Esimesed 152 rida.
. من عاشق لندن ام
،من عاشق لاشي بازيهاش،بسته بودن روابط داخلش . و خسته کننده بودنش هستم
. من حتي عاشق آب و هواش هستم
. اما بيشتر از هرچيزي،من عاشق ناشناس بودن هستم
،اولين چيزي که بايد در مورد من بدونيد . اينه که من يک جنده هستم
تو دنياي بچه گانه لباس هاي دو تيکه ،و دنياي پير چکمه هاي مزخرف
مطمئنترين راه براي يافتن يک فاحشه . اينه که دنبال يک زن با لباس طراحي شده بگرديد
،جاي آسانسور رو نشون کنيد . پذيرش رو ناديده بگيريد
. مثه اينکه شما مي دونيد کجا مي خواهيد بريد
،سريع راه بريد . و زياد جلب توجه نکنيد
. افسانه اي باشيد ولي در ضمن، قابل فراموش شدن
،درضمن بايدحتماًبدونيد . که اين من واقعي نيست
. هشدار:اين سريال حاوي صحنه هاي جنسي فراوان است
خاطرات روزانه يک فاحشه فصل اول-قسمت اول
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه و
ترجمه و ت
ترجمه و تن
ترجمه و تنظ
ترجمه و تنظي
ترجمه و تنظيم
ترجمه و تنظيم ز
ترجمه و تنظيم زي
ترجمه و تنظيم زير
ترجمه و تنظيم زيرن
ترجمه و تنظيم زيرنو
ترجمه و تنظيم زيرنوي
:ترجمه و تنظيم زيرنويس
:ترجمه و تنظيم زيرنويس س
:ترجمه و تنظيم زيرنويس سي
:ترجمه و تنظيم زيرنويس سير
:ترجمه و تنظيم زيرنويس سيرو
:ترجمه و تنظيم زيرنويس سيروا
:ترجمه و تنظيم زيرنويس سيروان
:ترجمه و تنظيم زيرنويس سيروان ن
. صبح بخير
روسپي،جنده،فاحشه،خودفروش- . برام مهم نيست چي منو صدا مي کنيد
. اينا همشون يه معني مي دن
... . به زيادي آدما
،دختراي شاغل وجود داره . پس شما نمي تونيد کلي نگاه کنيد
. اما درمورد خودم مي تونم بهتون بگم
اول بايد بگم که ... من از رابطه سوءاستفاده نميکنم
من بچه اي براي مواظبت کردن ندارم . و تا الان هرگز به چيزي اعتياد نداشتم
"به جز شايد به فصل چهارم سريال "بال شرقي ... اما، بدونيد که
. من خيلي در کلاس بالايي هستم
که به اين معني هستش که من ... براي يک ساعت اجاره ميشم
. و من قيمت بالايي دارم
خب ، من چرا اين کارو مي کنم؟
. خب ، من عاشق سکس و پول هستم
و مي دونم باور نمي کنيد که من عاشق . سکس هستم،ولي واقعاً اينطوريه
. به علاوه اينکه من کلاً آدم تنبلي هستم
. من واقعاً خوشم مياد آقابالاسر خودم باشم
و در حالت واقعيش هم رييس خودم هستم
. بديهي است که من يک کارجورکن دارم
. که تمام مشتري هام رو بدقت کنترل مي کنه
دوتا آقاي دوست داشتني امروز برات دارم- باشه-
و يکيشون براي عصر مياد . و يکيشون براي بعدازظهر مياد
کي؟- ساعت دو-
!الان ساعت يک و نيمه
واقعاً؟- . آره!تو مي دوني که من از يک ساعت قبل بايد خبردار بشم
،خب،لعنتي،دوش بگير ،اصلاح کن خوشکله !الان تو راهه
. من يک سري قوانين دارم
. قانون شماره 1. زندگي و کار رو از هم جدا کن
. شخصي،کار
. خصوصي
. حرفه اي
. هانا. بل
. و هرگز دونفر رو باهم نبايد قبول کرد
. قانون شماره 2. مشتري ها رو تحت کنترل داشته باش
. اونها ميشن،من سرپا هستم . پول رو اول بگير
. آره. بعدش تماس مي گيرم
. مشکلي نيست
. باشه،خداحافظ
. قانون شماره 3. امنيت
خب،اگه من بگم که "هيچ مجلي نيست"به جاي . اينکه "هيچ مشکلي نيست" بگم،يه مشکلي هست
. هرچيزي که لازم داري اينجا هست
. قانون شماره 4. بهداشت. بهداشت من و اون
. من هميشه از دئودورانت مردونه استفاده مي کنم
. من هيچ وقت عطر نمي زنم
يه حرفه اي هيچ وقت اجازه نمي ده که . مشتريش بو زنونه به خودش بگيره
متقاعدشون کن که تو خيسي و . و تو اونجا يه ميانبري
!برو توي بيصدا
، وآخريش که کاره کمي هم نيست
چيزي رو که مشتري ها مي خوان با کل سرعتي که مي توني بهشون بده
. بامن بيا
يه چيزي رو که هرروز بهش فکر ميکني به من بگو
منظورت چيه؟
. يه چيزي که باهاش حال مي کني- !اوه-
. اين
کجاداريم اين کار رو مي کنيم؟
کجا دوست داشتي منو بکني؟
. بيرون خونه
آيا ما تو يه کوچه ايم،يه کوچه کثيف؟
. ام... . . باشه
تو يه ساحل؟
تو يه زمين؟
تو يه مزرعه؟
. آه،يه زمين تو يه مزرعه
. من يه دختره دهاتي ام
... تو يه مزرعه داري
. يا پسرتواصطبل که مخه منو واسه کردن ميزنه
اوه!اوه!اصطبلها رو مي بيني؟
. آره،البته که مي بينم
بوي اسبها رو مي شنوي؟
،من بوي اسبها رو ميشنوم . اونا تو طويله اشون سروصدا مي کنن
. اونا خيلي هيجان زده شدن
اسبها شق کردن،اينطوري نيست؟
. اوه،آره. آره،شق کردن
. شايد بايد من رو ببري داخل اصطبل
. دينا اسبها رو بکن
. نه،من حتي نزديک هم نشدم. خيلي بزرگه
اووه!داره چي مي کنه؟
. اسب نره، خارج از کنترله
خيلي بزرگه. مثله اينکه مي خواد . در اصطبل رو بشکنه
. آي،اونا خيلي قوين،اسبها- . خيلي-
. قدرتمند. اسب
من به همه مي گم که من يه منشي حقوقي براي . يکي از بزگترين شرکت هاي حقوقي هستم
،مي دونيد،کسايي که به يه سري مسايل تو شب نياز دارن . بايد با خط قرمزهاي قرارداد آشنا بشه
،خيلي خسته کننده هسته . هيچ کس درموردش از من نمي پرسه
من حتي به بهترين دوستم،بن،نمي تونم . بگم که براي امرارمعاش چي کار مي کنم
. بهترين شيريني ترش در لندن،اونه
پوست رو مي بيني؟ . اون يه ماشيني نيست،اون کاره دسته
من فکر مي کردم واينسا تو رژيم داري؟-
،من تو يه توفوو مزخرف دارم زندگي مي کنم . اما من تو کلوب پس مونده ها رو مي خورم
،اگه چاقتر از اين هم بودي من هرگز تو رو واداربهگرفتن رژيم نمي کردم
،آره . ولي تو بدترين دوست دختره دنيايي
چي؟- . مسخره نشو-
!تو هرگز اينکار رو نمي کني
... تو واقعاً نمي- . به سايز لبت نگاه کن-
. واقعاً قشنگه- . بدش. آره, باشه-
!اوه،تو
خيالبافي يه بازي دخترپولدار معيوب؟- ما اين کارو يه مدته نکرديم؟-
!اون يکي- !اون يکي-
. خوبه،من فکر مي کنم اين يکي دوست داشتني هستش
. اي بابا، اينکه استخرش کوچيکه
ما براساس اندازه استخرنمي خوايم . تصميم بگيريم بنجامين
. به هرحال فاز نمي ده اينجوري
. بزن... بريم توش
!اوه،باشکوهه
. اين عاليه
. شومينه قشنگيه
. اوه،آره،عاليه
حقوق دان مدافع يا کيوسي؟
. نه. دلال سهام شرکتها
اينجا متعلق به يک حقوق دان بازنشته . است که مي خواد از لندن بره
. اون هنوزم عاشق اين ملک هستش
. پنجره... تسمه اي
. آره،من عاشق اينجور پنجره ها هستم- . خوشم اومد-
No comments yet. Be the first to leave one.