Esimesed 187 rida.
ارائــهای از مـرتضـی نـمــا
«موشهای آزمایشگاهی»
دوستان عزیز
"بفرما "ایزلین - ممنون -
بالاخره
بعد از ده سال روز موعود رسید
"ما از رقیب بزرگمون "مولر نوا پیشی گرفتیم
ما الان بزرگترین شرکت دارویی دنیاییم
یه داروی ضدافسردگی ساختیم که واقعا جواب میده
بدون هیچ عوارض جانبی
!خب تقریبا بدون عوارض
این علت جشن گرفتن و دورهمی ماست
چون شماها از همه برام عزیزترید
شماها مث خانوادمید
پس دخترا؛ "اودا"، "مارگرت"، ممنون ازتون که همیشه از ما پسرا مراقبت کردید
تشکر از پسرهای تو آزمایشگاه - سلامتی -
فیلیپ" سخت کوش و باهوش و" "تشکر ویژه از "عبدی
انیشتن جوان
که درست به موقع اومد و پازل نهایی رو حل کرد
بدون تو، "فیلیپ" هنوز توی آزمایشگاه ول معطل بود
و تشکر از تو "ایزلین"، که با همسر معتاد به کارت راه اومدی
من باید ازت تشکر کنم
حالا وقتشه که بنوشیم
...حالا وقت لذت بردنمونه
وقت بالیدن کامل به خودمونه !چونکه ما لیاقتشو داریم
آره. و بعدش یه آهو میزنیم بر بدن
به سلامتی - به سلامتی -
به سلامتی - به سلامتی -
آرتور میلر" بیچاره" حرومزاده آلمانی
بهش گفتم که بازار رو تا دسامبر دستمون میگیریم
فکر کردم که خیلی عصبانی بشه
من عاشق اون لحظهام که
...داری یکیو میبینی
...درست توی جایگاه دوم
!وقتی میفهمه که کارش ساخته شده
"اودا"
بزار یکم از خرد و حکمت همکاران نصیحتت کنم
"سه فرمان ادموند"- دقیقا -
همیشه باهوشترین فرد توی اتاق باش
باشه؟ دو؛ هیچوقت به کس دیگهای جز خودت اعتماد نکن
...و شماره سه؛ همیشه مطمئن شو که
دستمال جیبی با کراواتت ست باشن
نه. نه. بهتره یادمون نره که باهوش واقعی توی اتاق کیه
...به سلامتی
"عبدی"
دیگه تمومش کنید. کافیه - نه -
آدمای باهوش زیادی تو عمرم دیدم
اما هیچکسی حتی به گرد پات نمیرسه
به سلامتی - به سلامتی -
..."اما "ادموند - بله؟ -
میشه... ببینیمش؟
مارگرت" البته که میتونی ببینیدش"
راستشو بخاید فکر کردم که این سوال نمیخاید بپرسید
نه - نه -
خیله خب بسه دیگع
اع منظورتون نمونه اولیه بود؟ - آره -
البته که میتونید ببینید
میخاید برم و بیارمش؟ - آره -
میخاید؟ همه میخان ببینن؟
آره - باشه باشه -
نیست - چی؟ -
نمونه اولیه. توی گاوصندوق گذاشتمش !ساعت 5 و الان نیست
...چطور - !بیل" تمرکز کن" -
از اون موقع کی اومده و رفته؟ - هیچکس. فقط مهمونهاتون -
لعنتی. حتما یکی رمزشو پیدا کرده
...و قبل از شام
حتما یواشکی اومدن توی اتاق کارم
باید کاری یکی از مهموناتون باشه - !آره. یکی از کسایی که داره آهوی من رو میخوره -
خیلی خوشمزهست
باید منتظر دسر بمونیم
!نمونه اولیه نیستش
داره شوخی میکنه
داره شوخی میکنه
فکر نکنم که شوخی کنه
قبل اینکه شما بیاید گذاشتمش توی گاوصندوق
بیل" تایید میکنه که از اون موقع کسی" !وارد ساختمون نشده. هیشکی
جز شما پنج نفر
پس حتما یکی تون رمز گاوصندوق رو میدونسته
این درست نیست - باید توضیح دیگهای هم باشه -
مطمئنی که توی گاوصندوق گذاشتیش؟
بیل" تو باید بگردیشون. پس اینکارو بکن"
شرمنده ولی تا وقتی ته توی این قضیه رو درنیاوردیم، کسی نمیتونه بره
مارگرت" میتونی وایستی، لطفا؟"
آره البته
"نوبت توئه "فیلیپ
بگرد، دوست قدیمی
...اما اگه جات بودم، تمرکزم روی
چیه؟ داری چی میگی؟
...من چیزیو ندزدیدم، کثافت - خوبه -
پس مشکلی نداره یه نگاهی بندازیم "عبدی". درسته؟
ادامه بده "بیل". عجله نکن
ادموند" من هیچ دخلی به این قضیه ندارم"
توی این چند ماه هر روز همدیگه رو دیدیم
...آره میدونم اما بازم
باشه بیا تمومش کن پس نوبت منه
...میدونی چیه "ادموند"، این - لازمه -
"ادموند"
ادموند"؟"
چیه؟ - ...من انجام میدم -
لطفا
حتما توی یکی از اتاقهاشون قایم کردن
باید همه جا رو بگردیم
یکی از شماها فکر میکنه که از من باهوشتره
خب اون کیه؟ کی فکر میکنه باهوشتره؟
هان؟
کیا فکر میکنن خیلی باهوشن؟
لباساتون رو درآرید
...نه دیگه این - همهتون. همین حالا -
دارن میخندند
تا لباس زیر هرچی دارید درآرید
خب اگه لزومش اینه، باشه
داری زیاده روی میکنی
من جلوی... اینکارو نمیکنم
چیزی برای پنهون کردن داری؟ - نه -
خوبه پس لخت شو
"ادموند"
تا ده بشمار و یه نفس عمیق بکش
متاسفم. چاره دیگهای نداریم
ادموند"؟"
الان، من به کسی اعتماد ندارم
نه. داری چیکار میکنی؟ - آروم باش حالا -
باید اینکارو بکنم
ادموند"، من عاشقتم" هیچوقت ازت دزدی نمیکنم
خودت که میدونی. درسته؟ - چاره دیگهای ندارم -
"شورشو درآوردی دیگه "ادموند
...باید - میشه آروم باشی؟ فقط... آروم -
هیچی
..."ادموند"
لطفا من باید برم خونه
سگم رو به حال خودش ول کردم
باید تو قسمت خصوصی باشه
با یه فلزیاب دنبالش میگردم فایدهش از همه چی بیشتره
ادموند" بیخیال. بسه دیگه"
ادموند" این دیونگیه"
میفهمی دیگه آره؟ دیونگی کامل
همه برید پائین توی آزمایشگاه. حالا
زودباشید مسخره بازی درنیارید برید توی آسانسور
باید برم خونه پیش سگم - میشه خفه شی از سگت نگی؟ -
میشه حداقل لباسامون رو پس بدی؟
...جدا - زودی تموم میشه -
فقط برای باقی عمرتون !اینجا نگهتون میدارم
یا مگه اینکه یکی از داخل در رو باز کنه
شما فقط باید رمز جدید رو بزنید
هشت تا عدد - که چی باشن؟ -
قسمت باحالش همینجاست. همون رمز اتاق کار منه
...میدونم
من میدونم که یکی از شماها اون رمز رو میدونه
چی خندهداره؟ - هیچی -
فقط تحت تاثیر قرار گرفتم
راه حل خیلی خلاقانهای حداقل تو این مورد باید بهش تبریک گفت
خلاقانه؟ خیلی جدیه میدونی که
نگران نباشید
فیلیپ" فقط هر وقت که استرس بهش وارد" میشه یه تیک عصبی کوچیکی داره
تیک کوچیک؟
چرا مضطرب شدی؟
چیزی برای اعتراف داری؟
گوش کنید... باید ته این قضیه رو درآریم
یکی از شماها از شرکت دزدی کرده
!باید بفهمیم کیه
اما جدا از شوخی... مشخصه که اون خانم فرفریه
چی؟ نه
میدونم کی هستی. همه میدونند - کیام؟ -
تو با "ادموند" رابطه داری. بلانسبت چشم دارما
قیافهت معصومه اما میدونم - من با "ادموند" نخابیدم -
و هیچوقت نمونهای هم ندزدیدم حتی نمیدونم چه شکلیه
...و در هر حال
تو که انقد قانع شدی که شوهرت داره بهت خیانت میکنه
!خب این خودش یه انگیزه برای دزدیه
نکته خوبیه - خب چیشد حالا باید به حرفای دافی کصخله گوش بدیم؟ -
بیخیال. دستیار خصوصی "ادموند"؟
هان؟
انگار که داری خودت رو توصیف میکنی !عتیقه خانم
...جنده
میشه فقط اون در رو باز کنی؟ ما رو از اینجا خلاص کنی
!کار من نبود
میشه هردوتون آروم باشید؟
باید اینو حل کنیم
حتما قبل از خوردن این اتفاق افتاده
درسته؟
خب، کسی چیز مشکوکی ندیده؟ - آره. اون یواشکی به دفتر "ادموند" رفت -
خفه شو! تو که همچین چیزی ندیدی
نمیتونم دیگه تحمل کنم - مشکلی نیست -
بهتره بهتون یادآوری کنم که اینجا من تنها کسیم که سهام "آلفا ویتا" رو داره
من هیچ علاقهای به خرابکاری توی شرکت ندارم
تو چطور؟ - من چی؟ -
انیشتن کوچک که رمزی رو کرک کرده که "ادموند" رو پولدار میکنه
اون شریکت کرد، قولی بهت داد؟
No comments yet. Be the first to leave one.