Esimesed 200 rida.
.پیش میاد
روز تو چطور میگذره؟ - خیلی عالی. تو چطور؟ -
.حرف نداره
.حرف نداره، عالیه
حتماً. این آخرهفته برنامهی باحالی داری؟
،فقط میخوام ریلکس کنم .با خانم وقت بگذرونم
.آفرین - تو چطور؟ کاری میکنی؟ -
.منم همینطور، برادر. فقط خانمی در کار نیست
.اون ممکنه چیز خوبی باشه - .آره -
اون واترسیل تامپسون چطوره؟
.خیلی خوبه. یکی از محبوبهامونه
.خوبه - .باشه -
.اینم رسیدت - .ممنون -
.روز خوبی داشته باشی
.فقط اومدم یه اعاده انجام بدم
همه چیز روبراهه؟
.آره، فقط نظرم عوض شد
این سومین باریه که این گریل هیباچی رو .خریدی و پس دادی
.آره، میدونی، فقط بحث ذغال دربرابر گازه
.تصمیمگیریش سخته
میبینم دوباره کربن منوکسید یابت رو پس آوردی؟
.فکر کردم شماها بدون قید و شرط پس میگیرید
.سوال نپرسیدم. یه اظهاریه بود
.باشه
رسید داری؟
.آره
.یه جایی هستش
،اگه میخوای پسش بدی
.لطفاً مطمئن شو رسیدش رو داری
.زودباش
پس فقط نگهشون میدارم، باشه؟
.خیلی مفید بودی
.همیشه یه ماجرایی هست
.همیشه یه داستانی هست
چی؟ چی؟
مشکلت چیه؟ چی؟
.لعنت به این
کجایی؟ کجایی؟
.دارمت
یعنی چی، مرد؟
فکر میکنی نمیتونم بگیرمت؟ .لعنتی
فکر کردی کدوم خری هستی، ها؟
.گندش بزنن
!برو به درک
شوخیت گرفته؟
!قیافه تخمیت رو نشون بده
!قیافه تخمیت رو نشون بده
!قیافه تخمیت رو... لعنتی
.گندش بزنن
.دارمت، حرومزاده
!دیگه خسته شدم از این کثافتکاری
!هر روز تخمی همینه
فکر کردی داری کدوم گوری میری؟ .خدای من، احمق تخمی
چیکار داری میکنی؟
.نه
!بسه. بسه، بسه، بسه
.7سی764اف1
.7سی764اف1
.7سی764اف1
سریال «مشاجره» فصل اول - قسمت یک
.::ترجمهای از امیرعلی::.
]،پرندهها آواز نمیخونن]
.اوه
شوخیت گرفته؟
.یه فکریش بکن
.فقط تمومش کن
ایمی؟
بله؟
حالت خوبه؟ تو فارسترز اتفاقی افتاد؟
.نه. همه چیز عالی پیش رفت
،جوردن فروشگاه معتبرش رو نشونم داد .و ما رو واسه فردا به خونهاش دعوت کرده
.پس میدونی، جشن عاشقانه همیشگیه
خب، پس جریان چیه؟ .انگار اعصابت خورد شده
.عزیزم
.زودباش
.باهام حرف بزن
...باشه، خب
،بعد از جلسه، تو پارکینگ نشسته بودم
تو این کر بودم که چندتا جلسه و تماس .تو دو سال گذشته داشتم
،بازم هیچ پیشنهادی در راه نیست و فقط بدجوری ذهنم رو بهم ریخت، میدونی؟
بعدش رانندگی رو شروع کردم ...و یه یارویی بود
...ایمی، قبل از اینکه شلوغش کنی
.دیگه باید جلوی حرف زدنت رو بگیرم
.یه نفس عمیق بکش
.مکث
باید روی نکات مثبت تمرکز کنی، باشه؟
میدونی، شاید بهتره .دوباره ژورنالهای قدردانی رو شروع کنیم
!بابایی
!ماژیکهای بیشتری میخوام
.هنرمند کوچولوی ما
...آه
.ژورنالهای قدردانی
.آره، راست میگی. بیا انجامش بدیم .ممنون عزیزم
.زودباش
!جونی - !مامانی، دلمون برات تنگ شده بود -
.منم همینطور، عزیزم
.به گلدونی که بابا درست کرده نگاه کن
.فکر میکنم عاشقش بشی
.آره، راست میگی جونی. عاشقشم
هنوز مشکلی با فروختنش توی فروشگاهت نداری، درسته عزیزم؟
...یعنی، اگه نظرت عوض شده
.مشکلی نیست
،فقط توی گالری فروش ندارن .پس نمیدونم
.از پسش برمیام
.پال
!پال
هی، خونهای؟
هی. یه رسید فارسترز جایی ندیدی؟
.من وسط بازی هستم
.رفیق، ریخت و پاشت رو جمع کن، مرد
میشنوی؟
.وسط یه بازی هستم
،هی، امروز یه یارویی شروع کرد به بوق زدن واسه من، درسته؟
،پس تعقیبش کردم
.حرومزاده رو مثل سگ ترسوندم
.مشکل دنیای امروزی اینه، مرد
.میخوان حس کنن هیچ کنترلی نداری
میدونی؟
انگار قراره با لبخند روی صورتت .مشکلات رو تحمل کنی
.بشاش توش، رفیق
!بشاش توش، مرد
.من نمیخوام... از لبخند زدن خسته شدم، رفیق
.سلام
منم مامان. خوبی؟
آره، مامان. حال تو و بابا چطوره؟
.زندگی با عموت سخت بوده
هوم؟ - .من و بابا هم هر روز دعوا میکنیم -
چی؟
.فکر نمیکنم دیگه بخواد کار کنه
واسه چی بخوام تو این سن کار کنم؟
!حتی وقت ندارم صبحونه بخورم
.مامان، بابا، نگران نباشید
.کسب و کار خوبه
.اون زمینی که همیشه میخواستی رو میخرم
.یه خونه بزرگ میسازم
.حتماً
!نه، واقعاً میگم
.بگذریم، اینقدر نگران ما نباش
یه دختر کُرهای مهربون .توی کلیسا پیدا کن و ازدواج کنید
.یه خانواده تشکیل بده
.باشه
و خوب میشه اگه پال .یکم پول در بیاره
.حتی از اتاقش خارج نمیشه
چطور میخواد پول در بیاره؟
هی، تازه این زنجیر رو .به قیمت 2 هزار دلار خریدم
شماها چه غلطی کردین؟
.بهت زنگ میزنم
.پال الان نمیتونه بازی کنه - مشکلت چه کوفتیه؟ -
از کریپتو پول در میاری؟ - .به تو مربوط نیست -
.اگه بخوای تمام پولت رو سوخت بدی مربوطه
میدونم دارم چیکار میکنم. باشه؟
.نه، نمیدونی، رفیق .قول دادی اون کار رو نمیکنی
.واسه همین این هفته بیشتر از تو در آوردم .لازم نیست توالت تعمیر کنم
از وقتی مامان و بابا مسافرخونه رو از .دست دادن داشتم دهن خودم رو سرویس میکردم
و تو میخوای قمار کنی وقتی اونها میرن واسه سامچون کار کنن؟
میتونی واسه من منبر بگیری
وقتی خودت گذاشتی آیزک توی مسافرخونه کارهای مشکوکش رو اناجم بده؟
.واسه همین اصلاً از دست دادیمش - .اون پسرعمومونه -
.نمیدونستم
.خانوادهمون یه مشت بازنده پلشته
.تمام رمزعبورهات رو بنویس
.همهشون رو. تمام حسابهات - چه گوهی داری میخوری؟ -
میخوام تغییرشون بدم .تا بهشون دسترسی نداشته باشی
داری جدی میگی؟
،هی، بنویسشون .وگرنه باید کرایه خونه بدی
.باشه
غذا خوردی؟
.آره، کاملاً راست میگی .به اون فکر نکرده بودم
.هوم
...نه، میدونم. آخه
من مالکم پس بالاتر از من کسی نیست که ...بتونی باهاش صحبت کنی
الو؟
الو؟
.شوهرت نابغه است
.آره
.نه، جدی میگم
قطرهها، به نظرت جاشون اشتباه نیست؟
نه، به نظرم دقیقاً چیزیه که .فروشگاه نیاز داشت
.فکر خوبی بود .یه فکر خیلی مثبت
.یعنی، دوتاتون نابغهاید
.زندگیتون مایه الهام بقیه است
.ممنون، میا
.هر روز با احساس خوش شانسی زیاد بیدار میشم
...میدونی، من درست بعد از اینکه
توی دانشگاه کارهای هارو ناکای رو خوندیم .وارد طراحی شدم
.آره، بابای جورج خیلی خاص بود
.هر روز دلمون براش تنگ میشه
چی؟
اون به ژاپنی میشه متأسفم، درسته؟
.باحاله
.ممنون
.عاشق این فضا هستم
.ممنونم، مامان
اگه سوالی داشتی بپرس، باشه؟
.خدای من. ایمی لائو
میشه باهم عکس بگیریم؟
.البته
.دارمش
چند ساله که تو اینترنت .گیاههات رو میخرم
.فقط گفتم باید یه سر به فروشگاه بزنم
No comments yet. Be the first to leave one.