Esimesed 162 rida.
میدونستم که اعتماد کردن به تو اشتباه بود
تو خودتم خیلی ضایع بودی
من اونی نبودم که رفتم توی تلۀ سیلکو، تازه یکی هم نه، دوتا
این کار سیلکو نیست، یکی دیگس
تو از کجا میدونی؟
چونکه تا الان باید مرده بودیم
چقدر عالی
کی میخواستی بم بگی که خواهر روانیت براش کار میکرد؟
همون موقع که تو میخواستی خیلی صاف و ساده بگی
که چرا این پایین اومدی.
- من بهت حقیقت رو گفتم. - کصشعره
اون سنگ درخشان چی بود؟
میدونستم
قضیه چیه؟
- بس کن! دستاتو ازم وردار! - ولش کن!
- بزار برم! - «وای»؟
وای!
وای!
تو خجالتیای یا فقط زشتی؟
برای یک دختر مرده خوب بهنظر میای
اکو؟
دربارۀ این چی میدونی؟
هیچی. اینهمه بحث سر چیه؟
با جینکس داشتی چیکار میکردی؟
اسمش پاودر هست.
و من وقتی پیداش کردم که تو و آدمکشهات یهو پیداتون شد
منم. «وای»
همونی که تو رو میبرد به تودۀ زباله
و وقتی که با گریس کثیف شده بودی با شیلنگ تمیزت میکرد
خیلی وقت پیش بود
مردم عوض میشن
اره. اینو میفهمم
برای سیلکو کار میکنی؟
کیر تو کلهات.
فکر میکردم مردی
و الان با یک فرد از پیلتوور میای و خطوط رو نشونش میدی؟
داشتی دنبالمون میومدی؟ چرا هیچی نگفتی؟
نمیدونستم اگه میتونستم بهت اعتماد کنم.
خب این یعنی باید اینقدر تند واکنش نشون بدی؟
حدس بزن اینو از کی یاد گرفتم؟ (منظورش وای هست)
خب باید بیشتر یاد میگرفتی. هنوزم مثل یک پسربچه مشت میزنی
و تو هنوز با صورتت دفاع میکنی
یادمه وقتی که نمیتونستی از خودت در برابر من دفاع کنی
دلم برات تنگ شد مرد کوچولو
چند وقته بندارو باز کرده بودی؟
چند مدته که داشتی مینالیدی؟
جالبه
واقعا دلم میخواد دستگاه رو ببینم
این هکسهسته رو
شاید سخت باشه
تکتک ترکیبات کتیبهها رو امتحان کردم ولی همش یک نتیجه میداد
اون چیز مورد آزمایش، پژمرده و پوسیده میشه
شاید خطا توی محاسباتت نباشه ولی...
شاید در چیزهای مورد آزمایش توئه
طبیعت باعث شد که زیر بار تغییر نریم
ولی خوشبختانه، ظرفیتشو داریم که طبیعتمونو تغییر بدیم
- و این شیمر هست؟ - یک نوع دیگهاش
چیزهایی رو در اختیار فرد قرار میده که از یک انتقال سخت(مرگ) زنده بمونه
روی گیاها کار میکنه؟
تو بهخاطر گیاهان اینجا نیستی، مگه نه؟
من نگاه یک مرد بدبخت رو میدونم
باید بهت اخطار بدم
اگه این راه رو پیش بگیری، ازت متنفر میشن
عشق و میراث ، چیزهاییه که برای پیشرفت فدا میکنیم
برای همینه که راهمو با هایمردینگر جدا کردم
- جیس متوجه میشه. - شاید
کار چکش عجب کار ظریفیه
چطور پیدام کردی؟
تو رئیس مجلس هستی. مردم میدونن که کجا میری
یادم ننداز
این تعطیلات مرزی مردم رو از کار انداخته
باید باشن
مارکوس اینو برام اورد. یک چیز منفجرهاس
سعی کردم جداش کنم و نزدیک بود منو بکشه
هرکسی که ساختش ، کارشو بلده
این و شیمر. باورش سخته که از چیا برمیان.
این همون چیزیه که اذیتت میکنه؟
اون مربی من بود ، مل. و من بهش خیانت کردم
هرچیزی که دربارش گفتی حقیقت داشت
خونوادهام تبعیدم کردن ولی هنوزم بخشی از وجودم دوستشون داره
هایمردینگر در نهایت درک خواهد کرد
الان زمان توئه جیس. دیگه قوانین دست و پاگیر تمومه
تو میتونی هکستک رو معروف کنی، دقیقا همونطوری که آرزوشو داشتی
اول باید ویکتور رو نجات بدم
کجاست؟
نمیدونم
اون ناپدید شد. اون بعضی وقتا انجامش میده
- حتی از کیتلین هم نشونهای نیست. - همون دختر کیرامن؟
فقط...
- بیخیال. - هی، ما اینو رد میکنیم
من حواس مجلس رو پرت میکنم. ولی بهزودی به رهبرشون نیاز دارن
در حین حال...
سعی کن روانی نشی
کل تجارتمون از کار افتاده. مامورها هرکسی رو که از پلها رد میشه رو بازرسی میکنن
مارکوس داره از فرمانهای من پیروی میکنه. داره جلوی بازگشت «وای» و کیتلین رو میگیره
یا شایدم بالاخره طرف اونارو گرفت
«کمبارن» ها یک دورهمی رو برنامه ریختن
- به اندازۀ کافی مشکل داشتم. - اصلا شبیه یک درخواست نبود
کجا داری میری؟
باید جینکس رو پیدا کنم
- قربان. - چیه؟
من با شپشهای غار شباهت بیشتری تا جینکس دارم
ولی من همیشه با آقام موافق نبودم.
و؟
وقتی آمادهاس خودش میاد پیشت
تو از دستش دادی
من از دستش ندادم! اونا بردنش
اون مامور براش مهمه، خودتم دیدی
اون اونجا بهخاطر من بود! نه بهخاطر مامور
اسمشو یادته؟
چرا باید اسمشو یادم باشه؟
اون یک شهربالایی احمقه!
کیتلین
یالا. بریم!
گرفتمش
این یک درخت واقعیه؟
خیلی باحاله مگه نه؟
اولین بار که دیدمش، میدونستم این همونجاییه که میخوایم
اگه یک دانه بتونه اینجا رشد کنه، ما هم میتونیم
اینهمه رو تو ساختی؟
تنهایی نه
بعد از اینکه وندر...
مرد
سیلکو خطوط رو پر از شیمر کرد
براش مهم نبود که با مردم چیکار میکرد
هرکسی که اینجا بود یا یک معتاد بود یا یک قربانی
سلام.
اونا یک جای امن رو برای شروع مجدد نیاز داشتن
من باید اونجا میبودم. برای تو. برای همگی
راه خوبیه که خودتو دیوونه کنی
اگه من اونروز با تو رفتم، شاید هیچکدوم از اینا اتفاق نمیفتاد
یا شایدم میمردی، یا تغییر میکردی
پاودر از بین رفت، وای.
تنها چیزی که مونده جینکسه و متعلق به سیلکو هست
اشتباه میکنی. اون هنوز اونجاست. من میتونم بهش برسم
تو نمیتونی
خواهرم رو میشناسم
یک چیز دیگهای دارم که نشونت بدم
اینا همۀ کسایی هستن که از دست دادیم
بهای آزادی ما
بعضیا مامور بودن
اکثرش سیلکو
خواهرت بهخاطر اینکه خودش میخواد براش کار میکنه، نه بهخاطر اینکه مجبوره
متاسفم ولی الان اون همونیه که هست
برو پایین
- بزارید رد شیم! - بجنبید!
متوجهیم
فقط برید عقب!
- ممنونم که هوشیارم کردی کلانتر. - خواهش میکنم، شورا
جیس، این چیه؟
هیچ ایدهای داری که این چطوری بنظر میاد؟
من یک راهبندان رو خواستم و شریک خودم ازش تخلف میکنه؟
تو اینو فرمان دادی؟ چرا؟
مردمی اون پایین هست که هرکاری رو برای نابودی ما انجام میدن
تو چیکار میکردی؟
من داشتم با یک دوست دربارۀ معمای ما صحبت میکردم
گفتمت یکیو میشناختم
خب تو نگفتی که از شهر زیرزمینیان.
چه فرقی داره؟
چه فر... اونا خطرناکن.
من از شهر زیرزمینیام
تو راست میگی
No comments yet. Be the first to leave one.