌تونی پیاده بری پایین. من نمی‌رم استقبال هواپیما.

داری شوخی می‌کنی، نه؟ نه.

چهار ساله اون بچه‌ها رو ندیدی.

باید کار کنم.

داری چیکار می‌کنی؟ چه خبره؟

می‌خوای به بچه‌هات سلام کنی؟

نمی‌خواستن وقتی داشتی کار می‌کردی مزاحمت بشن.

واسه همین تو ماشین موندن.

آره.

این چه وضعیه؟

همین رو می‌گم تام. این چه وضعیه؟

خب، بهتره بیای تو، از بارون دربیای.

لعنتی، بابا.

بابا.

بیا، اندرو

بابا

بابا

سلام، دیوی

گرفتمت

بابا، اونو تو کشیدی؟

اون مامان منه

واقعاً خوشگله

چرا یه نقاشی از مامان ما نکشیدی؟

خب، مامانتون...

وقتی با مامانتون بودم زیاد کار نمی‌کردم

تو هنوز نقاشی می‌کنی، نه؟ نه

خب، آخه چرا؟

وقتی اومدم این جزیره، می‌خواستم یه چیز جدید رو امتحان کنم

اون کارو تو پاریس کردی، مگه نه؟

آره، پاریس رو یادت میاد، تام؟ حتماً

یادته چطور با تیرکمان کبوتر می‌زدیم؟

چرا این کارو می‌کردین؟

می‌خوردیمشون

با مامان می‌رفتیم کافه چون آپارتمان خیلی سرد بود

و هر سه مون یه گوشه، کنار یکی از اون...

چی بهشون میگن؟ منقل.

فکر می‌کردم اون لباس زنونه‌س.

خب، من چی می‌دونم؟

مجبورم اینجا بشینم؟ چی شده، دیوی؟

سرم درد می‌کنه. چرا دراز نمی‌کشی؟

یه آسپرین میارم. حالم خوبه.

برو دراز بکش اگه حالت خوب نیست. حالم خوبه.

اون همیشه همینجوریه.

مامان میگه داره دوران "پی.یو. بِردی" رو میگذرونه.

اون چیه؟ میدونی که، "پی.یو. بِردی"!

مثل وقتی که ۱۴ سالته.

اخبار شبانگاهی اِلمِر دیویس و گزارش‌ها را تقدیم می‌کنیم.

هیتلر، با اعلام اینکه پیروزی بر فرانسه

باشکوه‌ترین پیروزی در تمام دوران بود،

دستور برگزاری یک جشن ۱۰ روزه در آلمان را صادر کرد.

اینکه من و اندی اینجا باشیم، هیچ معنی‌ای نداره

این چه جور معنی‌ای داره؟

اون به ما اهمیتی نمیده

آخه!

پناهنده‌های آلمانی، چکی و لهستانی

اون پدرمونه، مگه نه؟

اون پدر شماست. برای ما فرق می‌کنه. فرق می‌کنه؟

چی یادت میاد ازش؟

خیلی چیزا. مادرت رو زد هیچ‌وقت؟

نه. خب، اون مادر ما رو زد

یادمه. منم همین‌طور

وای، چه دعواهایی می‌کردن

تو خیلی کوچک بودی که یادت بیاد

خب، من یادمه مامان خیلی گریه می‌کرد

شب رو یادمه که زدش

و جیغ زد و چقدر ترسیده بودیم

همه این‌ها یادمه، آره

اون موقع بدجنس بود. الان مهربون‌تر شده، فکر نمی‌کنی؟

اون هیچ عوض نشده. هنوز یه عوضی بدجنسیه

مامان همیشه همینو میگه

ببین، دیو، تا حالا نفهمیدی؟

که وقتی دو نفر ازدواج می‌کنن، خیلی دعوا می‌کنن؟

آخه، اون دیگه نمی‌تونسته کاری اونقدر بد کرده باشه

تو اونجا نبودی

تو اون رو مثل من و اندی نمی‌شناسی.

لعنتی، دیوی، یه فرصت بهش بده، باشه؟

اون به کی تا حالا فرصت داده؟ به جز تو.

دیوی، تو بعضی وقتا واقعاً عوضی هستی.

ببین، فقط به خاطر اینکه گنده‌تری، به من فحش نده.

تمومش کن، اندی. تو رئیس من نیستی.

من برادر بزرگترتم. برادر ناتنی.

نصفه و نیمه.

حالا کارت تمومه. هی!

باشه. نکن. یه بالشت بده به من!

هی!

اینجا چه خبره؟

خب، ما داشتیم...

آهای، تو کوچولو...

اشکالی نداره، دیوی.

اشکالی نداره.

یاهو!

هی!

وای خدای من، داره میاد!

تام. تام! خدایا، چه کله‌خر عوضی‌ای!

Islands in the Stream subtitles in other languages

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left