Esimesed 200 rida.
مترجم «سعید بهمنپور»
در روزگار ما
.پس از بازگشت به کره، سانگوون به دوستش، جونگسو، تکیه کرده است
.اما عقیده دارد تنها کسی که واقعاً میتواند به آن تکیه کند خودش است
.چرا بیدارم نکردی؟ باید بیدارم میکردی
.خیلی دیر خوابیدم
.حسابی میخوابی
چرا خب بیدارم نکردی؟ .باید بیدارم میکردی
دوست داری تنها باشی؟ واسه همین بیدار نکردی؟
.از این به بعد بیدارم کن
.اگه کاری واسه انجام دادن داشتی خب بیدار میشدی
.چه باحال. اینطوری موقع کار شراب میخوری
.واقعاً باحاله
.دوست دارم هر از گاهی مزه کنم خوب خوابیدی؟
.آره، خوب بود. خیلی خوب خوابیدم
.حسابی میخوابی ها .طولانی هم هست خوابت
.یکم تعجب کردم
.اونجا که بودم به سختی میخوابیدم .واسه همین اینطوریه
.خیلی استرسزا بود، هرروزش سخت بود
...واسه همین نمیتونستی بخوابی
،چیزی که واقعاً نیاز داشتم .یه خواب طولانی بود
.من میتونم کل روز رو بدون توقف بخوابم
.واسه من، خوابیدن خیلی شیرینه
.همین رو میگم
.ولی من اگه زیاد بخوابم کمرم درد میگیره
چیزی از قهوه مونده؟ - .آره، یه لیوان بیار -
باید بیارم؟
.اوری اومد
اوری اومدی؟
ای خدا، اینوقت صبح بیدار شدی؟
.اوری ما خیلی خوشگله - اوری در زبان کرهای به معنی «ما» است و اینجا از این شباهت اسمی برای خطاب کردن گربه استفاده شده -
.بهش خوراکی بده .توی یخچال داریم
بیارم؟
!اوری
.اون خیلی شکموئه. خوردنو خیلی دوست داره
خوراکی میخوای؟
.خیلی نازه
.واقعاً غذا خوردنو خیلی دوست داره .داره چاق میشه، چیکار کنیم؟ نگرانشم
.خیلی نازه
.یکی دیگه هم بخور
...چقدر خوشگله .خوب غذا میخوره
.خیلی چاق شده
.خب بهش کمتر غذا بده
.نمیتونم
.دلم نمیاد اینکارو نکنم
.وقتی تو چشماش نگاه میکنم، خیلی دلش میخواد
.نمیتونم
زندگی کردن هدفی داره مگه؟ .حسابی بخور
.حداقل باید از خوردن لذت ببری
.نگرانم که انقدر تپله
.آخریش
.خیلی دوست داری
.یکی دیگه
دیگه بهش نده. چندتا دادی بهش؟
شاید پنجتا؟
.بیشتر باید باشه ها
.ولی تا دهتا اشکال نداره
واقعاً؟
پس یکی دیگه میخوای؟
!چقدر خوشگله
.ولی بیشتر شبیه سگه تا یک گربه
.آره، شبیه یک سگه
.از آدمها نمیترسه، از منم دوری نمیکنه
.از اول اینطوری بود
.آره از همون بار اول اومد سمتت
.بهنظرت چرا؟ عجیبه
من بوی خوبی میدم؟
.وقتی برای بار اول دیدمش، همینجوری بهم خیره شده بود
.آره
.از همون اول جذب تو شده بود
بوی خوبی میدم؟
شایدم میدونه من چقدر دوسش دارم؟
.نه، همه دوستش دارن .ولی رفتارش با همه اینجوری نیست
.به نظر میاد اوری باهات راحته
.شاید تو رو بیشتر از من دوست داره
!هی، اوری
چرا انقدر سانگوون رو دوست داری؟
هی، چرا اینطوری هستی؟ چیشو انقدر دوست داری؟
.نگاهش کن
.با بقیه اینطوری رفتار نمیکنی
بهخاطر اینه که زیاد بهت غذا میده. مگه نه؟
.اومدی. بیا تو
.سلام. جیسو هستم
.میدونم، خوشحالم میبینمت - .خوشحالم میبینمتون -
،خیلیوقت گذشته منو یادتون مونده؟
.ماسکت رو در بیار - ماسکم؟ -
.آره، خودتی
.شما زیباتر شدین
.حرف عجیب نزن. بریم تو
.ممنونم
این چیه؟
.صابونه
...پس صابونه - .بله، صابون مایعِ طبیعیه -
.توی برزیل معروفه، میگن همه ازش میخرن
این چیه؟
.اون هم صابون مایع کاملاً طبیعیه
این هم صابونه؟
.بله، از همون برنده
.اونم پروپلیسه
.پروپلیس
.بله. فقط دو قطره ازش توی لیوان آب بریزید و بخورید
.پس اینطوری باید اینو بخوری
.این روزا خیلیا ازش استفاده میکنن
شما امتحانش نکردین؟
،برای سوزش و التهاب عالیه .آنتیاکسیدان هم هست
.منم میخورم. ازش اینجا داریم
جدی؟ - .آره -
این روغنه؟
.بله روغن گل رزه
روغن گل رز؟ - .بله -
ببینیم چه بویی داره؟
.بفرمایید - .خیلی ممنون -
.برای آروم کردن ذهن و بدن خوبه
میخوای بوش کنی؟
.خوبه
.چون الکل خوردی احتمالاً بوشو متوجه نمیشی
.نه اینطوری نیست، خوب بود
.و اینم چای ماتهست
.بهش میگن نوشیدنی ملی برزیل
،برای رژیم خوبه .ایمنی بدن هم زیاد میکنه
.لطف کردی
.چرا اینهمه خرید کردی؟ گرون به نظر میان گرون نبودن؟
.خیلی به انتخابشون فکر کردی
.نه، واقعاً چیز خاصی نیست
،راست میگه .خیلی با ملاحظه بودی
.ممنونم ازت
.من کسیام که باید تشکر کنم
.اینطوری ناگهانی قبول کردین من رو ببینید
.خیلی ازتون ممنونم
.اینطور نیست. منم دلم برات تنگ شده بود
.اون دقیقاً شبیه وقتیه که بچه بود
جدی؟ - .آره -
چطوری انقدر شبیه اونموقعی؟
.وقتی دیدمت شوکه شدم
جدی میگین؟ - .آره -
.اصلاً تغییر نکردی، همونی
گربه دارین؟
.چقدر خوشگله
.خوشگله نه؟ اسمش اوریه
اوری، خوشت میاد وقتی نازت میکنم؟
.عاشق نوازش شدنه
.نگاهش کن، اونم داره نازش میکنه
خوشت میاد وقتی اینکارو میکنم؟
اسمش اوریه؟
.یکی رو میشناختم که اسم سگش اوری بود
واقعاً؟ - .بله -
،یکی از دوستای قدیمیم .اسم سگش اوری بود
عجب، پس اسم سگ اونم اوری بوده
.بله یه سگ قهوهای بود
خوشگل بود؟
.بله خیلی خونگرم بود
.حیوونها فرشتهان، واقعاً فرشتهان
ولی، الان هم به اون سگ فکر میکنی؟
.البته، اونو یادمه
اولین کسی تو زندگیم بود که .باعث شد یه کار بد انجام بدم
اوری؟
.نه، دوستم - .آها، دوستت -
.بله
چجور کار بدی انجام دادی؟
.سکس
.آها
اون گفت سکس؟
...الان چیز مهمی نیست
،ولی وقتی بهش فکر میکنم .اولین باری بود که فهمیدم احساس گناه چیه
،برای همین یادم مونده .و یه وقتا بهش فکر میکنم
.که اینطور
اسم سگش اوری بود؟
.بله، اسمش اوری بود
«اوری ما، اوری ما» .برای همین اینجوری صداش میکردیم
چرا تو از این استفاده نمیکنی؟ .من از صابون استفاده نمیکنم
.واقعاً؟ من بدون فکر کردن انتخابشون کردم
ازشون استفاده نمیکنی؟ .خوب به نظر میان
.کنجکاو شدم
.وقتی از صابون استفاده میکنم پوستم تحریک میشه
.ازشون استفاده میکنی؟ میتونی داشته باشیشون
.اگه از اینجا بری ازشون استفاده میکنم
.آره خب، بههرحال خونهی توئه
پس گفتی میخوای بازیگر بشی؟
.بله، این کاریه که دلم میخواد انجام بدم
بریم بیرون سیگار بکشیم؟ - .بله -
.من همین الان کشیدم
ولی، چرا دوست داری بازیگر بشی؟ .بریم بیرون صحبت کنیم
سیگار میکشی؟ - .نمیکشم -
.البته قبلاً میکشیدم
.چرا این در باز نمیشه؟ هیچوقت باز نمیشه
.باید اونجا رو فشار بدی
،دو طرفو همزمان نگه دار .بعد به سمت بیرون فشار بده
.همیشه بهت میگم ولی یادت نمیمونه
.الان تونستم
- بیا بریم بیرون. - چشم.
ولی، چرا دلت میخواد بازیگر بشی؟
دلیلی وجود داره که نباید بازیگر بشم؟
.نه منظورم این نبود
.شاعر هونگ ایجو اخیراً میان جوانان محبوب شده است
.با اینحال تنها چیزی که میخواهد یک زندگی راحت و بدون رنج است
اگه اینطوری هرروز رامیون بخورید
پس کی برنج میخورید؟
.البته برنج هم میخورم
.وقتی بیرون میرم همیشه برنج میخورم
.ولی بازم، شما باید غذای سالم بخورید
No comments yet. Be the first to leave one.