Esimesed 196 rida.
همین الان اون فندک زیپوی لعنتیمو میخوام
والتر، این رفتاریه که باعث میشه
گمشو
داری تصمیمت رو میگیری؟
یه لحظه صبر کن
الو؟
هنوز نفهمیدی، والدو؟
اون تصمیم گرفته که فندکت رو بهت نده
چون دوباره کتابخونهی خودیاری رو به آتیش میکشی
اسمم والتره
این اواخر کسی رو کشتی؟
با اون ماشین لعنتیت به کسی زدی؟
خودشونن؟
آره. بالاخره اومدن
که نمیذاری اون رانندگی کنه، نه؟
والتر، تو فقط مسئول خودتی
کل وسایلت همینه؟
آره
خب، هیچوقت شماره موبایلت رو به من ندادی
اشتباه شد
شانس آوردم اخراج نشدم. قبلاً در این مورد حرف زدیم
هی. اینم از تو
فکر کردم میخوای منو توی مرکز ترک به امون خدا ول کنی
نه. ساعت ۱۰:۳۰ـه. نیم ساعت دیر کردی
همینطوری با این دیوونهها اینجا ایستاده بودم
وای خدای من، خیلی عالی شدی
تو هم همینطور عزیزم
میتونم اینو ببرم؟ سلام، پل باکمن هستم
رزا. دفعهی قبلی که اومده بودین همدیگه رو دیدیم
بله، سلام. خوشحالم دوباره میبینمتون. سلام
خب، بریم دیگه. بریم
باشه. حتماً. عالیه
اوم
موفق باشی
ممنون
کیم. موفق باشی
ممنون
خب. هی، بقیه کجان؟
هی کارول. سلام کیم
بقیه کجان؟ ریچل کجاست؟
اوه، اون تو خونهست داره آماده میشه
پل: توی خونه اونقدر کار هست که حد نداره عزیزم
و میدونی که خواهرت داره همهی کارها رو خودش انجام میده
خواهرم داره محیط رو طبق میل خودش تغییر میده؟ جدی؟
از برگزارکنندهی عروسی و اینجور چیزها خبری نیست
فقط خودشه
و سیدنی و یه عالمه از دوستاشون. و اون خیلی ذوق داره
که تو داری میآی خونه. عالیه
خب، چیزی جا نمونده؟
آره. آره آره. میشه فقط بریم؟
کسی هست که
کسی هست که بخوای باهاش خداحافظی کنی؟
خدایا، نه
پس همهی این جوونای پرانرژی که برای عروسی کمک میکنن
توی خونه میمونن؟
چون بعد از نه ماه همسلولیهای عوضشوندهی همیشگی
و آدمای دیوونه و
تو توی سلول نبودی کیم
چی؟ یه جورایی منتظر بودم برای یک بار هم که شده یه کم حریم خصوصی داشته باشم
تنها آدم اضافی توی خونه اما هستش
اوه، اوه! ریچل و اما. بله
خدای من، چقدر آرامشبخش
تنها دو نفری روی زمین که کمتر از هانیبال توانایی سپردن کارها به دیگران رو دارن
اونم شبِ عروسی. اوه! ناختمار
ناختمار؟
ناختمار. نمیدونی ناختمار چیه؟
ناختمار یه کابوس اونقدر بد بود که به آلمانی میگفتنش
کارول: متوجهم
ریچل حتماً داره دیوونه میشه
خیلی عصبیه؟
اون مشکلات پنهانِ مربوط به غذا خوردنش دوباره دارن میزنن بیرون؟
هنوز زیر تختش اسنیکرز و خامهی فرمگرفته قایم میکنه؟
مثل وقتی که دبیرستانی بود؟
هیچوقت اون عادتش رو ترک نکرد
فکر نمیکنم این دیگه براش مشکلی باشه عزیزم
بهت برنخوره بابا، ولی تو هیچوقت فکر نمیکردی این براش مشکلی باشه
واقعاً مشتاقم مامان رو ببینم
مامانت رو امشب و اندرو رو توی ضیافت شام تمرینی میبینی
خب، شاید بعد از دیدن ریچل، برم خونهش پیش مامان
خب، نمیدونم
میشه بزنی کنار، لطفاً؟
معذرت میخوام، حالت تهوع دارم و باید یه چیزی بنوشم
کارول: من برات یه کوکای رژیمی دارم
پپسیِ دستگاهی رو ترجیح میدم
هی، تو رو توی برنامهی "پلیسها" ندیده بودم؟
اولیو
کیم: هی، اولیو اونجاست
پل: صندلیهای اجارهای... سیلِ جمعیت
آره
هی بابا، نگرانش نباش. من میارمش
پل: برداشتمش
پل: سلام آقایون
سلام
به هر حال، ببخشید. همین الان یه روح دیدم
اما: این زیادی کوتاه نیست؟
وای خدای من! تو چقدر کوچولویی
کیمی
اوه! آخ
ببخشید، ببخشید، ببخشید. همهی لباسم پر از سوزنه
آره، حس میکنم
کیم، میشه لطفاً اینجا سیگار نکشی؟
خیلی عالی شدی. - اوه نه، خیلی چاق شدم
خب، مرکز ترک اعتیاد آدم رو چاق میکنه. همهش تقصیر این دستگاههای خوراکیه
نه، تمومش کن. نه، خودت چی
به خدا قسم میتونستم شرط ببندم دوباره داری بالا میآری
اما: سلام کیم. - سلام اما
جدی میگم، اونقدر کوچولویی که انگار آسیایی هستی
خب قضیه چیه؟ هنوز روانپزشکِ واقعی نشدی؟
با اینکه انگار ۱۲ سالته
ریچل داره روانشناسی میخونه نه روانپزشکی
تفاوتشون رو میدونی، مگه نه؟
باید برای اما یه چیز آرامبخش تجویز کنی، مثلاً وایکودین
تا یک سال و نیم دیگه دکترام رو میگیرم
و روانشناسها اجازهی نسخهنویسی ندارن
فکر کنم توی "گوآم" دارن
میشه لطفاً اون رو خاموش کنی؟ اما این لباس رو طراحی کرده
و حدود ۴۷ یارد پارچه توی این لباس به کار رفته
و ممکنه مثل کشتی هوایی "هیندنبورگ" آتیش بگیره
باشه، باشه. ببخشید. الان خاموشش میکنم
اما: ممنون، کیم
آنجلا پیلین داره میآد عروسی
آنجلا پیلین نمیآد
جدی؟ آره
وای خدای من
من اونقدر با آنجلا پیلین خمیر کلوچه خوردم و گاز خنده زدم که نگو
میدونم
و اون بهت اعتراف کرد که فانتزیِ مخفیانهش "الویس استویکو"ـه
تو از کجا... اما: چی؟
ریچل: آمارِت رو درآوردم. الویس استویکو، همون اسکیتباز نمایشی؟
کیم: وای خدای من
اون این فانتزی رو داشت که موهاش رو بالا جمع کرده
و یه عینک خیلی جدی... خیلی خیلی
عینک حرفهای زده چون... خیلی جدی
اون داور المپیک بود
یه داورِ مشهور جهانی. توی مسابقاتِ مردان
فینال اسکیت توی المپیک زمستانی. توی المپیک زمستانی
و الویس استویکو داشت اسکیت بازی میکرد
برای مدال طلا
توی فینال با آهنگ "Could This Be Magic"
اثر بری. اوه! اثر بری مانیلو
و درست وقتی که بری میخونه:
# الان، الان، الان و محکم نگهش دار
# الان، الان و محکم نگهش دار! #
اون اسکیتکنان میآد سمت میز و جلوی اون میایسته
چشماشون تو هم قفل میشه و اون دستش رو دراز میکنه
و اون هم دستش رو میگیره. میگیره
موهاش رو باز میکنه! وای خدای من
و بقیهی آهنگ رو دو نفره اسکیت بازی میکنن
اوه! و اون حذف میشه. ولی براش مهم نیست
ولی براش مهم نیست. درسته. وای خدای من
من میرم طبقه پایین اولیو رو پیدا کنم
و یه کم محبت بیقید و شرط بگیرم
عالی شدی
به خونه خوش اومدی
کیم: (با خنده) ممنون. اما
حالا که حرف از سگ شد
بالاخره کی قراره این نامزدت رو ببینم؟
ریچل: با کییرن رفتن یه سری وسایل رو بیارن
برمیگرده
دارم هاتداگ و "هونگابونگا" درست میکنم
کی چی میخواد؟
ریچل: خیلی گرمه
اما: پل، من گلوتن نمیخورم
پل: دوتا... میشه منم یکی داشته باشم؟
آره. چی نمیخوری عزیزم؟
گلوتن
کیم کجاست؟
ریچل: در ضمن، من لباسم تنمه
لباست رو پوشیدی؟ بذار ببینمش
نه! نه
باشه. خیلی خب
کیم: بیا اولیو
چی برات بیارم، کیمی؟
راستش، برای یه جلسه دیرم شده
و باید توی یه لیوان ادرار کنم و به عنوان یه خطر زیستی عمومی ثبتنام کنم
باشه عزیزم، خودم میبرمت
نه، اشکالی نداره. فقط بهم بگو از کدوم ماشین استفاده کنم
پل: خب عزیزم
اوه! میشه منم یه "هونگابونگا" بخورم، پل؟ یه دونه
تامیرا: منم میتونم یکی داشته باشم؟ دوتا هونگابونگا
کدوم ماشین؟
کیمی، یه لطفی در حقم بکن
ببخشید
من گواهینامه دارم. - میدونم عزیزم
باورت نمیشه الان وضع بیمهم چطوریه، و منم زیاد با این موضوع راحت نیستم
میشه یه راه دیگه پیدا کنیم؟
سلام. سلام، اومدم توی یه لیوان ادرار کنم
ایشون اومدن تست ادرار بدن
الان یه نفر میآد خدمتتون
باشه. یه جلسهای هست که باید بهش برسم
جلسات توی اون یکی ساختمون برگزار میشه
میدونم
الان یه نفر میآد پیشتون. بفرمایید بشینید
من معتادم
کثافت
فقط یک بار. کیم: ببخشید
No comments yet. Be the first to leave one.