Bosch: Legacy

Bosch: Legacy

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Bosch: Legacy
Kommenteerib mont
Bosch Legacy S01E10 MontMovie

Sildid

webdl
Avaldatud: 2024-05-05
Allalaadimised: 49
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫آنچه در "باش : میراث" گذشت...

‫اسلحه! اسلحه! اسلحه!

‫خب پس، از سمتی که دید داشتی، ‫تفنگی ندیدی؟

‫درسته

‫شرکت حقوقی "رز و شرکا" ‫نماینده خوانواده "دیویس"

‫در اتهام قتل غیر عمد، ‫علیه پلیس لس‌آنجلس خواهد بود

‫در همه حال دنبال اسم و رسمی!

‫میشه همدیگه رو ببینیم؟

‫و درمورد صدایی که خانم "دیویس" ‫رو مجبور به ضبطش کردی، صحبت کنیم؟

‫هنوز تفنگش رو داره؟

‫آره، توی صندوق عقب ماشینـه

‫آخرین ارزیابی دکتر خوبــه از نسخه‌ها

‫کی بیشترین نسخه واسه ‫مُسکن‌های مُخدردار نوشته؟

‫با اختلاف زیاد، دکتر "شیپمن"

‫اینکه چی میشه اگه یکی از دکتراش ‫زیادی نسخه تجویز کنه

‫نوشتن نسخه واسه بیمارهایی ‫که وجود خارجی ندارن

‫با دکتر "باسو" تماس گرفتم تا پیگیری کنه. ‫اون باهام تماس نگرفت

‫بعدش فهمیدم که کشته شده

‫ما فقط داریم محله رو بررسی میکنیم

‫یه سری تجاوز توی روز روشن اتفاق افتاده

‫ممکنه به گوشتون رسیده باشه

‫نه نشنیدم

‫شما اغلب توی اون محله هستین؟ آقای...

‫"داکوایر". "کورت داکوایر"

‫مشتری من، پدر تنیِ "دامنیک سانتانلو" بود

‫پدربزرگ تو

‫لازمه بدونی که اموالش به ورثه‌اش میرسه

‫به تو و پسرت

‫اگه آزمایش دی ان ای، اصل و نسب ‫رو تایید کنه، که میکنه

‫ما یه تطابق پیدا کردیم

‫الان تمام کاری که باید بکنیم، ‫اینه که زنده نگهشون داریم

‫من ورثه‌ها رو اعلام میکنم

‫به "ویبیانا" اطلاع میدم که مراقبشی

‫خائن کثیف

‫من بهش رسیدگی میکنم

‫آقای "اسلون" تماس گرفت تا بیاد بالا، ‫یه بررسی امنیتی انجام بده

‫خیلی‌خب، احتمالاً فقط...

‫امشب یه بار اینکارو کرده، "هری"

‫بسیار خوب، شما باید از اونجا برید

‫_جریان چیه؟ ‫_فقط باهام بیا

‫از راه پله‌ها برید. از اونجا برید بیرون

‫من تو راهم، پیداتون میکنم

‫_"هری"! ‫_خیلی‌خب!

‫برو ،سریع!

‫سریع

‫هیس ،هیس، هیس

‫بریم. بجنب، برو. یالا

‫برو، برو، برو

‫محکم بشینید

‫شما خوبین؟

‫_آره ‫_آره

‫مترجم : ‫سمیرا / sam_safa5@

‫عالیجناب، گروه ویژه داره از خلاً قانونی‌ای ‫در قوانین اسناد عمومی سواستفاده میکنه

‫که بهشون اجازه میده بتونن تا زمانی که ‫تحقیقات در حال انجام شدن هست،

‫از انتشار ویدئوهای لباس پلیس امتناع کنن

‫همچین چیزی با قانون مغایرت داره

‫عالیجناب، بررسیِ کاملِ پرونده زمان میبره

‫پلیس هم برای تکمیل کردن تحقیقاتش، ‫به این زمان نیاز داره

‫نیاز مردم واسه دونستن حقیقت

‫بیشتر و مهم تر از احتیاجات پلیسـه

‫جناب قاضی، من فقط چیزی رو ‫میخوام که مستحقش هستیم

‫عالیجناب، این غیرقابل قبولـه

‫وکیل دوباره داره جلب توجه میکنه

‫آقای "کِنسلِر"، نور خورشید ‫بهترین ضدعفونی کنندست

‫انتظار دارم که شهر فوراً اقدام کنه ‫و فیلم‌های درخواستی رو منتشر کنه

‫اگه اینکارو نکنه، مجبور به افشاگری میشم

‫چشم عالیجناب

‫قبلاً واسه ناهار یه استراحت ‫درست و حسابی میکردیم

‫میتونستی تو یه رستوران درست و حسابی ‫بشینی و ناهار بخوری

‫اینو ملکه "پیراشکی‌های ترِژو" داره میگه

‫پیراشکی حساب نمیشه

‫پلیس‌ها یه آنزیمی دارن که ‫کالری رو صفر میکنه

‫نکته اینه که تا پنج سال دیگه

‫سازمان پر از یه مشت آدم خیکی و چاق میشه

‫بخاطر این همه آشغالی که داریم میخوریم

‫به نظر من که همین الانم ‫خیلی‌هاشون خپل و چاقن

‫حرف دهنتو بفهم، تازه‌کار

‫هی، اون یارو رو دیدی؟

‫که داشت از کامیون شهری پیاده میشد؟

‫گمونم همون بازرسیـه که در مورد ‫"اسکرین کاتر" باهاش حرف زدم

‫آقای "داکوایر"

‫بله؟

‫یه لحظه وقت دارین؟

‫حتماً

‫حواست به نوبتش باشه

‫فکر کردم ممکنه خودتون باشین. ‫من افسر "باش" هستم

‫در مورد تحقیقات "اسکرین کاتر" ‫پشت تلفن با هم صحبت کرده بودیم

‫درسته. تحقیقات چطور پیش میره؟

‫هنوز داریم دنبالش میگردیم

‫من فقط... خواستم تشکر کنم ‫و، راستش، بگم هوشیار باشین

‫_باشه ‫_اگه متوجه چیزی شدین، باهام تماس بگیرین

‫حتماً اینکارو میکنم، افسر

‫_ممنونم ‫_خواهش میکنم

‫_از ناهارتون لذت ببرید ‫_ممنون

‫ببخشید. ممنون

‫"باش"

‫استاد

‫هر چی بود، صدای آزار دهنده‌ای داشت

‫"کاماسی واشنگتن"، جاز مدرن محلی

‫باید صداش بلند باشه

‫چی باعث شده بیای اینطرفا؟

‫باید اینو یه بررسی کنی

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫تمام فیلم‌های دسته بندی شده ‫از تیراندازی گروه ویژه

‫همین الان "چندلر" فرستاد

‫اون دخترمـه. نمیخوام هیچ نقشی ‫تو این قضیه داشته باشه

‫رفیق، با "چندلر" حرف بزن

‫قطعاً این کارو میکنم. ‫ولی الان دارم با تو صحبت میکنم

‫خب، پرونده انضباطیش هست رفیق

‫و به هر حال، پیامدهایی واسش خواهد داشت

‫من روت حساب باز کرده بودم که ‫نودل ژاپنی هورت بکشم

‫برام مهم نیست که چقدر بهت پول میده، ‫میخوام این قسمت رو برش بدی و ازش بگذری، باشه؟

‫خب این چیـه؟

‫یه نفر سعی کرد مشتریم و پسرش رو به قتل برسونه

‫اون یارو که گذاشتم تا ‫هواشون رو داشته باشه، گمشده

‫این لینک دوربین‌های ویدئویی ‫توی استدیو هنری اونـه

‫از اونجا شروع کن. میخوام ببینم با چی طرفیم

‫حدوداً توی چه بازه زمانی‌ای بگردیم؟

‫اون ساعت 10 شب باهام تماس گرفت. ‫اونا از قبلش توی ساختمون بودن

‫انگار "اونا" یه نفر بیشتر نبودن. زنـه

‫وای، این یکی شوخی نداره

‫برگردون عقب. صورتش رو نشونم بده

‫صدا خفه‌کن، مگه این غیرقانونی نیست؟

‫صدا خفه‌کن، هنوز غیرقانونیـه

‫یه کپی ازش رو برام بفرست

‫به روی چشم

‫ببین میتونی دوربین دیگه‌ای توی ساختمون ‫یا اونطرفا پیدا کنی

‫هر چی میتونی ازش پیدا کن

‫مشتریات، جاشون امنـه؟

‫در حال حاضر آره. مخفیشون کردم

‫تو که نمیخوای با این یکی در بیفتی، میخوای؟

‫راستی، با ویدئو دکتر "شیپمن" چکار کنم؟

‫بخاطر تجویز بی رویه دارو، ‫ازش مدرک جرم داریم

‫خب، ما واسه قتل دکتر "باسو" ‫ازش مدرک جرم لازم داریم

‫تا بعد

‫اینو ببین

‫نمیتونم بخونمش. خیلی کوچیکـه

‫احضاریه دادگاهـه

‫اولین بارمـه که میخوام شهادت بدم

‫سر اون قضیه تعقیب و گریز با "اُنیل"

‫تازه‌کار، چند وقت دیگه ‫حتی دلت نمیخواد ایمیل‌ها رو باز کنی

‫تنها کاری که باید بکنی اینه که لباس فرم‌ات ‫رو بپوشی، کراوات و یقه‌ات رو محکم ببندی

‫حرفه‌ای باشی

‫و اجازه ندی که وکیل مدافع به دام بندازتت

‫اوه، گندش بزنه. روز تعطیلیمـه

‫پولی هم بابتش میگیرم؟

‫این دیگه سوال نداره

‫واحد هالیوود و 6 آدام 79

‫شلیک با اسلحه، به تازگی توی ‫"آدمور" شمالی 626 اتفاق افتاده

‫پنج تا ده گلوله از داخل یه ‫منزل مسکونی شلیک شده

‫6 ای 79، کد سه رو اعمال کنین

‫ماییم. قبولش میکنیم

‫6 ای 79، جواب هالیوود رو بهمون اطلاع بده

‫باید این قضیه رو پیش ببریم

‫من که نمیتونم تا ابد "ویبیانا" ‫و پسرش رو مخفی نگه دارم

‫خب، من هنوز دارم روی ‫دادخواست انحصار وراثت کار میکنم

‫به محض اینکه آماده شد، میذاریمش روی ‫پرونده و علنیش میکنیم

‫واقعاً؟ داری روش کار میکنی؟

‫چون طبق چیزایی که به گوشم میرسه

‫کارکردن روی پرونده گروه ویژه، ‫برات مهم تره

‫"هری"، بهت اطمینان میدم ‫که از این خبرا نیست

‫گوش کن، نمیخوام پای "مدی" رو ‫به این کصافت‌کاری باز کنی

‫قبلاً در این مورد باهاش صحبت کردم

‫اون اصلاً شلیک نکرده، چیزی ندیده

‫از چیزی هم خبر نداره

‫موضوع چیزی که خودش دیده نیست، ‫چیزیـه که دوربینش دیده

‫مثل قضیه "جورج فلوید" و بقیه، ‫به مستندات ویدئویی ختم میشه

‫برام مهم نیست به چی ختم میشه

‫اگه پای اونو به این قضیه بکشونی، ‫منو تو هم کارمون با هم تموم میشه

‫از حرفام پیروی کن

‫پلیس لس آنجلس، پلیس لس آنجلس، ‫دارم میام داخل

‫برو

‫برو سمت پله‌ها

‫یه نفر اینجا تیر خورده

‫6 ای 79 درخواست امداد نجات ‫توی موقعیتمون رو دارم

‫واسه یه مرد اسپانیای تبار، تقریباً 25 سالـه

‫با زخم‌های متعددِ گلوله

‫قربانی هوشیاره و نفس میکشه. ‫ببین اسلحه داره؟

‫6 ای 79، دریافت شد. درخواست امداد نجات ‫به محل شما رو فرستادیم

‫باشه

‫داره جون میکَنه

‫_خیلی‌خب ‫_آقا

‫میخوای بهم بگی که کی اینکارو باهات کرده؟

‫هی، هی، هی، هی، ‫فقط نفس بکش

‫فقط نفس بکش، چیزی نیست. نفس بکش

‫هی، گوش کن. کمک تو راهـه. باشه؟ ‫کمک تو راهـه

‫خیلی‌خب، من هواتو دارم. فقط صبر کن. ‫باهام بمون. چیزی نیست

‫داری چه غلطی میکنی؟

‫اون مُرده

‫هیچکس نباید تنها بمیره

‫اینجا الان صحنه قتلـه

‫باید برگردیم و با کارآگاه‌ها در تماس باشیم

‫دو تا جایگاه عالی واسه بازی گرفتم

‫واسم خیلی گرون تموم شد، ‫ولی کاملاً ارزشش رو داره

‫من بهتون میگم

‫"گوستافسون"، باید باهات حرف بزنم

‫خودمو میرسونم

‫"باش"، از دیدن صورتت خسته شدم دیگه

‫منم از اینکه وظیفه تو رو انجام میدم، خسته شدم

‫این چیـه؟

More Farsi Persian subtitles for Bosch: Legacy

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left