Esimesed 200 rida.
خب، دادم استیو یه جدول ردیف کنه
و همونطور که میبینید، این کمطرفدارترین پیشغذای ماست
خب، دیگه خداحافظ میگوی تازه تنسی
تو که اصلاً کسی رو خر نمیکردی
میخوام به اِمِت بگم یه چیز جدید ابداع کنه
که جایگزینش کنه، شاید یه چیزی که گیاهی باشه
یا شاید یه چیزی که وقتی خوک بوده، گیاه میخورده
ها ها. باشه
عالیه ایزابلا. بیا همین کارو بکنیم
اوه، خب حالا فقط باید
یه پروژه دیگه پیدا کنی که استیو رو سرگرم نگه داری
اوم-هوم. چرا؟
چون الان وقتِ خلوتیشه
و اگه کار دیگهای نداشته باشه
با تلاشش برای کمک کردن، همه رو دیوونه میکنه
اوم-هوم. آره
فکر کردم شاید برات جالب باشه یکی
دنبالت راه بیفته و فوتوفن کارت رو یاد بگیره برای وقتی که
میدونی دیگه، غزل خداحافظی رو خوندی
اگه همینطوری ادامه بدی، کاری میکنم اول خودت بری اون دنیا
بمون
اون دیگه مشکل توئه
اِمِت تو قیافه است
استیو، قبلاً دربارهش حرف زدیم
اگه کار حسابداری نداری
لازم نیست بیای اینجا. - ولی خودم میخوام بیام
تراپیستم گفته باید از این زمان استفاده کنم
تا از حاشیه امنم بیام بیرون
آره، ولی داری بقیه رو هم از حاشیه امنشون میندازی بیرون
آره، فکر کنم منظورش از بیرون اومدن از حاشیه امن
بیشتر این بوده که بری بیرون، تو فضای باز
تراپیستم میگه نباید به حرفِ
آدمایی که ادا درمیارن تراپیستن گوش بدم
اون دیگه مشکل توئه
شاید بهتره به فکر یه سرگرمی یا یه چیزی باشی
اوه، باید بری کلاسِ تلهپاتی
من خودم تو فکرخوانی نیمهحرفهایام
واقعاً؟ آره
نگاه کن. اوم-هوم. خب
خیلی خب
بابی، یه عدد انتخاب کن
بین یک تا صد
نه. ها ها
خب، استیو، تو هم حرف نزن
چون دقیقاً میدونم داری به چی فکر میکنی
پففف
و میدونی کی باور نمیکرد من حس ششم دارم؟
تو که فیلم دوست داری
چرا نمیری سینما فیلم ببینی؟
ترجیحاً یکی که سه، چهار یا پنج ساعت طول بکشه
نه بابا، همهشون یا ابرقهرمانیان
یا از این ستارههای تیکتاک و دنبالههای فیلمهای قبلی
تازه، شکلاتهای "ریزِز" هم نُه دلاره
این یکی چطوره؟ اوه
"کسبوکار محلی به دنبال بازیگر برای آگهی بازرگانی"
بازیگری؟ چرا که نه؟
همیشه میگفتی برای عروسکهات تئاتر تکنفره اجرا میکردی
برای حیوونای پولیشیت
اوه، چه بامزه
قشنگ میتونم استیوی هشت ساله رو تصور کنم
که داره واسه خرسهای تدیش بازی میکنه
"هشت" ساله؟ آره، همین حدودا بود
خب، تبلیغِ چه بیزنسیه؟
آها، نگو نگو، بذار حدس بزنم
اوممم
یه ربطی به آبنبات داره
"دنیای تشک مل"
و حروف اولش چیه؟
م و م
و م
این عالیه واسه تو
فکر میکنی؟ مطمئنم
آخه یه جوری هستی که انگار ازت دراما میباره
آخه چه ضرری داره بری یه سری بزنی؟
باشه، قانعم کردی
حتماً میخوام
بهش فکر کنم
نه اینجا
میرم اونطرف بهش فکر میکنم
هی، گبی
عقلِ کلِ این سیستم
ازم میخواد یه پیشغذای جدید ابداع کنم
اولاً که از این لقب بدم نمیآد
فقط فکر میکنم یه پیشغذای جدید تغییرِ خوبی باشه
برای مشتریهای ثابت
میخوای چیزی رو تغییر بدی؟
مشتریها رو تغییر بده
در هر صورت، فقط خواستم بگم
بعد از اینکه کارم باهاش تموم شد
باید چندتا منوی پیشغذای جدید چاپ کنیم
اوم-هوم. باشه
واو، یه لحظه صبر کن. نباید اول من تستش کنم؟
آخه ایده من بود
تستش کنی؟
اوه، نه، منظورش تست کردن نبود
منظورش این بود که مثل همیشه براش دست بزنیم
مگه نه؟ ها؟
زود باش
نه، واقعاً منظورم تست کردن بود
باشه، هرچی تو بگی
فازت چیه خانم؟
تو از اون آدمای عشقِ آدرنالینی
که دوست دارن با دُمِ شیر بازی کنن؟
مشکل چیه؟ "مشکل چیه؟"
شنیدی چطوری گفت "هرچی تو بگی"؟
اون مردیه که به آشپزی خودش خیلی افتخار میکنه
میدونم، واسه همین هم لایقِ نظرِ صادقانه منه
فکر نکنم بدونی غرور یعنی چی
تا جایی که اِمِت رو میشناسم، اون از تعریفی خوشش میآد
که واقعاً حقش باشه
شاید واقعاً عقلِ کلِ این سیستم منم
پس ایزابلا میخواد مزه پیشغذای
جدید اِمِت رو تست کنه؟ آره
ما اینجا از این کارا میکنیم؟
عمراً
ای داد بیداد
زیپِ شلوارت بازه
بازه
میدونی چرا قبلِ اومدن در زدم
به جای اینکه همینطوری سرم رو بندازم پایین بیام تو؟
از روی ادب؟
مسخره نشو
میخواستم مثل یه
بازیگرِ واقعی وارد صحنه بشم
رفتی؟
رفتم. اوه، تبریک میگم
کی شروع میکنی؟
چقدر قراره نباشی
مثلاً چهار، پنج یا شش هفته؟
هنوز نقش رو نگرفتم
اوه، خب، فقط میتونیم امیدوار باشیم
خب برای چه نقشی تست دادی؟
اوه، قراره خریدارِ تشک باشی؟
تشکفروش؟
یا خودِ تشکی؟
مشتری شماره دوئه
اون یه آدمِ بیخواب از دهه ۲۰ پُرهیاهوئه
که در زمان سفر میکنه
تا بهترین خوابِ شبونه رو پیدا کنه
صدات یه چیزی بینِ دراکولا
و کاترین هپبورن شده
ازم خواستن ویدیوی تست بفرستم
بهتره شروع کنیم. "ما"؟
آره دیگه، معلومه. به یه نقشِ مقابل نیاز دارم
اوه، خب استیو، خیلی دلم میخواست کمک کنم
ولی کلی کار دارم
فاکتورها و انبارگردانی مونده
اوه، قول میدم زیاد طول نکشه
خواهش میکنم بابی، به این احتیاج دارم
کلِ دلخوشیم همینه
آمادهای بابی؟ باید تمام تلاشت رو بکنی
دارم سعی میکنم، ولی ساعتهاست داریم این کارو میکنیم
نمیفهمم اون دوازده تا برداشتِ قبلی چه مشکلی داشت
تو اصلاً باهام راه نمیآی
یادت باشه، به عنوان فروشنده باید کمکحال باشی
ولی در عین حال از لباسهای قدیمیِ من تعجب کنی
استیو، کلِ هدفِ این کار این بود که
از حاشیه امنت بیای بیرون
من تو همون حاشیه امنِ خودم حالم خوب بود
فقط تا وقتی که نقش رو بگیرم ادامه داره
بعدش دیگه سرِ صحنه فیلمبرداریام
"سرِ صحنه"! عاشقِ این اصطلاحات هالیوودیام
خب
دیالوگِ شروع رو بگو
و... حرکت
سلام، روز خوش
دنبال چیز خاصی میگردین؟
بله، در واقع من
کات
این نبود. این اصلاً اونی نبود که میخواستم
و... حرکت
سلام... نه
درست نیست، درست نیست
و
نه
نزنِش. نزنِش
نزنِش. نزنِش
خب، ایزابلا
اینم از پیشغذای جدیدت
ورژنِ من از "تخمِ آرمادیلو"
اوه، واو، عالی به نظر میرسن
یعنی احتمالاً حتی لازم نیست تستشون کنی
تا بفهمی چقدر خوشمزهان
میدونی چیه؟
بیا همین الان بریم اون منوی جدید رو چاپ کنیم
قطعاً ظاهرش که فوقالعادهست
ولی مردم که با چشماشون غذا نمیخورن
با دهنشون میخورن
ولی خب، دهنشون مسته، پس
بفرما. امتحان کن
نگاش کن، ها؟
داره کیف میکنه
برید یه اتاق بگیرید
آه، یه شاهکارِ دیگه، اِمِت
خب؟
قطعاً خیلی مخلفات داره
اوم-هوم
ولی یه ذره
عالیه؟ زیادی خوبه؟
اونقدر خوشمزهست که زبونت بند اومده؟
No comments yet. Be the first to leave one.