Esimesed 200 rida.
...بچهها، خوش گذشت، ولی
ولی وقتشه برم .رژیم پیشروزیم رو شروع کنم
!اون کت ...تو و اَلی قراره امشب چیکار کنید
به یه برنامهی استندآپ سندباد ویژه میرید؟
میخوام برم عینک کوررنگیم رو .از یواِسسی بگیرم
.بخشی از یه مطالعه شدم حالا، این عینک اجازه میده
یه شخصی که کوررنگی داره .رنگها رو ببینه
،اگه جواب ندن .25دلار گیرم میاد
اگه جواب بدن، یکم از مغز استخوانم رو .برمیدارن
فقط امیدوارم اون عینک رو بذاره و متوجه بشه
اون کت سالتاَنپپا .چقدر زشته
یعنی، حداقل اون شلوار ست باهاش رو .دیگه نمیپوشه
،خدای من، بچهها خیلی ممنون
.که امشب من رو از خونه خارج کردین
...وینستون اصرار داره ما
تو خونه بمونید؟ چرا تو خونه بمونید؟
چون ممکنه دنیایی که رنگهایی بیشتر از .قهوهای پررنگ داشته باشه برام عجیب باشه
.قهوهای کمرنگ .قهوهای
،میدونید اَلی امشب لیموناد درست میکنه
.اگه شماها میخواید بیاید خونهی ما
با اینکه ایدهی شاهد بودن تو که لیموناد رو واسه اولین بار
،میبینی هیجانانگیزه .امشب برنامههایی دارم
.اون حرکت اَبروهات رو دیدم
...آره، یعنی قراره برید
!قرار سکسی امشب سکس میکنیم
.بدون اینکه دخترمون بفهمه - .باشه -
بهم بگو، در قلمروی رویداد سکس ،سیسی و اِشمیت
قراره چقدر دور بشید؟
مثلاً، میخواید، از مرزهای ایالتی رد بشید یا... ؟
نه. امشب، درواقع قراره .ساده نگهش داریم
نقشههای به شدت .استادانهای کشیدم
،یه پرستار بچه آوردم ،یه اتاق هتل رزرو کردم
،یه لباس سکس جدید گرفتم دستساز
توسط یه مرد ژاپنی که توی سایت .اِتسیسکس پیداکردم
.خیلی دوست دارم سیسی من رو توش ببینه - چی؟ -
فکرکنم یه لباس سکسی ژاپنی .برام گرفته باشه
.میدونم
مخفی شده تو پشت .کمد پیداش کردم
یه تیم آدم لازمه که باعث بشن .اون رو بپوشم
وینستون یه بار برام لباس فرم .پلیس اسبسوار کانادایی برام خرید
.نه، نگو خریده - ،نمیخوام تشریحش کنم -
.ولی تو چند ثانیه نابودش کرد
خب، جس، تو امشب چیکارهای؟
یادتونه وقتی من و نیک سعی کردیم
اون سگ رو به فرزندخواندگی بگیریم و رد شدیم؟
.خیلی دوستت دارم، هریت
.هیچوقت نمیذارمت پایین
.هیچوقت ولت نمیکنم
.هنوز درک نمیکنم یه سگ رو از کسی گرفتن
چون زیادی دوستش داشته؟
...گفتن علاقهام به هریت در مرز .جنون بود
.متوجهم
خب، دو ساله که توی لیست انتظار ...بودیم، ولی
.همه چیز امشب عوض میشه
.از جس خواستگاری میکنم
.امشب
.خب، دیگه وقتش بود
.یه ماهه داری از این حرف میزنی
.نمیخوام تو هم بگی .بابای جس به قدر کافی میگه
باب امروز نه بار بهم زنگ زد
.که بگه نیمه شب دعای خیرش منقضی میشه
،گفت اگه به ضربالعجل نرسم
.باسنم آبگوشت میشه
.اصطلاحات خیلی عجیبی استفاده میکنه
چرا واسه همچین چیزی میخوای تا لحظهی آخر صبرکنی؟
،چون همه چیز باید بینقص باشه جس برای باقی عمرمون
.به این لحظه فکر میکنه
،نزدیک بود توی پارک ازش خواستگاری کنم
.ولی یه سنجاب حلقهمون رو برد
،نگران نباشید حلقه رو پس گرفتم، ولی بذارید بهتون بگم
.سنجابه دیگه هیچوقت اونکار رو نمیکنه
و بعد توی استادیوم داجر .جلوی دوربین بوسه بودیم
،اونجا میخواستم خواستگاری کنم ولی وقتی رفتیم
،توی اسکوربرد خندهام گرفت
.و مرد کناریم رو بوسیدم
.هرچیزی خندهداره وقتی یه پیرمرد رو وارد داستان کنی
.به جز زمین
،ولی این بار .برنامهی همه چیز رو ریختم
.امشب چیزی جلوم رو نمیگیره
توی همون جایی که اولین قرارمون رو رفتیم .رزرو کردم
بالأخره، قراره خانوم ...خودم بشه
.سگ جدیدم .خیلی هیجانزدهام
و میتونم نیک رو سورپرایز کنم .چون اون خبر نداره
خانوادهمون با چهار پنجهی کوچیک
.گسترش پیدا میکنه - .باشه -
،باید خودت رو کنترل کنی .عزیزدلم
باشه، فکرکنم .درست میگید
مرز باریکی بین علاقه ،و جنون هست
.و باید حواسم بهش باشه
.زودباشید، خانومها ...بزنیم به سلامتی
.نیک و جس. باشه - !آره -
...و سلامتی خودمون که همزمان میریم سر قرار
که احتمالش بالا میره...
.که همه در یکزمان انجامش بدیم
،به سلامتی اون نمیزنم .مرد. بسه
.به نظر من خوبه - ،آره، شبیه یه اورجی بزرگه -
،ولی میدونی .پخش هستیم
.فراموشش کن .حمایتم رو پس میگیرم
illusion متـرجم: امیرعلی
کی گرسنه است؟ .من هستم
آمادهای واسه رزرومون؟ ...ما یه
قضیه چیه، جس؟
.نه، نه، نه
بذار تمرین کنم به طور مناسبی هیجانزده بشم
.برای اطلاعاتی که الان میگم
.قراره سگ بگیریم - واقعاً؟ -
.آره - .دو سال واسه این صبر کردیم -
.میتونه خیلی واسه ما بزرگ باشه - .آره -
میتونه شبی باشه که به یه عضو خانوادهی جدید خوشآمد میگیم
...توی خونهمون. فقط
،نمیخوام خرابش کنم پس باید کمکم کنی
خودم رو کنترل کنم وقتی جودیث ،از محل کمک به حیوانات میرسه
چون باید خونه رو بازدید کنه
.قبل از اینکه امضاش کنه - .خرابش نمیکنی -
یه نقشهی عالی بازی میریزیم
،سر شام، پس بیا الان بریم چون باید
.به رزرو برسیم، همونطور که داشتم میگفتم - .نه. نه -
،رزرو داریم .همونطور که میگفتم
.واسه شام وقت نداریم
.هر لحظه میرسه
،میدونی، آخرین بار .کاملاً واضح گفت
.آره - .ممکنه خیلی طول بکشه -
.عیبی نداره. عیبی نداره .خوبه
.عالیه .رزرومون رو عقب میاندازم
به رستوران میگم امشب .جشن میگیریم
،قبلاً نمیگرفتیم .ولی حالا میگیریم
یه میز بیرونی بگیر تا بتونیم .توله سگ جدیدمون رو ببریم
.نقشه این نیست - ...بگو، جا باز کنن. باید -
...سگ - ...یه سگ بیاریم، یه تخت سگ، یه کاسهی آب -
.صحبت خوبی بود - .چندتا اسباب بازی، چندتا جویدنی -
.برات یه وسایلی گرفتم
...خدای من، لازم نبود
این رو میبینی؟
.پازل، یه کتاب از متروی نقاشی
آبنبات؟
.صبرکن ببینم
عزیزم، آبنبات رنگهای متفاوت داره؟
.سعی داشتم همین رو بهت بگم
.همه چیز رنگهای مختلف داره
خب، اونطرف .میبینمت
.خدای من
.عزیزم
هیچکس بهم نگفته بود !میوه رنگهای مختلف داره
.فکر میکردم بدونی - !دربارهی میوه خبر نداشتم، عزیزم -
.حالا میدونی
.این، بنفشه - .درسته -
دارم به بنفش دست میزنم؟ - .آره -
.دارم به بنفش دست میزنم - .گریه نکن -
.نه، گریه نکن، عزیزم
جورابهام آبی هستن؟ - .آبی -
.جورابهات آبی هستن - !خیلی از آبی متنفرم -
.آروم باش، عزیزم. باشه. باشه - ...باز هم آبی! اون رو -
.فقط آروم باش - میخوای برات یه چیز قهوهای پیداکنم
که نگاه کنی؟ اینطوری آروم میشی؟
...فکرکنم فقط به .باید آروم باشم
.من پیشت هستم چطوره بریم روی مبل بشینیم؟
عزیزم، اون مبل چه رنگی قراره باشه؟
.داستان درست نکن
.پس این مکعب روبیک رو حل نکرده بودم
...هرچی خواستی بردار .بدون دلیل
،شاید با خودت فکر کنی
.کلی پنیر گرون دارن"
".متوجه نمیشن .میشیم
.باشه، خب، روث خوابه
.اون صورت کوچولوش .هر روز بیشتر دوستش دارم
.و، تو رو ببین
به دم و دستگاه خبر بده .آماده باشن
.دم و دستگاهم خبر دارن قضیه چیه
.هی، خبرهای خیلی هیجانانگیز دارم
.دارم تخمکگذاری میکنم !وقت یه بچهی دیگه است
!بیا بریم هتل
.خیلی شرمندهایم که قرارتون رو خراب کردیم
.رزرو هتلمون خراب شد
شوخیت گرفته؟ یعنی، خیلی هیجانزدهام
.که شما بچهها واسه روز بزرگم اومدین
.یه جورایی میگم کاش زودتر میاومدین
.در مورد صورتی خیلی نق میزد
.نه، نمیزدم ،گیج شده بودم
،چون خیلی میخواد قرمز باشه ،و من میگم
".تو قرمز نیستی. بس کن دیگه" میدونی چی میگم؟
.خب، قراره خوش بگذره
.واسه یه مدت کوتاه - یا یه مدت طولانی. کی میدونه؟ -
،جودیث هر لحظه میرسه
.و میخوام امتحانم کنی
،توی اینترنت سگ بانمک رو جستجو کردم
،و چندتا عکس چاپ کردم
پس فقط میخوام یه سگ بانمک رو بهم نشون بدی
.تا یه چیز حال به هم زن دربارهاش پیداکنم
.میتونم انجامش بدم
...خیلی ریزه میزه است
.که توی کاسهی غذاش جا میشه
.و آویزون میشه
.قل میخوره
.همهی غذاش رو میریزه بیرون
،که خیلی بده چون خیلی آدم گرسنه
.توی دنیا هست
.سگ بعدی - .حالا شد یه چیزی. خوبه -
،میدونم من از چی متنفرم .ولی مطمئن نیستم تو قراره از چیش بدت بیاد
.خدای من
.میخوام از این سگ کوچولو خوشم بیاد
No comments yet. Be the first to leave one.